Don't get caught by a cheater! Telemetrio finds and tags such channels 👉 If you want to see the tag, subscribe 👈
🇮🇷داستانڪدہ🔞سڪسے🔞
Open in Telegram
🧿 بنام خدایے تمام هستی❤️ ⚖️🇮🇷تابع قوانین جمهورے اسلاے ایران🇮🇷⚖️ 🧿 تعرفہ شرایط ثبت لینڪ خرید ممبرگروه کانال لایک فالور اینستاگرام💫✅ @fazesannqiin1399 🧿 پشتیبانے ربات💫✅ @Linkdoni_Crown 🧿 ادمین لینڪدونے💫✅ @Admi_nLinkedIn @Admi_nLinkedIn
Show more2 851
Subscribers
No data24 hours
-467 days
-21630 days
No data
Post views
No data24 hours
No data48 hours
No data
Engagement rate
No data
Posts per day
Data loading in progress...
Similar Channels
Tags Cloud
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
May '25
May '25
+43
in 0 channels
April '25
+49
in 0 channels
Get PRO
March '25
+45
in 0 channels
Get PRO
February '25
+66
in 0 channels
Get PRO
January '25
+229
in 1 channels
Get PRO
December '24
+543
in 0 channels
Get PRO
November '24
+2 325
in 2 channels
Get PRO
October '24
+1 370
in 0 channels
Get PRO
September '24
+171
in 0 channels
Get PRO
August '24
+261
in 0 channels
Get PRO
July '24
+300
in 2 channels
Get PRO
June '24
+377
in 0 channels
Get PRO
May '24
+462
in 0 channels
Get PRO
April '24
+1 841
in 3 channels
Get PRO
March '24
+210
in 0 channels
Get PRO
February '24
+379
in 2 channels
Get PRO
January '24
+368
in 0 channels
Get PRO
December '23
+310
in 0 channels
Get PRO
November '23
+329
in 1 channels
Get PRO
October '23
+72
in 0 channels
Get PRO
September '23
+89
in 0 channels
Get PRO
August '23
+285
in 0 channels
Get PRO
July '23
+311
in 0 channels
Get PRO
June '23
+337
in 0 channels
Get PRO
May '23
+393
in 0 channels
Get PRO
April '23
+512
in 0 channels
Get PRO
March '23
+398
in 0 channels
Get PRO
February '23
+810
in 0 channels
Get PRO
January '23
+795
in 0 channels
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 22 May | +1 | |||
| 21 May | 0 | |||
| 20 May | +1 | |||
| 19 May | +4 | |||
| 18 May | +1 | |||
| 17 May | 0 | |||
| 16 May | +1 | |||
| 15 May | +3 | |||
| 14 May | 0 | |||
| 13 May | +4 | |||
| 12 May | +1 | |||
| 11 May | +2 | |||
| 10 May | +3 | |||
| 09 May | +4 | |||
| 08 May | +3 | |||
| 07 May | +5 | |||
| 06 May | +3 | |||
| 05 May | +2 | |||
| 04 May | +1 | |||
| 03 May | +2 | |||
| 02 May | +2 | |||
| 01 May | 0 |
Channel Posts
༺🌿𝐆𝐀𝐋𝐀𝐗𝐘 𝐖𝐀𝐘 𝐎𝐅 𝐋𝐎𝐕𝐄.. ⃟🌸༻
༺🌿𝐆𝐀𝐋𝐀𝐗𝐘 𝐖𝐀𝐘 𝐎𝐅 𝐋𝐎𝐕𝐄..🌸༻
به گروه کهکشان راه عشق خوشومدین 😍 گروهمون خاص😜مالکش طلاس😍مدیراش بلاس😊ممبرهاش روهواس😂چت آزاد💥پیوی بدون اجازه ممنوع🚫فوش ودعوا وبی ادبی ممنوع🚫لینک گذاشتن ممنوع🚫باجنبه باشین عزیزان🙏رنج سنی بالای ۳۰ سال😍😁
https://t.me/joinchat/l-axfWQZtyNlZTlk
| 2 | 🏷 گروه : 🌙✨شب نشینی با پلنگ🐆
▪️ آیدی : -1002488302880
▪️ تعداد عضو : 850
┈┅┅━✦━┅┅┈
🌹سن مطرح نیس فقط ادبو احترام💚
💣گپ ⓸⓶ ⏳ فٖؒـؒؔـٰٰعٖؒـؒؔـٰٰاٖؒلٖؒ 🎲
✅چت،،،،ویسکال🎙️بین المللی 🌎۲۴ ⏰
✅ممبر از سراسر کشور👫✅بازی های به روز ✅بحث های جنجالی🔥✅ موزيك لايو زنده✅کمدی🤹♂️شعر ودکلمه 🧩انـواع چـالـش هـا 😀بـازی روزانـه🎭💃🏹چت فقط فارسی🙏
┈┅┅━✦━┅┅┈
https://t.me/+7s5nd29DmGxmYzM0 | 358 |
| 3 | ● نام گروه : 𓄂𝆺𝅥𝅯⃗⃝⃨⃗⃝⃨🇦🇿☾︎彡 سَِوَِگَِےَِ בَِوَِنَِیَِاَِسَِےَِ 彡☾︎✸ ☾︎⃝⋆⃟🇹🇷 𓆃
● شناسه گروه : -1002463645591
● تعداد اعضا : 1906 نفر
─┅━━━━✦━━━━┅─
همراه بازی های هیجان انگیزوباحال😍
صندلی داغ چرخشی🪑
حکم🖇 تارگت🎯 بازی ترکیبی❤️🔥
وچالش های فان وبامزه 🥳
خوانندگی🎤 دکلمه خوانی 😍
باجایزه بسته ماهانه شارژ 👻...
