Bamdad Etemad بامداد اعتماد
Open in Telegram
instagram.com/bamdadetemad twitter.com/BamdadEtemad این کانال فقط برای بازنشر مطالب بامداد اعتماد در تلگرام ایجاد شده و ارتباطی با نویسنده ندارد.
Show more297
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-530 days
Posts Archive
🖌 این نقاشی امانوئل لوتز یکی از مهمترین آثار نقاشان آمریکایی در سالهای پیش از جنگ داخلی در آمریکاست. تصویری البته رمانتیک از یکی از مهمترین لحظات تاریخ آمریکا. لوتز در آلمان به دنیا آمده بود. او این نقاشی را زمانی که به آلمان بازگشته بود کشید، تا به لیبرالهای آلمانی انگیزه دهد.
سربازانی که در این قایقند لباسهایی متفاوت به تن دارند. پوشش متفاوت آنها که بازتابیست از گوناگونی آمریکا، خللی در این تصویر میهندوستانه ایجاد نمیکند. از جمله نکات جالب دیگر اهمیت پرچم آمریکاست. آنکه پشت سر واشنگتن پرچم را محکم در آغوش گرفته مونروست، پنجمین رئیسجمهور آمریکا.
@BamdadEtemaad
🖌 سهمیهٔ دیروز محمد قبادلو بود. سهمیهٔ امروز ظاهرا بیمارستان گاندیست. جز مرگ، تباهی و نیستی هیچ چیز دیگری در انبانتان پیدا نمیشود.
@BamdadEtemaad
🖌 بالاخره نوبت ما هم میرسد. ما این شبی که گذشت را فراموش نمیکنیم. ما این داغی که بر دل این مادر و پدر گذاشتید را از یاد نمیبریم.
#محمد_قبادلو
@BamdadEtemaad
🖌 بالاخره نوبت ما هم میرسد. ما این شبی که گذشت را فراموش نمیکنیم. ما این داغی که بر دل این مادر و پدر گذاشتید را از یاد نمیبریم.
@BamdadEtemaad
🖌 جان #محمد_قبادلو در خطر است. جمهوریاسلامی میخواهد او را بکشد. پارسال همین موقعها بود که خبر رسید او و محمدبروغنی به سلول انفرادی منتقل شدهاند. خانوادهها در مقابل زندان جمع شدند، مردم به آنها پیوستند و تجمعی آغاز گشت که باعث شد حکومت عقب بنشیند. امشب هم میشود کاری مشابه کرد.
@BamdadEtemaad
🖌 آنچه ما درباره جنایات حکومت میگوییم را این روزها برخی از حامیان حکومت هم تکرار میکنند. آنچه دارد اتفاق میافتد این است که دیگر بر شمردن این جنایات آن مرزی نیست که براندازان را از حامیان جدا میکرد. در این فضا آنچه این دو را متمایز میکند دفاع از آلترناتیوی در خارج از حکومت است.
@BamdadEtemaad
🖌 در یک داستان اساطیری، یهودا که مسیح را به سی سکه نقره فروخته پشیمان میشود. تلاش میکند سکهها را به کاهنان برگرداند. کاهنان که به آنچه میخواستند دست یافته بودند به او میخندند. یهودا خودش را پیش از آنکه مسیح به بالای تپه گلگتا برسد به دار میآویزد. داستان ۲۶دی۵۷ هم همین است.
بخشهای مهمی از جامعه ایران، پیش از آنکه شاه در قاهره بیارامد، در ۱۷ اسفند ۱۳۵۷، در ۱۸ تیر ۱۳۵۹ پشیمان شده بودند، اما کار از کار گذشته بود. شاه، بیمار و خسته، در راه تپه گلگتای خویش بود، و آخوندها، سرمست از پیروزی، به مردمی که مسیح خویش را آنچنان ارزان فروخته بودند میخندیدند.
@BamdadEtemaad
🖌 ملکه دانمارک از سلطنت کنارهگیری کرد. انگلستان تا همین چند سال پیش ملکه داشت. نسل بعدی پادشاهان اروپا، در سوئد و اسپانیا و هلند و بلژیک زن هستند. اینها همه در جهانی رخ میدهد که در مهمترین جمهوریهای جهان، در آمریکا و فرانسه و آلمان و ایتالیا هنوز یک زن به ریاست حکومت نرسیده است.
@BamdadEtemaad
🖌 از مواضع سیاسی نیلوفر حامدی و الهه محمدی خبر ندارم. درستتر بگویم در این مورد خاص برایم اهمیتی هم ندارد. مهم این است که این دو در این وانفسا، به روح خبرنگاری و ژورنالیسم وفادار ماندند و برایش هزینه دادند. هزینه گزافی هم دادند. و این برای من عمیقا قابل احترام است. آزادیشان مبارک.
