en
Feedback
بُریده

بُریده

Open in Telegram
701
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days

Data loading in progress...

Attracting Subscribers
May '24
May '240
in 0 channels
April '24
+4
in 0 channels
Get PRO
March '24
+1
in 0 channels
Get PRO
February '24
+6
in 0 channels
Get PRO
January '24
+1 007
in 0 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
04 May0
03 May0
02 May0
01 May0
Channel Posts
شماره ۶۰۶ اگر می‌خواهید مفید‌ترین اطلاعات را از میان چند منبع مختلف گردآوری کنید، همواره باید در تلاش باشید این منابع را مستقل از یکدیگر بررسی کنید و اجازه ندهید با هم ادغام شوند. این قانون بخشی از رویه‌ی خوب پلیس در برخورد با شاهدان یک ماجراست. وقتی چند شاهد برای یک ماجرا وجود دارد، به آن‌ها اجازه نمی‌دهند تا پیش از شهادت با یکدیگر بحث یا گفت‌وگو کنند. هدف از این کار تنها جلوگیری از تبانی شاهدان معاند نیست، بلکه جلوگیری از تاثیر شاهدان بی‌طرف بر یکدیگر هم مد‌نظر است. معمولا شاهدانی که تجرببات خود را با یکدیگر رد و بدل می‌کنند، در شهادت خود مرتکب اشتباهاتی می‌شوند و ارزش کلی اطلاعات ارائه شده‌شان کم می‌شود. از بین بردن بخش زائد و بیهوده از منابع اطلاعاتی همیشه ایده‌ی خوبی بوده است. تفکر سریع و کند دنیل کانمن #توسعه‌_فردی (کانمن از بزرگان «اقتصاد رفتاری» به شمار می‌رود و همینطور از توسعه دهندگان «دانش تصمیم‌گیری» است) @borideh_bekhan

2
شماره ۶۰۵ اگر سیاست رئیس جمهور را می‌پسندید، احتمالا صدا و ظاهر او را نیز دوست دارید. تمایل به پسندیدن (یا نپسندیدن) همه‌ی خصیصه‌های یک شخص -از جمله مواردی که خودتان مشاهده‌ نکرده‌اید- «اثر هاله‌ای» نام دارد. تفکر سریع و کند دنیل کانمن #توسعه_فردی @borideh_bekhan
205
3
شماره ۶۰۴ یک روز صبح آسمان به صافی پنجره بود. فردا صبح هم همینطور بود، فردایش و فردایش، و همه‌ی صبح‌های بعدی، تا این‌که دیگر سخت می‌شد به یاد آورد باران چه طور بوده است، و زمین‌های سبز و مرطوب که سرشار از حیات که پای برهنه درش فرو می‌رفت چه شکلی بوده است. تمام آن چیزهایی که در حال رشد و نمو بودند در میانه‌ی رشدشان متوقف شدند، برگ‌ها پیچ خوردند، و همه‌ی موجودات به آفتاب پشت کردند. شاید جایی _ در لندن، در بمبئی، در بوستون_ روزنامه‌ای (در صفحات داخلی‌اش) تک‌عنوانی درج کرده باشد با این مضمون «خشکسالی آفریقای شرقی بریتانبا را تهدید می‌کند». شاید کسی آن را خوانده و به آسمان نگاه کرده باشد، با این امید که ای کاش آسمان خودشان هم به اندازه‌ی آسمان ما صاف باشد، یا به نظرش قحطی دردورترین حاشیه آفریقا چندان هم خبر محسوب نشود. شب در مسیر غرب بریل مارکهام #رمان @borideh_bekhan
248
4
شماره ۶۰۳ همه‌اش به خاطر این اتفاق افتاد که آن خدایان دوست‌داشتنی که اغلب اوقات با هم طی طریق می‌کردند، یا دست کم در مورد امور کلی‌تر با هم توافق نظر داشتند، ترک خدمت کردند و حاضر نشدند باران بفرستند. شب در مسیر غرب بریل مارکهام #رمان @borideh_bekhan
