مَنزلگه یک متروک
Open in Telegram
|ویرگول| گفت و شنو با من : http://t.me/HidenChat_Bot?start=7196143207
Show more399
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-530 days
Posts Archive
اگر محمود درویش بودم برای زن محبوبم مینوشتم عزیزم تو زیبایی، مثل بیروت قبل از جنگ. لابد بعدش هم باید بنویسم کسی نمیداند کدام جنگ ویرانی بزرگتری میسازد؛ گلوله یا فراق.
اما آقای درویش، وطن من بدون جنگ ویران شد. ما بدون گلوله کشته شدیم، از طریق ناامیدشدن.
عزیزم، تو بسیار زیبایی، حتی در ویرانههای تهران دودی، در بساط دستفروشهای فقیر، و در اندوه پدری که برای بچههایش لباس عید نمیخرد. در اعدامها و زندانها. در گریههای خشم در صبح اعدام محمد حسینی تنهای تنها.
تو زیبایی، و من از دور تماشایت خواهمکرد زیرا تو زندگی هستی، و من با مرگ محاصره شدهام. ببخش که محمود درویش تو نیستم. عزیزم، ببخش که جای بدی از دنیا همدیگر را دیدیم...
👤سلیمیRepost from مَنزلگه یک متروک
- چشمات رنگ اقیانوسه!
- مطمئنی؟ ولی چشمای من آبی نیست ناخدا.
- بعضی از قسمتای اقیانوس آبی تیرهست، بعضی قسمتهاش مثل یاقوت کبود؛ آب دریای یونان فیروزهایه. اقیانوس بودن به معنی رنگ نیست شاهزاده. هر چیزی که توانایی غرق کردن افراد رو توی خودش داشته باشه، اقیانوسه...!
آبینوشتن از این دُرد تاریک
تهمت به آب است
تهمت به فیروزهی خالصِ آسمان.
هرگز
این برکه، قشلاق درنا نبوده است (دروغ است ) .
منوچهر آتشی
چه تلخ است این سیب
تنها روتینی که از دوران کنکور تا الان باید نگهش میداشتم چنتا تست قرابت معنایی آخر شب بود.
تو خونم جنگ تحمیلی؛ تو خونت ملک اجدادی
خرابم مثل خرمشهر؛ ولی تو خرم آبادی
تمام کودکی هامو بهم دنیا بدهکاره!
تو با لالایی خوابت برد؛ منم با موج خمپاره!
