desperado
Open in Telegram
این کاربر مشغول تخلیهی بخشی از مغزش میباشد. متنهایی که به اشتراک گزاشته میشود؛قلم ادمین است و استفاده کردن از آنها با ذکر منبع باعث خوشحالیِ ادمین میشود. http://t.me/HidenChat_Bot?start=1387823403
Show more830
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
+1630 days
Posts Archive
830
یکی از بهترین دیالوگهایی که تو عمرم شنیدم از فیلم (2000) Chocolate بود:
“این رو به وضوح دریافتم که آدمها زمانی که میخوان کسی رو محترمانه از سر خودشون باز کنن بهش میگن «تو آدم خوبی هستی» یا «تو لیاقت بهترین زندگی رو داری»”
اما من سر زندگیم شرط میبندم که اون آدم، در اون لحظه ترجیح میده که بشنوه که یک عوضی بیارزشه ولی اون چرندیات رو نشنوه!
#کاربر_دسپرادو
830
تو هرجارو بگی گشتم...
-ورژن پیانوش اینجوریه که بصورت مدام پلی میشه و متوجه نمیشید و یهو میبینید رفتید تو فکری که نباید...
@idesperado
830
روزی هزار بار اینو بخون:
حرفاش که تموم شد، دستش رو گرفتم و گفتم: جنگیدن با چیزی که اتفاق افتاده و تموم شده ، بی ارزش ترین کار دنیاست. می دونی چرا؟ چون هر چقدر بجنگی، تلاش کنی، زخم بخوری ... هیچ کس متوجه نمیشه. هیچ نتیجه ای نداره. فقط خسته و ضعیف میشی. آدم ضعیفم فقط زورش به خودش می رسه. با خودت نجنگ... چون این تنها جنگیه که هیچ وقت تموم نمیشه.
#حسین_حائریان
830
در کجا خوانده بودم که محکوم به مرگی یک ساعت پیش از مرگ میگوید یا میاندیشد که اگر مجبور میشد در بلندی یا بر فراز صخرهای زندگی کند که آنقدر باریک باشد که فقط دو پایش به روی آن جا بگیرد و در اطرافش پرتگاهها، اقیانوس و سیاهی ابدی، تنهایی ابدی و توفان ابدی باشد و به این وضع ناگزیر باشد در آن یک زرع فضا تمام عمر، هزار سال، برای ابد بایستد؛ باز هم ترجیح میداد زنده بماند تا اینکه فورا بمیرد! فقط زیستن، زیستن و زیستن - هرطور که باشد، اما زنده ماندن و زیستن! عجب حقیقتی! خداوندا چه حقیقتی! چه پست است انسان!
#فئودور_داستایوفسکی[جنایات و مکافات]
830
بهم زنگ زد گفت خونه ای؟ گفتم خونهام ... گفت پس می بینمت.
می دونستم داره با دختری که نمی شناسه ازدواج می کنه! با دختری که قبل از خواستگاری حتی اسمش هم نشنیده بود. می دونستم از دختری که دوست داشته جدا شده، ولی هیچوقت دلیلش رو نمی دونستم.
در زد و با یه کارتن بزرگ اومد تو خونه. کارتن رو گذاشت یه گوشه و گفت واست زحمت دارم. میشه اینارو نگه داری؟ گفتم چیه؟ گفت یه سری یادگاری ... یه سری خاطره. بذار تو انبار یا تو کمد دیواری... فقط میشه یه خواهشی کنم؟ اگه یه روز اومدم سراغش بهم پس نده! نذار برگردم تو فکر و خیالش. نذار دوباره هوایی بشم. گفتم رفیق بهش پس بده. اگه نمیشه بنداز دور. بیخیال نگه داشتنش شو. گفت خواستم بندازم دور ، نتونستم. گفتم می خوای من بندازم دور ؟ گفت نه ... نگه دار ولی هروقت اومدم سراغش بهم پس نده. وقتی این رو گفت فهمیدم خیلی زود هوایی میشه ، خیلی زود میاد سراغش. وقتی داشت می رفت بهش گفتم «رفیق تو زندگی خیلی چیزا رو میشه خواست ولی نمیشه داشت.» گفت کارت عروسی رو واست می فرستم.نرفتم... من فقط عروسی و دامادی کسایی میرم که بدونم هم دیگه رو می خوان. از ته دل می خوان.
امشب بعد از هفت ماه بهم زنگ زد و گفت خونه ای؟! گفتم خونه ام ... گفت پس می بینمت.
دم در وایساد و گفت اون امانتی رو میدی من برم؟ گفتم بیا تو ، خودت گفته بودی اگه اومدی سراغش بهت پس ندم. گفت بیخیال جان جَدّت... عصبی بودم یه چی گفتم. حوصله ی بحث هم ندارم. گفتم من بهت پس نمیدم ولی گذاشتم تو طبقه پایین کمد دیواری... می تونی خودت بری برداری. بعد خودم رفتم دم در وایسادم. کفشش رو درآورد و رفت کارتن رو برداشت، پاشنه ی کفشش رو خوابوند و با کارتن رفت سمت آسانسور. بهش گفتم همه چی خوبه؟ زندگی خوبه؟ همین طور که دکمه ی آسانسور رو با حرص می زد گفت « رفیق تو زندگی خیلی چیزا رو میشه داشت ولی نمیشه خواست »
#حسین_حائریان
830
این روزا مد شده که میگن:
نجات دهنده در آینه است.
اما داستايوفسکی یکبار گفته:
در آغوشم بگیر و نجاتم بده،قاتلی به دنبال من است که گاه به گاه در آینهها میبینمش.
830
حاتم مشمولی در گذشت.مردی تنها که احسان عبدی پور او را از اعماق گمنامی به کتاب باز آورد تا مردم گوشهای از عظمت روحش را بشناسند.
اما او همچنان تنها ماند همچنان گمنام و دیروز در همان خلوت برای همیشه از میان ما رفت.
این سکوت،پایان تنها مرثیهای است برای مردی که جهان با نام او را کمتر از آنچه بود،شناخت...
@idesperado
830
🥀#Instrumental
ترکیبی از همه چیز؛
غم،شادی،امید،اضطراب،عشق...
اگه عاشق صدای بارونی حتما گوشش بده.
-شببخیر✨
@idesperado
