141
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
141
بعد جالب اینجاست که همون چند دقیقه قبل از اینکه بیاد، من داشتم بهش فکر میکردم.
خیلی تعجب کردم دیدمش.
141
دبیر دوران راهنماییم رو دیدم، دبیر علوم بودن.
من شناختمش فکر میکردم اون منو نمیشناسه بعد یهو وایساد نگام کرد گفت تو دانش آموز من بودی، حالت چطوره و اینا باهم صحبت کردیم یخورده، بعد گفت من خوب یادمه تو دانش آموز زرنگی بودی😭😭😭😭
اینو که گفت من اکلیلی شدم اصلا، بعد گفت من خیلی خوشحال میشم دانش آموزهای زرنگم رو میبینم قیافه هاتون کامل یادمه، بعد موقع خداحافظی بهم گفت با اجازتون خانوم فیاضی و من دوباره اکلیلی شدم که اسم و فامیلیم یادشه>>>
141
Repost from N/a
اینکه سرکار بتونی خشمتو کنترل کنی باید یه حقوق جدا داشته باشه
پاداش حفظ ارامش در مواجهه با جاهل جماعت.
141
The last leaves of autumn
Tremble on the branches,
whispering farewells to the fading season.
Each fall is a quiet reminder
that endings are gentle,
and even in silence, beauty lingers.
141
Nature's beauty never disappointes me, unlike the people it always warms my heart and blesses my eyes💆🏻♀️💗
