[فقدانِخویش]
Open in Telegram
درحال آموختن برای آموختن؛ دانشجویادبیات/ روزمرهنویسِ خستهی معاصر!
Show more276
Subscribers
-124 hours
-47 days
-1130 days
Posts Archive
اون روزی که همه بدو بدو رفتیم میدون انقلاب..
همه فقط گریه میکردن و از حال خودشون خارج بودن!
وسط گریههام توجهم به آقایی که جلوم نشسته بود جلب شد.
پرچم ایرانش رو محکم بغل کرده بود و قطرات اشکش زمین رو خیس کرده بود.
اون گریهها، مردونهترین گریهای بود که تو عمرم دیدم..
سوال:
بنظرتون برای غدیر موکب بزنیم یا نه؟
خیلی جدی میخوام طبق نظر شما تصمیمگیری کنم🥸
آهنگ جدید چاووشی رو سر صبح گوش دادم و هنوز بنظرم لیاقت فوروارد شدن داخل کانال رو نداره.
توی این دوران جنگ چیکار کردیم؟
گروه جهادی زدیم، غذا پختیم و به رزمندهها دادیم، تلاش کردیم، زنده موندیم، زنده موندیم و زنده موندیم..
تصمیم میگیری از جات بلند شی و کارهات رو تموم کنی و ناگهان بوم! یک سال دیگه از عمرت گذشت.
سلام طاعاتتون قبول باشه
لطف میکنید ارسال کنید که ممبرا برای بیمار جوونی که بیمارستان بستریه وامیدی بهش نیست دعا کنند وحمدشفا بخونن؟🥲خیلی التماس دعا داریم مخصوصا توی این شب های عزیز💔
اون گوسفندی که جلوی رسانه پرچم کشور خودشو آتیش میزنه!
واقعا خیلی جاها دیگه دسیسه دشمن و گول خوردن و اینها درکار نیست.
جداً عدهای نفهم دارن کنارمون زندگی میکنن.
نه آخه جدی
با اون نفهمی که حاضره این نظام بره و شاه بیاد چه صحبتی میشه کرد؟ چقدر حقیر و ذلتپذیرید آخه؟
