دلتنگ مجاهد
Open in Telegram
1 274
Subscribers
+224 hours
+87 days
+1430 days
Posts Archive
1 274
ماجرای گرگ و گوسفندان در دوران خلافت عمر بن عبدالعزیز
در دوران خلافت عمر بن عبدالعزیز به سبب گسترش فراگیر عدل، برکت و امنیتی که در زمین جاری شده بود، درندگان و در رأس آنها گرگها به گلههای گوسفندان تعرض نمیکردند و حیوانات وحشی در کنار احشام در صحراها به چرا میپرداختند.
چوپانان در نوک کوهها و دشتها میگفتند:
«هنگامی که خلیفهای عادل بر مردم حکومت کند، گرگها و درندگان نیز از دریدن گوسفندان ما دست برمیدارند.»
یکی از چوپانان به نام موسی بن أعیَن که در سرزمینهای شرقی و حوالی کرمان گوسفندچرانی میکرد، نقل میکند:
«ما در دوران خلافت عمر بن عبدالعزیز گوسفندان را به چرا میبردیم و در آن زمان گرگها و حیوانات وحشی و گوسفندان همگی در یک چراگاه در کنار هم بدون هیچ گزندی میچریدند.
شبی از شبها، ناگهان گرگی به یکی از گوسفندان حمله کرد و آن را گرفت!
چوپان با دیدن این صحنه بیسابقه، با حسرت و شگفتی فریاد زد:
«إنا لله وإنا إلیه راجعون؛ گمان ندارم مگر اینکه آن مرد صالح، عمر بن عبدالعزیز، از دنیا رفته باشد!»
راویان نقل کردهاند که وقتی بعد از مدتی خبر وفات خلیفه به آن دیار رسید و زمان دقیق آن را حساب و بررسی کردند، مشخص شد که عمر بن عبدالعزیز دقیقاً در همان شبی وفات یافته بود که گرگ به گوسفند حمله کرده بود.
1 274
هرگاه سر، یعنی حاکم و پیشوای جامعه، صالح و درستکار باشد، پیکر و تن آسیبی نخواهد دید.
1 274
امیرالمؤمنین عمر بن عبدالعزیز چه نسبتی با امیرالمؤمنین حضرت عمر فاروق (رض) داشت؟
عمر بن عبدالعزیز رحمهالله از طرف مادر، از نسل حضرت عمر فاروق رضیاللهعنه بود.
مادر عمر بن عبدالعزیز، دختر عاصم بن عمر فاروق بود.
یعنی حضرت عمر فاروق رضیاللهعنه، پدرِ پدربزرگ مادری عمر بن عبدالعزیز بود.
داستان شمع بیتالمال:
روزی شخصی نزد عمر بن عبدالعزیز رحمهالله آمد تا درباره کارهای حکومت با او صحبت کند.
عمر بن عبدالعزیز کنار چراغی نشسته بود که روغن آن از بیتالمال مسلمانان بود.
تا زمانی که درباره کارهای مردم و حکومت صحبت میکردند، چراغ روشن بود.
اما وقتی آن شخص خواست درباره زندگی شخصی عمر بن عبدالعزیز و خانوادهاش صحبت کند، عمر بن عبدالعزیز چراغ را خاموش کرد و چراغ شخصی خودش را روشن نمود.
آن شخص پرسید: چرا چراغ را خاموش کردید؟
عمر بن عبدالعزیز گفت:
«چراغ اول از مال مسلمانان بود و فقط برای کارهای حکومت استفاده میشد. حالا که درباره زندگی شخصی من صحبت میکنیم، نباید از مال مسلمانان استفاده کنم.»
این نشان میدهد که عمر بن عبدالعزیز رحمهالله چقدر در حفظ بیتالمال مسلمانان امانتدار بود.
1 274
امیرالمؤمنین عمر بن عبدالعزیز چه نسبتی با امیرالمؤمنین حصرت عمر فاروق (رض) داشت؟
عمر بن عبدالعزیز رحمهالله از طرف مادر، از نسل حضرت عمر فاروق رضیاللهعنه بود.
مادر عمر بن عبدالعزیز، دختر عاصم بن عمر فاروق بود.
