ملانصرالدین
Open in Telegram
ملانصرالدین،کانالی است هنری و به خصوص سینمایی که به نقد و تحلیل امور سینما و هنر می پردازد.هیچ غرضی هم با کسی یا جایی ندارد.
Show more398
Subscribers
+124 hours
+27 days
+330 days
Posts Archive
398
تغییر مدیر ایرانشهر با هدف راه انداختن کاسبی جدید!
ملانصرالدین:شنیده ایم قرار است مسوولان شهرداری تهران عذر مدیر مجموعه ایرانشهر را خواسته و جوانی خام،بی تجربه و حرف گوش کن را به جای او مسند نشین کنند!
می خواهند کلید ایرانشهر را به دست گل پسری دهه هشتادی بسپارند که سابقه درخشان اش فقط تهیه کردن آثار بازاری و تجاری و رپرها بوده.
فکر می کنم باید صلاحیت کسانی که چنین تصمیمات ویرانگری را در عرصه هنر می گیرند،دوباره بررسی شود!
با این تصمیمات غلط تقریبا تمام مراکز هنری شهرداری،به خصوص تصویرشهر به سمت نابودی سوق داده شده اند.
مجموعه ایرانشهر از معدود مراکز زیر نظر شهرداری بود که هنوز بوی هنر از آن به مشام می رسید،اما با یک تصمیم غلط این محیط هنری نیز به زودی محل تاخت و تاز مطرب جماعت خواهد شد تا به هر طریقی که شده،حتی دلقک بازی و... کسب درآمد کنند.
گویا شهرداری تهران می خواهد ضرر و زیان تصمیمات نادرست و متروی رایگان را از این طریق جبران کند!
اگر چنین اتفاق شومی بیفتد دیگر نمی توان به ایرانشهر مجموعه تئاتری گفت،بلکه باید گفت مرکز...
398
«آرش» در آتش بی هنری خاکستر می شود!
ملانصرالدین:بسیار پدیده ها را می توان در عرصه فوتبال مشاهده کرد. باشگاه های مطرح جهان که ستاره های نام آوری در آنها بازی می کنند، گاهی خود را برتر از همه،حتی مربی می دانند.برای همین روسای باشگاه های معروف و متمول که چنین بازیکنان مطرحی دارند،همواره تلاش دارند مربی کارکشته ای را به خدمت بگیرند که کسی جرات عرض اندام مقابل شان را نداشته باشد.
هر بار اشتباه کرده اند،چوب آن را خورده اند.به عنوان مثال، باشگاه رئال مادرید فصل گذشته مربی جوانی را به کار گرفت،اما برخی از ستاره های این تیم حرف اش را نمی خواندند.به همین دلیل باشگاه نتایج بدی گرفت و مربی تعویض شد.امسال نیز مورینیو را مربی رئال کرده اند تا مدیریت خود را بر تیم و بازیکنان حاکم کند.
در تئاتر هم این گونه است.گاهی پیش می آید که یک کارگردان تازه کار از روی اتفاق!فرصتی برای اش پیش می آید تا با بزرگان این عرصه نمایشی را روی صحنه بیاورد،اما هنوز روی صحنه نرفته،مشکلات آغاز و درگیری ها شروع می شود.
هیچ گاه از بازی و رفتار مدام در حال تغییر نوید محمدزاده خوش مان نیامده،حتی از زمانی که یک بازیگر تازه کار تئاتر بود،اما اتفاقاتی که در حاشیه نمایش هنوز روی صحنه نرفته «آرش» رخ داد را متوجه ناکارآمدی و بی تجربگی کارگردان و سرمایه گذار این نمایش می دانیم و بس.
کارگردانی که در تئاتر تیم خود را می چیند،بی شک باید با خصوصیات حرفه ای،اخلاق و رفتاری عوامل،به خصوص بازیگران آشنا باشد.اگر غیر این باشد،آن کارگردان بی هیچ شک و شبهه ای توانایی نداشته و حرفه ای نیست.
اگر به ادعای روابط عمومی نمایش «آرش»، نوید محمدزاده به خاطر مشکلات غیرحرفه ای از این پروژه کنار گذاشته شده،این شاهد صادقی بر ناتوانی تهیه کننده و کارگردان است که بدون شناخت چنین بازیگری را به خدمت گرفته اند.
در ایران که عرصه تئاتر،سینما و تلویزیون از آن مستثنا نیستند، هرگاه گیر افتاده یا دچار مشکل می شوند،به جاده خاکی ناهموار سیاست می زنند!
