آرشیو مَغز بَرفا
Open in Telegram
203
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
احتمالا وقتی دردا حمله میکنن بهت من خیلی دور از توام زیر دردای خودم احتمالا وقتی از درد میافتی رو زانوت من خیلی دور از توام روی زانوی خودم فقط یادت نره تو واینسادی یه نفره یکی داره شبیه خودت از این کوه و دره میگذره منو یادت نره!
میگن وقتی یه اشتباهی میکنی و ازش پشیمونی زندگی اون اتفاق و دوباره میزاره جلوت تا ببینه بازم انجامش میدی یا نه؟؟!
تکرار اشتباهیی که اولش شیرینه همیشه تلخترین عواقب داره و انجام ندادنش یعنی ایستادن جلوی مغزی که مدام برای یه کاری تورو تحریک میکنه.
تنها تفاوتش با قبل اینکه این بار تو هوشیار تری و میدونی داری چکار میکنی و چی بشه، هم با خودت هم با بقیه. این دفعه مغزت نیست که تصمیم میگیره تویی که باید جلوی گذشتت بایستی و نزاری شروع دوباره داشته باشه.
خلاصه تا اشتباه نکنی راه درست معلوم نمیشه ولی تکرار گذشتهای که میدونی اشتباهه یعنی چرخیدن تو مداری که قراره مداوم بدتر و بدتر بشه و تنها مقصرش خود تویی!!
- برفا مینویسه
جالبه قبلا میخواستم همرو نجات بدم، ولی الان میخوام فقط اون چیزی که از خودم باقی مونده رو نجات بدم.
The monster's gone He's on the run and your daddy's here Beautiful, beautiful, beautiful girl :)
Repost from دَن🦖
من سخت یا مغرور نیستم، من فقط انتظار دارم که با من به عنوان یک اولویت رفتار بشه نه یک گزینه...
احمقانهترین چیزها از نظر مردم، منو به وجد میاره!!
بوی تفاله چایی، جوشیدن اب، هم زدن سیروپ توی نوشیدنیهام، پریدن توی چاله آب یا صدای ملچ ملوچ پیشیها موقع غذا خوردن، گوش دادن به صدای ادما یا بو کردن عطر قدیمی برای یادآوری خاطره ها و… از نظر مردم هرچیزی نیاز به ذوق زدگی نداره ولی من نمیتونم جلوی خودمو وقتی ماه واضح و کامل توی اسمونه بگیرم، نمیتونم وقتی کاشی میبینم نخوام از روی خطهاش بپرم انگار مغزم دیگه چیزی به اسم ذوق زدگی بزرگ نداره و دنبال هرچیزی میگرده تا یکم حس کنه زندس!
بعضی وقتا انجام دادن کارای احمقانه میتونه تورو از بزرگترین اشتباه زندگیت نجات بده
اتفاقهای کوچیک منو خوشحال میکنن چون از اتفاقهای بزرگ زودگذر و دروغین خسته شدم خوب گوش کن یه وقتایی باید احمق باشی تا بتونی زنده بمونی.
-برفا مینویسه
با خود میجنگید و از خود شکست میخورد و بر جسد خود میگریست. جنگهای او درونش بود و دیگر توانی برای جدال با جهان برایش باقی نمیگذاشت.
-نوشته پیدا شده
