en
Feedback
تاریخ اقتصاد | مهدی الیاسی

تاریخ اقتصاد | مهدی الیاسی

Open in Telegram

مهدی الیاسی هستم، علاقه‌مند تاریخ اقتصاد | تحلیل‌گر صورت‌های مالی ارتباط با من: @elyasi_mehdi

Show more
2 471
Subscribers
+1224 hours
+3347 days
+46030 days
Posts Archive
استاد فقیدم، شادروان جواد طباطبایی می‌گفت در ایران همه چیز متولی دارد جز خود ایران؛ این صحبت استاد همیشه آویزه گوشم بود، وانگهی اکنون آن را در زندگی پدرم و تجربه او در حدود چهار دهه حفاظت و مرمت آثار و بناهای تاریخی می‌بینم. پدرم، سیروس زارع عاشق ایران است؛ عاشق شغلش است. همیشه هم به ما از کودکی‌مان می‌گفت که این شغل را خودم انتخاب کرده‌ام. شغلی که همیشه به آن بالیده است. رسم و رسومات پیمانکاری را پدر بلد نیست؛ البته که اشتباه است. زود به دولت اعتماد می‌کند که این بسیار فاجعه است. در دل آن انتخاب افتخار آمیز و این اعتمادهای فاجعه پدر همواره این نظر را داشت که حفاظت و مرمت از میراث فرهنگی باید از دولت منفک و به ملت داده شود؛ اگر هم میراث فرهنگی می‌خواهد باشد باید در حوزه تحقیق و‌ پژوهش و نظارت آن هم عاری از بوروکراسی بیهوده حضور داشته باشد می‌تواند موثر باشد. اینها البته آرزو است. متعلق به حضور دولت ملت در ایران خواهد بود. آنچه امروز بر سر میراث فرهنگی می‌رود ناشی از عدم جضور متولی در ایران است. ابتدا باید متولی یافت و سپس از آرزوها سخن گفت. در فیلم بالا پدر توضیح می‌دهد که وزارت میراث فرهنگی چه بر سرش آورده

تو مسعود ِ بیل‌زنی بزن که خوب می‌زنی

🔷 ببینید| الیگارشی تراتستی‌ها 🔹توضیح مهم مجیدرضا حریری، عضو ارشد اتاق بازرگانی ایران و چین، درباره این که چطور تراستی‌ها (معتمدین نظام) که نفت می‌فروشند، دزد شدند و سبک زندگی‌شان هم تغییر کرد.

برای آشنایی بیشتر شما با دیدگاه‌های دشمنان ِ پلید، اهریمنی و کوردل، ارسال کردم.