212
5
شماره ۶۰۲ یک سال در انجورو و باقی مزارع اطراف همه‌ی دانه‌ها مردند، در مزارع، دشت‌ها، مزارع‌ دامنه‌ی تپه‌ها، در محوطه‌های مستطیلی‌شکل صاف شده در دل جنگل‌ها، در مزارع بزرگی که بیش از یک گاو‌آهن و یک امید چیز دیگری نداشتند. دانه‌ها مردند چون رشد نکردند، تشنه‌ی باران بودند. شب در مسیر غرب بریل مارکهام #رمان @borideh_bekhan
209
6
شماره ۶۰۱ به بذر کف دست کشاورز نگاه کن. می‌تواند با یک پف بازدم روفته شود، و همین پایانش خواهد بود. ولی سه زندگی در یدش است_زندگی خودش، زندگی انسانی که با ازدیاد آن ارتزاق می‌کند، و زندگی کسی که با فرهنگ پیرامون آن زندگی می‌کند. اگر دانه بمیرد، این افراد همه‌شان نخواهند مرد، اما ادامه‌ی زندگی‌شان هم همانطوری نخواهد بود که تا کنون بوده است. ممکن است زندگی‌شان متاثر شود چون دانه مرده است؛ ممکن است زندگی‌شان تغییر کند، ممکن است به چیزهای دیگری ایمان بیاورند. شب در مسیر غرب بریل مارکهام #رمان @borideh_bekhan
204
7
شماره‌ ۶۰۰ سست نیستیم مثل زنجیر، محکم و ماندگاریم مثل سبزه آیین‌ها عجیبند. معجزه می‌کنند. آن‌ها عرض جغرافیا و طول تاریخ را به هم پیوند می‌دهند. چنان‌ که ما هر جای کرهٔ خاکی که باشیم، مانند نیاکان نادیده‌مان، سبزه بر سفره می‌گذاریم و نخستین روزهای بهار را به یکدیگر تبریک می‌گوییم. نخی که تاریخ و جغرافیای ما را به هم می‌دوزد، به اندازهٔ‌ ساقهٔ سبزه نازک است، اما هزاران سال، از سنگین‌ترین زنجیرهای زور، محکم‌تر بوده است. آیین‌ها اغلب در توافقی ناگفته، نادیده و نانوشته، شکل می‌گیرند: یا برای حفظ داشته‌های دوست‌داشتنی یک جمع، یا به امید دست‌یافتن به آرزوهای ارزشمندشان. همین ناگفته و نانوشته بودن باعث می‌شود که شکل‌گیری بسیاری از آیین‌ها، خصوصاً‌ آن‌ها که از عمق تاریخ می‌آیند، با خیال‌پردازی و گمانه‌زنی همراه باشد. اما این‌ها اصلاً مهم نیست. چون آیین‌ها، اگر واقعاً بخشی از فرهنگ جاری باشند، ریشه در خاک آینده‌اند و نه گذشته. و از امیدی که اقوام و ملت‌ها به آینده دارند، تغذیه می‌شوند. مردمان قبیلهٔ اندلبه، آن زمان که دیوارهایشان را مانند لباس‌هایشان، رنگ می‌زدند، در پی حفظ گذشته نبودند، بلکه به آینده‌ای چشم داشتند که در آن، آزادانه در کنار هم باشند و با هم حرف بزنند. از این منظر کاملاً واضح است که چرا ما ایرانیان، چنین شوق نوروز داریم و آن را، حتی در سخت‌ترین و تاریک‌ترین سال‌های تاریخ‌مان، به هر شیوهٔ ممکن، گرامی داشته‌ایم. البته که بقای یک ملت، آن هم در بزنگاه‌های تاریخی، به چیزی‌هایی جز سنت هم نیاز دارد. ملت‌ها هم، مثل انسان‌ها،‌ به عزت نفس نیاز دارند (اگر قبلاً این اصطلاح تعریف دیگری پیدا نکرده بود می‌گفتم: عزت ملی). عزت به همان معنا که در عزت نفس می‌گویند: احساس توانمندی و احساس ارزشمندی. هر کاری