─┅━━━━✦━━━━┅─
🔗 https://t.me/joinchat/TCF8KpZ5PYI2NzA0 | 74 |
| 4 | 🏷 گروه : 🌙✨شب نشینی با پلنگ🐆
▪️ آیدی : -1002488302880
▪️ تعداد عضو : 26
┈┅┅━✦━┅┅┈
گپ ⓸⓶ فٖؒـؒؔـٰٰعٖؒـؒؔـٰٰاٖؒلٖؒ 🎲
✅چت،،،،ویسکال🎙️بین المللی 🌎۲۴ ساعته
✅ممبر از سراسر کشور👫✅بازی های به روز ✅بحث های جنجالی🔥✅ موزيك لايو زنده📽️✅کمدی🤹♂️شعر ودکلمه 🧩انـواع چـالـش هـا 😀بـازی روزانـه🎭💃🏹
┈┅┅━✦━┅┅┈
https://t.me/+7s5nd29DmGxmYzM0 | 44 |
| 5 | 🏷 گروه : ❤️ڪَِــلَِبَِهَِ دَِوَِسَِــَِتَِـاَِنَِهَِ❤️
▪️ آیدی : -1002203570808
▪️ تعداد عضو : 1078
┈┅┅━✦━┅┅┈
شوخی سقف دار
بازی شتیل دار
کال بیست وچهارساعته
مخ زنی رله
بی ادبی بی معرفتی به غیرتی تعطیل
ادب بی انتها
لینک وگیف و همه چیزم آزاد ممبر دزدی هم تونستی دیدی حلالت
┈┅┅━✦━┅┅┈
https://t.me/+czKOjIk8Qp9hYWRk | 616 |
| 6 | ● نام گروه : ❤️🕊کلبه شادی🕊❤️
● شناسه گروه : -1002319740010
● تعداد اعضا : 106 نفر
─┅━━━━✦━━━━┅─
ے احترامے ممنوع🚫
2-پیوے بـدون هماهنگے = بلاڪ⛔️
3-شوخے بیش از حـد ممنوع🔞❌
4-ویسکال פּ گـ؋ـتگو بے پایان⏳
5-چالش، موزیک פּ بازے🧨🕹
6-شخصیت حر؋ـ اول رو میزنـہ📕
─┅━━━━✦━━━━┅─
🔗 https://t.me/joinchat/kDaKFpxj4J0xMTZk | 1 411 |
| 7 | ┤ شناسه رسانه: STCHS407
┘ آدرس دریافت:
🔗 https://t.me/UKUploadBot?start=STCHS407
فیلم خوردسال جدید | 5 886 |
| 8 | • نام گروه : ♥️🎭چتکال لاکچریا♥️🎭
• تعداد ممبر: 285
━┅┅ ✦ ┅┅━
• لینک گروه :
https://t.me/joinchat/LKNXY-3IKqA4NmI0
━┅┅ ✦ ┅┅━
• توضیحات :
توضیحات گروه تنظیم نشده است!
