484
Subscribers
No data24 hours
-87 days
-3230 days
Posts Archive
Repost from Silver tongue
این پیام رو داخل چنلتون قرار بدید تا برای شما یک داستان کوتاه بنویسم.
محتوا داشته باشید و صبور باشید.
Repost from 𝖦𝗋𝖺𝗆𝖺𝗉𝗁𝗈𝗇𝖾
-؛ درود بر شما عزیزانِ جان. در صورت تمایل این متن نبشته را در کناد هایتان ارسال بفرمایید تا بنده با توجه به محتوای ارزنده ی شما، برای شما یک شخصیت خلق بکنم و بگویم به چه دلیل دیگران از شما گلایه مند خواهند بود.
جسارتا مقداری طول خواهد کشید، اگر مایل نیستید که طول بکشد، بی زحمت این نبشته را ارسال نفرمایید تا شرمنده ی شما نشوم.
حواستان باشد که این نبشته خط نخورد.
اراداتمند، گرداننده ؛-
Repost from Lost Her to Wolves
این پیام رو داخل کانال خود قرار بدید تا من یک پرونده جنایی با توجه به حس و حال دریافتی، به شما اختصاص بدم.
محتوا داشته باشید.
صبور باشید.
نمیشه به آدم ها اعتماد کرد، دوست ندارم همیشه بهشون بگم حالا این رو برای بقیه تعریف نکن.
-از نظر من تو ازون آدمایی که با تنهاییشون خو گرفتن و با راههای متفاوت تونستند مسیر مشخصی بین این همه گمراهی پیدا کنند ولی هنوزم تو جاده اصلی که راه میری گاهی وقتا دلت میخواد به انشعابات جاده سر بزنی و ازونجاها گذر کنی، آدم آروم و وسیعی بنظر میرسی ولی گمون میکنم آرامشت حاصل طغیان های فراوان بوده.
تو آدم بیچارهای هستی. این نیمی از انزجار تو رو توجیه میکنه، و نیمهی دیگه رو هم به این مدیونی که در مقابل فقر تسلیم شدی.
اما زیبایی مرد نشانگر حقایق درونی و توانایی اوست: چهرهی او بازتاب تواناییاش بود. اما این در مقایسه با بیهودگی بیش از اندازهی سیمای زن، در چه جایگاهی است؟ مورسو اکنون به خوشی بیهودهی خود، آگاه بود و به روی دیو های مرموز درونش لبخند میزد.
من اینجا از نوازش نیز چون آزار ترسانم
ز سیلی زن، ز سیلی خور
وزین تصویر بر دیوار ترسانم
