146
Subscribers
No data24 hours
-367 days
-4330 days
Posts Archive
146
گلایه نمیکند، گریه هم نمیکند، نه لبخند زده و نه اخم در صورت چند ضلعیاش دارد، نه برای اتفاق خوبی ذوق میکند و نه برای یک پایان غمگین ناراحت است، با گونه های بیاحساسش گوشه اتاق خزیده و مثل یک عنکبوت کلافه دور خودش تار میتند، دیگر چیزی برای تعجب کردن ندارد، نه از هیزی و ذات کثیف آدمها شگفت زده میشود و نه از خوبی کسی امیدوار! انگار هزاران سال است که اینجا در زمین بوده و زندگی کرده و تمام قرون سیاه طبیعت و موجودات را دیده است، از بدو حیات از زمان تک سلولی بودن تا قرن ها تلاش برای تکامل و پرسلولی شدن! میدانی درد در انتهای خود به شکل بغض و گریه و گلایه نیست! درد در انتهای خود لال است، یک نوع بیحسی و کرخت شدگی جاوید که حتی دیگر غم هم نام ندارد، اصلا واژه اشتباهی است، آرزو دارد که حداقل چیزی را حس کند حتی درد را، مثلاً چاقو بردارد و اندامها و احشای خودش را ببرد بلکه شاید ذرهای حس داشته باشد اما باز هم چیزی حس نمیکند، عصبهایش حتی درد قطع عضو را به مغز منتقل نمیکنند، یک نفرین ابدی! نمیتواند بو بکشد، چیزی را لمس نمیکند البته خودش هم لمس نمیشود، تمام کارکردهای زمینیاش از کار افتادهاند، گویی او مدت های بسیاری را در زمین بوده است، به سمت تخت خواب میرود و میخوابد و صبح میشود؛ آن طرفتر از درهی مرگ راهی به یک ستاره بود!
146
و آنها مرا جایگزین میخواستند ، زمانهایی که هیچکس دورشان نبود یادی از من میکردند و منِ بیخبر از هیچچیز با ذوق جوابشان را میدادم و افسوس که من فقط سرگرمی بودم!
146
اندوه که از حد بگذرد جایش را میدهد به یک بیاعتنایی مزمن. دیگر مهم نیست بودن یا نبودن، دوست داشتن یا نداشتن. آنچه اهمیت دارد یک کشتار رخوتناک حسیست که دیگر تو را به واکنش نمیکشاند و در آن لحظه در سکوت فقط نگاه میکنی و نگاه میکنی.
- صادق هدایت
146
اندوه که از حد بگذرد جایش را میدهد به یک بیاعتنایی مزمن. دیگر مهم نیست بودن یا نبودن ، دوست داشتن یا نداشتن. آنچه اهمیت دارد یک کشتار رخوتناک حسیست که دیگر تو را به واکنش نمیکشاند و در آن لحظه در سکوت فقط نگاه میکنی و نگاه میکنی.
- صادق هدایت
146
اندوه که از حد بگذرد جایش را میدهد به یک بیاعتنایی مزمن. دیگر مهم نیست بودن یا نبودن ، دوست داشتن یا نداشتن.
آنچه اهمیت دارد یک کشتار رخوتناک حسی است که دیگر تو را به واکنش نمیکشاند و در آن لحظه در سکوت فقط نگاه میکنی و نگاه میکنی.
- صادق هدایت
146
اندوه که از حد بگذرد جایش را میدهد به یک بیاعتنایی مزمن. دیگر مهم نیست بودن یا نبودن، دوست داشتن یا نداشتن. آنچه اهمیت دارد یک کشتار رخوتناک حسی است که دیگر تو را به واکنش نمیکشاند و در آن لحظه در سکوت فقط نگاه میکنی و نگاه میکنی.
-صادق هدایت.