یعنی حضرت عمر فاروق رضیاللهعنه، پدرِ پدربزرگ مادری عمر بن عبدالعزیز بود.
داستان شمع بیتالمال:
روزی شخصی نزد عمر بن عبدالعزیز رحمهالله آمد تا درباره کارهای حکومت با او صحبت کند.
عمر بن عبدالعزیز کنار چراغی نشسته بود که روغن آن از بیتالمال مسلمانان بود.
تا زمانی که درباره کارهای مردم و حکومت صحبت میکردند، چراغ روشن بود.
اما وقتی آن شخص خواست درباره زندگی شخصی عمر بن عبدالعزیز و خانوادهاش صحبت کند، عمر بن عبدالعزیز چراغ را خاموش کرد و چراغ شخصی خودش را روشن نمود.
آن شخص پرسید: چرا چراغ را خاموش کردید؟
عمر بن عبدالعزیز گفت:
«چراغ اول از مال مسلمانان بود و فقط برای کارهای حکومت استفاده میشد. حالا که درباره زندگی شخصی من صحبت میکنیم، نباید از مال مسلمانان استفاده کنم.»
این نشان میدهد که عمر بن عبدالعزیز رحمهالله چقدر در حفظ بیتالمال مسلمانان امانتدار بود.
1 274
امیرالمؤمنین عمر بن عبدالعزیز چه نسبتی با امیرالمؤمنین حصرت عمر فاروق (رض) داشت؟
عمر بن عبدالعزیز رحمهالله از طرف مادر، از نسل حضرت عمر فاروق رضیاللهعنه بود.
مادر عمر بن عبدالعزیز، دخترِ عاصم بن عمر فاروق بود.
یعنی حضرت عمر فاروق رضیاللهعنه، پدرِ پدربزرگِ مادریِ عمر بن عبدالعزیز بود.
داستان شمع بیتالمال:
روزی شخصی نزد عمر بن عبدالعزیز رحمهالله آمد تا درباره کارهای حکومت با او صحبت کند.
عمر بن عبدالعزیز کنار چراغی نشسته بود که روغن آن از بیتالمال مسلمانان بود.
تا زمانی که درباره کارهای مردم و حکومت صحبت میکردند، چراغ روشن بود.
اما وقتی آن شخص خواست درباره زندگی شخصی عمر بن عبدالعزیز و خانوادهاش صحبت کند، عمر بن عبدالعزیز چراغ را خاموش کرد و چراغ شخصی خودش را روشن نمود.
آن شخص پرسید: چرا چراغ را خاموش کردید؟
عمر بن عبدالعزیز گفت:
«چراغ اول از مال مسلمانان بود و فقط برای کارهای حکومت استفاده میشد. حالا که درباره زندگی شخصی من صحبت میکنیم، نباید از مال مسلمانان استفاده کنم.»
این نشان میدهد که عمر بن عبدالعزیز رحمهالله چقدر در حفظ بیتالمال مسلمانان امانتدار بود.
1 274
تشکر که تا ایندم با ما بودید.
انشاءالله همیشه موفق باشید.
با حمایت شما خوبان بود که تا اینجا رسیدیم ⚘️
1 274
اللَّهُمَّ ارْحَمْ مَوْتَانَا بِرَحْمَتِكَ الَّتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ، وَاغْفِرْ لَهُمْ، اللَّهُمَّ اجْعَلْهُمْ فِي نَعِيمٍ مُقِيمٍ، وَاجْعَلْهُمْ ضَاحِكِينَ مُسْتَبْشِرِينَ فِي جَنَّاتِكَ يَا رَبَّ الْعَالَمِينَ
1 274
شاهکارهای معماری و شهرسازی.
بناهای ماندگار تاریخی: ساخت مسجد قبة الصخره در بیتالمقدس، مسجد جامع اموی در دمشق و توسعه مسجدالحرام و مسجدالنبی
ادامه دارد...
1 274
دعوای مادر و پسر...
روزی مادری فرزندش را به انجام کاری امر کرد؛ اما پسر از فرمان مادر نافرمانی نمود. میان آن دو ناراحتی و دعوا شد و مادر، پسرش را از خانه بیرون کرد.
