en
Feedback
گناهـی‌به‌اسم؛مَــن.

گناهـی‌به‌اسم؛مَــن.

Open in Telegram

__بـه‍ یاد گناهـی که به اینجا کـشانـد مـَرا؛مـن می‌گفت:«چیکارکنم‌که‌این‌عذابـ‌ رهات‌کُنه؟» __تو‌چه‌میدونی‌عذاب‌من؛خودتویی! I'm here,,http://t.me/HidenChat_Bot?start=1490700547

Show more
Iran294 603The category is not specified
608
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
+430 days
Posts Archive
ماه رو خورشید

شب رو صبح میبینن

چیزی نیست تعجب نکنید تاثیرات مواد زیاد زدنه

صبح بخیر عزیزان .

ماهُ شب باشند شاهدِ من که من هیچ شبی را بی یاد تو سحر نکردم ..

همیشه فکر‌میکردی من ادم عوضی‌و‌خودخواهی هستم شاید درست فکر میکردی.
+1
همیشه فکر‌میکردی من ادم عوضی‌و‌خودخواهی هستم شاید درست فکر میکردی.

تو شبیه پروانه‌ای ک من از دور بهت خیره میشم!.میدونم..اگه بال های زیبات رو لمس کنم..از دستت میدم

Repost from N/a
اینطـوری بـه مـن نـگاه نکـن چـون چـشمـاتـو خـستـه میـکنـی

Repost from N/a
هیچوقت نخواستم دشمنام رو بشناسم، چون می دونستم کـه خیلی از دوستام رو از دست میدم...

اشک های بی پایانی که به خاطر تو میریزند را هرگز فراموش نمیکنم، بلکه هر لحظه و هر دقیقه بیشتر و بیشتر در ذهنم هک میشوند.. و این درصد نفرتم را نسبت به تو بیشتر میکند.

من همه چیز یادم رفته. من تو رو یادم رفته. من دلتنگیامو یادم رفته. من فراموش کردنو یادم رفته. من اشک نیومدن از چشمامو یادم رفته. من زندگی کردنو یادم‌ رفته. من خندیدن و یادم رفته. من درد نکشیدن و یادم رفته. من اورثینک نکردن شبامو یادم رفته. من لحظات خوبمو یادم رفته. من "من" یادم رفته. من "ما" رو یادم رفته.

Repost from N/a
یک شب خواهیم رقصید، با پای برهنه بر چمنزار خیس، زیر نور تابان مهتاب، در دور افتاده‌ترین دشت. همانجا گره می‌زنم، نفسهایم را به لبهای سرخگونت و می‌خوانم در گوشهایت از عشق، از حسی که تا ابدیت در وجودم شعله می‌کشد. آنچنان می‌بوسم تن سفیدت را، که این بوم تمام سفید پر شود از رد ارغوانی لبهای این نقاش. مثل یک پیچک، حلقه میزنم بازوهایم را به تن ظریفت و حبس میکنم تو را در آغوشی که به آن محکومی. یک شب آن قدر می‌پرستمت ، که گمان ببری تو معبود منی. -برای پروانهِ آبیِ پیرمردِ خاکستری.

Repost from N/a
+ایـن روح خاکستـری رو بـرای چـی میخـوای جئـون؟ -میخـوامت بـرای روزایـی کـه از رنگـارنگ بـودن آدمـها خستـم.

Repost from N/a
آنقدر در انتطار پیامت نشستم که جانم به لب رسید. -غریبه آشنایِ من.

Repost from N/a
چقدر دردناک داریم از دست میریم و چقدر زیبا داریم ادامه میدیم,فقط بخاطر امید داشتن بهآینده.

Repost from `Euphoria
انتظار؟ مثل زهر میمونه ؛ هر چقدر بیشتر منتظر بمونی زودتر کل وجودتو در بر میگیره و میکشتت.. و من هزار بار برات مردم دردونه..
انتظار؟ مثل زهر میمونه ؛ هر چقدر بیشتر منتظر بمونی زودتر کل وجودتو در بر میگیره و میکشتت.. و من هزار بار برات مردم دردونه..

Repost from `Euphoria
چی میشد اگه من تنها عاشق این قصه نبودم؟!

Repost from `Euphoria
چرا بهت نیاز دارم در حالی که تنها چیزی که تو بهم دادی درد بود؟

Repost from `Euphoria
یک چیزایی هرگز فراموش نمیشن پروانه ؛ مثل اولین باری که قلبم برای چشمات لرزید.
یک چیزایی هرگز فراموش نمیشن پروانه ؛ مثل اولین باری که قلبم برای چشمات لرزید.

Repost from `Euphoria
برو‌عزیزکرده‌؛ولی‌بدون‌قلبِ‌من‌جز‌تو‌نمیتونه‌کسی‌رو‌دوست‌داشته‌باشه‌چون‌فقط‌تویی‌که‌آرومش‌میکنی.