476
Subscribers
No data24 hours
-37 days
-1630 days
Posts Archive
476
دیلی خودم رو دستم خورد پاک کردم اگر میشناسید منو و جوین بودید اونجا بیاید اینور، ممنونم ازتون
476
نمیدونم چی شد که امشب بالاخره تصمیمی رو که ماهها عقب مینداختم عملی کردم، اما شد.
عزیزای من، حرف برای گفتن زیاده اما چه فایده که کلمات هیچوقت کافی نیستن، خیلیهاتون رو از چهار سال پیش میشناسم؛ برام دلگرمی بودید، پناه بودید، با شما فهمیدم که میتونم با ادیتهام، تکهای از قلب و روحم رو نشون بدم، حرفهایی رو بگم که زبونم از گفتنشون عاجزه.
توی این مسیر همراههای زیادی رو پیدا کردم و بابتش ازتون ممنونم.
داستان “النوشر” و ادیتهای من باید جایی به پایان میرسید.
راه سادهای نبود؛ پر از خنده و عشق، عصبانیت و افسوس بود ولی اینکه شما کنارم بودید همهچیز رو برام ارزشمند میکرد، النوشر برای همیشه دیاکتیو شد. شاید یه روز، یه جایی دوباره ملاقات داشته باشیم، نمیدونم کی. فقط امیدوارم روزی که به ته گالریتون رسیدید یا اگر گوشه ای از مکانهای امنتون ادیتهام رو دیدید، لبخندی روی لبهاتون نشسته باشه، امن بمونید، شما النوشر رو به چیزی که لیاقتش رو داشت رسوندید، هیچوقت فراموشتون نمیکنم.
476
«به سمت تو میام، از کوه ها پرواز میکنم، با ابرها میرم و بالای شهرها پرواز میکنم، شوخی نمیکنم، سال هاست که دنبالت میگشتم، هیچوقت چیزی که بینمون بود رو فراموش نمیکنم، برای تو حتی به آخر دنیا میرم، تو دلیل نفس کشیدنمی و نمیدونم چطور این احساسات رو توی خودم جا بدم.»
