en
Feedback
ملانصرالدین

ملانصرالدین

Open in Telegram

ملانصرالدین،کانالی است هنری و به خصوص سینمایی که به نقد و تحلیل امور سینما و هنر می پردازد.هیچ غرضی هم با کسی یا جایی ندارد.

Show more
398
Subscribers
+124 hours
+37 days
+430 days
Posts Archive
فقط در تلویزیون ایران اتفاق می افتد! ملانصرالدین:ساعت دو بامداد(چهارشنبه) شبکه نمایش صداوسیما فیلمی پخش می کرد به نام «هتل پر
فقط در تلویزیون ایران اتفاق می افتد! ملانصرالدین:ساعت دو بامداد(چهارشنبه) شبکه نمایش صداوسیما فیلمی پخش می کرد به نام «هتل پردردسر» که در ژانر کودک ساخته شده و کپی بسیار ضعیفی از فیلم موفق«تنها در خانه» بود. بدون هیچ شک و شبهه ای این فیلم مناسب کودکان و نوجوانان است،نه هر سن و سالی.بنابراین پخش و تکرار آن باید در ساعاتی صورت بگیرد که طبق عرف جهانی کنداکتور این گروه سنی است،نه نیمه شب و بامداد! این اولین بار نیست که این اتفاق می افتد،اتفاقی که تنها در تلویزیون ایران رخ داده و می دهد!آیا واقعا سردمداران صداوسیما،به خصوص مدیران شبکه با استانداردهای جهانی آشنا نیستند یا عمدا می خواهند استانداردها را زیر پا بگذارند؟! جالب است که خودشان در برنامه های مختلف،از جمله مربوط به روانشناسی کودک،مدام تکرار می کنند که کودکان نباید تا دیروقت بیدار بمانند و حرف هایی از این دست.اگر سردمداران تلویزیون این حرف ها را باور ندارند،چرا آنها را پخش می کنند؟!

بازدید همیشگی مسوولان فراجناحی از رسانه های جناحی! ایسنا:وزیر ارشاد روز چهارشنبه به مناسب هفته دولت با حضور در ایسنا از بخش‌ه
بازدید همیشگی مسوولان فراجناحی از رسانه های جناحی! ایسنا:وزیر ارشاد روز چهارشنبه به مناسب هفته دولت با حضور در ایسنا از بخش‌های مختلف این خبرگزاری بازدید کرد. ملانصرالدین:عجیب است و شاید هم عجیب نباشد که چرا وزرا،مسوولان رده بالای دولت و مدیران دیگر،در مناسبت های مختلف،از هفته دولت گرفته تا روز خبرنگار و...فقط از رسانه های خاصی بازید می کنند؟! امروز هم وزیر ارشاد به بازدید رسانه دولتی ایسنا رفته که همیشه بلندگوی رسانه ای دولت و کسانی که آنها دوست دارند بوده و هست! یعنی به غیر از رسانه های همسو با دولت و افراد مسئله دار،رسانه و نشریه دیگری در این مملکت وجود ندارد؟!از ترس پاسخگویی به رسانه های دیگر نمی روند یا از بالا به آنها دستور داده اند که فقط به دفتر رسانه هایی بروند که بلندگوی تبلیغاتی شان هستند؟! وقتی بانی فیلم رسانه اول سینما و هنر این مملکت بود،هیچ مسوولی در مناسبت های مختلف،از جمله روز خبرنگار،به دفتر این نشریه نیامد که پرچمدار هنر بود،به خصوص وزرای ارشاد،معاونت های هنری،روسای سازمان سینمایی و....!آنها نیز بازدید از رسانه های سیاسی را به هنری ترجیح می دادند!

دنیا چرا چشم دلم را کور کردی؟ من را به کار بی خودی مجبور کردی دلخوش به سوسوی چراغ عدل بودم فانوس وجدان همه بی نور کردی سیدرضا
دنیا چرا چشم دلم را کور کردی؟ من را به کار بی خودی مجبور کردی دلخوش به سوسوی چراغ عدل بودم فانوس وجدان همه بی نور کردی سیدرضا اورنگ

