en
Feedback
مَنزلگه یک متروک

مَنزلگه یک متروک

Open in Telegram

|ویرگول| گفت و شنو با من : http://t.me/HidenChat_Bot?start=7196143207

Show more
399
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-530 days
Posts Archive
چ فندقن :)

Repost from N/a
من در آینده، درحال نصیحت پسرام تا دختر خوشگلارو وقتی بزرگ شدن اذیت نکنن😊
من در آینده، درحال نصیحت پسرام تا دختر خوشگلارو وقتی بزرگ شدن اذیت نکنن😊

فهمیدم که معمولی بودن شجاعت میخواد آدم اگر یاد بگیره معمولی باشه نه نقاشی رو میذاره کنار ، نه دماغش اگر معمولیه رو عمل می کنه، نه غصه می خوره که ماشینش معمولیه، نه حق غذا خوردن تو ی رستورانای معمولی رو از خودش میگیره، نه حق لبخند زدن به ی سری آدما رو، نه حق پوشیدن ی سری لباسا رو. حقیقت اینه که "ترین" ها همیشه در هراس زندگی می کنن.... هراس سقوط در لایه آدم های "معمولی". و این هراس می تونه حتی لذت زندگی، نوشتن، درس خوندن، نقاشی کشیدن، ساز زدن،خوردن، نوشیدن و پوشیدن رو از دماغشون دربیاره تصمیم گرفتممم خودِ معمولیمو پرورش بدم . نمی خوام دیگه آدمااا منو فقط با "ترین"هاممم به رسمیت بشناسن از حالا به خود معمولیم عشق می ورزم و به آدم هاام اجازه بدم به منِ معمولی عشق بورزن . و خیلی وقتا معمولی بودن ماهیتی متفاوت از هر مخاطبی اِکران میکنه .ادمای معمولی خاصن ، پارادوکسِ پر ازحرف و نیاز بهه تعمل و تفکر عمیق... #صحبتی_با_خودم

Hayede - Ey khoda (Slowed).mp36.80 MB

Voice message01:21

ی جایی دیدم این عکس رو ، زیادی قشنگه نه ؟
ی جایی دیدم این عکس رو ، زیادی قشنگه نه ؟

به درخت نگاه کردم اختیاری جز سبز شدن و روییدن نداشت... ابتدا فکر کردم که کاش من هم چون درخت قدرت اختیار نداشتم و مجبور بودم به سبز شدن و قد کشیدن! فکر کوتاهی بود! من اختیار داشتم… اختیار داشتم که سبز شوم، تا غلیظ‌ترین سبزگونه‌ی هستی. اختیار داشتم که قد بکشم، تا بلندای اَبدیت… همچنان که اختیار داشتم زرد بمانم وُ کوتاه وُ خشک... مواجه‌ی سبزی بود! درخت لحظه‌ی خزان را باور ندارد؛ برای همین می‌روید برای همین قد میکشد... 👤: سلطانی

اشتباه کنم هم دقیقا مثل اخرش به رو خودم نمیارم.

یهو خالی می‌شم… از همه چی… از حوصله از امید از انجام کارام از خواستن از فهمیدن از فکر زیاد از فکر زیاد از زندگی از زندگی از زندگی بگذریم ...

یهو خالی می‌شم… از همه چی… از حوصله از امید از انجام کارام از خواستن از فهمیدن از زندگی از زندگی از زندگی بگذریم ...

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ دخترِ دریا، نسیمِ گرمِ شرجی، موجِ نرم ماه پیشونیت شده فانوسِ شب‌های حرم چادرِ گلدارِ تو، رنگین‌تر از نقشِ جنون عشق می‌رقصه به گیسوت، مثلِ موج توی خون چشم‌هات سِحرِ عجیبی، مثلِ جادوی جنوب دل به دستات می‌سپارم، مثلِ دریا، مثلِ دوب

Albumaty.Com_mhmd_abd_algbar_asgl_rwhy.mp310.86 MB

در خصوص این پادکست حرفی برای ارائه ندارم جز سکوت و اشک‌.

1_12073211666.mp36.67 MB

photo content
+1

میخواستم بهتون بگم که چیه اها جاودانگی به این نیست که عمر آدم تموم نشه آدم وقتی جاودانه می‌شه، که چیزی ازش باقی بمونه که انقضا نداشته باشه برای این امر مهم، نباید حتما آدم سرشناسی باشی ... دایره‌ی جاودانگی هر کسی به اندازه‌ی آدم‌هاییه که باهاشون معاشرت داره، باهاشون برخورد داشته توی زندگیش ... فقط کافیه از تو چیزی ارزشمند به دیگری اضافه بشه ... اصلا به این فکر کردی که از تو قراره چه چیزی باقی بمونه؟ فرقی نداره، توی هر شغلی که باشی توی هر کشوری که باشی، به این فکر کردی که تو با سبک زندگی و رفتار و گفتارت، به معنای جهان چه چیزی اضافه خواهی کرد؟ #صحبتی_با_خودم