فِـلامیـنـگو🦩Flamingo
Open in Telegram
2 293
Subscribers
No data24 hours
-247 days
-11030 days
Posts Archive
منِ الآن اونقدر پردردتر و داغدارتر و مظلومتر از منِ سه هفته پیشه که نوشتن هم نجاتش نمیده. قبلا نوشتن نجاتم میداد، دلهامونو به هم نزدیکتر میکرد، از داغ کم میکرد اما حالا کلمههاهم توانایی به دوش کشیدن این بار سنگین رو ندارن، عاجز و ناقض ان. سه هفته که نه، انگار قرنها گذشت. با چرخش عقربهها هربار یهوزنه چندصد تنی روی قفسهسینهم اضافه و فشرده میشد و زمینگیرم کرد. دیگه شما که میدونین چقدر ذوق زندگی تو وجودم جاری بود اما ازم میپرسید خوبی؟ فعلا فقط میتونم بگم زندهام، زنده و دلمرده!
تن من پاره ای از آن تن توست.
Repost from N/a
همین امروز دقیقاً با یه نفر چنان دعوایی کردم ،
چون از قبل واسه خودش سناریو ساخته بود و توقع داشت من ساکت باشم و اون حرفش صددرصد تأیید شه.
Repost from N/a
از آدم هایی که تو ذهن خودشون سناریو می سازن و حتی حرف طرف مقابل رو هم گوش نمی دن بیزارم.
شاید برداشت شما اشتباهه عزیزم.
من حس میکنم اگه آدما نسبت به هم دیگه یهکوچولو با درکتر رفتار میکردن یا مثلا خودشونو جای طرف مقابل میذاشتن خیلی اوضاع بهتر میشد. از اینکه همه فکر میکنن ۱۰۰درصد حق باهاشونه یا تماماً اون سناریو که تو ذهنشونه درسته و حتی احتمال خطا نمیدن ناراحتم میکنه. مسئله به اینجا ختم نمیشه، اینکه با همون سناریو فرضی قضاوت میکنن و بهخودشون اجازه میدن بدون آگاهی کامل حکم صادر کنن همه چیز رو بهم میریزه.
اینایی که علامت زدم رو اورتو میگیرید یا نه؟ اخه ببین حس میکنم به نهایت فشردگیه نرسیده
Repost from N/a
واقعاً راست میگی… فن بیان شبیه اون قابلیت مخفیه که تا فعالش نکنی زندگی هی میگه: برگرد از اول
منم دارم جدی میگیرمش، چون بدونِ اون نصف کارا فقط تو ذهن میمونن🍾
واقعا فن بیان و مهارت صحبت کردن رو جدیش بگیرید، فکر نکنین فقط برای مجریهاست، بدرد همه میخوره. تو باید بلد باشی خودتو معرفی کنی، پرزنت کنی، ارائه بدی، پروژه و کارت رو توصیف کنی. لازمهش هم اینه بتونی جملههاتو جمعوجور و هدفمند بچینی، کِی بگی کِی نگی، چطور بگی، فکرهای تو سرت رو درست منتقل کنی و هزار و یک چیز دیگه.
از این دوستی مفیدی که با بچهها داریم جداً خوشم میاد. نوشتن جزوهها رو تقسیم میکنیم، نکات و خلاصهها رو باهم به اشتراک میذاریم، شب امتحان باهم مرور میکنیم، هرکی هرچیز بدردبخوری پیدا کنه میفرسته و در آخر یه منبع تاپیکبندی شده و منظم داریم که حاصل دوستیِ دلسوزانه و بدور از حسادته. دلم میخواد همیشگی باشه، حتی بعد از تموم شدن درسمون بازهم بهم کمک کنیم.
کاشکی یه دهکدهای بود چند روز میرفتیم استراحت، شرط ورودش هم جا گذاشتن مغزامون پشت در ورود دهکده میبود. واقعا بهش احتیاج داشتم🧠💆🏻♀️🕺🏻