بخش دوم سیدرضا اورنگ: مسوولان و مدیران فرهنگی هنر خیالی سازی را جدی نمی‌گیرند یک کارشناس و مولف سینما: در نقاشی قهوه‌خانه‌ای یا خیال‌سازی، تصاویری از حضرت رسول(ص)، حضرت علی(ع)، حضرت امام حسین(ع)، حضرت ابوالفضل(ع) و دیگر شخصیت‌های مذهبی داریم. این آثار حاصل تخیل هنرمندانی بوده که براساس روایت‌ها، داستان‌ها و باورهای عمومی، شخصیت‌ها و وقایع را تصویر کرده‌اند. سیدرضا اورنگ درباره اینکه این کم‌کاری فقط به سینما محدود نمی‌شود، گفت: این مسئله را در تلویزیون و تئاتر هم می‌بینیم. در دیگر عرصه‌های هنری نیز با ظرفیت‌هایی مواجه هستیم که به‌درستی از آنها استفاده نشده است.در هنرهای تجسمی سابقه بسیار ارزشمندی در تصویرسازی شخصیت‌های مذهبی وجود دارد. در نقاشی قهوه‌خانه‌ای و خیال‌سازی، تصاویری از حضرت رسول(ص)، حضرت علی(ع)، حضرت امام حسین(ع)، حضرت ابوالفضل(ع) و دیگر شخصیت‌های مذهبی داریم. این آثار حاصل تخیل هنرمندانی بوده که براساس روایت‌ها، داستان‌ها و باورهای عمومی، شخصیت‌ها و وقایع را تصویر کرده‌اند. طبیعتاً در چنین آثاری، قرار نیست ادعا شود که تصویر دقیق و تاریخی یک شخصیت ارائه شده است، بلکه با یک بازنمایی هنری و تخیلی روبه‌رو هستیم. حتی در برخی آثار قدیمی، تصویرهایی منتسب به دوره نوجوانی حضرت رسول(ص) نیز دیده می‌شود که نشان می‌دهد این موضوع از گذشته در هنرهای تصویری ما حضور داشته است. متأسفانه به جای اینکه این ظرفیت را گسترش دهیم و درباره آن پژوهش کنیم، بخش مهمی از آن را کنار گذاشته‌ایم. گویی برخی مسوولان و مدیران فرهنگی این هنر را جدی نمی‌گیرند، در حالی که همین آثار می‌توانند بخشی از حافظه تصویری و فرهنگی جامعه را حفظ کنند. وی با اشاره به نقش پرده‌خوانی و شمایل‌گردانی در انتقال مفاهیم مذهبی توضیح داد: در گذشته دو اتفاق مهم برای آشنایی مردم با روایت‌های تاریخی، حماسی و مذهبی وجود داشت؛ یکی پرده‌خوانی و دیگری شمایل‌گردانی بود. پرده‌خوان‌ها در میدان‌ها، محله‌ها و فضاهای عمومی حاضر می‌شدند و با نصب پرده‌های بزرگ، نقال ها براساس تصاویر روی پرده داستان‌ها را برای مردم روایت می‌کردند. داستان را توضیح داده و مخاطب را با شخصیت‌ها و اتفاقات آشنا می‌کردند. در شمایل‌گردانی نیز روایت‌های مذهبی و حماسی به همین شکل به مردم منتقل می‌شد. نسل‌های گذشته از همین طریق با بسیاری از داستان‌های مذهبی و شخصیت‌های تاریخی آشنا می‌شدند و این هنر بخشی از زندگی فرهنگی مردم بود. امروز می‌توان این سنت را با شکل و زبان جدید احیا کرد. چرا نباید در محله‌های مختلف یا جشنواره‌های فرهنگی و هنری، پرده‌های واقعی نصب کنیم و از نقالان حرفه‌ای بخواهیم داستان‌های مربوط به حضرت رسول(ص)، حضرت علی(ع)، امام حسین(ع) و دیگر شخصیت‌های دینی را برای مردم روایت کنند؟ در برخی برنامه‌ها و جشنواره‌ها نمونه‌هایی از نقالی دیده می‌شود، اما کمتر شاهد احیای واقعی و جدی پرده‌خوانی هستیم. این در حالی است که چنین کاری هم می‌تواند جنبه آموزشی داشته باشد و هم ارتباط نسل جدید را با هنرهای سنتی و روایت‌های مذهبی برقرار کند. این مولف سینما ادامه داد: متأسفانه بسیاری از مدیران فرهنگی حتی هنرمندان این حوزه را نمی‌شناسند و همین مسئله باعث شده بخش مهمی از این میراث هنری بدون حمایت باقی بماند. بسیاری از هنرمندان معاصر نقاشی خیال‌سازی و قهوه‌خانه‌ای را از نزدیک دیده‌ام؛ زنده‌یادان حسین همدانی، معروف به حسین پنجه‌طلا، عباس بلوکی‌فر، فتح‌الله قوللرآغاسی، احمد خلیلی، حسن اسماعیل‌زاده، محمد فراهانی و دیگر هنرمندانی که در این زمینه فعالیت کرده‌اند که سرمایه‌های مهمی برای فرهنگ تصویری ما بودند. این هنرمندان در دوره فعالیت خود آن‌طور که باید مورد توجه قرار نگرفتند و بسیاری از آنها با فقر زندگی کردند و از دنیا رفتند، اما امروز آثارشان ارزش مالی بسیار بالایی پیدا کرده است. این اتفاق نشان می‌دهد ما در زمان حیات هنرمند، ارزش واقعی کار او را نمی‌دانیم و زمانی متوجه اهمیت آثارش می‌شویم که دیگر دیر شده است. حدود یک ماه پیش نیز یکی از آخرین هنرمندان این حوزه، مهندس جواد عقیلی از دنیا رفت که شاگرد عباس بلوکی‌فر بود. وی علاوه بر نقاشی، مجموعه‌ای قابل توجه از آثار نقاشی قهوه‌خانه‌ای در اختیار داشت. بسیاری از این آثار امروز ارزش زیادی دارند، اما همچنان آن‌گونه که باید در معرض دید عمومی قرار نمی‌گیرند. منبع:ایکنا

