6 124
Subscribers
No data24 hours
+147 days
+4830 days
Posts Archive
6 124
گفته بودم پیش از این، « گلخانه ی رنگ » من است
حال می گویم جهان، پیراهن تنگ من است
استخوان های مرا در پنجه، آخر خرد کرد
آنکه می پنداشتم چون موم در چنگ من است
دوستان همدلم ساز مخالف می زنند
مشکل از ناسازی ساز بدآهنگ من است
از نبردی نابرابر باز می گردم! دریغ
دیر فهمیدم که دنیا عرصه ی جنگ من است
مرگ پیروزی است وقتی دوستانت دشمن اند
مرگ پیروزی است اما مایه ی ننگ من است
از فراموشی چه سنگین تر به روی سینه؟! کاش
پاک می کردی غباری را که بر سنگ من است
#فاضل_نظری / @ashoomteam
#گریه_های_امپراتور / #نیرنگ
6 124
ای ابر دل گرفتهٔ بیآسمان بیا
باران بیملاحظهٔ ناگهان بیا
چشمت بلای جان و تو از جان عزیزتر
ای جان فدای چشم تو با قصد جان بیا
مگذار با خبر شود از مقصدت کسی
حتی به سوی میکده وقت اذان بیا
شُهرت در این مقام به گمنام بودن است
از من نشان بپرس ولی بینشان بیا
ایمان خلق و صبر مرا امتحان مکن
بیآنکه دلبری کنی از این و آن بیا
قلب مرا هنوز به یغما نبرده ای!
ای راهزن! دوباره به این کاروان بیا
#فاضل_نظری / @ ashoomteam
#ضد
6 124
به خدا حافظی تلخ توسوگند نشد
که تو رفتی و دلم ثانیه ای بند نشد
لب تو میوه ممنوع ولی لبهایم
هر چه از طعم لب سرخ تو دل کند نشد
با چراغی همه جا گشتم وگشتم در شهر
هیچ کس هیچ کس اینجا به تو مانند نشد
هر کسی در دل من جای خودش را دارد
جانشین تو در این سینه خداوند نشد
خواستند از تو بگویند شبی شاعرها
عاقبت با قلم شرم نوشتند:نشد!
#فاضل_نظری / @ashoomteam
6 124
مستی نه از پیاله، نه از خُم شروع شد
از جاده ی سه شنبه شب قم شروع شد
آیینه خیره شد به من و من به آینه
آن قدر« خیره» شد که تبسم شروع شد
خورشید ذره بین به تماشای من گرفت
آنگاه آتش از دل هیزم شروع شد
وقتی نسیم آهِ من از شیشه ها گذشت
بی تابی مزارع گندم شروع شد
موج عذاب یا شب گرداب؟! هیچ یک
دریا دلش گرفت و تلاطم شروع شد
از فال دست خود چه بگویم که ماجرا
از ربنای رکعت دوم شروع شد
در سجده توبه کردم و پایان گرفت کار
تا گفتم السلام علیکم... شروع شد
#فاضل_نظری / @ashoomteam
#گریه_های_امپراتور / #مکاشفه_در_آیینه
6 124
دلواپسم که بر لبت امروز نام کیست
گوشَت به نغمهی که و چشمت به جام کیست
تصویر شاهبیت درخشان چشم تو
ای عشق! مطلع غزل ناتمام کیست
گودال آب و عکس تو ای ماه! ای دریغ!
زیبایی حلال تو امشب حرام کیست
من بوی گل شنیدهام از باد هرزهگرد
جز من شمیم پیرهنت در مشام کیست
من آه، من ملال، من افسوس، من دریغ
از دیگران بپرس که دنیا به کام کیست
#فاضل_نظری / @ashoomteam
#هرزهگرد / #وجود
6 124
کو بازگشتهای که بگوید به دیگران
غیر از سراب، منظرهای در کویر نیست
#فاضل_نظری / @ashoomteam
#وجود
6 124
می خرامد غزلی تازه در اندیشهی ما
شاید آهوی تو رد می شود از بیشهی ما
دانهی سرخ اناریم و نگه داشته اند
دل چون سنگ تو را در دل چون شیشهی ما
اگر از کشتهی خود نام و نشان می پرسی
عاشقی شیوهی ما بود و جنون پیشهی ما
سرنوشت تو هم ای عشق! فراموشی بود
حک نمی کرد اگر نام تو را تیشهی ما
ما دو سرویم، در آغوش هم افتاده به خاک
چشم بگشا که گره خورده به هم ریشهی ما
#فاضل_نظری / @ashoomteam
#کتاب / #غزال
6 124
هدر شد مستی ام در یادِ دیروز و غمِ فردا
بنوش از بادهی اکنون؛ خوشا اکنون، خوشا اکنون
#فاضل_نظری / @ashoomteam
#وجود
6 124
ای زندگی بردار دست از امتحانم
چیزی نه می دانم نه می خواهم بدانم
دلسنگ یا دلتنگ! چون کوهی زمینگیر
از آسمان دلخوش به یک رنگین کمانم
کوتاهی عمر گل از بالانشینی ست
اکنون که می بینند خوارم، در امانم
دلبستهی افلاکم و پابستهی خاک
فوارهای بین زمین و آسمانم
آن روز اگر خود بال خود را میشکستم
اکنون نمیگفتم بمانم یا نمانم؟!