━┅┅━🄰🄿🄸━┅┅━ | 549 |
| 9 | ● نام گروه : 💚💙کلبه دنج 💙💚
● شناسه گروه : -1002394481439
● تعداد اعضا : 73 نفر
─┅━━━━✦━━━━┅─
• توضیحات :
وآرامش با یک لبخند آغاز شد:|💚🌱
⇚خوش اومدین✬⚜
⛔ورود ۲۰سال به بالا⚜❌
⚜️رفتن PV✬ریمو⚜️
⚜️بـے جنبہ✬⇚نیاد⇛⚜️
⚜️لینـڪ✬⇚خدافظے⇛⚜️
⚜️ادب واحترام😊✬⇚اولویت⚜
⚜️اسم و عکس پروفایل الزامیست⚜️
🔊ویسکال.۲۴ساعته.همراه چالش🎬
─┅━━━━✦━━━━┅─
🔗 https://t.me/joinchat/FVKgD2SzuXszMjE0 | 481 |
| 10 | • نام گروه : 🎀پاتوق 🕺لاکچریااااا💃🎀
• تعداد ممبر: 1142
━┅┅ ✦ ┅┅━
• لینک گروه :
https://t.me/joinchat/9r-4GD6GxmtlNGFk
━┅┅ ✦ ┅┅━
• توضیحات :
💙به نام خدا❤️
🌹گپمون عاس😂
🌻مدیرمون خاص😍
🌷ممبرامـون باکلـاس😉
💞واســه هـمـه باحالاس😇
🏵ســـــرمـــون بـــــالـــاس😎
🌸چــون بالاسـرمون خـداس🙄
💐هــرکی موند میشیم فــداش😘
🌺هرکیــم رفت خـدا پشتـوپناش😊
💫پاتوق🕺لاکچریاااا💃💫😍😍😍😍
━┅┅━🄰🄿🄸━┅┅━ | 431 |
| 11 | 📝نام گروه: 💙دَِوَِرَِهَِمَِــَِیَِ دَِوَِسَِــَِتَِـاَِنَِ نَِاَِبَِ❤
👥تعداد اعضا: 33
🔖توضیحات: ندارد
🔗لینک گروه:
https://t.me/+ND2OH_TIqDs1ZjU0 | 436 |
| 12 | https://t.me/caallofdiotygg | 361 |
| 13 | 💞🔱اَِمَِــَِپَِـَِـرَِاَِطَِوَِرَِیَِ عَِشَِـَِقَِ🔱💞
((🌾در لحظه شاد باش، این لحظه همه زندگی تو است.🫀
💜خوش اومدی به گروه خودت 🫀😍
🤗 محدودیت سنی 20 به بالا😇
💚ادب واحترام⇚اولویت 💃جنبه فول ها بیان💜
هدفمون⇚دورهمی وسرگرمی💖پروفایل داشتن الزامیست ،اجباری ،🚫))
htt
https://t.me/joinchat/_VFAZ60Cm1NkZmI0 | 499 |
| 14 | https://t.me/+d33rBZco5-0xNWQ0 | 426 |
| 15 | https://t.me/+WkKcKmqBhnJmOWU8 | 424 |
| 16 | 𝗢𝗻𝗹𝘆 𝗵𝗮𝗻𝗱𝘀𝗼𝗺𝗲𝘀
♧ janbe❥︎→dashte bash
♧Link❥︎→remove
♧ MemBerdozdi→remove⛔️
♧ chat =ᗷOKOᑎ
♧dava⛔️ᑎᗩKOᑎ
♧24voic call
https://t.me/joinchat/ACbxlAhcZ0o0OTU8 | 287 |
| 17 | س دادن مادر زن عزيز به خاطر دخترش
سلام من رضا هستم. داستاني كه براتون مي گم مربوط به 6 ماه پيش است. من 31 سالمه و زنم شیدا 25 سالشه. ماه 2 ساله ازدواج كرديم و خاطره من مربوط به زماني است كه زنم باردار بود و در بيمارستان بود. زنم رو بردم بيمارستان و دكتر گفت كه امشب بمونه بايد عمل بشه چون ممكنه بچه از بين بره. من و مادر زنم شهره تو بيمارستان بوديم. بعد از ساعت 8 شب گفتن مريض شما همراه نمي خواد و بريد خانه. من و مادر زنم به سمت خانه راه افتاديم تا فردا صبح زود بيايم. مادر زنم هم اومد خونه ما چون خونه خودشان تو شهر ماهيدشت بود .راستي من كرمانشاهي هستم. ما به سمت خونه راه افتاديم. قبلا بگم من به دليل مشكل زنم از 4 ماه قبلش باهاش سكس نكرده بودم و فقط خودارضايي مي كردم. چند وقتي بود با يه همسايه داشتيم كه بيوه بود رابطه برقرار كرده بود تا بتونم ترتيبشو بدم. ديگه طاقت نداشتم.