ئاش بهتال توضیح: نوشتار زیر بخشی از مباحثات در راستای تعیین سیاست عمومی واحد کردستان سازمان تدارک کمونیستی است.   "آش بَتال" اصطلاحی است رایج در فرهنگ عامه جامعه کردستان. اصطلاحی که معنای تحت الفظی آن چنین است: "آسیابی که گندم در آن ته کشیده است". این اصطلاح به شخصی درمانده و رانده از همه جا اشاره دارد که خود مسبب تمام بلاهائی بوده است که بر سرش رفته است. اما مرسوم شدن این اصطلاح در کردستان، پیشینه ای تاریخی داشته و قصه ای شنیدنی و البته عبرت آموز پشت سر دارد. پیروزی متفقین در جنگ دوم جهانی، آغازگر مرحله نوینی از مبارزه طبقاتی در سطح جهانی شد. و ایران به عنوان یکی از کانونهای نزاع بین دو بلوک در حال رشد شرق و غرب در مرکز توجه قرار گرفت. قدرت مرکزگرای شاهنشاهی از جانب آمریکا و انگلیس و در تقابل با بلوک شرق تقویت می‌شد و در سوی دیگر نزاع قومیت های ترک و کرد قرار داشتند که سالها از سرکوب و تبعیض دولت مرکزی در رنج بودند. توده های تحت ستم آذربایجان و کرد که به ضرورت تشکیل نظامی سیاسی و خودمختار پی برده بودند، با حمایت شوروی، جمهوری آذربایجان و یک ماه بعد از آن کومار مهاباد را بنا نهادند. نحوه اداره این دو جمهوری و پاسخ آنها به ضرورتهای مبارزه طبقاتی تمایزاتی اساسی داشت. جمهوری آذربایجان با تمام کاستی‌هایش، از همان اوان تشکیل اقداماتی عملی در راستای اصلاحات ارضی چون کاهش چشمگیر مالیات بر زمین، تقسیم اراضی مالکان بزرگ و خوانین ظالم و مصادره املاک دولتی به نفع کارگران و زحمتکشان را در دستور کار قرار داد. در جمهوری مهاباد اما مناسبات اجتماعی مالکیت و قوانین روبنایی آن دست نخورده باقی ماند. دولت تازه تاسیس کردستان در نقطه مقابل جمهوری آذربایجان، پایه‌های حکمرانی اش را بر جلب حمایت و مشارکت طبقه اربابان و خوانین، سران قبایل و عشایر و زمینداران بزرگ بنا نهاد. اصلاحاتی در چهارچوب آئین و سنن اسلامی که در نهایت به استقرار قوانین شرعی و مناسبات مالکیت خصوصی به نفع اربابان زمیندار و اقداماتی خیرخواهانه به نفع دهقانان رعیت و مردم فقیر ختم می شد، در رأس برنامه های حکومتی قرار گرفت. محدود نمودن برگزاری مجالس ترحیم به یک روز و بدون تحمیل هزینه و مخارج به خانواده متوفی، وضع قوانین و تعیین مجازات شرعی برای جرائمی چون مستی، هرزگی، رشوه خواری و جاسوسی منجمله این اقدامات بود. همین عدم اجرای اصلاحات پایه‌ای در ساحت اجتماعی و اقتصادی جامعه فرجامی تلخ را برای جمهوری کردستان به همراه داشت. از یک طرف جمهوری مهاباد برای سعادت و زندگی بهتر توده‌ها برنامه‌‌ای در مدار مناسبات مالکیت و حقوق اجتماعی متصور نبود و همین توان بسیج توده ای را از حکومت قاضی محمد سلب میکرد و از طرفی تکیه دادن کومار به قدرت و جایگاه طبقاتی خوانین و زمینداران بزرگ و پشت نمودن آنها به کومار برای جمهوری کردستان گران تمام شد. به تدریج پس از خروج نیروهای شوروی، و ورود ارتش شاهنشاهی ایران به محرکه و به منظور سرکوب و منکوب این دو جمهوری، سران عشایر و ملاکین بزرگ پنهانی و یا آشکار با نمایندگان شاه به توافق رسیدند و برخلاف امیدی که قاضی محمد روی حمایت و مقاومت عشایر و خوانین کردستان بسته بود، این طبقات حاکمه از نظم کهن در نهایت امر عطای خودمختاری کردستان را به لقای رژیم شاهی بخشیدند.... لینک متن کامل: ئاش بهتال

🔷 حریدی‌‌ها، سوسیالیست‌های خداپرست: اعتراض حریدی‌ها به سربازی در اسرائیل 🔹 حریدی‌ها حدود ۱۱ درصد جمعیت اسراییل را تشکیل می‌دهند و نرخ زاد و ولد در آنها بالا است. 🔹 مردان حریدی عموما از کودکی تا بزرگسالی و تا پایان عمر، تورات و تلمود می‌خوانند. زنان حریدی نیز عموما زود ازدواج می‌کنند تا به سرعت، کلی بچه بیاورند. 🔹 پرسش پیش می‌آید این جمعیت بزرگ که در آن مردان عموما تورات و تلمود می‌خوانند و زنان در حال بچه‌داری هستند، با چه شغل و درآمدی، زندگی می‌کنند؟ 🔹 پاسخ این که حریدی‌ها بسیار ساده‌زیست هستند، مقداری کمک خرج تحصیلی از خاخام می‌گیرند، کمک هزینه‌های دولتی نیز به آنان پرداخت می‌شود. 🔹 حریدی‌ها اگرچه از نظر سیاسی یک جنبش مذهبی اولترا راست هستند اما در حوزه اقتصاد به آموزه‌های چپ یعنی پرداخت مستمری و پول مفت هم باور دارند. از نظر سیاسی هر چقدر. راست باشند از نظر اقتصادی، سوسیالیست خداپرست هستند. 😁

