تِکّـه ای از مـنـ!
Open in Telegram
994
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-730 days
Posts Archive
Repost from قشاع.
نشد دیگه باید میرفتم، موندن من چیزی رو درست نمیکرد، بعضی وقتها همین میشه همه وجودت میخواد بمونه، دلت گیر کرده، حتی اگه بمونی حالت بهتره، ولی باید جمع کنی بری طوری بری که انگار هیچوقت نبودی و هیچ راه برگشتی نداشته باشی، من هم باید میرفتم انگار هیچوقت نبودم.
Repost from تِکّـه ای از مـنـ!
حال که اینقدر مرگ به من نزدیک است، کاش برای آخرین بار صدایم میزدی.
Repost from از اینجا که منم.
سختتر از همه این بود که تو دل من را میشکستی، و بعد میگفتی دوستم داری.
Repost from قشاع.
اگه ازم بپرسی خونه کجاست؟ میگم
اونجایی که برای درک شدن نیاز به جنگیدن
نداشته باشی.
Repost from قشاع.
این شکست،
فقط شکست یک رابطه نیست؛
این فروپاشی تمام اعتقاد من
به عشق، به انسان به زندگی بود.
کمی برای ماندنم اصرار کن!
نه آنقدر که بمانم، آنقدر که بفهمم رفتنم، چیزی را از جهان تو کم میکند...
Repost from قشاع.
پرسید او هم هنوز تو را به یاد دارد؟
با لبخندی غمگین به او گفتم من وقتی که کنارش بودم هم فراموش شده بودم.
این را بدان عزیز من که تو، دلیل تحمل این دنیا بودی اما، زور تباهی زندگی بیشتر بود.
