en
Feedback
ژینوس'

ژینوس'

Open in Telegram
146
Subscribers
No data24 hours
-367 days
-4330 days
Posts Archive
قبل از اینکه بتوانید از هر احساسی رها شوید باید با تمام وجود آن را حس کنید.

چطور این خلا را پر کنم؟

صدف‌ها رویای براقی ندارند از ما گذشته است آفتاب باید به دانه برگردیم.

From.m4a2.90 MB

وای به حال ما که رنجبریم

رنج تنهاست و رنجور تنهاتر

دنیا می‌چرخه و صحنه ها تکرار می‌شه و نقش ها جا به جا.

هر انسانی داستانی دارد که اگر آن را بشنوی ، دیگر نمی‌توانی از او متنفر باشی .

حالمان خوب می‌شود اما مگر نمی‌دانی رد زخم بسته شده هم می‌ماند؟

جنگ است ؛ آفتاب بر گورستان و گلستان یکسان می‌تابد و باران خادم و خائن نمی‌شناسد.

Dariush-Vatan-256.mp36.63 MB

وطن آمیخته‌ای از عشق و درد است که در هر گوشه‌ای از خاکش شوق، امید و جوانی ما ریشه دوانده.

خواسته‌هایمان زیاد نبود. بزرگ نبود. نان بود و آب و آزادی و سقفی برای زیستن، بدون ترس از فروریزی. نان و آب را گرفتید. آزادی را به دار آویختید. و حال نه تنها سقف‌ها را، بلکه آتش بر سرمان می‌ریزید.

ترس، ماندن در ذهن مضطرب. و اميد، بيرون آمدن از تاريكى هاى جمجمه و رويارويى با جهان، با وجود تمام عدم قطعيت‌هايش.

ترس روى دیگر اميد است؛ در واقع، اميد و ترس هر دو از یک جنس هستند، احساس ما به اتفاقاتى كه در آينده رخ خواهد داد اما با پاسخ هاى متفاوت.

ما بیشتر در تخیل رنج می‌بریم تا در واقعیت.