پسر با دلی پریشان در کوچهها و خیابانها سرگردان شد. وقتی دیگر طاقت نیاورد و همهجا برایش مثل خانه آرامش نداشت، با قلبی شکسته به دروازهٔ خانهی مادر برگشت؛ دروازه را تقتق کرد و گفت: مادر! اجازه میدهی داخل شوم؟
مادر وقتی چهرهٔ خسته، پریشان و ناامید فرزندش را دید، دلش به درد آمد. با چشمانی پر از اشک گفت: بیا پسرم خانهات همینجاست، بیا داخل.
اگر یک مادر، با وجود نافرمانی فرزندش، باز هم نمیتواند او را از دل خود بیرون کند، پس الله سبحانهوتعالی که ما را آفریده و مهربانترین مهربانان است، چگونه با بندهٔ گناهکارش مهربانی خواهد کرد؟
هرچند از فرمان الله نافرمانی کرده باشی و هرقدر گناه کرده باشی، ناامید نشو! به سوی او برگرد، دروازهٔ رحمتش را بکوب و بگو: «یا الله! بازگشتم.»
او بندگانش را میخواهد که به سویش برگردند؛ زیرا رحمت الله بسیار بزرگتر از گناهان ماست.
1 274
دعوای مادر و پسر...
روزی مادری فرزندش را به انجام کاری امر کرد؛ اما پسر از فرمان مادر نافرمانی نمود. میان آن دو ناراحتی و دعوا شد و مادر، پسرش را از خانه بیرون کرد.
پسر با دلی پریشان در کوچهها و خیابانها سرگردان شد. وقتی دیگر طاقت نیاورد، با قلبی شکسته به دروازهٔ خانه برگشت، دروازه را تقتق کرد و گفت: مادر! اجازه میدهی داخل شوم؟
مادر وقتی چهرهٔ خسته، پریشان و ناامید فرزندش را دید، دلش به درد آمد. با چشمانی پر از اشک گفت: بیا پسرم خانهات همینجاست، بیا داخل.
اگر یک مادر، با وجود نافرمانی فرزندش، باز هم نمیتواند او را از دل خود بیرون کند، پس الله سبحانهوتعالی که ما را آفریده و مهربانترین مهربانان است، چگونه با بندهٔ گناهکارش مهربانی خواهد کرد؟
هرچند از فرمان الله نافرمانی کرده باشی و هرقدر گناه کرده باشی، ناامید نشو! به سوی او برگرد، دروازهٔ رحمتش را بکوب و بگو: «یا الله! بازگشتم.»
او بندگانش را میخواهد که به سویش برگردند؛ زیرا رحمت الله بسیار بزرگتر از گناهان ماست.
1 274
ابوهریره رَضِیَ اَللهُ عَنْهُ میگوید: شنیدم كه رسول الله ﷺ فرمود: هركس، بخاطر (رضای) خدا حج نماید و از مقاربت جنسی و مقدمات آن، (در زمان حج) پرهیز نماید و مرتكب معصیت نشود, چنان از گناه پاک میشود كه گویی تازه از مادر، متولد شده است. (صحیح البخارى: 1521)
@sahiholbokhari
1 274
بهروی شاخهِ کاجی وطن، فریاد میسازیم
بهقلب و جبههی سنگر، پر از ایمان میتازیم
نه از غوغای موج تیز، نه از دشتهای آتشخیز
به محو لشکر فرعون، چو شیر، ژیان میتازیم
ز راه سرخ شیرمران و بیدارانی خطشکن
درفشِ عزم حیدر را به هر میدان میتازیم
برای رونق اسلام و تطبیق احکام آن
سپر بر تن، کفنبر دوش و با اسلام میتازیم
ببین سنگر ز مردانست چه برق شمشیری دارد
صدا اللهاکبر است که بر طغیان میتازیم
نگاه ما به شرق و غرب زمین را پاک از کفری
به شام تیرهی ظالم، همه از جان میتازیم
تناب ترس و ذلت را بدست هرگز نمیگیربم
که بر سمت فروغ دین، سبکجولان میتازیم
نمیلرزد دل ما از هجومی دستهی کرکس
که ما با بال شاهینی، سوی کفران میتازیم
به پاس حرمت و خون شهیدان سپهسالار
در این معرکهی پرسوز به دست قرآن میتازیم
توحیدیار حقانی