🔷 فن خایه‌مالی! 🔹 سروده‌ای از میرزاده عشقی که بازتاب دهنده وضعیت اقتصاد سیاسی اواخر دوران قاجار است: هر آن که بی‌خبر از فن خایه‌مالی شد دچار زندگی پست و نان ِ خالی شد صبا بگو به «تقی خان آصف الدوله» جهان به کام جناب اجل، عالی شد تو صدر اعظم آینده‌ای ز بس دادی «قوام السلطنه» نصف تو داد، والی شد «نظام سلطان»، سوسیال انقلابی بود به یک حکومت از اشراف، اعتدالی شد

🔷 سرمایه‌گذاری بانک اقتصاد نوین در یک بانک ورشکسته عراقی 🔹 یادداشت امروزم در تحلیل بخشی از صورت‌های مالی بانک اقتصاد نوین د
🔷 سرمایه‌گذاری بانک اقتصاد نوین در یک بانک ورشکسته عراقی 🔹 یادداشت امروزم در تحلیل بخشی از صورت‌های مالی بانک اقتصاد نوین در خبرگزاری ایلنا. در لینک زیر بخوانید: https://www.ilna.ir/fa/tiny/news-1802854

کدال‌خوانی: سرمایه‌گذاری بانک اقتصاد نوین در یک بانک ورشکسته عراقی! مهدی الیاسی سرفصل سرمایه‌گذاری‌ها در ترازنامه بانک‌ها به این معنی است که بانک بخشی از منابع خود را به جای پرداخت مسقیم وام و در واقع فروش پول به متقاضایان در بازار پول، در قالب دارایی‌های دیگر و به قصد کسب سود از آن طریق، سرمایه‌گذاری کرده است. از جمله خرید اوراق بدهی، خرید اوراق بهادار بورس و سهام شرکت‌ها، خرید طلا و همچنین دیگر ابزارهای مالی. اما از نظر استانداردهای بانکداری و از جمله «بال 3» صرفا طبقه‌بندی این سرمایه‌گذاری‌ها در سرفصل دارایی‌ها کفایت نمی‌کند بلکه، کیفیت، نقدشوندگی و مخاطرات و ریسک آنها نیز بسیار دارای اهمیت است. بال 3 تاکید دارد بانک نباید بر سرمایه‌گذاری‌ها و دارایی‌ پُر ریسک وارد شود. بانک اقتصاد نوین و سرمایه‌گذاری در بانک تعاون اسلامی عراق! در بند 5 از گزارش مشروط حسبارسی بانک اقتصاد نوین نکته‌ای بسیار جالب توجه به چشم می‌خورد که نیازمند توضیح و شفاف‌سازی بانک اقتصاد نوین است. ابتدا این بند را به صورت کامل بخوانیم تا در ادامه به برخی نکات درباره آن بپردازیم:«سرفصل سرمايه‌گذاري در سهام و ساير اوراق بهادار بانک اقتصاد نوین، شامل مبلغ 420ر3 ميليارد ريال سرمايه‌گذاري در بانک تعاون اسلامي عراق مي‌باشد که با فرض وجود کنترل، صورت‌هاي مالي حسابرسي نشده آن در صورت‌هاي مالي تلفيقي بانک منظور شده است. جمع دارايي‌هاي بانک مذکور (بانک تعاون اسلامی عراق) مبلغ 436ر141 ميليارد ريال (شامل مبلغ 536ر84 ميليارد ريال موجودي نقد بلااستفاده)، درآمد عملياتي به مبلغ 768 ميليارد ريال و زيان انباشته به مبلغ 185ر2 ميليارد ريال و داراي فعاليت محدود مي‌باشد. صورت‌تطبيق حساب‌ها درخصوص مطالبات ارزي از بانک مذکور به مبلغ 122ر7 ميليون دينار عراق معادل 330ر1 ميليارد ريال (يادداشت توضيحي 2-31) ارائه نشده است. همچنين روش ارزش ويژه شرکت‌هاي بيمه نوين و تأمين سرمايه نوين بر مبناي صورت‌هاي مالي حسابرسي نشده در صورت‌هاي مالي تلفيقي لحاظ گرديده است. با توجه به محدوديت‌هاي ايجاد شده توسط بانک مرکزي عراق درخصوص تغيير سهامداران آن بانک و نبود صورت‌تطبيق حساب‌هاي في‌مابين و صورت‌هاي مالي حسابرسي شده بانک مذکور و شرکت‌هاي وابسته، تعيين آثار تعديلات احتمالي که در صورت رفع محدوديت‌هاي مذکور بر صورت‌هاي مالي مورد گزارش ضرورت مي‌يافت براي اين سازمان مشخص نمي‌باشد.» نکات قابل توجه بند حسابرس به زبان ساده نخستین نکته شایان توجه این که بانک اقتصاد نوین مبلغ 342 میلیارد تومان در بانک تعاون اسلامی عراق سرمایه‌گذاری کرده است. بانک تعاون اسلامی عراق، حسابرسی نشده است و به دلیل فقدان حسابرسی بانک عراقی، عدد واقعی حساب فی مابین بانک اقتصاد نوین و بانک عراقی، قطعیت ندارد اما علی رغم این موضوع، در صورت‌های مالی بانک اقتصاد نوین، لحاظ شده است. دوم این بانک تعاون اسلامی عراق طبق اعلام خودشان، یک بانک عراقی کاملا ورشکسته است. سرمایه‌گذاری بانک اقتصاد نوین در یک بانک ورشکسته عراقی به چه علت بوده است؟ توضیح و تشریح این موضوع توسط بانک اقتصاد نوین هم برای افکار عمومی و هم برای سهامداران این بانک، کامل ضروری است. سوم این که در بند گزارش مشروط حسابرس تاکید شده: «با توجه به محدوديت‌هاي ايجاد شده توسط بانک مرکزي عراق درخصوص تغيير سهامداران آن بانک...» این موضوع یک خطر و ریسک استراتژیک برای سرمایه‌گذاری بانک اقتصاد نوین است زیرا بانک اقتصاد نوین به سادگی نمی‌تواند سهام خود در بانک ورشکسته عراقی را بفروشد چون بانک مرکزی عراق به عنوان نهاد ناظر، اجازه نمی‌دهد. این یعنی سرمایه‌گذاری بانک اقتصاد نوین در بانک عراقی، عملا قفل شده است! چهارم این که سازمان حسابرسی به عنوان حسابرس بانک اقتصاد نوین در بند 9 گزارش مشروط خود مجددا یادآوری کرده که اين سازمان نتوانسته است شواهد کافي و مناسب در مورد سرمايه‌گذاري در بانک تعاون اسلامي عراق به دست آورد لذا اين سازمان نمي‌تواند نتيجه‌گيري کند که ساير اطلاعات از اين بابت حاوي تحريف با اهميت است يا خير! پنجم این که بر اساس تاکید حسابرس، صورت‌های مالی شرکت‌های بیمه نوین و تامین سرمایه نوین به عنوان شرکت‌های زیرمجموعه بانک اقتصاد نوین نیز بدون حسابرسی قانونی در صورت مالی بانک اقتصاد نوین تلفیق شده‌اند که درستی و صحت ارقام و اعداد صورت‌های مالی این دو شرکت بدون تایید حسابرس، محل تردید جدی است. ششم این که وضعیت سرمایه‌گذاری بانک اقتصاد نوین در بانک تعاون اسلامی عراق و همچنین فقدان حسابرسی شرکت‌های بیمه نوین و تامین سرمایه نوین و تلفیق آنها در صورت‌های مالی بانک اقتصاد نوین نشان می‌دهد بخشی از ترازنامه این بانک مربوط به سرمایه‌گذاری خارجی عراق و همچنین دو شرکت زیرمجموعه داخلی در هاله‌ای ابهام قرار دارد.