کنیم که به خود نشان دهیم ما مردم توانمندی هستیم، و هر حرفی بزنیم که حس ارزشمندی را در ما زنده و تقویت کند، قدمی در راه بقای ماست. سهم خود را در نابسامانی‌هایمان نادیده نمی‌گیریم و برای بهتر شدن تلاش می‌کنیم. اما نباید اجازه دهیم که عده‌ای با ژست‌های روشنفکرمآبانه و لحن تحلیل‌گرانه، ما را وادار کنند سهمی بیش از آن‌چه واقعاً متعلق به ماست، در نابخت‌یاری‌هایمان بپذیریم. ما نباید خوبی‌های فراوانی را که داریم، فراموش کنیم. حتی اگر صحنه‌ها در اختیار بدترین‌هایمان باشد؛ آن‌هایی که چیزی از خوبی برای عرضه ندارند. ما نباید توانمندی‌هایمان را فراموش کنیم. حتی اگر صحنه‌ها در اختیار ناتوان‌ترینان‌مان باشد؛ آن‌ها که چیزی از توانمندی برای ارائه ندارند. ما باید همدلی‌های خود را حفظ کنیم، حتی اگر ناهمدل‌ها، چنان با ما در آمیخته باشند، که تشخیص خودی از غیرخودی چندان آسان نباشد. ما می‌مانیم. و هزاران سال بعد هم سبزه‌هایمان را گره خواهیم زد. تا فرزندان‌مان هم در سختی‌هایشان، مثل امروز ما، با غرور بگویند که ما بر خلاف زنجیرهایی که گاه به پایمان بوده، هرگز سست نبوده‌ایم، ما مثل سبزه، استوار مانده‌ایم. روزنوشته‌ها محمدرضا شعبانعلی @borideh_bekhan
330
8
شماره ۵۹۹ بین فرزند و پدر گاه می‌تواند عشق و وفاداری و عدم درک متقابل هم‌زمان به عمیق‌ترین شکل قابل تصور ممکن وجود داشته باشد. مریلین رابینسون #جمله_کوتاه @borideh_bekhan
387
9
شماره ۵۹۸ حتی می‌دانستم دقیقا بعد از مرگم چه اتفاقی برایم می‌افتد: مقبره‌ی اسکینرها رهایم نمی‌کند. مادرم گریه کنان خواهد گفت: او تنها کسی بود که کاملا مرا درک می‌کرد. بعد از مرگ من به او هر کسی خواهد گفت: واقعا هانس ما چطور انسانی بود؟ تا همین امروز و احتمالا تا ابد او خیلی محکم معتقد است من آدم «هوس ران» و «مال مفت‌خوری» هستم. او خواهد گفت: بله، هانس ما با استعداد بود، اما با کمال تاسف باید بگویم که هوس‌ران، مفت‌خور و متاسفانه کاملا بی‌انضباط بود، ولی در عین حال آدم بااستعدادی بود. سامرویلد خواهد گفت: دوست ما اسکینر، از خوبی زبانزد بود، اما متاسفانه او به شکل عاجزانه‌ای ضد مذهب بود. هیچ احساسی در مورد ماورالطبیعه نداشت. بلوترت متاثر خواهد شد که چرا مجازات اعدامش را سر وقت انجام نداده تا بتواند مرا در انظار عموم دار بزند. «فرد بول» هم خواهد گفت: یک مرد یگانه بی‌آنکه حتی نتیجه‌ی اجتماعی داشته باشد. کینکل خواهد گریست، صمیمانه بدون آنکه جلوی خودش را بگیرد. او کاملا دگرگون خواهد شد، اما دیگر خیلی دیر شده است. «مونیکا سیلوز» هم چنان ناله و شیونی راه خواهد انداخت که انگار بیوه شده است و افسوس خواهد خورد که چرا یکبار پیش من نیامد تا برایم املت درست کند. ماری خیلی ساده است، باور نخواهد کرد که من مرده‌ام، از زوپفینر جدا خواهد شد و از این هتل به آن هتل سراغ مرا خواهد گرفت. چه قدر بی‌فایده! عقاید یک دلقک هاینریش بل #رمان @borideh_bekhan
362