خلاصه ما رسيديم خونه مادر زنم رفت تو آشپزخانه و مشغول غذا درست كردن شد. ميترا همسايه بيوه ما يه اس ام اس داد كه بيا درب واحد كارت دارم. من به مادر زنم گفتم دوستم رو ببينم ميام. من داشتم با ميترا حرف مي زنم كه يه لحظه ميترا منو بوسيد و رفت خونه. تا مرحله بوسيدن جلو رفته بوديم. من نمي دونستم كه شهره من و ميترا رو در حال بوسيدن ديده. تا اومدم تو سريع اومد جلوم وايساد و گفت تو خجالت نمي كشي. گفتم چرا كه گفت ديده با اون جنده چه مي كردي. منم به دروغ گفتم كه چند بار كردمش و گفتم همينه كه هست. بعد رو بهش كردم و نفهميده گفتم چه كنم منم دل دارم تو اگه مادر خوبي هستي به جاي دخترت به من كس بده. يه لحظه فهميدم چي گفتم سرخ شدم. ديدم شهره نشت زمين نمي تونست چيزي بگه. رفت تو اتاق و درو بست. با خودم گفتم بدبخت شدم الان مي ره به همه مي گه. چند دقيقه فكر كردم و گفتم اگه امشب اينو نكنم مي ره و مي گه قضيه رو. رفتم درو باز كردم و گفتم اگه بهم ندي مي رم ميترا رو مي كنم. به من گفتم كثافت مگه شیدا چي برات كم گذاشته بود؟ بهش گفتم ديگه چيزي سرم نمي شه اگه خودت ندي به زور مي كنمت. كه گفت اگه امشب ماله تو باشم قول میدي ديگه با اون زنه نباشي. منم بهش الكي قول دادم. ديدم اومد و شلوارش كشيد پايين (يه لباس بلند تنش بود با يه شلوار زيرش و روسري كه سرش بود گفتم اين چيه مگه مي خواي تو رختخواب كس بدي .لخت شو سريع. گفت من 30 ساله عروسي كردم جلو شوهرم لخت نشدم. گفتم به من چه حالا لخت مي شه. به زور لختش كردم. مي ماند مثل يه تكه جواهر از دخترش ماهتر بود يه زن 48 ساله سفيد و ماماني. معطلش نكردم .انداختمش زمين و شروع به خوردن كسش كردم. داشت ديوانه مي شد. يه كس صورتي اصلا نور نديده بود اين كس خوش فرم. بعدش سريع انداختمش زمين و نشستم وسط باش زماني كه مي خواستم بكنم تو كسش به من نگاه كرد و گفت يادت باشه قول دادي. منم گفتم چشم جنده خودم. تا ته فرو كردم. از درد يه جيغ زد و گفت پارم كردي كسكش. كيرت برام خيلي كلفته. با سرعت بالا داشتم تلمبه مي زدم و حال مي كردم ولي شهره معلوم بود اصلا حال نمي كنه. بعد برش گردوندم كه گفت مي خواي چكار كني. گفتم مي خوام كونتو جر بده. گفت من تا حالا ندادم. گفتم خفه شو جنده. بعد حسابي كونشو تف مالي كردم و كيرمو گذاشتم در كونش و فشار دادم. تا نصفه با زور كردمش تو. از درد التماس مي كرد و گريه مي كرد. تا ته فرو كردم تو. ديدم از درد از حال رفت. سريع كشيدم بيرون و رفتم آب آوردم و ريختم تو صورتش تا حالش جا اومد خواستم دوباره كونشو بگام كه فرار كرد. دنبالش دويدم و تو حال گرفتمش خواست جيغ بزن بالاي دهنشو گرفتم و كيرمو دوباره به زور كردم تو كونش . دوباره از درد شروع بع گريه كردن كرد. منم داشتم تلمبه مي زدم اصلا شیدا به من كون نمي داد. حدود 1 ساعت از كون و كس گاييدمش بعد ابمو ريختم تو كسش آخه لوله هاشو بسته بود. بعد بردمش حموم. تو حمام هم يه بار از كس گاييدمش. بعدش خوابيدم. ساعت 6 از خواب بيدار شدم ديدم شهره تو اتاق بغلي خوابيده رفتم سراغش اولش نخواست بده بعدش مجبور شد لخت بده و يه كس و كون ديگه بهم بده. بعدش رفتم بيمارستان. تا روز 10 تولد بچم مادر زنم اونجا بود و روزي يه بار مي كردمش. الان كه حدود 6 ماه گذشته به زور مي ياد خونمون چون مي دونه به هر طوري شده مي گامش. كسش محشره. من به همه دوستان پيشنهاد مي كنم كس مادر زنشونو بگان. خدايي از كس دخترشو بهتره.