علی سرابی شاید در عرصه بازیگری کار خود را تا حدودی بلد باشد، اما در حوزه کارگردانی،باید ابتدا چند نمایش در تالار مولوی و امثال آن روی صحنه ببرد تا کم کم وارد گود اصلی شود.
روابط عمومی نمایش «آرش» سرمایه گذاری ارگان ها و نهادها روی این تئاتر را رد می کند،اما چرا نمی گوید سرمایه گذار اصلی کیست یا کجاست؟ از چه واهمه دارند؟چرا با مردم روراست نیستند؟!
از عجایب جهان است که دو نمایش پرخرج را به دو فرد مبتدی در عرصه کارگردانی می دهند!در حالی که بزرگانی در حد استادان بهرام بیضایی، حمید سمندریان،پری صابری و...باید آنها را روی صحنه ببرند.
هرچند در جهان این کار عجیب است،اما در ایران، نه تنها عجیب نیست، بلکه کاملا قابل پیش بینی و معمول است،زیرا دوغ و دوشاب در عرصه هنر ایران مدت هاست یکی شده!
وقتی در حال حاضر بزرگانی مانند استاد فرخ نعمتی،فاطمه نقوی و امثال آنان شایسته کارگردانی چنین نمایش های پرخرجی هستند،نباید این کارها را به کس دیگری واگذار کرد.
آن شبه کارگردانان عضو خانه پوشالی تئاتر نیز که از روی حسادت به نمایش های «آرش» و «پسران فریدون» حسادت کرده و به آنها می تازند، به هیچ وجه شایسته چنین کاری نبوده و نیستند!
398
گره کار سینما22 بهمن رشت را ما می دانیم،مسوولان چطور؟!
ملانصرالدین:یک منبع مطمئن و آگاه از رشت با ما تماس گرفت و پرده از مشکل اصلی پیش آمده برای سینما22 بهمن رشت برداشت و گره کار را شرح داد.
منبع کاملا آگاه،ما را از چند و چون کار آگاه کرد،اینکه چرا استانداری گیلان، شهردار رشت، مدیر کل ارشاد استان، رییس سازمان سینمایی، رییس سینماشهر و... از این مهم بی اطلاع بوده و به هیچ وجه آگاهی ندارند،جای تعجب دارد!
این مهم نشان دهنده این است که مسوولان دولتی،از راس گرفته تا قعر، هیچ کدام سوار بر کار نبوده و حتی مشاوران نیمچه آگاهی نداشته و ندارند تا در چنین شرایطی به آنها اطلاعت درست داده و راهکار پیشنهاد دهند.
با توجه به اطلاعاتی که منبع موثق و آگاه در اختیار ما گذاشته،حل این مشکل ساده تر از خوردن یک لیوان یا حتی استکان آب بوده و لاینحل نیست که مسوولان سیاسی و هنری گیلان و رائد فریدزاده و حبیب ایل بیگی توان رتق و فتق آن را ندارند!
اگر این مشکل ساده حل نشود،دیر نباشد که سینمای خاطره برانگیز رشت تعطیل و به مزایده گذاشته خواهد شد!
398
بنیاد فارابی دست به دامانعموپورنگ شد!
کانال بنیاد فارابی:«عموی بچهها» در تهران جلوی دوربین است و گروه سازنده در تلاش هستند آن را برای حضور در سیوهشتمین جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان آماده کنند.
ملانصرالدین:مدیر به شدت ضعیف و ناکارآمد بنیاد فارابی که در منجلاب ناتوانی دست و پا زده و از پیش شکست جشنواره فیلم های کودکان و نوجوانان اش مسلم است، از سر عجز و استیصال کامل به دست و پا افتاده و دست به دامان داریوش فرضیانی (عموپورنگ) مجری_بازیگر سوخته صداوسیما شده!
تخیل می کند اگر فیلمی با حضور این مهره سوخته بسازد و او را به جشنواره بکشاند،می تواند مخاطب بیشتری به سالن های نمایش دهنده جشنواره جلب کند،زهی خیال باطل!
نمی دانیم مدیر فارابی خبر دارد یا ندارد که اکنون سریالی با حضو این مهره سوخته (داریوش فرضیانی) پخش می شود که از سریال های بی مخاطب نیز بی مخاطب است؟!
خروجی به قول خودشانموفق پیچینگ مدیر کارنابلد فارابی فیلم از پیش شکست خورده «عموی بچهها»ست،وای به حال خروجی های دیگر!
398
رد پایت روی قَلبَم مانده است
رفته ام از خانه کَلبَم مانده است
خفته ام در زیر خاک بی کسی
روی دستت برگ جَلبَم مانده است
سیدرضا اورنگ
398
کمای سینما22 بهمن رشت در سایه خواب خرگوشی رییس سازمان سینمایی و مدیر سینماشهر!