قعرنشینی پلتفرم «آن» رسانه ها:پلتفرم «آن» منتسب به سازمان تبلیغات در قعر آمار نصب قرار دارد و طبق آمار کافه بازار، فقط کمی بی
قعرنشینی پلتفرم «آن» رسانه ها:پلتفرم «آن» منتسب به سازمان تبلیغات در قعر آمار نصب قرار دارد و طبق آمار کافه بازار، فقط کمی بیش از 1000 نصب فعال دارد. ملانصرالدین:پلتفرم «آن» منتسب به سازمان تبلیغات است که بودجه زیادی خرج راه اندازی و ادامه فعالیت آن شده و می شود،اما به خاطر مدیرت ضعیف،نداشتن اتاق فکر قوی،استفاده نکردن از بزرگان عرصه رسانه و نقد،سوژه های نخ نما،تاختن به محتوای پلتفرم های دیگر، مجریان کارنابلد و....هیچ محبوبیتی بین مخاطبان ندارد. به همین دلیل است که با آمار کمی بیش از 1000 نصب در اپلیکیشن کافه بازار،قعرنشین شده و از پلتفرم های دیگر بسیار بسیار عقب است! احتمالا این تعداد نصب نیز توسط کارمندان سازمان تبلیغات و دست اندرکاران برنامه های اش انجام شده است!

فیاپف...کجایی که فیلم نولان تو قاچاق کردند! کانال خانه سینما:نشست تخصصی و نمایش بخش‌هایی از فیلم سینمایی «اودیسه» ساخته کریستوفر نولان در خانه سینما برگزار می‌شود. ملانصرالدین:برگزاری نشست تخصصی بررسی فیلم سینمایی «اودیسه» کریستوفر نولان در خانه سینما،هم مسئله ساز شده و هم اسباب خنده روزنامه نگاران عرصه سینما و منتقدان را فراهم آورده است! اینکه چگونه بهمن نامور مطلق از منظر اسطوره شناختی و شهرام مکری از منظر زیبایی شناختی تصویر می خواهند درباره اثری که به علت قاچاق شدن از کیفیت مناسب برخوردار نیست(مطمئنا پرده ای است)،صحبت کنند،با عقل جور در نمی آید! ندیدم استاد و کارشناس کاربلد و متخصصی را که در چنین وضعیتی فیلمی را نقد و تحلیل کند،زیرا شخصیت علمی اش زیر سوال می رود. مگر اینکه... شاید کریستوفر نولان یا تهیه کننده «اودیسه» برای خانه سینما احترام قائل شده و نسخه ای باکیفیت از فیلم خود را که تازه روی پرده رفته است به دست آقای اسعدیان،عسگرپور،حسینی و...رسانده اند! احتمال هم دارد فیاپف برای اولین بار برای سینمای ایران و نایب رییس آن،کاری انجام داده و اجازه پخش فیلم نولان را گرفته باشد! اگر تهیه کننده، پخش کننده و... فیلم سینمایی«اودیسه» اجازه پخش به خانه سینما نداده باشند،بی شک قاچاق محسوب شده و به علت رعایت نکردن قانون کپی رایت،مرتکب مستوجب جریمه است. سردمداران و برخی از تهیه کنندگان و کارگردانان خانه سینما که از پخش فیلم های ایرانی در شبکه های ماهواره ای و قاچاق آن گله داشته و خواستار برخورد با خطاکاران بوده و هستند،چگونه خودشان قانون کپی رایت را می خواهند زیر پا بگذارند؟! فیاپف برای حمایت از حقوق تهیه کنندگان تشکیل شده.بنابراین باید دید از نمایش غیرقانونی بخش هایی از فیلم «اودیسه» در خانه سینما خبر دارد یا خیر؟! اگر نداشته باشد،کریستوفر باید فریاد بکشد: فیاپف...کجایی که فیلم نولان تو قاچاق کردند!

استاندار گیلان و شهردار رشت،به جای تخریب،تعمیر کنند! مرور:عمارت تاریخی «میخچی» از معدود بنا‌های مسکونی در بازارچه «حاج وکیل»
استاندار گیلان و شهردار رشت،به جای تخریب،تعمیر کنند! مرور:عمارت تاریخی «میخچی» از معدود بنا‌های مسکونی در بازارچه «حاج وکیل» است.پس از احداث نخستین خیابان رشت،در ابتدای گذر اصلی قرار گرفت.این بنای دوره قاجار،سال 1330 به‌عنوان نخستین بیمارستان خصوصی توسط دکتر میلانی تاسیس و بعدها به‌ مسافرخانه «فرد» تغییر کاربری یافت. با بسته شدن مسافرخانه در 1357 این بنای بومی گیلان در جداره نخستین خیابان رشت،روبه ویرانی بوده و در صورت صدور حکم قضایی تخریب می شود. ملانصرالدین:مکان های تاریخی،شناسنامه شهرها هستند که به آنها هویت می دهند.تخریب شان آسیب جدی به فرهنگ و تاریخ می زند. بعد از تخریب داروخانه «کارون» که اولین داروخانه شبانه روزی ایران است و همچنین سینمای خاطره برانگیز «انقلاب» که قرار است به جای این اماکن فرهنگی و تاریخی،مجتمع خرید بزنند!امروز نیز عمارت تاریخی «میخچی» شهر رشت در خطر تخریب و ویرانی قرار گرفته است! گویا استاندار گیلان و شهردار رشت،به جای اینکه هویت تاریخی استان و شهر رشت را حفظ کنند،بیشتر دنبال محو آنها از تاریخ و خاطر مردم هستند! ای کاش جناب استاندار و آقای شهردار،به جای تخریب،تعمیر می کردند!