نوشته: رضا
گروه🔞منطقه آزاد🍒( 85 )
@UKU_ploadBot
فیلم های🔞ممنوعه🍒( 85 )
@UKUpl_oadBot
گیف های🔞سکسی🍒
@Sticker_Gif12
داستان🔞های سکسی🍒
@dastansxsy1400
لینکدونی برتر🫠🤝
@Linkdoni_Persian_Alps2020 | 8 113 |
| 18 | کیرم حسابی صدای مادر را درآورده بود سراغ سینههایش رفتم و به محض خوردن سینههایش مادر صداهایش بیشتر و بیشتر شد ،
خوشحال بودم که مادر نقشش را خوب بازی میکنه ولی وقتی شروع به کشیدن موهایم کرد یادم نیامد که چنین فیلمی دیده باشم و مادر با کشیدن موهایم منو تا گردنش بالا برد و با خوردن گردنش صدای آهش به جیغ تبدیل شد که فشار بدنم را روی بدنش کم کردم و کیرم را آرام تر تلمبه زدم که دیدم مادر در همان لحظات اول قفسه سینهاش و شکمش بالا و پایین شد ولی بعد وقتی با کشیدن موهایم سرش را بلند میکرد و دوباره سرش را پایین می برد کمرش در حدود په سانت از زمین بلند میشد و دوباره تکرار میکرد که با دو سه بار تکرار این بار جیغ کشیده ای کشید و کم کم آرام گرفت،
هنوز نگرانش بودم که نگاه صورتش کردم که مثل خون شده بود و با کمی عرق داشت کم کم آرام میشد ،
لبانم را روی لبهایش گذاشتم و بوسیدمش و با تلمبههای آرام و آهسته گفتم میتونی ادامه بدی ؟
مامان خس خس کنان گفت ی لحظه وایسا ،
کیرم را توی کصش نگه داشتنم و مشغول خوردن سینههاش شدم و برای اینکه کیرم نخوابه خیلی آرام تلمبه میزدم که دیگر بهش اجازه استراحت ندادم و ازش خواستم بلند بشود و وقتی دستانش را گرفتم متوجه شدم تعادل ندارد و باید کمکش کنم ولی وقتی دستانش را به دیوار زدم و کیرم را توی کصش تنظیم کردم دیدم با تلمبه زدنم پاهایش می لرزد و به هیچ وجه قادر به تحمل وزنش نیست و آن لحظه به یاد پوزیشن دیگری افتادم و ازش خواستم بغلم کند و وقتی بغلم کرد پاهایش را از زمین بلند کردم و سر و گردنش را به دیوار تکیه دادم و پاهایش را روی رانم گذاشتم و کیرم را توی کصش گذاشتم ،
مادر سبک بود و این پوزیشن دلنشین بود که حسابی حالم را دگرگون کرده بود ،
دستانم به دور لمبراش گرفته بودم و با هر تلمبه مادر را به بالا پرت میکردم ،
پوزیشن عالی بود و کیرم بیشتر از نصفش داخل کصش بود که داشتم ارضا شدنم را حس میکردم ،
مادر چشمانش سیاهی رفته بود و احتمالاً حال ساک زدن یا ایستادن را نداشت که برای ارضا شدنم در لحظه آخر بدون اینکه کیرم را از کصش در بیارم به روی تشک بردمش و در حالت طاقباز کیرم را توی کصش جا کردم و سراغ لبهاش رفتم و با چشیدن لبهاش چندین تلمبه تند زدم و شروع به پاشیدن آبم توی کصش کردم و بی حال روی سینهاش افتادم ،
مادر خیلی اذیت شده بود و نتونستم دیگه ازش چیزی بخوام و شام را روی تشک خوردیم ،
فردا صبح مامان را لخت روی تشک تنها گذاشتم و به مکانیکی رفتم ،
احتمال اینکه پدر این هفته خونه میآمد خیلی کم بود ولی ظهر که خانه آمدم پدر رو دیدم که گوشه خانه سلامم رو بی جواب گذاشت و مادر لنگان لنگان از اتاق بیرون آمد و گفت خوش آمدی پسرم ،
گفتم بابا چیزیش شده ؟
بابا با عصبانیت و بغض بلند شد و به سمتم آمد و گفت کی با مادر خودش این کار را میکنه ؟
پدر میخواست که کتکم بزنه که گفتم بابا چیزی نشده فقط میخواستم مطمئن بشم که میتونم زن بگیرم و چیزی از این چیزها میدونم ،
پدر گفت آخه با مادرت ؟ این خانم سالهاست لوله رحمش را بسته و فکر کنم تو پارش کردی و میدونی که دکتر گفته این خانم ضعیفه و اگه بچه دار بشه میمیره ،