🔷 فیلم | اعتراف غلامحسین ساعدی به ارتباط با سازمان چریک‌های فدایی خلق برای ترور محمد صادق فاتح، بزرگ‌ترین کارآفرین ایرانی در سال ۱۳۵۳ 🔹 در سال ۱۳۵۳ تروریست‌های موسوم به چریک‌های فدایی خلق در ادامه فعالیت‌های تروریستی خود، محمدصادق فاتح یزدی را در اقدامی تروریستی، به قتل رساندند. 🔹 محمدصادق فاتح یزدی از بزرگ‌ترین کارآفرینان و کارخانه‌داران ایران در دهه چهل و پنجاه بود. او پدیدآورندهٔ جهانشهر و محله‌های مختلفی در کرج و مؤسس کارخانه‌های بسیاری چون جهان چیت در گروه صنعتی جهان بود. از او به عنوان بنیانگذار کرج نوین نام برده می‌شود. فعالیت‌های او در پنج حوزه اقتصادی، مسئولیت اجتماعی، شهری، خدماتی و زیست‌محیطی شایان توجه است. @tarikh_eghtesaad1

🔷 خداحافظی اقتصاد ایران با فاکتور کاغذی؟ 🔹 وزیر اقتصاد گفت:با توجه به آمادگی زیرساخت‌ها، همه فعالان اقتصادی باید از اول تیرماه ، فاکتور و صورتحساب الکترونیکی صادر کنند و دیگر فاکتور کاغذی، اعتباری ندارد.