ملانصرالدین:روز گذشته در مطلب کوتاهی هشدار دادیم که سالن خاطره برانگیز و قدیمی سینما22 بهمن رشت به خاطر اختلاف نظر وارثان در شرف تعطیلی قرار دارد.پس از انتشار این مطلب،رسانه های مختلف به این مسئله پرداختند،از خبرگزاری ایسنا گرفته تا رسانه های محلی گیلان.
متاسفانه رییس سازمان سینمایی و مدیر سینماشهر که باید همیشه در جریان اتفاقات سینمایی باشند،نبودند یا نخواستند باشند!گویا اصلا برای شان مهم نیست تمام سالن های سینمای ایران تعطیل شوند.شاید هم از خوشحالی بال و پر دربیاورند!
روزی که در زهک سیستان و بلوچستان یک سالن چندمنظوره دولتی را با جاروجنجال و پیغام پسغام به عنوان سالن سینما به خلق الله جا می زدند!سینما 22 بهمن رشت در حال کما بود!سینمایی که هم تنها سالن بخش خصوصی بود و هم یکی از دو سینمای فعال این شهر.
وظیفه رائد فریدزاده و حبیب ایل بیگی چیست؟ دادن بیلان های بیهوده درباره زیرساخت سازی سینما،آمارهای من درآوردی و دوره افتادن دور کشور برای گردش و تفریح؟!
در دورترین شهرستانک های کشور دنبال راه اندازی سالن های غیراستاندارد هستند،اما تعطیلی سینماهای خاطره برانگیز،نه تنها برای شان مهم نیست،بلکه لذت وافری نیز از این اتفاق شوم،برده و می برند!
واقعا شرم آور است که در سایه خواب خرگوشی رییس سازمان سینمایی و مدیر سینماشهر،تنها سینمای فعال بخش خصوصی در رشت به کما برود!این سالن سینما اگر تعطیل شود،سرنوشت اش مانند سینما انقلاب شده و تبدیل به مرکز خرید شورت و جوراب خواهد شد!
استاندار گیلان،مدیرکل ارشاد و شهردار رشت که باید حافظ فرهنگ و هنر گیلان و مرکز این استان باشند،تنها به نابودی آن فکر می کنند،مانند ویران کردن داروخانه تاریخی کارون و سینما انقلاب رشت!
آقای استاندار،مدیرکل محترم ارشاد و جناب شهردار،کمی عرق داشته و به فکر فرهنگ و هنر گیلان و رشت باشید،چرا کمر به نابودی آنها بسته اید؟!
شما برای غریبه ای مانند علی سرتیپی به خاطر ویران کردن تاریخ تمدن و فرهنگ گیلان و رشت فرش قرمز پهن می کنید،اما نسبت به هنرمندان و مردم استان و شهر خود بی تفاوت هستید،چرا؟!
یعنی توان نداشته و ندارید در صدد رفع مشکل سینما22 بهمن رشت باشید؟واقعا چنین مدیرانی نوبرند!
398
ایران ما زخمی،ولی پرچم بلند است
محکم تر از کوه دماوند و سهند است
دشمن اگر پایش به خاک ما گذارد
در انتظارش موشک و تیر و کمند است
سیدرضا اورنگ
398
سینما«22بهمن» رشت تعطیل می شود؟!
ملانصرالدین:خبرهایی از اختلاف بین وارثان زنده یاد صفرعلی بافکر به گوش می رسد که بسیار ناخوشایند است.نگرانی این است که دامنه آن منجر به تعطیلی تنها سینمای بخش خصوصی شهر رشت شود.
سینما «22بهمن» رشت که اواسط دهه 1340 توسط مرحوم صفرعلی بافکر بنیانگذاری شد و چند بار تغییر نام داد،از سالن های مجهزی است که 900 صندلی دارد و یکی از بزرگ ترین سینماهای کشور محسوب می شود.
این سینما برای مردم رشت و گیلان خاطره انگیز بوده و فیلم های مهم سینمای جهان را همزمان با اکران جهانی روی پرده برده است.
پس از فوت مرحوم با فکر و فرزندش جمشید بافکر که پیش از او درگذشت،این سینما مدتی تعطیل شد.
بهنام بروجردی با فرهاد بافکر به توافق رسید تا این سینمای قدیمی بازسازی شده و با مدیریت او دوباره فعال شود.
چند سال است سینما «22بهمن» رشت فعال و نسبتا پرمخاطب است،اما شایعاتی که درباره اختلاف بین وراث وجود دارد و شاید یکی از آنها به خاطر مدیریت بهنام بروجردی است،ممکن است منجر به تعطیلی این سالن خاطره برانگیز شود!
