en
Feedback
خِشت اول

خِشت اول

Open in Telegram

لینک کانال در پیام رسان بله «خشت اول» 🆔 شناسه: https://ble.ir/sorayabarati

Show more
1 212
Subscribers
No data24 hours
-37 days
-530 days
Posts Archive
اگه خیلی سنگینه بذارش زمین😌
اگه خیلی سنگینه بذارش زمین😌

توی بحران‌های اجتماعی همیشه اولین کارم این بود که خبر خوندن رو متوقف کنم تا روانم متلاشی نشه اما اینبار با خودم میگفتم مگه میشه خبر نخوند؟ مگه میشه سرمونو بکنیم زیر برف و دنبال نکنیم که داره چه بلایی سرمون میاد؟ اینکارو تا جایی ادامه دادم که همه برنامه‌های زندگیو زمین گذاشتم حتی به سختی اشپزی میکردم برای بچه‌ها و حوصله حرف زدن و بازی کردن باهاشون رو نداشتم. دیگه از یه جایی به بعد احساس کردم گشتن توی شبکه‌های اجتماعی و خوندن تحلیل‌های صدمن یه‌غاز، دیدن بحث و جدل‌های بی پایان بین مردمی که نه سر پیازن نه ته پیاز داشت حالم رو واقعا بد میکرد. الان دیگه به نقطه ای رسیدم که باید بکشم بیرون تا بتونم به زیست عادی زندگی برگردم. باید هرروز با خودم تکرار کنم تو مسئول حل بحران‌های اجتماعی نیستی تو فقط مسئول حفظ سلامت روان خودت و کسانی هستی که بهت تکیه کردن‌. تامام. در قدم اول هم تعداد زیادی کانال و گروه حذف کردم حالا می‌تونم یه نفس راحت بکشم:))) قدم دوم پناه بردن به تمیزکاری و اشپزیه همه کتونی هارو توی کف و وایتکس غرق کردم✨ حالا توی بوی تمیزی کنار پسرک۲ دراز کشیدم شاید بتونم ذهنم رو قانع کنم که یه پادکست بی ارتباط با موضوعات این روزها هم گوش کنم.🍃

معرفی کتاب کودک کتاب "رباتیک برای کوچولوها" با یه مثال خیلی ساده و ملموس برای بچه‌های ۵+ سال توضیح میده که اصلا رباتیک یعنی چ
معرفی کتاب کودک کتاب "رباتیک برای کوچولوها" با یه مثال خیلی ساده و ملموس برای بچه‌های ۵+ سال توضیح میده که اصلا رباتیک یعنی چه؟ برای پسرک ما که سودای ساخت ربات به سر داشت مفید بود بهش این دید رو داد که چجوری میتونیم با اضافه کردن اپشن به یک وسیله اونو در جهت نیازمون کاربردی کنیم. #کتاب_کودک

جمهوری اسلامی ۴۷ ساله نتونست ادمای تنبلی مثل منو مجاب کنه راهپیمایی ۲۲ بهمن رو شرکت کنیم ولی پهلوی‌چی‌های دگم که قراره فردای
جمهوری اسلامی ۴۷ ساله نتونست ادمای تنبلی مثل منو مجاب کنه راهپیمایی ۲۲ بهمن رو شرکت کنیم ولی پهلوی‌چی‌های دگم که قراره فردای آزادی هممون رو ریال ریال کنن و توی همه میدون‌های شهر گیوتین نصب کنن امسال تونستن خیلی‌هارو برای اولین بار به راهپیمایی بکشونن. اینها همونایی هستن که همه گروه‌های اپوزیسیون ایران به غیر از خودشون رو پروژه‌های ج.ا میدونن ولی به خودشون بیشتر میاد پروژه‌ای باشند که:))) اخه ززا هم نتونست این حجم از ادم رو در حمایت از نظام بکشونه توی خیابون! اینا کاری کردن که زن زندگی آزادی‌ها هم برگشتن به آغوش نظام.😹

بچه‌هااا اگه دوست دارید بیاید توی این گروه چله سوره فتح بگیریم👇 https://t.me/+Pm2mqOICR280Y2Y0

