6 217
Subscribers
No data24 hours
-307 days
-13230 days
Posts Archive
6 217
هیچچیز... مطلقاً! هیچچیز... اون اندازه که ظاهرش ترسناک بنظر میرسه، ترسناک نیست. وقتی به اندازه کافی به سمتش قدم برمیداری، متوجه میشی هیبت ترسناکی که میدیدی، صرفاً بسان هیبت سایهی یکموش جلوی چراغ بوده، توی یکاتاق تاریک.
6 217
از سربالاییهای زندگی خوشم میآد.
از تو سختی دوومآوردنها.
از سینهخیز از مهلکه بیرونرفتنها.
از با دستهای لرزون، جوونهی امید رو آبدادنها.
از ادامهدادنها.
از پاپسنکشیدنها.
من از سربالاییهای زندگی خوشم میآد.
6 217
بنده حالت تدافعیم در مقابل حملات ناگهانی اندوه و بیقراری، تمیزکاریه. بسیار هم جوابگو هست.
6 217
اگر آدمی هستی که به اندازهی کافی قویه برای زندگیش، تو باعث افتخاری؛ اما یه نکتهی حائز اهمیتی هست: هیچزمان، اونقدری به چشم اطرافیانت قوی به نظر نرس، که مسئولیتهاشون رو از یاد ببرن.
6 217
شبهایی که حس میکنم مشت زندگی باز شده و هیچچیز از اون چیزهایی که طالبشون بودم تو مشتش نبوده، احساس مچالگی میکنم.
6 217
بنظرم بدنیست یاد بگیریم که اگر قرار نیست نظری که از کسی میپرسیم رو اعمال کنیم، نظری نپرسیم.
6 217
زمانی که کنارش قرار میگیرم، تکههای به هرسمت پرتابشدهی قلبم، دوباره کنار هم جمع میشن.