398
بخش پنجم
سیدرضا اورنگ: برای ساخت موسیقی یک اثر،تنها دانش موسیقایی کافی نیست
یک مدرس سینما:موسیقی فیلم «الرساله» ساخته مصطفی عقاد که در ایران با عنوان «محمد رسول الله» مشهور است همچنان برای بسیاری از مخاطبان قابل تشخیص است.
سیدرضا اورنگ کارشناس و مولف سینما درباره وضعیت موسیقی در آثار مذهبی گفت: در این حوزه هم مسئله اصلی، ماندگاری است. ما باید آثاری تولید کنیم که موسیقی آنها در ذهن مخاطب باقی بماند، نه اینکه فقط برای همان فیلم یا مناسبت ساخته شود و پس از پایان نمایش، فراموش شود.
وقتی موسیقی یک اثر ماندگار باشد، حتی با شنیدن چند نت از آن، مخاطب فضای فیلم و شخصیتها را به یاد میآورد. برای نمونه، موسیقی فیلم «الرساله» ساخته مصطفی عقاد که در ایران با عنوان «محمد رسول الله» مشهور است همچنان برای بسیاری از مخاطبان قابل تشخیص است.
موسیقی سریال «امام علی(ع)» نیز از این جمله است که با شنیدن آن، فضای اثر و حال وهوای آن در ذهن مخاطب زنده میشود. در مقابل، برخی آثار پرهزینه و جدیدتر،حتی اگر آهنگساز از جایگاه بینالمللی بالایی برخوردار باشد،موسیقی نتوانسته همان ارتباط را ایجاد کند. صرف اینکه یک آهنگساز جایزه معتبر گرفته باشد،تضمین نمیکند موسیقی او با یک فیلم مشخص ارتباط حسی برقرار کند.موسیقی باید با خود اثر پیوند بخورد و بتواند فضای معنوی، تاریخی و دراماتیک آن را به مخاطب منتقل کند.
وی با اشاره به تجربه موسیقی فیلم «الرساله» ادامه داد:موریس ژار، آهنگساز بزرگ این فیلم،درباره شکل گیری موسیقی آن گفته بود:ابتدا برای ساخت موسیقی با مصطفی عقاد وارد گفت وگو شدم،اما احساس کردم از نظر حسی نمیتوانم با فیلم ارتباط برقرار کنم و در نهایت از همکاری کنار رفتم.
در مسیر بازگشت، صدای اذان را در فرودگاه شنیم.همان صدا باعث شد ارتباط حسی لازم در ذهنم شکل بگیرد.سپس براساس همان تجربه،تم و ملودیای به ذهنم رسید و به پروژه برگشتم.
نتیجه آن، موسیقی ماندگاری شد که امروز همچنان شناخته شده است.این ماجرا نشان میدهد که برای ساخت موسیقی یک اثر مذهبی، صرفاً دانش موسیقایی کافی نیست و آهنگساز باید بتواند با فضای اثر ارتباط برقرار کند.
این مسئله درباره همه عناصر یک اثر هنری صدق میکند.کارگردان، بازیگر،آهنگساز،فیلمبردار و حتی هنرمند تجسمی باید بتوانند حسی را که اثر به آن نیاز دارد،دریافت و منتقل کنند.اگر این ارتباط شکل نگیرد، اطلاعات تاریخی هرچقدر هم دقیق باشد،اثر نمیتواند مخاطب را درگیر کند.هنر فقط انتقال اطلاعات نیست؛هنر باید بتواند مخاطب را با خود همراه کند و یک تجربه حسی در او ایجاد کند.
این مدرس سینما تصریح کرد:مسئله حس در تمام حوزههای هنر اهمیت دارد.وقتی بازیگری در یک نقش مذهبی ظاهر میشود، اگر فقط دیالوگها را بگوید و هیچ حسی در بازی او وجود نداشته باشد،مخاطب با شخصیت ارتباط برقرار نمیکند.
همین مسئله درباره موسیقی و تصویر هم وجود دارد.در نقاشی نیز هنرمند باید بتواند چیزی فراتر از شکل و رنگ به مخاطب منتقل کند. ممکن است یک اثر از نظر تکنیکی بسیار دقیق باشد،اما وقتی حسی از آن دریافت نشود،در ذهن مخاطب باقی نمیماند.
در سینما این مسئله اهمیت بیشتری پیدا میکند،چون مجموعهای از عناصر باید همزمان با یکدیگر کار کنند.اگر فیلمی درباره حضرت رسول(ص) ساخته شود،اما مخاطب با آن ارتباط حسی پیدا نکند،طبیعی است که حتی اگر اطلاعات تاریخی دقیقی ارائه کرده باشد،انگیزهای برای دنبال کردن آن نداشته باشد.