قفل قفس باز و قناری ها هراسان
دل کندن آسان نیست! آیا می توانم ؟!
#فاضل_نظری / @ashoomteam
#آنها / #قفس_باز
6 124
این رقص موج زلف خروشنده تو نیست
این سیب سرخ ساختگی، خنده تو نیست
ای حسنت از تکلف آرایه بی نیاز
اغراق، صنعتی است که زیبنده تو نیست
در فکر دلبری ز من بینوا مباش
صیدی چنین حقیر، برازنده تو نیست
شب های مه گرفته مرداب بخت من
ای ماه! جای رقص درخشنده تو نیست
گمراهی مرا به حساب تو می نهند
این کسر شان چشم فریبنده تو نیست
ای عمرا چیستی که به هرحال عاقبت
جز حسرت گذشته در آینده تو نیست
#فاضل_نظری / ashoomteam
6 124
خواستم بوسهی گرم از لب گلگون ببرم
حال بايد جگر داغ و دل خون ببرم
ناگزيرم که در آيينه چشمت با شرم
لب خندان بنشانم دل محزون ببرم
#فاضل_نظری / @ashoomteam
6 124
چه غم وقتی جهان از عشق نامی تازه میگیرد
از این بیآبرویی نام ما آوازه میگیرد
من از خوش باوری در پیلهی خود فکر میکردم
خدا دارد فقط صبر مرا اندازه میگیرد
به روی ما به شرط بندگی در میگشاید عشق
عجب داروغهای! باج سر دروازه میگیرد
چرا ای مرگ میخندی؟ نه میخوانی! نه میبندی!
کتابی را که از خون جگر شیرازه میگیرد
ملال آورتر از تکرار رنجی نیست در عالم
نخستین روز خلقت غنچه را خمیازه میگیرد
#فاضل_نظری / @ashoomteam
#ضد / #دایره
6 124
پریشانم ولی سر برنمیدارم ز کابوسم
چهل سال است در یک پیلهی تاریک محبوسم
نباید سرنوشت صبر من بیهودگی باشد
مرا پروانه کن، هرچند از پرواز مأیوسم
اگر تنها شدم، غم نیست، خاطرجمع باش ای دل
که گر با دیگران بیگانهام، با خویش مأنوسم
خدا را شکر آهم گرچه جانسوز است، از عشق است
شبیه این و آن از ناامیدی نیست افسوسم
تو مهتابی و من مرداب، خوشحالم که امشب هم
مرا از دور میبینی، تو را از دور میبوسم
#فاضل_نظری / @ashoomteam
#اکنون / #کاشف_اندوه
6 124
دیر یا زود این عذاب ای جان به پایان میرسد
شاد باش! این رنج بی پایان به پایان میرسد
گرچه گاهی تندبادی شاخهای را هم شکست
سرو میماند ولی توفان به پایان میرسد
زندگی بر مردم آزاده ی بی آرزو
سخت میگیرد ولی آسان به پایان میرسد
داستان شمع با آتش روایت شد ولی
عاقبت با دیدهی گریان به پایان میرسد
سیل آه خلق، سدّ ظلم را خواهد شکست
قصه تاریخ بیسلطان به پایان میرسد
#فاضل_نظری / @ashoomteam
#وجود
6 124
شراب تلخ بیاور که وقت شیداییست
که آنچه در سر من نیست بیم رسواییست
چه غم که خلق به حسن تو عیب میگیرند
همیشه زخم زبان خونبهای زیباییست
اگر خیال تماشاست در سرت بشتاب
که آبشارم و افتادنم تماشاییست
شباهت تو و من هرچه بود ثابت کرد
که فصل مشترک عشق و عقل، تنهاییست
کنون اگرچه کویرم، هنوز در سر من
صدای پر زدن مرغهای دریاییست
#فاضل_نظری / @ashoomteam
#کتاب / #خون_بها
6 124
من راضیام به این که خداحافظی کنیم
جامی دگر بچین که خداحافظی کنیم
ای کاش جای شیشهی می میگذاشتی
خنجر در آستین که خداحافظی کنیم
من برق چشمهای تو را دیدهام، تو نیز
اشک مرا ببین که خداحافظی کنیم
آغوش بستی و چمدان غرور را
نگذاشتی زمین که خداحافظی کنیم
دل کندم از کسی که دل از من بریده بود
صدبار پیش از اینکه خداحافظی کنیم
#فاضل_نظری / @ashoomteam
#چمدان_غرور / #وجود
6 124
میبینمت از دور و زیاد است همین هم
این سوختهدل ساخته با کمتر از این هم
صدبار صدایت زدم اما نشنیدی
یک چشم بگردان به من گوشهنشین هم
عشقی که زمینی نشود فایدهاش چیست؟
ای ماه بینداز نگاهی به زمین هم
گفتی که ز خود بگذر و دیدی که گذشتم
از روح و روان هم، تن و جان هم، دل و دین هم
از پیچ و خم رود گذشتیم و رسیدیم
از چشمهی تردید به دریای یقین هم
ای زاهد اگر منکر عشقی به جهنم !
ما با تو نیاییم به فردوس برین هم
#فاضل_نظری/ @ashoomteam
#به_سلامت / #وجود
