Don't get caught by a cheater! Telemetrio finds and tags such channels 👉 If you want to see the tag, subscribe 👈
No data
Subscribers
-3424 hours
-347 days
-2130 days
5 631
Post views
~ 4 00624 hours
~ 4 32648 hours
563.66%
Engagement rate
~ 8
Posts per day
Posts Archive
دوتا رفیق قدیمی که هر دو با هم کار می کنن و سالها همو از پلیس نجات میدن ...
یه شب که باید یه محموله رو به دبی برسونن متوجه یه دختر توی کشتی می شن و اون دختر رو هر دو افسون می کنن ...
هردو گرایش ددی دارن و می خوان دختره لیتلشون شه ؛
بخاطر یه دختر دوستی شون ریده مان می شه و کل کل می کنن ..
اما یهو دختره از دهنش درمیره که تری. سام بزنن و دوتاشون نیشخند می زننن
ددیلیتلگرل کلکلی
تخفیف برای خارج فقط،برای کانالای ۰ تا ۵کا
🔴اونایی ک سخت جذبن رو قبول نمیکنم
کانال فقط رمان غیر اخلاقی به جز رمان نیاین پیویم🟡
۳۰۰ممبر میشه ۱۳۵تومن با تخفیف ۱۱۰تومن
۴۰۰ممبرمیشه ۱۸۰ تومن با تخفیف ۱۵۰ تومن
۵۰۰ممبر میشه ۲۲۵ تومن با تخفیف۱۹۰ تومن
۶۰۰ممبرمیشه ۲۷۰تومن با تخفیف ۲۳۵تومن
۷۰۰ممبر میشه۳۱۵تومن با تخفیف ۲۷۵تومن
۸۰۰ممبرمیشه ۳۶۰ تومن با تخفیف ۳۲۰تومن
۹۰۰تومن میشه ۴۰۵تومن با تخفیف ۳۷۰ تومن
یکا ممبر ۴۵۰تومن با تخفیف ۳۹۸تومن😍🔥😍🔥😍🔥😍🔥
به این ایدی پیام بدین ☺️
@Tb_negar5
#گی #ددی #لیتل #انتقامی #کاپلی
🏳🌈🏳🌈🏳🌈🏳🌈🏳🌈
وقتی صدای پیامک اومد ددی زود تر از من سرش رو سمت گوشی چرخوند 👀
با تعجب به منی که داشتم تند تند تایپ میکردم نگاهی انداخت و کم کم اخم هاش تو هم رفت همین جور #غلیظ تر میشد 🤡❌
سورن(#پسرم بگه داره با کی حرف میزنی )
با ویسی که اومد توجهی به صدای #ددی نکردم و ویس رو باز کردم
مهرناز (واییییییییییی عشقم اونجا چه خبره )🥴
با دیدن چهره #منفجر شده😡 و عصبی ددی فاتحه خودم رو خوندم
https://t.me/+rqgzZEAr3LlkZjA0
https://t.me/+rqgzZEAr3LlkZjA0
جویین بدین تا پاک نشده
#لیتل بوی کیوت و ملوسی که عاشق یک #ددی میشه اما خبر نداره که اون فرد به خاطر #انتقام نزدیکش شده یه روز وقتی بدون اجازه وارد اتاق کار ددیش میشه
و چی میشه اگر مدارک بردگی خودش رو روی #میز کار ددیش ببینه
https://t.me/+rqgzZEAr3LlkZjA0
https://t.me/+rqgzZEAr3LlkZjA0
#پارت_14🫦
میدونستی من عاشق #فیستینگ کردن ک.و.ن.یام؟
با این حرفم به صورتم نگاه کرد و لب زد
-#سوراخ من فقط ک.ی.رتو میخواد سهراب...
دلم میخواست بدجور زیرم درد بکشه.
از توی ظرف میوه یه #خیار کلفت برداشتم و توی سوراخش کردم که مثل قبل دوباره آه و نالش شروع شد.🤤
زیر لب غریدم
-تا تو باشی دیگه #هوس دادن به سهراب رو نکنی!