بچه‌هاااا اگه دوست دارید بیاید توی این گروه چله سوره فتح بگیریم👇 شروع از جمعه https://t.me/+Pm2mqOICR280Y2Y0

خب حالا که جمع امن و خصوصی شده😹 بیاید صحبت کنیم، بنظرم از خاطرات اولین شغل و درامد غیر رسمی که داشتیم بگیم. خودم اولین درامدم برمیگرده به سال ۹۳ توی خوابگاه دانشجویی با هم‌اتاقیم انباری زیر راه‌پله رو تبدیل کردیم به بوفه توش خوراکی میفروختیم. دخترا هم که نفسوک و بنده شکم. خوابگاه و دانشگاه هم که توی بیابون بود و دسترسی صفر این شد که سود خوبی داشت برامون نفری ۵۰۰ گذاشتیم ۱ تومن جنس اوردیم اخر ماه ۲ تومن برداشت کردیم :)) همزمان سردبیر یه نشریه هم شدم از اونجا هم گاهی پول میگرفتم. روم به دیفال یکی دو ماه هم فریب بازاریابی شبکه‌ای رو خوردم اونم سود خوبی داشت ولی زیاد نتونستم شامپو و اسپری بفروشم سودش بیشتر از شبکه‌سازی گسترده‌ای بود که کرده بودم که اونم دیدم سود غیرمستقیم حلال نیست و کلا کار مزخرفی بود سریع اومدم بیرون. بعد از فارغ‌التحصیلی هم توی فاصله ای که امتحان ارشد بدم و شوعر کنم زبان تدریس میکردم اونم درامدش خوب بود.

از وقتی استوری تلگرام باز شده دوبار استوری گذاشتم ببینم چه خبره و از این همه اکانت عجیب غریب که استوریم رو دیدن شوکه شدم :))) ادمای هزار سال پیش!! یا ادمایی که حتی سلام علیکم باهم نداشتیم فقط از روی عکسشون شناختم. احساس ناامنی کردم :))) اینجارو تا اطلاع ثانوی پرایوت کردم. یه نفر هم هست هر روز از کانال خارج میشه دوباره فرداش میاد و ... گاهی حتی روزی چندبار میره و میاد:))) چشونه ملت!!!

بابام برای پسرک پول فرستاد تا بره برای خودش اسباب‌بازی بخره، با اینکه تازه خریده بود و وقتش نبود دوباره خرید بره گفتم باشه روی بابابزرگشو زمین نندازم🙄 بردمش بیرون با پولش یه اسباب‌بازی گرفت یه مقداریش اضافه اومد که دیگه بهش ندادم. اومد خونه زنگ زد به بابام گفت مامانم دزده. ازش پرسیدن بابات چی؟ فرمود مامانم دزده بابامم خلافکاره:))))) #از_بچه‌ها_شنیدن

من اصلاً فکر نمی‌کنم هر کسی مخالف ج.ا باشه لزوماً سلطنت‌طلبه. نقد مشخص من متوجه سلطنت‌طلبی بود، چون در این مدت گفتمان نسبتاً منسجمی تولید کرده که طبیعتاً قابل بررسی و نقده. سایر جریان‌های اپوزیسیون دست‌کم در این مقطع گفتمان مشخص و مدونی نداشتن که بشه دقیقاً درباره‌ش موضع‌گیری کرد. حرف من بیشتر درباره‌ی امکانِ همزمانِ سوگواری و نقد بود؛ اینکه غم جان‌ها ما رو از نقد ایده‌ها بی‌نیاز نکنه. نقد به معنای بی‌رحمی یا انکار درد آدم‌ها نیست. دغدغه‌ی من اینه که خشونت رو تقدیس نکنیم و نقد رو تعطیل نکنیم، حتی وقتی داغداریم. در عین حال فکر می‌کنم نفرت و بی‌اعتمادی عمیق نسبت به حکومت—که کاملاً هم قابل درکه—لزوماً به این معنا نیست که هر شکل از براندازی، در هر زمان و هر شرایطی، الزاماً انتخاب درستی باشه. به‌خصوص در کشوری مثل ایران و با شرایط پیچیده‌ی فعلی، براندازی می‌تونه هزینه‌ها و بی‌ثباتی‌هایی به‌دنبال داشته باشه که حتی اوضاع رو از چیزی که هست هم بدتر کنه. برای من مهمه که بین «نخواستنِ وضع موجود» و «انتخابِ راهِ جایگزین» تفاوت قائل بشیم. می‌فهمم خشم و بی‌طاقتی از کجا میاد؛ ولی نگرانی من اینه که تصمیم‌ها از دل خشم، آینده‌ی امن‌تری نسازه.