ساخت یک شهرک برای «خانم یامامورا»! ملانصرالدین:شنیده ایم برای تولید مجموعه ضعیف «خانم یامامورا» با کارگردانی یک تازه کار که س
ساخت یک شهرک برای «خانم یامامورا»! ملانصرالدین:شنیده ایم برای تولید مجموعه ضعیف «خانم یامامورا» با کارگردانی یک تازه کار که سابقه ای در ساخت سریال نداشته و صدالبته نظرکرده،شهرکی با بودجه کلان در یکی از مناطق شمالی ساخته اند که مثلا تداعی کننده فضای ژاپن باشد! مدیران صداوسیما و متولیان سازمان تبلیغات،اولا پاسخ دهند چرا ساخت چنین سریالی را به یک تازه کار سپرده اند و دوم اینکه چرا شهرکی با پول بیت المال برایش ساخته اند،آن هم در این وضعیت بی پولی؟! ساخت شهرک سینمایی فقط باید برای هنرمندان بزرگی مانند علی حاتمی و داوود میرباقری باشد که بر کارشان تسلط داشته و دارند،نه هر تازه از راه رسیده ای! شنیده ها حاکی است،با وجود این همه حاتم بخشی از کیسه بیت المال، مجموعه «خانم یامامورا» به گفته یکی از مدیرانی که آن را دیده،بسیار ضعیف است!اگر غیر از این بود،باید تعجب می کردیم! امیدواریم ساخت شهرک در شمال ایران برای ساخت چنین سریال ضعیفی،شایعه ای بیش نباشد.زیرا اگر حقیقت داشته باشد،باید تمام مدیرانی که در این کار دخیل بوده اند را اخراج کنند!

این علوی،آن علوی نیست و نمی شود! ملانصرالدین:بعد از دیدن قسمت اول فصل جدید سریال «کارگاه علوی» ،همان گونه که از مدت ها قبل پی
این علوی،آن علوی نیست و نمی شود! ملانصرالدین:بعد از دیدن قسمت اول فصل جدید سریال «کارگاه علوی» ،همان گونه که از مدت ها قبل پیش بینی کرده بودیم،این مجموعه به شدت ضعیف بوده و کپی کارآگاه علوی اش با نسخه اصل،از زمین تا آسمان فاصله دارد! کاری است غیرحرفه ای که نه داستان منسجمی دارد،نه بازیگر مخاطب پسندی و نه تولید مناسبی. قابل پیش بینی بود که بهنام تشکر نتواند جای خالی احمد نجفی را پر کند. بازیگران نقش های دیگر سریال «کارگاه علوی» نیز اصلا نتوانستند با مخاطب ارتباط برقرار کنند. هر صحنه ای که بهنام تشکر به آن ورود می کند،بیننده منتظر است یک اتفاق کمدی رخ دهد! حسن هدایت کارگردانی بود کاربلد که دو فصل قبلی این سریال را به خوبی کارگردانی کرده و نظر مخاطبان را جلب کرده بود. اینکه چرا ساخت این مجموعه را به یک کارگردان بسیار ضعیف تر از هدایت سپرده اند،جای شک و شبهه دارد.شاید هم با توجه به ضعف مدیریت در صداوسیما و دلبخواه عمل کردن آنها،از رخ دادن چنین اتفاق های عجیبی نباید تعجب کرد!

