『 𝙃𝙤𝙥𝙚 』
Open in Telegram
3 292
Subscribers
-724 hours
-167 days
-5930 days
Posts Archive
3 291
گاهی باید به خودم بگم: آروم باش...
لازم نیست برای هر اتفاق کوچیکی هزار تا داستان
توی ذهنت بسازی.
بیش از حد فکر کردن مثل دویدن روی تردمیله؛
خستهات میکنه، اما آخرش هنوز سر جای اولتی.
گاهی فقط باید نفس بکشی و رها کنی.
3 291
تعریف دیگری برای عشق نمی یابم!
جز این که با هم باشیم
خسته و ناتوان؛
ولی باهم!
ساکت و آرام و شکست خورده،
ولی با هم...
3 291
دو انسان خردمند نمیتونن عاشق همدیگه بشن، عشقِ واقعی دست کم، به یه ابله نیاز داره.
"داستایوفسکی"
3 291
گاهی آدم آنقدر خسته میشود
که دیگر نمیخواهد کسی را تغییر دهد،
نمیخواهد بفهماند، توضیح دهد، ثابت کند.
فقط میخواهد در آرامشی غریب،
خودش را به خودش برگرداند.
3 291
«در فروپاشیهایم اشکی نریختم و حالا برای گیر کردن لباسم به دستگیرهی در زاری میزنم، طوری که انگار هیچ راهی برای بیرون آمدن نیست.
و این حاصل نادیده گرفتن رنجی است که باید در آغوش میگرفتم.»
3 291
«زیبایی را برای چه میخواهم؟ من فقط دلم میخواهد به آن مرحله از رشد روحی برسم که بتوانم هر موضوعی را در خودم حل کنم و برای من احتیاج به -کلمه- بیمعنی شود؛ بتوانم زندگی را مثلِ یک گیاهِ زهری میانِ انگشتهایم بفشارم و خرد کنم.»
• نامه از فروغ فرخزاد به پرویز شاپور
