en
Feedback
قربانیِ سیلِ افکار

قربانیِ سیلِ افکار

Open in Telegram

گذری ونظری🤎✨ جایی میان تجربه و تأمل. پر از صداها، تصویرها و دل‌مشغولی‌هایی که نمی‌شود نگفت، نه برای دیده شدن، برای بودن. @gorbaniseilafkarbot

Show more
471
Subscribers
+224 hours
-27 days
+530 days
Posts Archive
Ahmet Kaya - Soyle.mp39.17 MB

«گاهی بزرگ‌ترین فاصله، فاصله‌ی میان چیزی‌ست که احساس می‌کنیم و چیزی که جرئت گفتنش را داریم.»

+1
+ I love you. _It’ll pass. 🎞Fleabag #movie

ما این حق را نداریم که به کودکان از سنین خردسالی بیاموزیم که به چه چیزی اعتقاد داشته باشند، بلکه به آنها باید نحوه فکر کردن را آموزش دهیم. _ریچارد داوکینز

زندگی شاید همین باشد؛ سفری از معصومیت، به آگاهی، و از آگاهی به آزادی.»

+1
🎞Poor things #movie

‍ «چرا انسان گاهی زنجیرهای آشنا را به آزادیِ ناشناخته ترجیح می‌دهد؟»
آزادی معمولاً آرزوی همیشگی انسان تصور می‌شود؛ گویی اگر همه‌ی محدودیت‌ها از میان بروند، زندگی نیز بی‌درنگ به سعادت خواهد رسید. اما تاریخ و روان‌شناسی روایت پیچیده‌تری دارند. بسیاری از انسان‌ها، پس از به دست آوردن آزادی، احساس رهایی نمی‌کنند؛ بلکه با اضطراب، سردرگمی و ترسی عمیق روبه‌رو می‌شوند. زیرا آزادی، تنها رهایی از قید و بند نیست؛ آزادی یعنی پذیرفتن مسئولیت انتخاب، و هر انتخاب، به معنای چشم‌پوشی از هزاران امکان دیگر است. شاید به همین دلیل باشد که انسان، گاه زندانِ آشنا را به افقِ نامعلوم ترجیح می‌دهد. ژان پل سارتر (Jean-Paul Sartre) جمله‌ای مشهور دارد: «انسان محکوم به آزادی است.» از نگاه او، ما نه‌تنها آزادیم، بلکه گریزی از آزادی نداریم. حتی تصمیم نگرفتن نیز خود نوعی تصمیم است. هیچ قدرتی نمی‌تواند بارِ انتخاب را به‌طور کامل از دوش ما بردارد. این آزادی، اگرچه سرچشمه‌ی کرامت انسان است، هم‌زمان منشأ اضطراب او نیز هست؛ زیرا دیگر نمی‌توان همه‌چیز را به سرنوشت، جامعه یا دیگران نسبت داد. اریش فروم (Erich Fromm) در کتاب گریز از آزادی (Escape from Freedom) نشان داد که انسان مدرن، پس از رهایی از بسیاری از ساختارهای سنتی، ناگهان خود را با جهانی روبه‌رو دید که در آن باید مستقل بیندیشد، انتخاب کند و مسئول پیامدهای انتخاب‌هایش باشد. اما همه تابِ این مسئولیت را ندارند. از همین‌رو، برخی دوباره به آغوش ایدئولوژی‌ها، اقتدارگرایی یا هویت‌های جمعی پناه می‌برند؛ نه صرفاً از سرِ اجبار، بلکه برای رهایی از اضطرابی که آزادی با خود می‌آورد. شاید به همین دلیل است که آزادی، بیش از آنکه یک وضعیت سیاسی باشد، یک توانایی اخلاقی و روانی است. جامعه‌ای ممکن است از نظر قانون آزاد باشد، اما اگر شهروندانش از اندیشیدن، پرسیدن و مسئولیت‌پذیری بگریزند، آن آزادی به‌آرامی به پوسته‌ای بی‌جان تبدیل خواهد شد. آزادی، پیش از آنکه حقی برای مطالبه باشد، ظرفیتی برای زیستن است. شاید بزرگ‌ترین آزمون انسان نیز همین باشد؛ اینکه آیا می‌تواند بدون پناه بردن به یقین‌های آماده، رهبران معصوم‌نما یا پاسخ‌های از پیش نوشته‌شده، بارِ انتخاب‌های خود را بر دوش بکشد. زیرا آزادی، در نهایت، نه سبکیِ پرواز، بلکه سنگینیِ ایستادن بر پای خویش است. ® Liberty Leading the People, 1830, Eugène Delacroix

sticker.webp0.00 KB

مدل سه‌بعدی و تعاملی از Silo 17 و Silo 18
https://3dscenes.qualityf2p.workers.dev/silo

عجب اپیزودی، عجب پایانی، عجب سریالی درد و بلات بخوره تو سر From به شدتتتتت منتظر فصل بعدی‌ام

+1
🎞silo #movie

sticker.webp0.25 KB

وقتی طبق زاویه دید خودم عصبانی‌ام، اما طرف مقابل رو هم درک می‌کنم؛ حالا دارم بار عاطفی دوبرابری رو تحمل می‌کنم و هم‌زمان عصبانیت و همدلی دارن از درون می‌خورنم.