آقای رییس جمهور،خواستیم مطربی بیاموزیم،اما استعداد نداشتیم،چکنیم؟! رو مسخرگی پیشه کن و مطربی آموز/تا داد خود از مهتر و کهتر بستانی بیش از چهل سال است در فضای ادبیات نفس کشیده ام،اما هرگز این بیت انوری را درک و فهم نکردم!شاید خودم چنین خواسته ام،چون با ملاک های من در زندگی اصلا مطابقت نداشت. نه اینکه معنی آن را ندانسته و محتوای شعر را متوجه نشوم.این چنین نیست،منظورم این است که با تمام وجود درک نکردم. روزی که دیدم و شنیدم رییس جمهور ایران!با وجود سایه یک جنگ خانمان سوز و مشکلات عدیده اقتصادی و معیشتی،در جلسه کابینه ای که اعضای آن،باید برای رفع چنین مشکلات و معضلاتی بحث کرده و راه حل ارائه کنند،اما نفر اول قوه مجریه این مملکت بزرگ،نگران فیلتر شدن سایت یا پلتفرم یک پشت به وطن کرده و سکوت کننده در قبال جنایت جنایتکاران و کودک کشان که دست کمی از خود جنایت ندارد،شده است. با تمام وجود شعر معروف انوری را درک و فهم کردم. وقتی طوطی سخنگوی دولت،به جای اینکه نگران وضعیت و معیشت، وطن پرستان کف خیابان،به خصوص هنرمندان شریف و رسانه ای های اصیل باشد،به محض بازگشت به تهران،به فردی زنگ می زند که هنگام تکه تکه شدن دانش آموزان و نوزادان چند روزه توسط دشمنان سفاک،خم به ابرو نیاورده و با این کار کنار جنایتکاران می ایستد،با تمام وجود باور کردم که باید مسخرگی پیشه کرده و مطربی بیاموزم تا بتوانم داد خود را از مهتر و کهتر بستانم،اما آقای رییس جمهور،من مانند عادل فردوسی پور استعداد مطربی ندارم تا به خاطر فیلتر شدن یک سایت صدردرصد، ضد ایرانی و ملی،اشک تمساح بریزم، ولی برای شهادت صدها ایرانی، نه تنها قطره ای اشک نریزم،بلکه دهانم را برای خندیدن تا آنجا که ممکن است باز کنم!چکنم؟! آقای رییس جمهور،هرگز ندیدم شما،سخنگوی تان و برخی از اعضای کابینه،سراغ هنرمندان شریف و رسانه ای های اصیل و وطن پرست کف میدان رفته، به درد دل شان گوش داده یا حتی یک خسته نباشید به آنان بگویید!اما بسیار اتفاق افتاده شما،اعضای دولت،به خصوص سخنگوی دیگراندیش تان!بارها و بارها با وطن فروشان،وسط خواب ها،سکوت کنندگان و توابان بی توبه،ملاقات کرده و درصدد کمک به آنها بوده و هستید! آقای رییس جمهور،شما در جلا چیز دیگری گفته و مانند همفکران و هم جناحی های تان در خفا به گونه ای دیگر عمل می کنید،چرا؟!مدام خود را حامی وطن پرستان می خوانید،اما بیش از آنان به امور وسط خوابان و سکوت کنندگان می پردازید! آقای رییس جمهور،به جای اینکه تلاش کنید مشکلات معیشتی،شغلی و... مردم کف خیابان را رفع کنید،مدام به دنبال بالا بردن نرخ مایحتاج ضروری مردم و خدمات دولتی هستید.شما که در اسرع وقت مشکل پیش پا افتاده فیلتر شدن سایت یک پشت به وطن کرده که آگاهانه یا ناآگاهانه در زمین دشمن بازی می کند را رفع می کنید،چرا مشکلات و معضلات مردم آریایی و میهن پرست را به جای حل کردن،لاینحل می کنید؟! آقای رییس جمهور،بعد از سال 1368 تا امروز،هیچ دولتی را قبول نداشته ایم،به خصوص دولت شما را،زیرا هرگز به فکر مردم وطن پرست و گرفتار ایران نبوده اند و نبودید! اگر بعد از حمله دشمنان خونخوار و کودک کش با تمام وجود از وطن، رزمندگان میدان و مردم کف خیابان با اندک توان خود،دفاع کرده و می کنیم،فقط به خاطر عشق و عرقی است که نسبت به ایران و ایرانیان اصیل و میهن پرست،داشته و دارم.هرگز برای خوشنودی هیچ دولتی چنین نکرده و نخوایهم کرد،مگر اینکه با تمام وجود در خدمت مردم و ایران باشند. آقای رییس جمهور،شکی نداریم که اگر وطن فروش،وسط باز،سکوت کننده در قبال جنایت جنایتکاران،تواب بی توبه،بی وجدان،مال مردم خور، خائن به امانت،مجیزگو،اختلاسگر،غلام حلقه به گوش جناح ها،بی اعتقاد و.... بودیم،دولتمردان ما را روی سرشان گذاشته و حلوا حلوا می کردند.وضع مالی مان نیز از هر جهت مانند عادل فردوسی پور،توپ توپ بود! آقای رییس جمهور،برخی از هنرمندان و اهالی رسانه که عاشقانه و بی وقفه خود را وقف هنر و رسانه کردند،نه بیمه خدمات اجتماعی دارند،نه حقوق بازنشستگی،نه شغل و نه حتی مَمَر درآمدی برای گذران زندگی،اما شما و دیگر روسای قوه مجریه،هرگز به آنان توجه نداشته و حتی یک بار هم به حال و روز وخیم شان توجه نکرده اید! بسیاری از آنان در فقر و نداری مردند و باقی نیز در انتظار عزرائیل بسر می برند تا از این وضعیت اسفبار نجات یابند!چرا یک بار وضعیت این افراد زحمتکش و باوجدان را در کابینه دولت مطرح نکردید؟یعنی سایت یک پشت به وطن کرده میلیاردر از جان این مردم شریف مهم تر بود؟! خانم سخنگو،شما که مدام با شبه هنرمندان و شبه روشنفکران پشت به وطن کرده و متمول ملاقات و در پی افزودن بر ثروت شان هستید،یک بار سراغ اهالی شریف و رسانه ای های وطن پرست رفتید که با تمام وجود در خدمت ایران و ایرانی بودند و هستند؟!

معشوقه من پاک سیاسی شده است شاگرد کلاس بی کلاسی شده است مانند سیاست زدگان چپ و راست آلوده به چرک ناسپاسی شده است سیدرضا اورنگ
معشوقه من پاک سیاسی شده است شاگرد کلاس بی کلاسی شده است مانند سیاست زدگان چپ و راست آلوده به چرک ناسپاسی شده است سیدرضا اورنگ