و در آخر کی.رمم با ضرب داخلش کردم🔥🍆
https://t.me/+NJdc8rcLzrE4OWE0
https://t.me/+NJdc8rcLzrE4OWE0
پسری که رفیقشو با خیار به فاک میده😈💦
پدر معتادی که پسرش رو توی قمار به یه مرد خشن و مغرور میبازه🔞🔥-ترو خدا ولم کن😫 اخمی میکنه و لیسی به لبام میزنه که بدنم از ترس تکونی میخوره -جای پولم میخوام سوراختو حسابی جر بدم😏💦 پاهامو بیشتر باز میکنه و آلت کلفتشو با ضرب واردم میکنه که جیغی از درد میکشم -اوففف لعنتیی چقدر تنگیی با گریه دستم رو مشت میکنم و به سینش میکوبم تا ولم کنه اما آلتشو محکمتر داخلم میکوبه😭🍆 https://t.me/+8thxHqG7oyQ1Mzc8 https://t.me/+8thxHqG7oyQ1Mzc8
𝙂𝘼𝙔🏳🌈𝘽𝘿𝙎𝙈🙊🩸
#Lirrle_boy #Dad🔞☁️
- توله کوچولوی تخس من، داشتی بدونِ ددی ک.یر کوچولوت رو میمالیدی؟
ک.یرم رو تو دستای بزرگش گرفت و فشار داد .. با بالا پایین کردنِ دستاش ناله ای کردم..
- آههه اوففف ددی یکم دیگه ادامه بدی آبم میاد!
شصتش رو، رو کلاهکِ ک.یرم کشید و با ك.یر قطور و کلفتش سوراخم رو بازی داد.....💦🏳🌈🥵🍆
https://t.me/+rqgzZEAr3LlkZjA0
https://t.me/+rqgzZEAr3LlkZjA0
مچِ پسر کوچولوشو حین خود ارضایی میگیره و سوراخشو😈🏳🌈💦
#گی #ددی #لیتل #انتقامی #کاپلی
🏳🌈🏳🌈🏳🌈🏳🌈🏳🌈
وقتی صدای پیامک اومد ددی زود تر از من سرش رو سمت گوشی چرخوند 👀
با تعجب به منی که داشتم تند تند تایپ میکردم نگاهی انداخت و کم کم اخم هاش تو هم رفت همین جور #غلیظ تر میشد 🤡❌
سورن(#پسرم بگه داره با کی حرف میزنی )
با ویسی که اومد توجهی به صدای #ددی نکردم و ویس رو باز کردم
مهرناز (واییییییییییی عشقم اونجا چه خبره )🥴
با دیدن چهره #منفجر شده😡 و عصبی ددی فاتحه خودم رو خوندم
https://t.me/+rqgzZEAr3LlkZjA0
https://t.me/+rqgzZEAr3LlkZjA0
جویین بدین تا پاک نشده
⚠️پارت_واقعی⚠️
نصفه شبی تو خوابگاه میره سراغ #لیتل_بویش و ...😱😈
چشمام داشتن گرم میشدن که با حس حرکت چیزی رو بدنم پریدم بالا!
- هیس... منم نوهی کدخدا!
با حرص به صورت سهیل نگاه کردم:
- داری چی کار میکنی؟ اصلا... تا این وقت شب کدوم گوری بودی؟
#لبای خونیشو به لبام نزدیک کرد.
- آرومم کن!
- تو... زخمی شدی!
تیشرتمو کشید بالا و بوسههای داغشو از #سینههام شروع کرد و رفت پایین...
ناخواسته آه عمیقی کشیدم. دستمو سریع رو دهنم گذاشتم و به تختای دیگه نگاه کردم.
- الان یکی بیدار میشه!
#شلورشو کشید پایین و #آل*ت نیمه بیدارش رو نشونم داد:
- به جهنم!!! حتی اگه همهی خوابگاهم بفهمه برام مهم نیس...
تحت تاثیر آهنگ جادویی صداش شلوارکمو در آوردم و با بیصبری سوراخمو به #آل*تش نزدیک کردم...