مخاطب ابتدا باید با جهان اثر ارتباط برقرار کرده و بعد اطلاعات تاریخی را دریافت کند.ما گاهی برعکس عمل کرده و تصور میکنیم اگر اطلاعات تاریخی کافی ارائه دهیم،مخاطب حتماً تحت تأثیر قرار میگیرد، در حالی که چنین نیست.سینما قبل از هر چیز یک هنر روایی و حسی است و باید بتواند تجربهای را به مخاطب منتقل کند.
اورنگ با اشاره به اهمیت عشق و علاقه در تولید اثر هنری افزود:حتی فیلمسازانی که سبک و نگاه متفاوتی دارند،بر اهمیت علاقه و عشق به سینما و موضوع تأکید کردهاند.وقتی هنرمند نسبت به موضوعی احساس و علاقه نداشته باشد،نمیتواند آن را به شکل زنده و تأثیرگذار به مخاطب منتقل کند.
در آثار مذهبی،این مسئله حساستر است،زیرا موضوع صرفاً یک داستان تاریخی نیست و با باورها و احساسات بخش بزرگی از جامعه ارتباط دارد.بنابراین نمیتوان صرفاً به دلیل یک مناسبت،سفارش تولید داد و انتظار داشت نتیجه آن یک اثر ماندگار باشد.
398
ای کاش که من خال سیاهت بودم
آشفته چو گیسوی گناهت بودم
وقتی که نگاهت به نگاهم نرسید
تشییع کننده نگاهت بودم
سیدرضا اورنگ
398
شخصیتهای فراوانی در آن دوره وجود دارند که میتوان آنها را مطالعه کرد و از زندگی، روابط و تصمیمهای شان برای ساخت روایتهای تازه بهره گرفت. البته این کار نیازمند پژوهش دقیق است و نباید با جعل یا تحریف تاریخی اشتباه گرفته شود. ما باید شخصیت را از دل منابع بیرون بکشیم و سپس ظرفیتهای نمایشی او را شناسایی کنیم.هنر فیلمساز این است که از دل یک ماده خام تاریخی، روایت زنده و قابل لمس بسازد.
398
بخش چهارم
سیدرضا اورنگ:فیلم «محمد رسولالله» مصطفی عقاد مخاطبان زیادی را در جهان با خود همراه کرد
یک منتقد سینما:برای ساخت آثار مذهبی به پژوهش جدی،نویسندگان توانمند،کارگردانان مسلط و عوامل حرفهای نیاز است. همچنین باید اجازه دهیم هنرمند از ظرفیت تخیل و خلاقیت خود استفاده کند
سیدرضا اورنگ گفت:مناسبت میتواند بهانه خوبی برای تولید یک اثر باشد، اما نباید هدف نهایی تولید باشد. اگر قرار است درباره حضرت رسول(ص) فیلم یا سریال بسازیم، نباید فقط به این دلیل باشد که سالروز وفات یا میلاد ایشان فرا رسیده است. باید ببینیم چه حرف تازهای برای گفتن داریم و چگونه میتوانیم این حرف را با زبان سینما، تلویزیون یا تئاتر بیان کنیم. در غیر این صورت، اثر صرفاً در یک بازه زمانی خاص دیده میشود و بعد از آن کنار گذاشته خواهد شد.
برای ساخت آثار مذهبی به پژوهش جدی،نویسندگان توانمند،کارگردانان مسلط و عوامل حرفهای نیاز است. همچنین باید اجازه دهیم هنرمند از ظرفیت تخیل و خلاقیت خود استفاده کند، البته در چارچوب اصول و واقعیات تاریخی. این دو موضوع در تضاد با یکدیگر نیستند. میتوان به تاریخ وفادار بود و در عین حال، یک روایت دراماتیک جذاب ساخت. آنچه نباید انجام شود، تحریف بیدلیل تاریخ یا ارائه اثری است که فقط مجموعهای از اطلاعات را کنار هم قرار داده باشد. هنر باید بتواند از این اطلاعات، روایت خلق کند.
وی در پاسخ به این پرسش که چرا با وجود هزینههای بالا، برخی آثار مذهبی ماندگار نمیشوند، توضیح داد: یکی از دلایل این مسئله آن است که در بسیاری از پروژهها، هزینه کردن با حرفهای بودن اشتباه گرفته میشود. ممکن است بودجه زیادی برای ساخت یک فیلم یا سریال اختصاص پیدا کند، اما اگر افراد متخصص در جای درست قرار نگیرند، نتیجه الزاماً خوب نخواهد بود.