فراجناحی،فقط اصلاح طلبان! رسانه ها:در چهارمین دوره جایزه روزنامه‌ نگاران تهران که با اسپانسری کرمان موتور مرعشی برگزار شد، رو
فراجناحی،فقط اصلاح طلبان! رسانه ها:در چهارمین دوره جایزه روزنامه‌ نگاران تهران که با اسپانسری کرمان موتور مرعشی برگزار شد، روزنامه شرق ۶ جایزه و عصر ایران و ایرنا نیز هرکدام ۴ جایزه گرفتند. فاطمه مهاجرانی سخنگوی دولت و الیاس حضرتی، رییس شورای اطلاع‌رسانی دولت هم در این مراسم عجیب و فراجناحی شرکت داشتند! ملانصرالدین:اصلاح طلبان،به خصوص دولتمردان و دولت زنان شان!مدام بر طبل پوسیده اتفاق و فراجناحی کوبیده و همه را نیز دعوت به وحدت کرده و می کنند. در چهارمین دوره جایزه روزنامه‌ نگاران تهران با دادن جوایز به خودی ها و ساختارشکنانی که همواره پشت به میهن کرده اند،اصلاح طلبان ثابت کردند که کاملا فراجناحی عمل کرده و بین صدها رسانه مکتوب و شفاهی،حق را به حق دار رسانده اند! مطمئنا روزنامه نگاران و خبرنگاران دیگر رسانه ها از توان و سواد لازم برخوردار نبوده اند که جوایز فقط به رسانه های اصلاح طلب و مجیز گوی دولت رسیده! حضور طوطی سخنگوی دولت و رییس شورای اطلاع‌رسانی دولت در این مراسم ساختارشکن و موهن نشان داد خط و ربط دولت به کدام سمت و سوست!

ارگانی پنج همت خرج یک فیلم می کند! ملانصرالدین:شنیده ایم یک نهاد متمول ارگانی که تاکنون صدها میلیارد تومان از پول بیت المال م
ارگانی پنج همت خرج یک فیلم می کند! ملانصرالدین:شنیده ایم یک نهاد متمول ارگانی که تاکنون صدها میلیارد تومان از پول بیت المال مردم را برای ساخت فیلم های ضعیف هدر داده و به هیچ سازمان و نهادی نیز حساب و کتاب پس نداده و نمی دهد،قرار است بین سه تا پنج همت(سه هزارمیلیارد تا پنج هزارمیلیارد تومان) برای تولید یک فیلم بی مخاطب دیگر هزینه کند! راستش تا چند روز پیش که علیرضا رییسیان از درآمد 20 همتی(بیست هزارمیلیارد تومانی) پلتفرم ها صحبت کرد،اصلا نمی دانستم همت واحد پول است!فکر می کردم نام فقهی یک نوع معامله یا طرحی دولتی باشد! به گوش ما رسانده اند این فیلم چندین همتی را فردی کارگردانی می کند که چند سالی است پشت دوربین نرفته! این فیلمساز که در زمین اصولگرایان توپ می زد،بعد از مدتی بازیکن اصلاح طلب ها شد! حالا نمی دانیم دوباره به تیم سابق خود برگشته یا همچنان در همان تیم توپ می زند و مورد الطاف ملوکانه مدیر این ارگان قرار گرفته! از ته دل امیدواریم این شایعه ای بیش نباشد،اگر باشد...

در کوچه دل،عشق گذر داشت، نداشت؟ بر آینه دیده نظر داشت، نداشت؟ روزی که به گونه دلم سیلی زد از حال بدم، خوب خبر داشت، نداشت؟! سیدرضا اورنگ

بهترین و ماندگارترین دوره جشنواره فیلم کودک و نوجوان؟شوخی می فرمایید! سایت فارابی- حامد جعفری:امسال درصدد هستیم با بهره‌گیری
بهترین و ماندگارترین دوره جشنواره فیلم کودک و نوجوان؟شوخی می فرمایید! سایت فارابی- حامد جعفری:امسال درصدد هستیم با بهره‌گیری از تولیدات فاخر مرتبط با حوزه کودکان و نوجوانان، بهترین و ماندگارترین دوره این رویداد بزرگ فرهنگی را رقم بزنیم. ملانصرالدین: حامد جعفری مدیر تازه کار و کارنابلدی که حتی کارمندان جزء بنیاد فارابی نیز برای خودش و دستورات اش تره هم خرد نمی کنند، در دیدار دوباره اش با استاندار اصفهان،لطیفه بی مزه دبیران جشنواره فیلم کودک و نوجوان سابق و اسبق و اسبق و اسبق و... را تکرار کرده است: درصدد هستیم بهترین و ماندگارترین دوره این رویداد بزرگ فرهنگی را رقم بزنیم. خدا می داند تاکنون چندبار این لطیفه بی مزه را از دبیران مختلف در این 30 سال شنیده ایم! قصد داشتیم چیزی بنوییسم،دیدیم، نه این ادعای نخ نما شده ارزش نوشتن دارد و نه دبیر کودک مانده این جشنواره!بنابراین در شان قلم ما نیست بیشتر از این بنویسد!