گفتم پس با کی انجامش میدادم؟مامان هیچ چیش نمیشه ، اصلاً میبرمش شهر پیش دکتر که دارو براش بنویسه ،
پدر گفت تو دیوانهای و از خانه بیرون رفت ،
مادر نگران شده بود که رفتم بغلش کردم و دلداریش دادم و خواستم ببوسمش که لبهایش را جلو آورد و لبهایش را بوسیدم و بردم روی تشک درازش کردم تا استراحت کند ،
نوشته: علی
گروه🔞منطقه آزاد🍒( 85 )
@UKU_ploadBot
فیلم های🔞ممنوعه🍒( 85 )
@UKUpl_oadBot
گیف های🔞سکسی🍒
@Sticker_Gif12
داستان🔞های سکسی🍒
@dastansxsy1400
لینکدونی برتر🫠🤝
@Linkdoni_Persian_Alps2020 | 7 032 |
| 19 | مادر با خستگی گفت نمیدانم ،
گفتم منظورم اینه که تو ارضا شدی؟
مادر پلک زد و گفت آره ،
گفتم پس خوبه و حالا میخواهم بدونم اگر زنم بخواد دوباره انجامش بدهم میتونم انجامش بدهم،
مادر با خستگی و تعجب پرسید یعنی دوباره ؟
گفتم آره ، آخه باید بدونم میتونم یا نه ،
مادر گفت آخه حتی هنوز شام نخوردی ،
با لبخند گفتم مهم نیست حالا تو باید بجای زنم بتونی منو تحریک کنی ،
گفت چجوری ؟
گفتم با خوردن لبهام و کیرم منو آماده کن و منم یک فیلم آماده میکنم تا چیزهای بیشتری یاد بگیریم ،
مادر گفت باشد و من لبهام را به سمتش گرفتم و با چند لحظه خوردن لبهای همدیگر ازش خواستم سراغ کیرم برود و مادر با خستگی سراغ کیرم رفت ،
نگاهش نکردم تا کمتر تحریک بشم و در حال پیدا کردن فیلم پورن مد نظرم گفتم مامان فردا پنجشنبه هست و من فقط تا ظهر سر کار هستم و وقتی برای ناهار سر سفره میشینم اگر بابا نیامده بود با شورت و سوتین بیا و بغلم بشین و سعی کن با بوسیدن و مالیدن کیرم منو تحریک کنی و به حمام ببری تا منو آماده سکس کنی ،
مادر کیرم را رها کرد و گفت اگر راضی نشدی چی ؟
خندم گرفت و گفتم باید هر جور شده راضیم کنی ،
فیلم آماده بود و مادر کیرم را تقریباً راست کرده بود و من طاقباز بودم و از مادر خواستم که کنارم دراز بکشد و خودش را روی نیمی از بدنم بکشد و در حال دیدن فیلم با کیرم ور برود و گاهی لبهایش را روی لبهام بگذارد ،
فیلمها رد میشد و من کارهایی را که دوست داشت ازش می پرسیدم و چیزهایی که ازش میخواستم را میگفتم ،
فیلم به یک نقطه خاص رسید و گفتم نظرت چیه ؟
گفت منظورت چیه ؟
گفتم میبینی کیر مرد کجای زنه رفته ؟
مادر گفت پشتش رفته ؟
گفتم آره داره کونش را میکنه ،
مادر گفت آره ،
گفتم به نظرت کی امتحانش کنیم ؟
مادر تند با اضطراب نگاهم کرد و گفت نمیشه ،
گفتم باشه اگه نشه منم مشکلی ندارم حالا لبهایت را بده بخورم ،
مادر جلو آمد و لبهایش را خوردم و گفتم اگر خیلی درد داشت بهم بگو که انجامش ندم ولی اگه کمی درد داشت تحمل کن تا کم کم عادت کنی ،
مادر باز با ترس نگاهم کرد و گفت نمیشود ،
گوشی را قفل کردم و روی بدنش افتادم و گفتم مامان من که نمیزارم اذیت بشی و فقط امتحانش میکنیم حالا برو دستشویی و خودتو آماده کن منم میرم ی کم روغن بیارم ،
مادر هر چند ناراحت بود ولی میدونست که اذیتش نمیکنم و آهسته بلند شد تا به دستشویی برود ،
وقتی برگشت بطری روغن مایع غنچه رو کنارم دید و با اضطراب جلو آمد و پرسید چکار کنم ؟
طاق بازش کردم و کمی لبو سینههایش را خوردم و گفتم مامان اگر میخوای من ازت راضی باشم باید جوری که میخوام وایسی و کمکم کنی که سوراخت را باز کنم ،
مادر با نگرانی پرسید چکار کنم ؟