10
شماره ۵۹۷ «برای آنان عیب نیست اگر به آن‌ها گفته شود دروغ می‌گویی.» «هنگام راه رفتن نظم را بر هم می‌زنند و بین یگدیگر می‌لولیدند. به طور کلی، ایرانیان در مراسم عمومی نظم و ترتیب را رعایت نمی‌کنند.»‌ «از دیرباز رسم آن‌ها این بوده که چند هکسر داشته باشند.» «مردمانی خشن هستند که به خلافکاری گرایش دارند، از این جهت به مجازات‌های خفیف اهمیت نمی‌دهند و با خشونت در برابر شخص خاطی عمل می‌کنند.» سفرنامه‌ی الئاریوس آلمانی (۱۶۵۴میلادی) ما ایرانیان مقصود فراستخواه #اجتماعی @borideh_bekhan
355
11
شماره ۵۹۷ «برای آنان عیب نیست اگر به آن‌ها گفته شود دروغ می‌گویی.» «هنگام راه رفتن نظم را بر هم می‌زنند و بین یگدیگر می‌لولیدند. به طور کلی، ایرانیان در مراسم عمومی نظم و ترتیب را رعایت نمی‌کنند.»‌ «از دیرباز رسم آن‌ها این بوده که چند هکسر داشته باشند.» «مردمانی خشن هستند که به خلافکاری گرایش دارند، از این جهت به مجازات‌های خفیف اهمیت نمی‌دهند و با خشونت در برابر شخص خاطی عمل می‌کنند.» ما ایرانیان مقصود فراستخواه #اجتماعی @borideh_bekhan
1
12
از نظر ثلاثی نیز نوعی روح جهان‌گرایی در میان ایرانیان وجود دارد که به صورت پذیرش و جذب فرهنگ‌های دیگر و بیگانه نشمردن آن‌ها و همدلی و سازگاری با آنان ظاهر می‌شود... «ستودنی‌ترین کیفیت رفتار ایرانیان مهربانی آن‌ها با بیگانگان، پذیرا بودن و حمایتی که از بیگانگان می‌کنند و مهمان‌نوازی همگانی و بردباری آن‌هاست» از نظر ثلاثی ستیز با فرهنگ‌های دیگر خصلت ذاتی و همیشگی فرهنگ ایرانی نبوده است. ما ایرانیان مقصود فراستخواه #اجتماعی @borideh_bekhan
304
13
شماره ۵۹۵ [ایرانیان]« پیوسته شغلشان منحصر به عیب‌جویی و تجسس معاملات این و آن است. همه روزه مشغول دام‌نهادن به راه یکدیگر و چاه کندن برای هم هستند.» فرهنگ رشوه دادن و رشوه گرفتن، جایی برای قانونمندی باقی نگذاشته است: «ماموران رشوه گرفته, غدغن[قانون و مقررات] را مهمل گذاشته» و تملق و مبالغات از قصر شاهی تا بقیه‌ی فرهنگ و ادبیات و روابط حیات‌شان شیوع یافته است: «ایمپراتور آلمان همه ساله صدبرابر پادشاه ایران در شکار چرنده و پرنده و درنده به تیر می‌زند، اما هیچ‌یک از شعرای آلمان در ستایش تیروکمان آن قصیده‌ای نمی‌سرایند.» سیاحت نامه‌ی ابراهیم بیک ما ایرانیان مقصود فراستخواه #اجتماعی @borideh_bekhan
233
14
شماره ۵۹۴ خانم «سیو لینیو» کتابی دارد با عنوان چهره‌ی فرار ایران.(2000) ایشان در بخشی از کتاب می‌گوید: «مردم ایران مردمی خونگرم و خوش‌برخورد هستند، ولی هرگز خود را به آسانی آشکار نمی‌کنند؛ مکالمات ایرانیان سرشار از ادب و توام با شکسته‌نفسی و اظهار تواضع است و البته با ریا و سالوس و دروغ با هم مواجه می‌شوند؛ همه‌ی این‌ کارها را می‌کنند تا از رنجش و آزردگی خاطر طرف مقابل یا رفتن آبروی خود بپرهیزند. ما ایرانیان مقصود فراستخواه #اجتماعی @borideh_bekhan
206
15