بیانیه کانون کارگردانان از سَرِ دلسوزی نیست،از سَرِ...است! کانون کارگردانان تئاتر:چرا می‌خواهید تالار وحدت را به تئاترِ پول‌محور بسپارید!؟خواسته‌ ما نه مخالفت با حضور کارگردانان جوان است و نه مخالفت با تولید آثار پرهزینه و سرمایه‌گذاری بخش خصوصی. مسئله این است که سرمایه و ثروت، جایگزین اندیشه محوری، تفکر هنری، خلاقیت، سابقه حرفه‌ای و معیارهای روشن انتخاب اثر شود. ملانصرالدین:خانه تئاتر نیز مانند خواهر بزرگترش خانه سینما!نه تنها کمکی به وضعیت تئاتر و اهالی اش نکرده،بلکه آسیب های زیادی را نیز بر پیکر نحیف آن وارد آورده!تبدیل به پاتوقی شبیه به قهوه خانه قنبر شده که در آن فقط سیگار دود کرده و چای می نوشند!گاهی هم تئاتر را تحریم کرده و بیانیه های آنچنانی می دهند! اعتراض کانون کارگردانان برای اجرای نمایش «پسران فریدون» در تالار وحدت نبوده و بیانیه آنها که بوی مظلوم نمایی هم می دهد،بدون هیچ شک و شبهه ای از سر دلسوزی نبوده و نیست!از این ناراحت هستند که چرا اجرای چنین نمایش پرخرجی را به این خانه نشینان ندادند تا پولش به حساب آنها واریز شود! اغلب اعضای کانون کارگردانان خانه تئاتر را می شناسم و می دانم در آن حد نیستند که چنین اجراهای سنگینی را روی صحنه ببرند.از عهده کمتر از آن هم برنیامده و اکثر نمایش آنها در گیشه شکست سنگین خورده و منتقدان نیز به چنین نمایش هایی تاخته اند! در بخشی از بیانیه آورده اند:مسئله این است که سرمایه و ثروت، جایگزین اندیشه محوری، تفکر هنری، خلاقیت، سابقه حرفه‌ای و معیارهای روشن انتخاب اثر شود. خودشان هم می دانند که شعاری بیش نیست.سال هاست چنین چیزی در تئاتر ایران به چشم نمی آید،به خصوص بعد از تشکیل خانه تئاتر!تنها چیزی که شاهد بوده و هستیم،ادابازی های چندش آور شبه روشنفکری است.مشکل این است که دیگر تئاتر ایران روشنفکر اصیل ندارد.اگر داشت حال و روزاش این نبود! نمایش «پسران فریدون» ربطی به بنیاد رودکی ندارد.تالار وحدت متعلق به همه است. مطابق با ضوابط و مقررات حاکم بر این نهاد هر تهیه کننده یا کارگردانی می تواند در این تالار عظیم و قدیمی نمایش اجرا کند،به شرطی که حداقل شرایط را داشته باشد که مهم ترین آن توان پرداخت اجاره سالن است. هرگز موافق روی صحنه بردن نمایش های پرخرج نبوده و نیستم،زیرا عقیده داشته و دارم که با بودجه آنها می توان چند تئاتر خوب یا متوسط تولید کرد تا عده زیادی از تئاتری ها به هنرنمای پرداخته و کسب درآمد کنند. تهیه کننده و کارگردان «پسران فریدون» و امثال آن را نیز از لحاظ فنی و هنری قبول نداشته و ندارم،اما بسیاری از خانه نشینان خانه تئاتر،به خصوص کانون کارگردانان آن را هم خوب شناخته و به عنوان کارگردان باورشان ندارم،حتی آنهایی که همیشه مدعی اند و به قول خودشان تجربه دارند!از نظر من این عده فقط در فضای تئاتر تنفس کرده و طی این سال ها،هرگز به دانش و هنرشان افزوده نشده!فقط قدرت نق زدن و منم منم کردن شان بابیشتر شده! آنهایی که کانون کارگردانان را ترغیب به نوشتن چنین بیانیه ای کرده اند را می شناسم.یکی از آنها کسی است که مدام دنبال گرفتن پول یامفت دولتی و ارگانی است،اما هر بار هم که بودجه به دست آورده،آن را با تولید یک نمایش بسیار ضعیف هدر داده و البته خودش منتفع شده! سردمداران خانه تئاتر اگر بخواهند مانند سردمداران خانه سینما،مدام چشم شان به دست دولت باشد و با تکدی گری پول به دست آورند،وضعیت تئاتر بسیار بدتر از این خواهد شد. باید دست روی زانوی همت نهاده و جلب سرمایه کرده و خرج اجرای تئاتر توسط اعضای خود کنند.با مواجب بگیری راه به جایی نخواهند برد که نبرده اند.

