آه شیت؛ هیر وی فازه اِگن.
Open in Telegram
آه گُه بگیرند، اینجا ما میرویم دوباره. فازه هستم. [duh] کرونیکالی آنلاین، بیست و دو ساله، نویسندهی پارهوقت، دوقطبی، علاقهمند به چیزهایی که انسانها خلق میکنن و متنفر از انسانها. ناشناس: https://t.me/Chevalet_bot?start=6LJBoikvVprm
Show more150
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
سلام بچهها.~
برای مدتی، من و آه شیت؛ هیر وی فازه اگن از شما خداحافظی میکنیم. دلیلِ خاصی هم نداره.😭 احساس میکنم برای دیلی داشتن نیاز به یک بریک دارم.
برای لفت دادن راحت باشید. اگه حتی دوستم یا آشنای قدیمی هستید و از روی معذب بودن یا خجالت لفت ندادید، با خیالِ راحت میتونید اینجارو ترک کنید. من ناراحت نمیشم و اینجا هم برای مدتِ زیادی خبری توش نخواهد بود.💞
از اینکه تا اینجا همراهم بودید و طیِ این چندسال تصمیم گرفتید من رو بخونید، خیلی ممنونم. برام واقعاً ارزشمنده. برای حرف زدن درِ ناشناس و پیویِ من همواره به روی شما بازه و اینجا هم پاک یا پرایوت نخواهد شد.
ممنونم، فعلاً خدانگهدار.
آب دستتونه بذارید زمین برید ثرست توییتِ سونتین پارتِ دوشو ببینید.😭😭😭😭
خب، اگه شما از دنبالکنندگانِ اینجا یا دوستانم باشید، قطعاً از علاقهی سرشارم به بیتلز خبر دارید. برای من یکی از جالبترین جنبههای این گروه، مکلنونه. یعنی ارتباطی که دو خوانندهی اصلیِ بند، یعنی پاول مککارتنی و جان لنون داشتن. خیلی وقت بود میخواستم یه چنلِ niche با موضوعِ بیتلز بزنم و محوریتِ اصلیش رو هم مکلنون قرار بدم و حسابی درموردشون کندوکاو کنیم.
برای اینکار، اول میخواستم یک تاریخچه و معرفیِ کوتاه از این گروه بنویسم که خیلی وقت پیش شروعش کردم ولی الان تازه تونستم تمومش کنم. براتون در پیوست لینکش رو میفرستم. همراه باهاش، لینکِ کانالم رو هم قرار میدم.
اگر علاقهمند به بیتلز هستید، خوشحال میشم که واردش بشید و اگه دوستی دارید که علاقهمند به بیتلزه، خوشحال میشم لینک رو براش ارسال بکنید.
https://t.me/TheBeatlesAndAll
من استعدادِ خوبی در جذب کردنِ آدمها به یک کتاب/فیلم/و مخصوصاً گروه موسیقی دارم. انشالله که در راه علاقهمندیِ مردم به بیتلز و آشنا کردنِ نسل جوووون با اونها هم موفقیت داشته باشم. =)))
بالاخره قدمِ اول برای یکی از کارهایی که خیلی وقته میخوام انجام بدم رو گذاشتم.
احساس میکنم انتظارِ زیادیه انسانهارو توی محیطِ حیوانی قرار داد و بعد ازشون انتظار داشت مثلِ حیوان رفتار نکنن.
حیواناتی که نسبت به جامعهی اطرافشون پر از خشم میشن و مثلِ حیواناتِ سیرک که شلاقشون میزنن مطیع و با باورِ اینکه هیچ غلطی نمیتونن بکنن توی محیط رفتار میکنن و به جاش اگه فرصتی پیدا کنند حیوونهای دیگه رو تیکه و پاره میکنن.
داشتم به صوفی میگفتم که نیازه یکی یه مقالهی مفصل درموردِ این موضوع بنویسه که متروی ایران چطوری dehumanizingـه و جدی باعث میشه کسایی که هرروز باهاش سر و کار دارن یسری از ویژگیهای اخلاقی و انسانیشون رو کم کم از دست بدن.
و هی منتظر بودم ولی خب چیزی نگفت و من غمگین شدم که نرفتم باهاش صحبت کنم.🥀 خانومِ گاث نازنین لطفاً برگرد.🥀
دیروز یه خانومِ گاث به غایت خوشگل با یک لبخندِ به غایت خوشگل و چشمهای به غایت خوشگل اومده بود و اینقد ناز و بانمک نگاهم میکرد دقیقاً شک کرده بودم که نکنه منو میشناسه.
اول که عزیزم ممنونم لطف دارید ولی همین یعنی مشکل اینجاست که به شدت به روز و حال و هوای اون لحظهام بستگی داره.
اصلاً همینطوریشم بابتِ این موضوع پارانویید شدم به اندازهی کافی صحصحصنص
لطفاً از من به یک کانسپت بسنده کنید من به شدت از نزدیک معذب و تلخچهره و خجاااالتیام.
چقدر بعضی از بچه های دانشگاه بی شعورن. لیترالی از موقعی که کون مبارک و گذاشتن زمین دارن پچ پچ پچ حرف میزنن وسط لکچر. بعد برگشتم میگم اگر میخوایت حرف بزنین برین بیرون ما داریم گوش میدیم. The AUDACITY که بهم چشم غره برن سه تاشونم. بیاید برین تو کونم.