شماره ۵۹۳ برگ کاغذ سفید نوعی عدم است، نبودن دردناک، نیستی یا وجود عدمی و نبود نوشته. اما آدمی در کار نوشتن بسی تنهاست و برگ کاغذ سپید، نخست آن‌قدر سپید و خالی است که به راستی نوشتن نمی‌تواند سرآغاز هستی باشد. برگ کاغذ سپید سکوت حکمفرما می‌سازد و خاموشی الزام می‌دارد و انس و محرمیت چراغ را نقض می‌کند. تا روشنایی بنویس احمد اخوت #نویسندگی @borideh_bekhan
216
16
شماره ۵۹۲ گاستون باشلار در کتاب بسیار زیبایش شعله‌ی شمع می‌گوید: « هر جا که چراغی روشن بوده، خاطره‌ای زنده است». خانه و صاحبخانه رفته‌اند اما خاطراتشان در من باقی است. تا روشنایی بنویس احمد اخوت #نویسندگی @borideh_bekhan
236
17
شماره ۵۹۱ چه کسی هنوز مهاجرت را به یاد دارد؟ زمانی را که ده‌ها هزار آلبانیایی تحقیر خرد‌کننده‌ای را بر خود هموار کردند فقط با این هدف که به «سرزمین عجایب» خودشان دست پیدا کنند؟ واقعا می‌دانستند آنجا چه انتظارشان را می‌کشد؟ گمان نمی‌کنم. بی‌طاقتی آن‌ها برای ترک آلبانی بی‌شک واقعی بود، اما ساده‌لوحی‌شان از حد گذشته بود. آن ساده‌لوحی، شگفت‌انگیزترین و تکان‌دهنده‌ترین جنبه‌ی آلبانیایی‌هاست. هیچ کشور اروپایی دیگری به این حد محصور و جداافتاده نبود. هیچ کشوری با یک میلیون سنگر بتونی از حقیقت «مصون» نگه داشته نشده بود. وقتی هیچ رابطه‌ای با جهان بیرون نداشتند، جای تعجب نبود که تصاویر زیبای جهان بیرون را باور کنند. مردم اینجا به من می‌گفتند که تحت حکومت انور خوجه، برای چرخاندن آنتن تلویزیونت به سمت ایتالیا، ممکن بود به زندان بیفتی... هزینه‌ی نهایی محصور نگه‌داشتن و ساده‌انگاری کمرشکن بود: نوعی خود ویرانگری. انگار آلبانیایی‌ها باور داشتند که یک ملت یا یک فرد می‌تواند زندگی‌اش را از نقطه‌ی صفر، دوباره شروع کند. کافه اروپا اسلاونکا دراکولیچ #اجتماعی @borideh_bekhan
312
18
شماره ۵۹۰ موفقیت وضعیت خطرناکی است. چون انسان موفق، به تقلید کردن از خودش می‌پردازد. و تقلید کردن از خود، گاهی می‌تواند از تقلید از دیگران خطرناکتر باشد. پیکاسو #توسعه_فردی @borideh_bekhan
257
19
شماره ۵۸۹ بلافاصله پس از شروع به کار، احساس کردم که شرکت، یا حداقل بخش بزرگی از آن، به من وابسته است. یک نگرش مثبت اما دیوانه‌کننده! به گفته‌ی برتراند راسل، فیلسوف بریتانیایی، باور این‌که کار شما بسیار مهم است، «یکی از نشانه‌های نزدیک شدن به فروپاشی عصبی است.» فلسفه‌ی سفر کاوشگرانه ارلینگ کاگه #فلسفه #توسعه_فردی @borideh_bekhan
218
20
شماره ۵۸۸ تحقیقات در ایالات متحده نشان می‌دهد که یک دلیل رایج برای فروپاشی دایره‌ی دوستی، موفقیت شغلی بیشتر یکی از طرفین است، که سپس به روش ناخوشایندی باعث می‌شود از دیگران برجسته‌تر بنماید. عموما افرادی که نمی‌توانند به خوبی افراد موفق عمل کنند، تصمیم می‌گیرند که دوستی را نگه دارند یا به طور کامل به آن پایان دهند. فلسفه‌ی سفر کاوشگرانه ارلینگ کاگه #فلسفه #توسعه_فردی @borideh_bekhan
196