تولید اثر تاریخی و مذهبی بسیار پرهزینه است و اگر این هزینه بدون برنامهریزی و نگاه حرفهای صرف شود، محصول نهایی هم از نظر هنری ضعیف خواهد بود و هم سرمایه زیادی را هدر خواهد داد. قبل از آغاز تولید باید تحقیق و توسعه انجام شده، فیلمنامه به اندازه کافی بررسی شود، گروه سازنده شکل بگیرد و درباره روایت، شخصیتها، موسیقی، طراحی صحنه و دیگر عناصر تصمیم درست گرفته شود.
نمیتوان ابتدا بودجه گرفت و بعد تازه به این فکر کرد که چه داستانی باید ساخته شود؟! چنین رویکردی در نهایت به اثری منجر میشود که شاید ظاهر پرهزینهای داشته، اما درون آن خالی باشد. برای همین است که برخی تهیهکنندگان و مدیران ترجیح میدهند اصلاً سراغ چنین موضوعاتی نروند، در حالی که راه درست، فرار از موضوع نیست؛ راه درست، حرفهایتر شدن فرآیند تولید است.
این مدرس ادامه داد: باید نگاه خود را به آثار مذهبی تغییر دهیم و آنها را از قالب تولیدات صرفاً مناسبتی خارج کنیم. اگر یک فیلم یا سریال درباره حضرت رسول(ص) ساخته میشود، باید بتواند مانند یک اثر سینمایی قدرتمند با مخاطب عمومی ارتباط برقرار کند. نباید تصور کنیم چون موضوع مذهبی است، فقط مخاطب مذهبی آن را خواهد دید. اگر اثر از نظر سینمایی قدرتمند باشد، مخاطب گستردهتری پیدا خواهد کرد.
فیلم «محمد رسولالله» مصطفی عقاد نمونهای است که توانسته مخاطبان زیادی را در کشورهای مختلف، از جمله ایران، با خود همراه کند و همچنان نیز دیده شود. دلیلش این است که فیلمساز به زبان سینما توجه داشته و از عناصر دراماتیک استفاده کرده است. باید بتوانیم چنین تجربهای را در تولیدات خودمان تکرار کنیم، اما با زبان و ظرفیتهای سینمای امروز. این کار به معنی کپی کردن از آثار گذشته نیست؛ اتفاقاً باید از تجربههای موفق گذشته استفاده کنیم و سپس روایت تازهای بسازیم. اگر قرار باشد همان شیوههای قبلی را بدون تغییر تکرار کنیم، مخاطب امروز را نمیتوانیم بهخوبی جذب کنیم.
این کارشناس سینما درباره ظرفیت شخصیتهای کمتر شناختهشده تاریخی برای تولید آثار جدید بیان کرد: یکی از راههای مهم برای فرار از تکرار، رفتن سراغ شخصیتهایی است که در حاشیه روایتهای مشهور قرار گرفتهاند.
در سریال «امام علی(ع)» نیز دیدیم شخصیتهایی که شاید مخاطب پیش از آن شناخت زیادی از آنها نداشتند، دراماتیزه شدند و در روایت جایگاه پیدا کردند. قطام، مالک اشتر و دیگر شخصیتهای مثبت و منفی، هرکدام بخشی از بار داستان را بر دوش داشتند و باعث شدند مخاطب فقط با یک روایت مستقیم از زندگی امام علی(ع) مواجه نباشد. این شیوه در مورد تاریخ مربوط به حضرت رسول(ص) نیز قابل استفاده است.
398
سرچشمه آب زندگانی است رسول
قاری کتاب آسمانی است رسول
بر خاتم انبیا محمد صلوات
چون آیه مهر و مهربانی است رسول
سیدرضا اورنگ
398
بخش سوم
سیدرضا اورنگ :نقاشی قهوهخانهای میتواند منبعی برای تولید آثار نمایشی باشد
یک مدرس و منتقد هنری:گاهی برای تولید یک اثر مذهبی به دنبال ایدهای تازه میگردیم در حالی که بخشی از این ایدهها در آرشیوها، مجموعههای شخصی و آثار هنرمندان گذشته وجود دارد.
سید رضا اورنگ با تأکید بر اینکه نقاشی قهوهخانهای میتواند منبعی برای تولید آثار نمایشی باشد، بیان کرد: اگر این پردهها و نقاشیها را جدی بگیریم، فقط با یک اثر تجسمی روبهرو نیستیم، بلکه با مجموعهای از روایتها، شخصیتها، موقعیتها و صحنههای دراماتیک مواجهیم. از دل یک پرده نقاشی میتوان نمایشنامه استخراج کرد، میتوان فیلم ساخت، میتوان سریال تولید کرد و حتی میتوان مستندهایی درباره داستان پشت آن اثر و زندگی هنرمندش ساخت.