photo content

زیرساخت فنی قوی،راز موفقیت فیلیمو و نماوا زیرساخت فنی قوی باعث شده فیلیمو و نماوا همچنان در تعداد نصب کافه بازار بالاتر از دیگر پلتفرم ها قرار بگیرند،حتی آنهایی که بودجه کلان دولتی دارند. در سال‌های اخیر، یکی دو پلتفرم دیگر نیز وارد بازار شده و مبلغ زیادی برای تولید سریال هزینه کردند، ولی در زمان پیک بار یا اختلالات نت، پلتفرم های تازه تاسیس به خاطر نداشتن زیرساخت قوی گرفتار اختلال شدند و مخاطبان محدودشان را فراری دادند. برعکس آنها، فیلیمو و نماوا به خاطر داشتن زیرساختی قوی که از ملزومات کاربردی پلتفرم هاست،چنین مشکلی نداشته و در پیک بار نیز مخاطبان به راحتی می توانند از برنامه ها و سریال های این دو پلتفرم حرفه ای بهره ببرند و راضی باشند. هنگام برگزاری مسابقات جام جهانی فوتبال که پیک بار بسیار بالا بود، مخاطبان به راحتی به فیلیمو و نماوا دسترسی داشتند. به عنوان مثال،سامانه سینماتیکت نسبت به سامانه های دیگر فروش بلیت که بعد از آن راه اندازی شدند، هنگام بروز اختلالات نت، حتی از سامانه جنجال ساز سمفا نیز به خاطر دارا بودن زیرساخت فنی قوی، بسایر بهتر عمل کرده و همیشه به راحتی در دسترس کاربران قرار داشت و دارد. ای کاش مدیران ساترا در کنار ممیزی های محتوایی، برنامه ای نیز برای ارزیابی زیرساخت فنی پلتفرم ها داشته باشند و به پلتفرم هایی که زیرساخت لازم را ندارند اصلا مجوز ندهد. زیرا در پیک بار است که مخاطب احتیاج دارد بدون هیچ مشکلی به پلتفرم مورد علاقه خود دسترسی پیدا کرده و از آن بهره ببرد. اگر بعد از سال ها، همچنان فیلیمو و نماوا حرف اول را در میان پلتفرم ها می‌ زنند، به این خاطر است که در اوج اختلالات نت،بازهم مخاطبان می توانند به راحتی از این دو پلتفرم حرفه ای استفاده کنند. متاسفانه در کشور ما،پدیده ها یکباره وارد شده و کسی به فکر زیرساخت ها و فرهنگ سازی برای آنها نیست،برای همین گاهی دردسر ساز می شوند. راه اندازی پلتفرم کار بسیار ساه ای است که از عهده هرکسی بر می آید، اما تنها پلتفرم هایی مانند فیلیمو و نماوا به زیرساخت فنی بسیار اهمیت داده اند،زیرا مدیران آنها به خوبی می دانستند که بدون داشتن زیرساخت، هنگام پیک بار یا اختلالات نت،اگر جوابگوی مخاطبان خود نبودند آنها را از دست می دادند. اگر پلتفرم های فیلیمو و نماوا در تعداد نصب اپلیکیشن کافه بازار آمار بسیار بالایی نسبت به دیگر پلتفرم ها دارند،به خاطر همین هوشمندی و مخاطب شناسی مدیران آن است.

زمین هنر است؟!لطفا ما را شیرفهم کنید! کانال فرهنگ:زمین هنر است و عکاسان شاهد این هنر هستند. ملانصرالدین:نمی دانم کدام شیر پاک
زمین هنر است؟!لطفا ما را شیرفهم کنید! کانال فرهنگ:زمین هنر است و عکاسان شاهد این هنر هستند. ملانصرالدین:نمی دانم کدام شیر پاک خورده و خلاقی برای گرامی داشت روز جهانی عکاس چنین شعار گهرباری را بر زبان آورده یا روی کاغذ نوشته است؟! هرکه باشد مهم نیست،اما هرچه فسفر مغز رو به زوال خود را سوزاندیم تا معنی این شعار را درک و فهم کنیم،عقل مان به جایی نرسید و نخواهد رسید! متظور از اینکه زمین هنر است و عکاسان شاهد این هنر هستند،واقعا یعنی چه؟یعنی عکاسان فقط شاهد زمین بوده و باقی مردم،از دانشمند و هنرمند گرفته تا مردم عادی،شاهد زمین نبوده اند؟! لطفا پاسخ دهند وقتی عکاسی و حتی دوربینی وجود نداشت،زمین به چشم احدالناسی آمده یا همه کور مادرزاد بودند؟! تا آنجا که سواد ما قد می دهد، زمین هنر نیست،بلکه هنرمندان از نقاش و عکاس گرفته تا فیلمساز از آن برداشت هنری می کنند. دوست فرهیخته ای می گفت،احتمالا از سر بی سوای از هوش مصنوعی خواسته اند برای روز عکاس شعار دهان پرکنی پیشنهاد دهد،هوش مصنوعی نیز که از این درخواست مضحک شوکه شده یا به ستوه آمده، عقل و هوش از کف داده و چنین شعار خنده داری را تحویل شان داده!

دربدر به دنبال شکسپیر! ملانصرالدین:اخیرا یک پوستر تبلیغاتی به چشم مان آمد که همچنان هاج و واج مانده ایم که چه معنایی می دهد؟!
دربدر به دنبال شکسپیر! ملانصرالدین:اخیرا یک پوستر تبلیغاتی به چشم مان آمد که همچنان هاج و واج مانده ایم که چه معنایی می دهد؟! در این پوستر که در فضای مجازی گوشی به گوشی شده و می شود، فراخوان داده شده برای فردی که نقش ویلیام شکسپیر را در یک نمایش بازی کند! ابتدا فکر کردیم ادابازی پروژه های سینمایی است یا کسانی که از علاقه مردم،به خصوص جوانان سوءاستفاده می کنند. وقتی دیدیم متعلق به یک تئاتر است دیگر عنان از کف داده و چند لحظه ای در کمای ناخواسته یا خواسته به سر بردیم!با خود گفتیم،می توان این ادابازی ها را در سینما، تلویزیون و پلتفرم ها شاهد بود،زیرا به خاطر ساختاری که دارند،می توانند از نابازیگرها استفاده کنند،اما مگر در تئاتر ممکن است دست کسی را در خیابان گرفت و روی صحنه برد؟! بازیگر تئاتر،باید سال ها ممارست کرده و بیاموزد تا اجازه پیدا کند روی صحنه برود،آن هم کم کم. واقعا در عرصه تئاتر و کلا هنر این مملکت چه می گذرد که شاهد چنین اتفاقات ناخوشایندی در آن هستیم؟! گیریم فردی را پیدا کردند که کپی برابر با اصل شکسپیر بود،آیا استعداد و توان روی صحنه رفتن را دارد؟!