بین پاهایش رفتم و پاهایش را بالا دادم و ازش خواستم که با دستانش پاهایش را مهار کند و مادر هم زیر زانوهایش را مهار کرد و اینجوری سوراخ کونش و کصش قلمبه شد و من بلافاصله شروع به خوردن کصش کردم و اینبار از سوراخ کونش تا خروسکش را با هم میخوردم ،
بدجوری کصش بیرون زده بود و هم خوردنش و هم کردنش منو وسوسه میکرد وقتی مشغول خوردنش بودم مادر نتونست چشمانش را ببندد و همش نگران بود که میخوام چکار کنم و من انگشتم را روی سوراخ کونش گذاشتم و با تکان دادنش نگه داشتم و کصش را میخوردم ،
مادر در حالی که نگران ادامه کارم بود داشت از خوردن کصش لذت میبرد که طاقت نیاوردم و بلند شدم و کیر نیم خیزم را توی دستم گرفتم و جلو رفتم مادر نگران شد ولی وقتی کیرم را روی کصش گذاشتم کمی دستانش را کمی شل کرد تا قمبلش پایین بیاد و من شروع کردم به فشار دادن کیرم روی کصش و وقتی کلاهک کیرم وارد کصش شد نفسش باز شد و پرسیدم این کار بهتر نیست ؟
مادر لبخند زد و گفت چرا ،این بهتر است،
گفتم نمیخوای لذت ببری ؟
گفت چرا میخوام ،
گوشی را باز کردم و فیلم رو جلو زدم ،
کیرم توی کصش ثابت مانده بود که مرد توی فیلم موقع ارضا شدن جلوی زن ایستاد و با جق زدن آبش را توی دهانم و روی بدن زن ریخت فیلم را پلی کردم و دست مادر دادم و با پایان فیلم گفتم به نظرت میتونی انجامش بدی ؟
مادر سرش را به بغل انداخت و گفت نمیدانم ،
گفتم باید حواست باشد قورتش ندی ،
مادر گفت باشد ،
با کمک دستم شروع به تلمبه زدن کیرم کردم تا اینکه کیرم تا نصفه داخل کصش رفت و مطمئن شدم که کیرم بیرون نمیاد و در همان حالت نیم خیز شروع به تلمبه زدن کردم ،
کیر نیم خیزم کامل توی کصش جا شد و با چند بار بیرون جستن کیرم باز توی کصش جاش کردم تا اینکه کیرم کمی از قبل سیخ تر شد و توی کصش ماند و با تلمبههای آرام کیرم داشت کامل سیخ میشد که مادر صدای نفس هایش به صدای آه تبدیل شد و دیگر نتوانست پاهایش را کنترل کند ولی پاهایم زیر تنش گیر کرده بود و کصش همچنان قمبل مانده بود که مجبور شدم پاهایم را باز کنم تا روی تنش دراز بکشم ، | 5 207 |
| 20 | گاهی که زبانم را به داخل کصش فشار میدادم یا خروسکش را وحشیانه توی دهانم می بردم متوجه تغییر در چهره مادر میشدم و همان کار را دوباره انجام میدادم ،
خودم را روی بدنش کشیدم و با خوردن شکم و سینههایش و گردنش و لبهایش به صورتش خیره شدم و صدایش زدم تا چشمانش را باز کند و گفتم مامان میخوام مثل این مرد توی گوشی بکنم و حواسم هست که آهسته انجام بدم که اذیت نشی ،
مادر گفت چقدر طول میکشد ؟
گفتم تا موقعی که هردوتامون ارضا بشیم ،
گفت منظورت اینه آبت بیاد ؟
گفتم باید آب هر دوتامون بیاد ،
مادر اولش سکوت کرد بعدش گفت مال من داشت میآمد ،
گفتم پس سریع انجامش میدم فقط فیلم را برات میزارم تو هم مثل زنه با صدای بلند آه بکش و لذت ببر و هر کاری که خودت هم دوست داشتی برات انجام بدم بگو،
فیلم را روی تشک گذاشتم و مادر سریع داگ استایل ایستاد و من در پشتش رفتم ،
باورم نمیشد این تن یک خانم چهل و پنج ساله باشد و این تن ظریف یک دختر سی ساله یا شاید کمتر بود ،
بین پاهایش قرار گرفته بودم و کیرم را روی کصش گذاشتم که مادر سرش را روی بالشت گذاشت و یک دستش را به لمبرش رساند و از این کارش فهمیدم کجای فیلم را داره نگاه میکنه و صورتش را به بغل گرفته تا فیلم را از دست نده و با فشار کیرم توی این حالتی که مانده بود انگار کیرم بین دو تا استخوان داغ شده میرفت ،