این آثار به ما نشان میدهند که نسلهای گذشته چگونه وقایع مذهبی و تاریخی را تصور و روایت میکردند. حتی اگر قرار نباشد عین همان روایت را به فیلم تبدیل کنیم، میتوانیم از آن به عنوان یک منبع الهام و نقطه شروع استفاده کنیم.
وقتی یک پرده بزرگ از وقایع مذهبی پیش روی ماست، در واقع مجموعهای از شخصیتها و موقعیتهای نمایشی را در اختیار داریم. چرا نباید فیلمساز، نمایشنامهنویس و پژوهشگر کنار هم قرار بگیرند و از این ظرفیت استفاده کنند؟
گاهی برای تولید یک اثر مذهبی به دنبال ایدهای تازه میگردیم در حالی که بخشی از این ایدهها در آرشیوها، مجموعههای شخصی و آثار هنرمندان گذشته وجود دارد. مشکل این است که کسی سراغ آنها نمی رود و آنها را به زبان هنر امروز ترجمه نمیکند.
وی افزود: از مسوولان دولتی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، مدیران حوزه هنر و مسوولان صداوسیما، این سؤال را دارم که وقتی این همه درباره فرهنگ و هنر مذهبی صحبت میشود، چرا به سراغ اصلیترین ظرفیتهای موجود نمیروند؟ چرا هنرمندان این حوزه و آثارشان مورد حمایت قرار نمیگیرند؟
یک دورهای آقای حسن حبیبی معاون وقت رییس جمهور به فرهنگسرای نیاوران آمد و مجموعهای از این آثار را جمع کرد. هنرمندان این حوزه در آنجا فعالیت و آموزش داشتند، اما این جریان بعد از مدتی متوقف شد و ادامه پیدا نکرد. نیاز داریم این هنر را دوباره به فضای عمومی برگردانیم.
حمایت فقط به معنای پرداخت پول نیست؛ حمایت میتواند ایجاد نمایشگاه، ثبت و آرشیو آثار، آموزش نسل جدید، سفارش آثار، معرفی هنرمندان و فراهم کردن زمینه استفاده از این آثار در تولیدات سینمایی و نمایشی باشد.
اگر این اتفاق بیفتد، یک میراث ارزشمند از خطر فراموشی نجات پیدا میکند و همزمان، سینما و تئاتر نیز به یک منبع غنی از سوژه و تصویر دسترسی پیدا میکنند. این همان ارتباطی است که میان هنرهای مختلف باید ایجاد شود و متأسفانه در ساختار فرهنگی ما کمتر اتفاق میافتد.
منبع:ایکنا
398
اعتراض مردم سخنرانی وزیر ارشاد در یزد را بهم ریخت
ملانصرالدین:سخنرانی سیدعباس صالحی وزیر ارشاد در یزد، به خاطر اعتراض معترضین به عملکرد ضعیف او و حمایت اش از اقراد مسئله دار،باعث بهم ریختن مراسم سخنرانی او شد.
ای کاش وزیر ارشاد به جای همسو شدن با جناح ها،جریان ها و افراد مسئله دار کنار مردم و هنرمندان شریف و اصیل کف خیابان می ایستاد و از هنر و هنرمندان واقعی حمایت می کرد.
اتفاق هایی که به خاطر ضعف شدید رائد فریدزاده در سازمان سینمایی رخ داده و می دهد،مهم ترین چالش وزیر ارشاد است،اما وی این مدیر ضعیف را به خاطر حمایت رییس جمهور اسبق اسبق اسبق،علی رغم مخالف ها همچنان بر مسند نگه داشته تا عمدا به کارخرابی هایش ادامه دهد.
وزیر ارشاد، نه گوش به حرف سینمایی ها و رسانه ای های دلسوز می دهد و نه حتی کارمندان بخت برگشته سازمان سینمایی.میدان را فراخ نگه داشته تا نورچشمی رییس جمهور اسبق اسبق اسبق، سینمای ایران را کاملا ویران کند!
بی هیچ شک و تردیدی اگر جنگی رخ نمی داد سیدعباس صالحی امروز به شغل دیگری مشغول بود.
انتظار از وی که فردی روحانی و روحانی زاده است،چنین عملکرد و رفتاری بعید بود.