@BamdadEtemaad
🖌 تنها آلترناتیو موجود، شاهزاده رضا پهلوی است و رقیب او، نه یک شخص دیگر، که «ناامیدی»ست. به همین خاطر هم کسانی در این فضا پیدا میشوند که وقتی میخواهند با شاهزاده رضا پهلوی دشمنی کنند، به جای اینکه در مقابل ایشان از یک گزینه دیگر دفاع کنند، سراغ آن «هیچکدام» میروند، و تمام تمرکزشان را میگذارند تا درصد آرای «هیچکدام» را بالا ببرند.
متن: https://t.me/BamdadEtemaad/196
@BamdadEtemaad
🖌 لابد تا به حال اینگونه نظرسنجیها را دیدهاید. در غالب این نظرسنجیها نه فقط انتخاب نخست، که جایگاه دوم هم ثابت است. «هیچکدام» در غالب این نظرسنجیها جایگاه دوم را دارد. واقعیت هم همین است؛ تنها آلترناتیو موجود شاهزاده رضا پهلوی است و رقیب او، نه یک شخص دیگر، که «ناامیدی»ست.
این چیزیست که همه میدانند. به همین خاطر هم کسانی در این فضا پیدا میشوند که وقتی میخواهند با شاهزاده رضا پهلوی دشمنی کنند، به جای اینکه در مقابل ایشان از یک گزینه دیگر دفاع کنند، سراغ آن «هیچکدام» میروند، و تمام تمرکزشان را میگذارند تا درصد آرای «هیچکدام» را بالا ببرند.
جای امنی هم هست. اینکه شما از هیچ گزینه واقعی دفاع نکنید عملا این امکان را به شما میدهد که مدام طلبکار باشید، بیآنکه مسئولیتی بپذیرید، بیآنکه پاسخگوی انتخابی باشید. وقتی شما شرافتمندانه از یک گزینه واقعی دفاع میکنید عملا درگیر نقصانهایی میشوید که نتیجه یک فضای واقعی است.
آنچه باید گفت این است که اینها دروغ میگویند که ناامیدند. آدم ناامید به کنج تنهاییش میغلتد. آدم ناامید کار سیاسی را رها میکند و دنبال زندگی شخصیاش میرود. آدم ناامید مثل هدایت خودش را میکشد. نه اینکه از خارج از ایران، صبح و ظهر و شب مشغول لگد زدن به آخرین امید یک ملت باشد.
فعال سیاسی ناامید، امید جدیدی میسازد و از آن امید در فضای عمومی دفاع میکند. نه اینکه جای امن اخلاقی برای خودش انتخاب کند و به مردم بخت برگشتهای که مثل او شانس مهاجرت نداشتند بد و بیراه بگوید. تلاش ملتی برای نجات خویش را به تمسخر بگیرد و از آنها بخواهد که بیهوده تلاش نکنند.
وقتی آلترناتیو دیگری وجود ندارد، ناامیدی از رضا پهلوی لاجرم به ناامیدی از براندازی میانجامید. پیروز چنین فضایی هم نه این «گلام»های داستان گالیور، که اصلاحطلبانند. کسانی که مدام مردم را فرا میخوانند تا براندازی را فراموش کنند، و در درون جمهوریاسلامی به دنبال راهحل بگردند.
پس از هر موج اعتراضات، وقتی جامعه زورش را زده اما نتوانسته جمهوریاسلامی را پایین بکشد، طبیعیست که بخشهایی از مردم دچار ناامیدی شوند. اما فعال سیاسی اگر واقعا مسالهاش ایران است، باید در این سختترین لحظات، بارقه امید را زنده نگهدارد، تا لحظات امیدبخش جدیدی از راه برسد.
@BamdadEtemaad
🖌 آنچه بر زندگی میلیونها زن ایرانی تاثیر مستقیم داشت قوانین ازدواج و طلاق بود. سد اصلی و مشکل اساسی این بود که آخوندها مسائل مربوط به زنان را ملک طلق خویش میدانستند. چهار بار قانونگذار ایرانی جرات کرد در این حوزه وارد شود و قانونگذاری کند؛ در ۱۳۱۰، در ۱۳۱۴، در ۱۳۴۶، و در ۱۳۵۳.
اگر این تاریخها را بر آنچه در فضای سیاسی رخ میداد منطبق کنید میبینید که این قوانین زمانی تصویب شدند که شاهان پهلوی در اوج اقتدار بودند. در آن ۱۶ سال بین ۱۲۸۸ تا ۱۳۰۴، در تمام آن سالهای بین ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۲، قانونگذار ایرانی جرات نکرد در این حوزهها وارد شود و قانونگذاری کند.