✍ صیهونیسم: آینده‌ای میان ناسیونالیسم دینی یا ملی؟ چون دو دوست ارجمندم، تدینی و الیاسی بحثی درباره‌ی ماهیت «صیهونیسم» و ملی بودن یا سوسیالیست بودن ایده‌ی «میهن یهودی» داشتند، من هم قاشق‌نشسته چند نکته بنویسم: ▫️ تنها دین راست‌ جهان، دین بهی و آیین اهورامزداست و راست‌گرایان را باید تاملی بیش در آن. درباره‌ی آن بخوانید، بی‌اندیشید که عشق همیشه در مراجعه به آیین نیاکانی‌ست 😎 ▫️ بیش از ده سال است، بر این باورم که ریشه‌ی دینی تشکیل اسراییل، در میان‌مدت و حدود دو دهه‌ی آتی پاشنه آشیل آن خواهد شد. امتیازهای مذهبی بسیار ویژه‌ی ارتدوکس‌های یهودی و سیستم بخور و بخواب و بک... کیبوتص‌ها و بسیاری از شهرک‌ها برای بلندمدت جواب نخواهد داد. در ماهیت این رفتار‌های مذهبی، گرایش حاد سوسیالیستی و انگیزه‌ی مضاعف مفت‌خوری (به مانند هر ایده‌ی چپ دیگری) وجود دارد. افزایش گرایش به یهودیت افراطی(همراه با بر هم خوردن ترکیب جمعیتی به دلیل افزایش زادوولد در بافت یهودیان ارتدوکس و جامعه‌ی عرب‌های اسراییل) در دهه‌ی اخیر به مشکل بزرگی در جامعه‌ی اسراییل تبدیل شده است که نخستین آسیب آن، دوپارگی در جناح راست میان نتانیاهو و لیبرمن بود و راست را تبدیل به جریان اولترا راست بر شانه‌های ارتدوکس یهودی و راست سکولار کرد. ▫️ پیش از هفتم اکتبر، ما شاهد دوپارگی جامعه‌ی اسراییل بودیم. از سویی یک جریان قدرتمند از جوانان یهودی طبقه‌ی متوسط و شهری وجود دارد که به مانند دیگر هم‌نسلان خود در سراسر جهان، کم‌تر به باور دینی اهمیت می‌دهد و می‌خواهد در یک «کشور دینی» زندگی سکولار داشته باشد اما «شهروندان درجه یکی» چون شاگردان مدرسه‌های دینی را می‌بیند که سربازی نمی‌روند و از رانت و شهریه و ثروت دینی برخوردار می‌شوند. در سوی مقابل آن‌ها نیز، یهودیان ارتدوکس وجود دارند که با تولید مثل بالا، و برخورداری از امتیازهای مختلف و البته زندگی بدوی و ساده‌زیستانه، خواستار یهودی‌تر شدن هر چه بیش‌تر اسراییل هستند. تهدید این دوپارگی، در سایه‌ی تهدید هفتم اکتبر، تا حدی به تاخیر افتاد اما چالشی برای آینده‌ی اسراییل است. ▫️ در نهایت، من بر این باورم که هیچ کشوری نمی‌تواند با دین یا ایدئولوژی، مفهوم ذاتی «میهن-ملت» که به مانند ایران بر شالوده‌ی خاک و مرز بنا شده، پدید آورد و برساخت یک ناسیونالیسم دینی به مانند عثمانی یا ایدئولوژیک به مانند شوروی، سرانجام فرو می‌پاشد مگر پیش از آن‌که نشانه‌های انحطاط رخ دهد، عاقلان قوم به فکر درونی کردن ناسیونالیسم باشند و در اسراییل ممکن است پتانسیلش وجود داشته باشد. ▫️ توافق داریم که چپ، یک ایده‌ی شکست‌خورده است که نمی‌میرد و ناسیونالیسم دینی هم با ناسیونالیسم سوسیالیستی در این زمینه تفاوت چندانی ندارد! ✔️ @SasanAghaei

