آرشیو مَغز بَرفا
Open in Telegram
203
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
While I'm melting in the rain, deep in pain She is so far… Will we ever meet again As friend After so lang?
من نمیفهمم چه معنی داره رفیقام رفیق دیگهای جز من داشته باشن؟
من خودم پکیج کامل رفیق خوب و بی نقصم دیگه نیازی به بقیه نیست که.
مردم چه تنوع طلب شدنااااا😒
یه سری مشتریها به قدری حس خوب میدن که دوست داری ماچشون کنی، اصن آروم، خندون، با احترام، اینجور آدما باعث میشن از کارت لذت ببری.
زوج روبهروم خیلی گوگولین، حس ارامش خیلی خاصی دارن و مهمتر از همه چی وقتی داشتم بهشون غذاهارو توضیح میدادم کامل به حرفم گوش دادن ، شبیه این زوجهایی هستن که باهم میرن جنگل کنار اتیش کتاب میخونن بعد هر از چند گاهی متن و برای هم تعریف میکنن :)
از این ادمای درونگرایی که به تنهایی هم احترام میزارن و با خودشون حال میکنن✨
#شبهای_کافه_چهره
يه پسره بهم گفت ديوونهى روانى ، اما دوست صميميم گفته من پرفکتم و اگه خودش پسر بود با من ازدواج ميكرد پس گوربابات پسر جون..💅🏻
حتی اگر هزاران کیلومتر بینمون باشه،
تو برای من همیشه بابا دراکولایی هستی که هیچچیز و هیچکسی جاش و نمیگیره و دختر کوچولوی درون من هیچوقت یادش نمیره که داییش بزرگترین و عزیزترین قهرمانش بوده و هست 🖤
کاش میشد بغل و بوی یه سری ادمارو مثل عکس سیو کرد تا هروقت دلت تنگ شد بتونی حسشون کنی✨
واقعا یک نعمت الهیی که همکارت به شدت اجتماعی باشه و تو اجتماع گریز اینجوری دیگه مجبور نیستی با یه سری مشتریا حرف بزنی و مثل دیکشنری ازش استفاده کنی!!
( امیر دو ساعته با رو مخترین و بد عنقترین مشتریمون داره حرف میزنه، اگه امیر نبود من قطعا وسط مکالمه با مشتریا یهو فرار میکردم، یا دعوا میشد...)
واقعا خوشحالم که امیر یک برونگرایی که کلمات قلنبه سلنبه بلده چون دایره لغات من به اندازه قدم کوچولوعه و تو هر جفتش ریدم.
#شبهای_کافه_چهره
Repost from TEEN م
اکنون ارام تر به نظر میرسم.
اما؛ چراغی در من خاموش شده است که دوست داشتم تا ابد روشن بماند.