این آن چیزیست که جامعه امروز ایران در نظام پهلوی میبیند و آن را ستایش میکند. اینکه از اقتدار سیاسیاش استفاده کرد تا وضع زن ایرانی را بهبود بخشد، تا زندگی آزادانهای برای بهاییان ایجاد کند، تا به نظام ارباب و رعیتی پایان دهد، تا وضع اقتصادی و اجتماعی این مردم را بهبود بخشد.
و واقعیت این است که هیچکدام از اینها محقق نمیشدند اگر آن اقتدار سیاسی شکل نمیگرفت. کما اینکه در آن شانزده سال پیش از رضاشاه چنین اتفاقاتی نیفتاد، کما اینکه در آن سالهای دهه ۲۰ و ۳۰ که جایگاه محمدرضاشاه متزلزل بود هیچ تغییری در وضعیت زنان یا حتی سایر مردم این جامعه رخ نداد.
@BamdadEtemaad
🖌 ما هموطن یکدیگر نیستیم. ما مردم «ایران»ایم، و شما سربازان کشور «شیعهستان» خامنهای. ما هر روز با شما در جنگایم. ما سالهاست که با شما در جنگایم. ما خون دادیم. ما خون دیدیم. ما از غم شما شاد میشویم، و از شادی شما اندوهگین میگردیم. ما هموطن یکدیگر نیستیم، ما خصم یکدیگریم.
@BamdadEtemaad
🖌 این جایی که شاهزاده رضا پهلوی در آن ایستاده، و از آنجا جامعه را خطاب قرار میدهد، جایگاه «شاه» ایران است. لحن او، زبانی که استفاده میکند همان لحن و زبانیست که یک پادشاه خردمند باید به کار بگیرد. جمله تلخیست؛ پادشاه درخشانی برای ایران میشد اگر نسل ۵۷ دست به آن دیوانگی نمیزد.
@BamdadEtemaad
🖌 این بچهها را چرا میخواهید بکشید؟ چکار کردهاند؟ میلیاردها تومن دزیدهاند؟ مردمی را دچار فقر و تباهی نمودهاند؟ زن جوانی را به این سبب که پوشش مورد تایید آخوندها نبوده کشتهاند؟ در مملکتی که جانیان و تبهکاران در قدرتند، بیگناهان به زندان میافتند، بیگناهان به دار آویخته میشوند.
@BamdadEtemaad
🖌 ایکاش گذار من هم در آن صبح دیماه ۹۶ به خیابان انقلاب افتاده بود. آنجا که زنی بر بلندی ایستاد و در سکوت جامعه را خطاب قرار داد. پس از او بود که نیکاها ایستادند. پس از او بود که روسریها به آتش کشیده شد. در مسیر تاریخ هیچ قطعیتی وجود ندارد. این انسانها هستند که تاریخ را میسازند.
@BamdadEtemaad
🖌 جان #مجاهد_کورکور و #رضا_رسايى در خطر است. نوید افکاری گفته بود که جمهوریاسلامی برای طنابهای دارش به دنبال گردن میگردد. حکایت این دو هم تکرار همان داستان نوید است. اگر صدا و توانی دارید، همین امروز از آن استفاده کنید. نجات جان زندانیان سیاسی باید به مساله اصلی همه ما بدل شود.
@BamdadEtemaad
🖌 تصویر واضحی از این واقعیت که انقلاب اسلامی و حکومت برآمده از آن، از روز نخست دشمن ایران و ایرانی بود.
@BamdadEtemaad
🖌 این را به عنوان کسی مینویسم که نزدیکترین اعضای خانوادهاش هم قبل از انقلاب و هم بعد از انقلاب در زندان بودند. تفاوتهای بنیادینی میان این دو دوره وجود دارد. از جمله اینکه ساختار قضایی در این دو حکومت اساسا متفاوت بودند. اما تفاوتهای دیگری هم در رویکرد این دو حکومت وجود داشت.
در فضای جنگ سرد برخورد با گروههای چپ و مجاهدین اجتنابناپذیر بود. تفاوت اساسی اما این بود که نظام پهلوی سراغ رهبران این گروهها میرفت، و با آن نوجوانان کم سن و سالی که خواندن چند اعلامیه و نفس کشیدن در فضای آن دوره، آنها را به سمپات این گروهها بدل کرده بود کار خاصی نداشت.
همین هم در نهایت به ضرر این بچهها تمام شد. این بچهها تصور میکردند که اوج زندان و شکنجه همان برخورد سفت و سختی است که مثلا ماموران شهربانی یا ساواک با آنها انجام دادهاند. آن چند کشیدهای که در بازداشتگاه خوردهاند اوج شدت عملیست که یک حکومت در خاورمیانه میتواند اعمال کند.
