en
Feedback
آرشیو مَغز بَرفا

آرشیو مَغز بَرفا

Open in Telegram
203
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
تو کجای قصه‌ای؟ کافیه بگی.. باهم فرار میکنیم از این شهر ساختگی✨

هوای امشب و به شدت میپرستم. سرد، طوفانی و تاریک حس ترسناکی که داره واقعااا هیجان اورههه✨🤌🏻

من از رنگ قهوه‌ای خوشم میاد، مثل اخلاق عنت !

10 - Somersault.mp39.98 MB

عادى شدن منومى ترسونه. عادى شدن ذوقى كه براى كار دارى، عادى شدن قشنكى هاى كوجك اطراف، عادى شدن روابط، عادى شدن حس ها، عادى شدن زندكَى...

Video message00:31

من خوب نشدم! فقط یادگرفتم نمیشه جلوی چیزی که قراره اتفاق بیوفته رو بگیرم زندگی یه پروسه بی رحمانه که بهت یادم میده به خیلی از چیزا عادت کنی. فهمیدم درد داشتن توی داد و فریاد و گریه ها نشون داده نمیشه، درد اصلی سکوت بعد پذیرش تمام اتفاقایی که تلاش میکردم درستشون کنم. فهمیدم ادم‌ها خیلی جاها میفهمن ولی انتخاب میکنن که نفهم باشن، نه من و نه هیچکس دیگه نمیتونیم مجبورشون کنیم به پذیرفتن چیزی که نمیخوان. همیشه فک میکردم بزرگسالی یعنی قوی شدن ولی اینجوری نبود! بزرگ شدن یعنی کنار گذاشتن چیزایی که با ممکنه تموم وجود دوستشون داشته باشی، یعنی پذیرش اینکه همه چیز قرار نیست مال تو باشه، یعنی خاموش شدن احساساتی که توی نوجوونیت ذوقشو داشتی. من حالم خوب نشده ولی به اندازه‌ای توی سیاه چاله مغزم غرق شدم که دنبال راه نجات رهگذر نباشم، یاد گرفتم سکوت کنم، لبخند بزنم، ادا دربیارم چون با دست و پا زدن بیشتر و بیشتر قراره تو دایره‌ای از زندگی بچرخم که میخوام ازش فرار کنم، راه فراری نیست؛ تا وقتی که عادت نکنی قراره زندگیش کنی، آدما راه‌حل خوبی برای نجات پیدا کردن نیستن چون اونام مثل تو دارن دور زندگیشون میچرخن تا خودشونو پیدا کنن. از شنیدن و گفتن حرفای منطقی تو اوج درد داشتن متنفرم ولی در حال حاضر منطق مسخره و همه چیزدان من محکم‌تر از همیشه جلوی احساساتم ایستاده. در نهایت من به رها شدن، رها کردن و پذیرفتن تنهایی عادت کردم و ساکت و ساکت تر شدم. ۶:۴۴ صبح -برفا مینویسه

يكى از چیزهایی كه با بالا رفتن سنت متوجه ميشى اينه كه : هر جيزى توى زندكى نياز به واكنش و پاسخ دادن نداره، اونى كه بايد بفهمه ميفهمه و اونى كه قراره نفهمه، نميفمه !

You make me feel like Im home again

خیلی از ادما بدون خدافظی تموم‌ میشن، شاید هنوز پیشت باشن و ببینیشون ولی دیگه به چشم‌ تو اون ادم قبلی نیستن!! هر پایانی نیاز ب
خیلی از ادما بدون خدافظی تموم‌ میشن، شاید هنوز پیشت باشن و ببینیشون ولی دیگه به چشم‌ تو اون ادم قبلی نیستن!! هر پایانی نیاز به خدافظی نداره، گاهی وقتا ادما خودشون انتخاب میکنن که گورشونو از ذهن و قلبت پاک کنن، و جای لذت بخشش دقیقا اونجاییه که تو ذهنت به چهره احمقشون که فک میکنن هنوز برات عزیزن میخندی. دوست عزیز من نه حوصله رفتارات و دارم نه وقتشو که بهت اجازه بدم هربار بیشتر از قبل پشیمونم کنی و بازم بهت فرصت بدم، من مامانت نیستم کودک کودن. ادم کمتر زندگی اروم‌تر

Omid Saeedi – Vaveyla Leily (Rock Version).mp33.36 MB

كاهى بيشترين آسيب رو سناريوهاى ساختكى ذهن خودمون كه هيج وقت هم اتفاق نميفتن به ما ميزنن ؛ شايد بهتر باشه كه كمتر فكراى بى فايده كنى و از وقتت بهتر استفاده كنى. -نوشته پیدا شده

بعضی وقتا سره یه سری ادمای بیشعور، چت و دو طرف پاک کردن از کارای زشت مورد علاقمه!

If you don’t want me Why you steal my heart?? Coast to back country No matter where you are When the sun comes up I’ll be thinking of you When the sun goes down I’ll be drinking for two