صَلا
Open in Telegram
صَلاح از ما چه میجویی؟ که مستان را صَلا گفتیم به دورِ نرگسِ مستت سلامت را دعا گفتیم -دانشجوی ترم یازده پزشکی
Show more588
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-1730 days
Posts Archive
588
Repost from N/a
تمرین دوم: پیام امنیت به بدن با کمک از زمین
گاهی بدن ما توی حالت تنش و آمادهباش میمونه…
هدف فقط این تمرین این است که از حالت استرس برگردیم به حس آرامش و امنیت
و انرژیهای راکد بدن رو به جریان بندازیم.
⸻
🔅 انتخاب فضا
پارک، فضای سبز، یا یه کوچهی خلوت با درخت.
جایی که صدای ماشین و شلوغی کم باشه.
⸻
🔆 روش انجام تمرین
به نکات زیر توجه کن و در محیطی که انتخاب کردی قدم بزن:
🔅 نیت
قبل از حرکت با خودت بگو:
«دارم به بدنم پیام امنیت میدم.»
🔅 ریتم آهسته
آروم قدم بزن، نه ورزشی و نه رقابتی.
به بدنت گوش کن و اجازه بده ریتم خودش رو پیدا کنه.
🔅 ارتباط با زمین
از خودت بپرس:
اگر انرژی راکد بدن یک رنگ داشت، چه رنگی میتونست باشه؟
حواست رو بیار کف پاهات.
تصور کن با هر قدم، اون رنگ وارد زمین میشه و دوباره وارد چرخه طبیعت میشه.
🪴 نکته مهم:
انرژی خوب یا بد نیست.
ما چیزی رو از بدنمون پرت نمیکنیم بیرون.
فقط اجازه میدیم انرژی راکد به جریان بیفته.
⸻
⏳ ۱۰ تا ۲۰ دقیقه کافی است.
در صورتی که احساس کردی به زمان بیشتری نیاز داری،زمان رو افزایش بده
⸻
کوچ | امیرعلی نجفی
@Amiralinajaf_Neshastan
588
چراغ را می توان کشت
روشنی را هرگز
شراب را می توان کشت
مستی را هرگز
قلب را می توان کشت
عشق را هرگز
من را می توان کشت
ما را هرگز
588
همه دشت سر بود بیتن به خاک
سر گرزداران همه چاکچاک
درفشیدن تیغ و باران تیر
خروش یلان بود با دار و گیر
ستاره همی جست راه گریغ
سپه را همی نامدی جان دریغ
سر نیزه و گرز خم داده بود
همه دشت پر کشته افتاده بود
بسی کوفته زیر باره درون
کفن سینهٔ شیر و تابوت خون
تن بیسران و سر بیتنان
سواران چو پیلان کفک افگنان
فراوان ز ایرانیان کشته شد
ز خون یلان کشور آغشته شد
588
Repost from une âme perdue
فکر نکردن بهت ممکن نیست عزیز قلبم. چون در همهجا و همهچیز خودت رو جا گذاشتی. نمیشه تو رو ندید. به هرچیزی برمیخورم، جملاتت توو سرم تکرار میشن.
روی زمین قدم میگذارم، تو هستی: «زمینی بودن رو دوست دارم. / لوکیشن پستهام رو زمین میذارم!»
قطرات بارون روی خاك میشینن، تو هستی: «Toprak Yağmura ben sana aşık olduk yeniden. / بوی خاك بعد بارون من رو یادت میاندازه.»
بادی میوزه، تو بیشتر از همیشه هستی: «اسم فیلم، شعر و آهنگ مورد علاقهام چرا اسم دیلیام نباشه؟ باد ما را خواهد برد!»
شعری میخونم، تو هستی: «مهم نیست که یکساعت دیگه بمیرم، حداقل قبلش شعر میخونم.»
فیلمی میبینم، تو هستی: «واقعاً cinéma, mon amour! / سینمای فرانسه متعلق به منه. / از شنبه کلاسهای فیلمسازیام شروع میشن.»
به عشق فکر میکنم، تو هستی. «عشق رو تعریف نمیکنم، حسش میکنم. / عاشقم!»
سیب میخورم، تو هستی. «آدم است و سیب خوردن، آدم است و اشتباه.»
آهنگی میشنوم، (خودم نمیتونم با اختیار خودم گوش بدم. میسوزم.) تو هستی: «موسیقی از چیزهاییه که باعث میشه بیشتر برای اینکه روزی این زمین رو ترك میکنم، قلبم بشکنه. / آهنگهای ترکی رو با تو بیشتر دوست دارم. / این پلیلیست برای توعه.»
فعالیتهای جدید وان دایرکشن (هریات) رو میبینم، تو هستی: «مرز باریكم. / روبهراهم. / برای لری زندگی میکنم و میمیرم. / I'd drive to the end of the universe to bring you back. »
خبر آلبوم جدید بیتیاس رو میخونم، تو هستی: «بینهایتِ محضِ پُررنگِ بنفشم. / جونگکوك "دلیل رنگارنگم برای زندگی" و نامجون "درخت قلبم". / I Pied Piper You.»
کلاغهای توو آسمون رو میبینم، تو هستی: «آلیبرو! خیلی برام ارزشمنده. خواستم زودتر از بقیه بهت بگم.»
به زبان و ادبیات فکر میکنم، تو هستی: «ارتباطمون به زبان و ادبیات رو خیلی دوست دارم، خوبه که این رشتهها رو انتخاب کردیم! / باید در ایتالیایی بهتر بشم. / سردبیر نشریهمون شدم! / زبان دوم قراره کرهای بخونم بهخاطر بنگتن و تو.»
سرم درد میکنه، تو هستی. «میگرن بخش جداناپذیری از وجودم شده. / به جای غذا کدئین میخورم.»
خورشید میتابه، تو هستی: «نوادگان خورشید. / کامو خورشیدمه.»
درختی وجود داره، تو هستی: «تك درختم کیارستمی. / برخلاف درخت، من میخوام در حرکت باشم! / این درخت رو عاشقم، اسمش رو گذاشتم ویندیا.»
از تلویزیون فوتبال پخش میشه، تو هستی: «رئال مادرید رو دوست دارم هنوز. دلم برای 18 سالگی تنگ شده.»
خوابم نمیبره، تو هستی: «24 ساعت کافی نیست. نمیخوام بخوابم!»
زندگی میکنم، تو هستی: «میخوام زنده باشم! / پر از رد زندگی بودن. / دچار زندگی بودن. / زن، زندگی، آزادی. برای همیشه»
میتونم تا ابد ادامه بدم. اینقدر که از همهچیز و همهجا حرف زدیم و زیباییات رو با همهچیز برای من همراه کردی. خودم رو بدون تو به یاد ندارم. نمیخوام که به یاد بیارم.