به همین خاطر هم به کارهایی که انجام میدادند جدی نگاه نمیکردند. سیاست برای بچههای آن دوره یک بازی بود، یک سرگرمی اگزاتیک بود. هزینه چندانی هم نداشت. «چریکبازی» برای بچههای آن دوره سکوی پرتابی بود تا یک شبه، از یک نوجوان کم سن و سال گمنام، به یک مردِ مبارز قهرمان بدل شوند.
انقلاب که شد، آخوندها که به قدرت رسیدند، داستان تغییر کرد. آخوندها مثل پهلویها نبودند. جمهوریاسلامی، دقیقا برعکس نظام پهلوی، سراغ بدنه اجتماعی این گروهها رفت. داستانهایی که امثال بنیصدر و رضا براهنی از زندانهای شاه سرهم میکردند را این بار در جهان واقعی واقعا محقق نمود.
این بچهها که در فضای عصر پهلوی رشد کرده بودند نیروهای عجیب و غریبی که در این منطقه وجود دارند را نمیشناختند. تازه بعد از انقلاب فهمیدند که شکنجه چیست! بازجویی چیست! زندان چه جای خوفناکیست! تازه بعد از انقلاب فهمیدند که کار سیاسی در منطقه خاورمیانه میتواند چقدر خطرناک باشد!
چنین درکی را در سالهای پیش از انقلاب نداشتند. «روی زمین سفت قضای حاجت نکرده بودند.» به همین خاطر هم وقتی خبرنگاران خارجی از آنها میپرسیدند که «اگر خمینی دیکتاتور شد چه؟» سینه سپر میکردند و پاسخ میدادند که «مشکلی نیست! ما دوباره انقلاب میکنیم و آخوندها را هم پایین میکشیم.»
مساله نظام پهلوی ایران بود. به بچههای ایران هم به چشم سرمایههای خویش نگاه میکرد. در نتیجه برخوردی که با این بچهها داشت پدرانه بود. سن و سال این بچهها، و تب و تاب موجود در آن فضا را درک میکرد. هدفش در مواجهه با این بچهها این بود که آنها را از دست این گروهها نجات دهد.
این چیزیست که گاهی فراموش میشود. بسیاری از آنها که در سالهای دهه ۶۰ شکنجه شدند یا اعدام گشتند بچههای نوجوان بودند. جایگاه خاصی در این گروهها نداشتند. کار خاصی هم نکرده بودند. نهایتا چند اعلامیه پخش کرده بودند. برخی حتی همینقدر هم درگیر نبودند و به اشتباه بازداشت شده بودند.
آنچه این بچهها انجام داده بودند، ابدا با جنایاتی که چهرههای شاخص چپها و مجاهدین در دهه ۴۰ و ۵۰ مرتکب شده بودند قابل مقایسه نبود. بنابراین هیچ پارادوکسی هم وجود ندارد که کسی همزمان مخالف جنایات دهه شصت باشد، و از سوی دیگر مدافع برخورد با حمید اشرف و مسعود رجوی در زمان شاه.
بنظر من فضای باز سیاسی در سال ۵۵ انتخاب ناگزیر شاه بود. اما کسانی با این نظر موافق نیستند. معتقدند که باز کردن فضا اشتباه بود. منظور اینها این نیست که چرا شاه مثل آخوندها این بچهها را اعدام نکرد. میگویند چرا رهبران این گروهها را از زندان آزاد کرد! سوال قابل پرسیدنی هم هست.
در این بحث لاجرم مجبورم این نکته را هم بگویم که من با حکم اعدام مخالفم. عمیقا هم معتقدم که نظام پهلوی اگر تاکنون باقی مانده بود حتما حکم اعدام حذف شده بود. نظامی که زودتر از بسیاری از کشورها به زنان حق رای داد، قطعا در پایان جنگ سرد اعدام را هم از لیست مجازاتهایش حذف میکرد.
اما آنچه در سالهای پس از انقلاب اتفاق افتاد اعدام نبود. حکم اعدام خروجی یک فرآیند قضایی است. این جنایتها قتل است، آدمکشی است. برای هیچکدام از متهمین این ۴۵ سال دادگاه مستقلی شکل نگرفته، محکمه عادلانهای برپا نشده است که بشود به اتکای آن این دستورات قتل را حکم اعدام دانست.
@BamdadEtemaad
🖌 یلدا بزرگداشت امید است، به همین خاطر هم در طولانیترین شب سال برپا میشود. امید به اینکه سرما میرود، روز و روشنایی طولانیتر میگردد، و در نهایت بهار به این سرزمین سرد و تاریک باز میگردد. یلدا بزرگداشت امید است در اوج ناامیدی. امید به اینکه نور در نهایت بر تاریکی پیروز میگردد.
@BamdadEtemaad