🔷 ببینید| سال ۱۳۵۵، روز جهانی کارگر: سخنرانی محمدرضا شاه در جمع کارگران توضیح درباره اقدامات صورت گرفته و برنامه‌های پیش رو

یکی از نقاطِ تیره‌ی رابطه این دو، مقاله مارکس با عنوان «درباره مسئله یهود» است. در حالی که هس به دنبال احیای هویت ملی یهودی بود، مارکس در این مقاله نگاهی به شدت انتقادی و در برخی سطوح، زننده به یهودیت داشت و آن را با «سوداگرایی» یکی دانست. موسی هس که به تازگی به هویتِ یهودی خود به مثابه هویت ملی بازگشته بود، از این نگاه مارکس به شدت آزرده شد. وانگهی موسی هس برای مارکس حکمِ «کاتالیزور» را داشت. او مارکس را از حصارِ فلسفه‌ی هگلی بیرون کشید و به او یاد داد که «سرمایه» و «پول» را به عنوان نیروهای محرکِ تاریخ ببیند. با این حال، هس در نهایت در «سوسیالیسم اخلاقی» و «صهیونیسم» ماندگار شد، در حالی که مارکس مسیرِ «ماتریالیسمِ تاریخیِ سفت و سخت» را در پیش گرفت. در آینده( اگر حوصله داشتم) در مورد امتناع دولت در یهود اشاراتی می‌کنم.

هس نخستین کسی بود که به مارکس نشان داد «دولت» و «سیاست» بدون درکِ «اقتصاد سیاسی» و شرایط امکان نقد آن و ماهیتِ «پول» قابل فهم نیستند. هس در نوشته‌های خود (از جمله در مورد ماهیتِ پول)، پول را «خدایِ دنیایِ مدرن» و منشأ «ازخودبیگانگیِ انسان» معرفی کرد. مارکس این ایده را گرفت و آن را در تحلیل‌های بعدیِ خود از «ازخودبیگانگیِ کارگر» (Alienated Labor) در دست‌نوشته‌های ۱۸۴۴ به شکلی بسیار عمیق‌تر توسعه داد.

وانگهی، اکنون به «گسست» هس از هگل اشاره می‌کنم؛ هس در کنارِ کارل مارکس و فریدریش انگلس، از «هگلی‌های جوان» بود. هس نخستین کسی بود که به مارکسِ جوان آموخت که چگونه می‌توان «دیالکتیکِ هگل» را از آسمانِ مفاهیمِ انتزاعی به زمینِ «اقتصاد و واقعیت‌های اجتماعی» کشاند. هس بر این یقین بود که هگل بیش از حد بر «ایده» و «روح» تمرکز کرده است. بنابراین، او دیالکتیک هگل را برای پیشبرد بحث خودحفظ کرد اما محتوای آن را از «فلسفه» به «تلاش‌های مادی برای تغییرِ وضعیتِ انسان» عوض کرد. اینجا نقطه شروع عنعنات مارکسی و سوسیالیسم است. موسی هس، «دیالکتیکِ هگل» را به ابزاری برای «تبیینِ ملی‌گرایی یهودی» تبدیل کرد.

هس با الهام از هگل، بر این پنداشت بود که یک قوم بدون «نهادهای سیاسی و سرزمینی» نمی‌تواند به تکاملِ خود برسد. موسی هس استدلال می‌کرد، همان‌طور که هگل برای هر ملت در تاریخ، وظیفه‌ای قائل است، ملت یهود نیز برای رسیدن به مرحله‌ی بلوغِ خود نیازمند بازگشت به سرزمین اصلی خود و احیای دولت است.

هس را می‌توان از نخستین کسانی دانست که یهودیت را نه فقط به عنوان یک «دین»-که با اصلاحات دینی لیبرال در آلمان در حال کمرنگ شدن بود- بلکه به عنوان یک «هویت ملی زنده» معنا کرد. وانگهی او بر این باور بود که بدون داشتن یک مرکز جغرافیایی و سیاسی، یهودیت به عنوان یک فرهنگ پویا در معرض زوال و یا «استحاله در فرهنگ‌های دیگر» است. این نگاه سکولارِ ملی‌گرا، ستون فقراتِ صهیونیسمِ بعدی را تشکیل داد. و می‌توان کل این ایده را بدعت دیانت یهود دانست؛دلیل ستیز خاخام‌های ارتودکس یهودی با اسرائیل هم به این جا باز می‌گردد‌ که بحث ما نیست.