یه خوابگاه پر از پسرای #همج*نسگرا... حالا چی میشه اگه یه پسر روستایی ساده پاش به همچین جایی باز بشه...🥴🔞
https://t.me/+ZdJ9T8C0U7FkMDM0
https://t.me/+ZdJ9T8C0U7FkMDM0
https://t.me/+ZdJ9T8C0U7FkMDM0
به خوابگاه پسرا خوش اومدین... فقط یه چیزی... اینجا سکس آزاده!!!🔞🫣
#لالهی گوشمو لیس زد و با صدای جادوییش لب زد:
- میخوای برات #س*اک بزنم؟💦
تند گفتم "نه" ولی اون خم شد و #آ*لت #شق شدهمو تو دستش گرفت.
- سهیل باباجانیان قراره #دراز کوچولوتو لمس کنه... این افتخاریه که نصیب هر کسی نمیشه!
اینو گفت و همونطور که بهم زل زده بود #آل*تمو تو دهنش کرد...
آه عمیقی کشیدم که...
لینک
لینک
با خودم فکر می کنم اگه ۱۵ سال پیش همچین صحنه ای رو بهم نشون می دادن ،،،
یعنی من ۳۵ ساله و کاوه ۳۵ ساله رو بهم نشون می دادم باز هم انتخابم اون بود ؟
کی فکرش رو می کرد ما که روزگاری دعوا می کردیم و بعدش کاوه ساعتها منت کشی می کرد ،،، حالا الان به این روز بیفتیم ؟
کاوه ای که اولین بار وقتی توی دعوا فقط بغض کردم از سر ترس از دست دادنم سریع بغلم کرد و ازم لب گرفت و بعدش دیوونه وار زمزمه می کرد : نکنه ازم خسته شدی ؟
کاوه و ایلیا هر دو همسن بودن و همدیگر رو دیدن ،،، هر دو ۲۰ ساله اما متفاوت ،،، ایلیا شر و شیطون و گی ،،، کاوه جدی و منطقی و بایسکشوال ،،، حالا ۱۵ سال از اون زمان می گذره ،،، با هم ۱۵ سال زندگی کردن و ۳۵ ساله شدن . ایلیا هیچ شغلی نداره اما کاوه وکیل موفقی هست ،،، ایلیا به دنبال جوانی از دست رفته اش هست و کاوه فکر می کنه ایلیا فقط برای پول با اون مونده
https://t.me/+qiD1gOzXMW9kOWY8
https://t.me/+qiD1gOzXMW9kOWY8
یک رابطه ۱۵ ساله ،،، کاوه و ایلیا در ۲۰ سالگی همدیگر رو دیدن . کاوه با خودش عهد کرد تا از ایلیا مراقبت کنه تا به تمام آرزوهاش برسونه . حالا در ۳۵ سالگی کاوه تصور می کنه ایلیا فقط به خاطر امنیت مالی باهاش مونده و ایلیا فکر می کنه دیگه کاوه و زندگی اش تکراری کسل کننده شده ، حالا ایلیا تصمیم داره به زندگی اش هیجان بده حتی به قیمت جدا شدن
https://t.me/+qiD1gOzXMW9kOWY8
https://t.me/+qiD1gOzXMW9kOWY8
پسر لجبازی که از پسر عموش متنفره و همیشه تحقیرش میکنه اما ورق روزگار برمیگرده و با قدرت گرفتن تیمور اون تبدیل به هرزه و زیرخوابش میشه و مجبوره به دیـک کلفتش سرویس بده و کـیرش تو سوراخش جا بده.... 💦💢
https://t.me/+4KLFNDGyIaU1Y2E0
مرد خونخواری که بخاطر شکسته شدن غرورش قبیله رو بهم میریزه و جانشین قبیله رو به بردگی میگیره... 💦🔞_من از ادب کردن توله های وحشی خوشم میاد... حرف هاش روی مخم میرفت و انگار خوب میدونست که دهنش رو نمیبست _جرات کردی از حرف اربابت سرپیچی کنی، بهم حمله کردی به خودت که جزوی از اموال و دارایی های منه اسیب زدی... 💦🔞 رشته شلاق رو به ارومی روی کمرم کشید که تمام تنم مور مور شد _چقدر پسر بدی بودی خان رو عصبی کردی حالا باید تنبیه بشی... https://t.me/+4KLFNDGyIaU1Y2E0 https://t.me/+4KLFNDGyIaU1Y2E0
Content available for users 18+
By signing in to the service, you confirm that you are 18 years of age or older.
