Mah
Open in Telegram
338
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
-530 days
Posts Archive
338
جینگه جان ترانه ای گیلانیست، که ابتدا توسط جناب عاشور پور بین ۱۹۴۰-۱۹۵۰ خوانده شده.
و بعدها دریا دادور در آلبوم های اجرا زنده برلین ۲۰۰۴ و اجرا زنده تورنتو ۲۰۰۸ آن را بازخوانی کرد.
338
«چه بسیار کسانی که در دوران زیبایی ات به تو عشق ورزیدند
با عشق یا شهوت زیبایی تو را ستودند؛
اما تنها یک نفر مشتاق دیدار زیبایی روح تو بود و اندوهی که سیمای تو را دگرگون ساخت دوست میداشت».
338
نباید فراموش کرد که دسته ای از این آداب و رسوم نه تنها خوب و پسندیده است بلکه از یادگارهای روزهای پر افتخار ایران است؛ مانند جشن مهرگان، جشن نوروز، جشن سده، چهارشنبه سوری و.. که زنده کردن و نگاهداری آنها از وظایف مهم ملی بشمار می آید و برای آن باید مقام جداگانه ای قایل شد. مثلاً آتش افروزی در زمان قدیم مانند یک کارناوال وجود داشته چنانکه امروزه هم در نزد اروپائیان مرسوم و طرف توجه است. آداب عقد عروسی شادی، تمیزی و یا افکار بی زیان خنده آور و افسانه های قشنگ ادبی بطور کلی تاثیر خوبی در زندگی دارد و هم این قدمت ملتی را نشان می دهد که زیاد پیر شده، زیاد فکر کرده و زیاد افکار شاعرانه داشته است. ولی خرافاتی که از خارج به ایران آمده زندگی را مشکل و زهر آلود می کند مانند اعتقاد به ساعت خوب و بد، قربانی، سعد و نحس ستارگان، تقدیر و غیره.
نیرنگستان-صادقهدایت
338
آواز افشاری با صدای استاد شجریان، شعر از ابیات مثنوی معنویدفتر سوم بخش ۱۷۹ - درآمد این دهان بستی دهانی باز شد تا خورندهیْ لقمههای راز شد دفتر پنجم بخش ۷۰ - جامهدران لب فروبند از طعام و از شراب سویِ خوانِ آسمانی کن شتاب دفتر اول بخش ۸۸ - عراق گر تو این انبان ز نان خالی کنی پُر ز گوهرهای اِجلالی کنی دفتر اول بخش ۸۸ - اوج عراق طفلِ جان از شیرِ شیطان باز کن بعد از آنَش با مَلَک اَنباز کن جملهٔ پنجم مثنوی افشاری-درآمد چند خوردی چرب و شیرین از طعام امتحان کن چند روزی در صیام جملهٔ ششم مثنوی افشاری - جامهدران + فرود چند شبها خواب را گشتی اسیر یک شبی بیدار شو دولت بگیر
338
با درد بساز چون دوای تو منم
در کس منگر که آشنای تو منم
گر کشته شدی مگو که من کشته شدم
شکرانه بده که خونبهای تو منم
مولانا رباعی ۱۱۶۷دل در بر من زنده برای غم توست بیگانه خلق و آشنای غم توست لطفیست که میکند غمت با دل من ورنه دل تنگ من چه جای غم توست
مولانا رباعی ۳۲۶باز آمدم و برابرت بنشستم احرام طواف گرد کویت بستم هر پیمانی که بی تو با خود بستم چون روی تو دیدم همه را بشکستم
مولانا رباعی ۱۱۶۸
338
زن بودن بسيار زيباست. چيزی كه یک شجاعت تمامنشدنی میخواهد. یک جنگ، كه پايان ندارد. بسيار بايد بجنگی تا بتوانی بگویی: وقتي حوّا سيبِ ممنوعه را چيد، گناه به وجود نيامد، آن روز يك قدرت با شكوه متولد شد كه به آن نافرمانی میگويند.
-اوريانا فالاچی
March 8th, International Women's Day
338
به چه می اندیشی؟!
به خزانی که گذشت؟
به بهاری که نبود؟
به امیدی که کنون رفته به باد؟
یا به عهدی که دگر رفت ز یاد؟
به چه می اندیشی؟!
به دوچشمی که تو را هیچ ندید؟
به دودستی که تو را هیچ نخواست؟
به رفیقی که غبار غمت از چهره نرفت؟
یا به قلبی که برایت سخن از عشق نگفت؟
به چه می اندیشی؟!
به بهاری دیگر به امیدی دیگر یا رفیقی دیگر.