ثریا جان ممنونم که منطقی نوشتی. ولی مخالفت با حکومت موجود، لزوما به معنی سلطنت طلبی نیست. دقیقا علت اصلی بی طاقتی مردم در برابر مشکلات اینه که اعتمادشون رو به طور‌کامل به حکومت از دست دادن و دیگه حتی حاضر نیستن محاسن حکومت یا اصلاح اون رو بپذیرن.

بچه‌هاااا معلومه که من‌ هم از کشته شدن این همه جوون عمیقا و قلبا ناراحتم منم زندگیم فلج و مغزم فریز شده. خودم دوتا پسر دارم وقتی بغلشون میکنم قلبم برای مادرهایی که دیگه از این نعمت محرومن آتیش میگیره مدام دارم این افکار رو با خودم نشخوار میکنم که چطور میشه با هزار رنج و سختی کودکت رو بزرگ کنی نهالت رو رشد بدی تا وقتی زمان ثمر دادنش شد با جنازه‌ش مواجه بشی... این روزها ناامیدم بی انگیزه‌م و ترس و غم پررنگ‌ترین احساساتیه که تجربه میکنم. ترس از اینده ترس از نوجوان و جوان شدن پسرهام. ترس از روزی که نتونم ازشون در برابر خشونت، ناامنی و آسیبی که توی این فضا ممکنه ببینن محافظت کنم. من از خشونت می‌ترسم، نه فقط چون هزینه داره، می‌ترسم چون باور ندارم آینده‌ی بهتر از دلش بیرون بیاد. واقعیت اینه که من در موقعیتی هستم که باورهای فکریم تعارض مستقیم با ساختار حاکم نداره، و می‌دونم همین باعث میشه تحمل بعضی فشار‌های اقتصادی و... برام آسون‌تر باشه؛ اما این واقعیت، از غمم نسبت به این همه‌ خون ریخته شده کم نمیکنه. با وجود همه اینها و دردناک بودن این اتفاقات میخوام یه نکته رو شفاف بگم: کشته شدن جوون‌هامون به این معنی نیست که راهی که رفتن لزوما درسته و تفکری که داشتن غیرقابل نقده. من برای همه‌ جان‌های از دست رفته غمگینم ولی همزمان با اطمینان و از روی باور قلبی سلطنت‌طلبی رو هم نقد میکنم.

من یک درصد هم اهل بی احترامی نیستم ولی خداییش شماها در مورد اینهمه آدم که کشته شده چطور فکر میکنید که در موردشون با طنز حرف میزنید ممنون میشم توضیح بدید

دیس لایک میدی؟ منظورت اینه که خوشکل نیست؟ تو هم از خودشونی👎 #تینای_مو_طلایی_امید_تیم_مایی

سواد سیاسیشون هم که در حد سریال تاسیانه جوری که تینا پاکروان دوره پهلوی رو به تصویر کشید منم دلم خواست توی اون دوره زندگی میکردم و بجای مردی، زن خسرو میشدم اونوقت بجای این دوتا بچه‌ هم دوتا توله ساواکی گوگولی داشتم بنظر من کسی که فردای آزادی میتونه جامعه ارمانی مد نظر پهلوی‌چی‌ها رو بسازه رضا پهلوی نیست، این جامعه‌ی پولدار، صورتی و عشقولانه فقط به دست خود تیناپاکروان ساخته میشه بنظرم ایشون رهبر مناسب‌تریه برای دوران گذار خوشکل هم هست💘