مادر داشت آه میکشد ولی صدای فیلم نمیذاشت صدایش را بشنوم و از مادر خواست دو بار انگشتش را وسط صفحه موبایل بزنه و فیلم استاپ شد و گفتم حالا هر جور دوست داری آه بکش ،
کلاهک کیرم داخل رفته بود و دوباره کیرم را درآوردم و روی کصش گذاشتم و بار دیگر فشار دادم و اینبار صدای مامان را بدون مزاحمت شنیدم و دوباره این کار را انجام دادم و بار بعدی کیرم را بیشتر داخل کصش دادم و گفتم مامان خوبه یا تندتر بکنم داخل ؟
مادر با مکث گفت اشتباه میکنی نباید درش بیاری و باید با عقب و جلو بیشتر داخلش بکنی ،
به حرفش گوش دادم و کیرمو تا کمی بیشتر از نصفه با همین کار جلو دادم و مادر هم بدون اینکه نقش بازی کنه آهسته صدای آه را بدون خجالت میداد و اون لحظه دیگه صدای آهش بالا و بالاتر رفت و برای جا کردن کامل کیرم داخل کصش وسط لذتش گفت علی آهسته و با هر تلمبهام خودش را جلو می داد تا درد کیرم را کمتر کنه ،
در آن لحظه گفتم مامان خودت با عقب جلو کیرم را جا بده ،
مادر توضیح خواست و بهش گفتم و من دستم را روی کمرش گذاشتم و مادر شروع به عقب و جلو کردن کرد ،
من با لذتی که می بردم میان صداهای مادر هر لحظه میگفتم مامان بیشتر مامان تندتر ،
مادر سرش را بالا آورد و روی دستاش ماند و با عقب جلو کردنش کیرم را داشت کامل توی کصش جا میداد و وقتی کیرم به انتها میرسید سرعتش را کم می کرد و با صدای تند آه آهسته خودش را به کیرم فشار میداد و من همون لحظه خودم را جلو میدادم تا زحمتش را کمتر کنم ،
دقیقاً در لحظهای که داشت کیرم را تا آخر توی کصش جا میداد دیگر برای کردن کامل کیرم توی کصش تلاش نکرد و با ده سانت اول کیرم سرعتش را بالا برد و خیلی کوتاه و در حد دو سانت روی کیرم کصش را عقب و جلو میکرد ،
مادر داشت با آههای بلند ارضا میشد و من بی خبر بودم و وقتی صدای بیشتر گفتنم را نشنیده گرفت خودم شروع به کار کردم و چندین تلمبه با سرعت توی کصش زدم و دیدم که مادر دستانش را دوباره خواباند و سرش را روی بالشت گذاشت ،
داشتم از کردن کس تنگش لذت میبردم و حواسم به مادر نبود و تنها چیزی که میدیدم شریک جنسی بود که حتی برای کردنش از پدرم هم نمی ترسیدم ،
مادر توان ماندن در این حالت را نداشت و فقط گاهی که کیرم را تا ته توی کصش میکردم صدای آی میداد و آن لحظه بود که فهمیدم مادر ارضا شده و منم با لذت بیشتری تلمبه میزدم داغی کصش کار خودش را کرده بود و هر لحظه بیشتر به ارضا شدن نزدیک میشدن ،
سرعت تلمبههایم را کم کردم و با لذت به کیرم که همراه خودش لبههای کصش را بیرون میآورد و داخل میکرد نگاه میکردم و سوراخ قهوهای کونی که داشت همراه با تلمبههایم نبض میزد و دستانم که لگنش مهار کرده بود و رد انگشتانم آن قسمت را قرمز کرده بود ،
وقت ارضا شدنم رسیده بود و تصمیم داشتم همونجا توی کصش خالی بشم و با همان تلمبههای آهسته شروع به ریختن آبم توی کصش کردم و تا خوابیدن کیرم تلمبههام را به ته کصش میزدم ،
حالا چشم هایم سیاهی میرفت و باید سریعتر دراز میکشیدم و با همان لباسهای مادر دوتامون رو خشک کردم ،
مادر میخواست برای شستن خودش بیرون برود ولی من نگهش داشتم و همراه خودم خوابوندمش ،
بغلش کردم و با خوشحالی لبهایش را خوردم و با سینههاش بازی کردم و پرسیدم مامان فکر میکنی موفق میشم که زنم را راضی کنم ؟ | 4 716 |
Content available for users 18+
By signing in to the service, you confirm that you are 18 years of age or older.