398
در معدن زندگی طلایی نَبُوَد
الماس بنفش دلربایی نبود
بیهوده مزن تیشه به اندیشه خویش
اندیشه به جز باد هوایی نبود
سیدرضا اورنگ
398
آقای وزیر،چرا با نفوذی ها برخورد نمی کنید؟!
ایسنا-وزیر ارشاد:نباید در مقابله با نفوذ، بهگونهای عمل کنیم که گرفتار خود تحریمی علمی و فرهنگی شویم.
ملانصرالدین:آقای وزیر،ما نیز از فرآیند تدوین و بررسی طرح «مقابله با نفوذ سرویسهای اطلاعاتی و دولتها یا نهادهای بیگانه در کشور»،به این شکل مخالفیم،اما حکومت نفوذی ها بر وزارت ارشاد را هم نمی توانیم تاب بیاوریم.
علت تصمیمات نادرست و انتصاب های صددرصد اشتباه در وزارت ارشاد که باعث از هم پاشیدن سازمان سینمایی و برخی بخش های این وزارتخانه شده را اعمال نفوذ،نفوذی ها دانسته و سخت به آن باور داریم.زیرا همه این اتفاقات از روی عمد و برای از بین بردن هنر و سینما صورت گرفته.
وقتی سردمداران وزارت ارشاد و سازمان سینمایی،به جای همکاری با هنرمندان،سینماگران و اهالی رسانه کف میدان،سراغ وطن فروش ها، وسط خواب ها و توابان بی توبه می رود و سفارش کار می دهد،چه معنایی می دهد جز اعمال قدرت نفوذی ها؟!
وزارت ارشاد شدیدا به ویروس نفوذ آلوده شده و شما گویا از این آلودگی لذت وافر می برید که به فکر دفع ویروس کشنده نیستید!
398
خیمه هنر و روایت رحمت،اتفاق هنری یا بیلان کاری؟!
ملانصرالدین:مخالف برنامه های مناسبتی نبوده و نیستیم،اما در حد و اندازه معقول و معمول.
هنوز خیمه هنر برچیده نشده، روایت رحمت جای آن را می گیرد.
معاونت هنری نیز باید در شادی مردم به خاطر میلاد فرخنده خاتم الانبیا حضرت محمد(ص) شرکت کند،اما نه با افراط و تفریط.
آیا خیمه هنر چیزی به هنر ایران افزوده است که برنامه روایت رحمت چنین کند؟اجرای برنامه های تکراری چه جذابیتی دارد؟
امشب در محوطه مجموعه تئاتر شهر شاهد برخی از اجراها بودم،دوباره دف نوازی و نقالی و ... وقتی کار جدیدی ندارند،چرا تکرار مکررات می کنند؟!
مهدی شفیعی تازه بر مسند معاونت هنری نشسته، بنابراین نمی توانیم او را در اجرای این برنامه ها مسوول بدانیم.به نظر می آید راه اندازی چنین برنامه هایی خارج از حوزه وزارت ارشاد تصمیم گیری شده و وزیر فقط مجری دستورات بوده.
اگر هماین برنامه ها واقعا در وزارت ارشاد طراحی و زیر نظر وزیر اجرا شده باشد،فقط برای دادن بیلان به بالا دستی هاست.
بیلان عملکردهای بدون برنامه،نه کمکی به اعتلای هنر می کند و نه هنرمندان.در پرونده کاری وزیر نیز به عنوان کار خوب ثبت نخواهد شد.
398
فقط در تلویزیون ایران اتفاق می افتد!
ملانصرالدین:ساعت دو بامداد(چهارشنبه) شبکه نمایش صداوسیما فیلمی پخش می کرد به نام «هتل پردردسر» که در ژانر کودک ساخته شده و کپی بسیار ضعیفی از فیلم موفق«تنها در خانه» بود.
بدون هیچ شک و شبهه ای این فیلم مناسب کودکان و نوجوانان است،نه هر سن و سالی.بنابراین پخش و تکرار آن باید در ساعاتی صورت بگیرد که طبق عرف جهانی کنداکتور این گروه سنی است،نه نیمه شب و بامداد!
این اولین بار نیست که این اتفاق می افتد،اتفاقی که تنها در تلویزیون ایران رخ داده و می دهد!آیا واقعا سردمداران صداوسیما،به خصوص مدیران شبکه با استانداردهای جهانی آشنا نیستند یا عمدا می خواهند استانداردها را زیر پا بگذارند؟!
جالب است که خودشان در برنامه های مختلف،از جمله مربوط به روانشناسی کودک،مدام تکرار می کنند که کودکان نباید تا دیروقت بیدار بمانند و حرف هایی از این دست.اگر سردمداران تلویزیون این حرف ها را باور ندارند،چرا آنها را پخش می کنند؟!
