191
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
191
گاهی وقتا با خودم فکر میکنم چی به سر قلبم اومده و من متوجه نبودم! انقدر نفهمیدم چی شد که یهو به خودم اومدم دیدم درگیر وابستگیهای این دنیا که هیچکدوم واقعی نبودن، شدم. حالا چیزی جز خاطره برام باقی نمونده. این اواخر شدم آدمی که نفس میکشه، اما زنده نیست! مثل آدمایی که قدمهاشون ردپا نداره، مثل کسایی که از روی اجبار دارن نفس میکشن. مقصر منم که ساده باور کردم سادگیتو اما اشتباه کردم. خواستم قلبتو بسازم ولی زدی قلب منم شکستی. گفتی خیلی سریع پرمیشه جام، یجوری که اصن نبودم از اول. گفتی زمان بگذره همه چیز یادت میره، اما زمان چیزی رو درمان نکرد، فقط به من یاد داد که چطور با درد زندگی کنم. میدونم اشتباه بود اینکه فکر کنم ما میتونیم، اینکه از ما میشه و خب دیدم که تهش نشد. اما در اخر باید بگم بازی و تفریح با آدمی که احساساتیه، شوخیِ خوبی نبود.
191
خیلی شکستم، خیلی خورد شدم، خیلی له شدم، خیلی عذاب کشیدم، اذیت شدم و هیچکس نفهمید. تو لهم کردی، تو اشکمو درآوردی، تو قلبمو مچاله کردی، تو کاری کردی از خودم متنفر بشم، تو کاری کردی بشم یکی که ندونه وقتی غمگینه و غصه داره، میتونه بیاد پیشت یا نه. هر بار که منو پس زدی، از خودت روندی، هول دادی و از پرتگاهِ کنارت انداختی پایین، باعثِ مرگم شدی. من به خاطرِ تو هر بار قویتر از قبل با همهی شکستگیهای قلب و روحم پا شدم و به هر سختیای که بود خودمو رسوندم کنارِ تو، باز هم دوستت داشتم، باز هم بهت عشق دادم، باز هم سعی کردم آدمِ امنِ زندگیت باشم و تو باز منو برگردوندی سر خونهیِ اولم؛ تو باز هم مثل دفعات قبل هولم دادی و از اون پرتگاه که افتادن ازش منو تیکه تیکه میکرد، انداختیم پایین. هر بار که زمین خوردم، اشک ریختم و قلبم مچاله شد تو خودش، منتظر شدم که دستت رو دراز کنی سمتم و نجاتم بدی از جهنمی که توش افتاده بودم؛ ولی دستِ هرکسی سمتم دراز شد جز تو. خب من درکت میکنم؛ بهت حق میدم و حتی دیگه ازت ناراحت هم نیستم! چون میدونم آدم دستشو سمتِ کسی دراز میکنه که دوستش داشته باشه، براش مهم باشه و نخواد که اذیتش کنه؛ تویی که هر بار خودت منو میکُشی، دوسم نداری که. پس طبیعیه برات مهم نباشه چه اتفاقی برام میافته، چقدر اذیت میشم و چقدر درد میکشم. طبیعیه که اصلا حالِ خوب و بدم اهمیتی واست نداشته باشه؛ که اگه اهمیت داشت، هر بار منو هول نمیدادی از اون پرتگاهِ کنارت بندازی پایین.