طرفدارای ر پ فکر میکنن شبکه منوتو، مسیح علینژاد، نرگس محمدی، حسین رونقی،توماج، پروژه ززا، شروین و ... دست‌نشانده‌ی ج.ا هستن و همشونو بلاک ریپورت و فحش‌کِش کردن. حتی بعد از پرسیدن سوال‌های سیاسیشون‌ از چت جی‌پی‌تی اذعان کردن چت جی‌پی‌تی گ.ه خورده اونم یک آخوند درون داره :)))) و هم اکنون در گروه‌های طرفدار ر پ: پاول دروف هم از خودشونه. چرا؟چون توی این وضعیت اومده استوری تلگرام رو فعال کرده تا حواس مردم رو از انقلاب پرت کنه

مثلا یکی از ترفند‌هاشون این بود که گزاره طرف مقابلشون رو با مثال‌های عام، زیاد و اغراق شده بسط بدند تا بتونند ایرادات بیشتری بهش بگیرن. درواقع اجازه نمی‌دادند گفت‌وگو روی یک‌ موضوع بمونه تا به نتیجه برسه و مشخص بشه کی درست میگه کی غلط، وسط بحث مثال‌ها و موضوعات مختلف وارد میکردن اینجوری حریف اصلا فرصت نمی‌کرد از خودش و نظرش دفاع کنه. از اون طرف همه تلاششون رو میکردن برای گزاره خودشون معنایی محدود و چهارچوب بسته‌ای در نظر بگیرن تا گیر نیوفتن.

توی دوره‌ای که سقراط و افلاطون زندگی می‌کردن یک گروهی از افراد بودند که در ازای دریافت اجرت، بی‌توجه به حقیقت و عدالت به دیگران یاد می‌دادن چطور هر نادرستی رو درست و هر درستی رو نادرست جلوه بدند، بهشون میگفتن سوفسطاییان. سقراط و افلاطون از سوفسطاییان متنفر بودند چون اینها دنبال این بودند که با سوال و جواب و مباحثه درست به حقیقت برسند ولی سوفسطاییان حقیقت براشون اهمیتی نداشت و تلاش می‌کردن با یکسری ترفند فریبکارانه جدل کنند و هرطور هست حریف رو شکست بدند. اونها میتونستن کاری کنند تا حتی اگه حق با تو باشه، هم از دید دیگران و هم از دید خودت شکست خورده بنظر بیای...

اثر جنگ بر زندگی مردم عادی: در هر جنگی، بیشترین هزینه را مردم غیرنظامی می‌دهند: ۱- ناامنی روانی: اضطراب مزمن، بی‌خوابی، ترس برای فرزندان. ۲-اختلال در خدمات پایه: درمان، دارو، سوخت، اینترنت ۳- فشار اقتصادی: گرانی، کمبود، بیکاری مقطعی ۴- فرسایش اعتماد اجتماعی: شایعه، دوقطبی، خستگی جمعی این‌ عوارض، حتی بدون شلیک مستقیم هم رخ می‌دهد. یعنی «سایه‌ی جنگ» خودش آسیب‌زاست.

خودم خیلی ناراحتم که اینو میگم ولی واقعا من تصور میکنم این گروه از ادمها که ادایی، اغراق شده و انتخابی عزارداری میکنند ولی از اون طرف از ترامپ میخوان حمله کنه مرگ افراد اصلا براشون مهم نیست اونها فقط به هر دستاویزی که بتونن با اون نفرتشون رو نسبت به حکومت نشون بدند چنگ میزنند فقط عزای کسی رو میگیرند که بتونند کشته شدنش رو به حکومت نسبت بدند، ادم‌های بی‌گناهی که توسط ترامپ و نتانیاهو کشته بشند رو تلفات جنگی میدونند و این سو استفاده کردن از خون ادم‌ها ذلیلانه‌ترین کاریه که میتونند برای آرمان‌هاشون انجام بدند. (البته اگه اصلا آرمانی داشته باشند