𝓜𝓸𝓷𝓵𝓲𝔃𝓪
Open in Telegram
چشمایش وصف خورشیدی بود که وقتی طلوع میکرد همه ی جهان من در هم می ریخت! نویسنده ای از سودای شادمهر! #ژانویه24
Show more665
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
665
ترجیحم دوست داشتنیه که کمکم جلو بره، زود عنوان نشه، عجله توش نباشه، ریشهای باشه، تا دوست داشتن هیجانی و با شدت بالا.
که کریستوفر مارلو میگه “مرا دوست بدار، اندک ولی طولانی”.
665
یکی بهم میگفت:
اگه تو تمام لحظات تصورش میکنی اگه نمیتونی فراموشش کنی یعنی روحت تو اون آدم گیر کرده
داشتم فکر میکردم راست میگه ها.
شاید قشنگترین نوع دلبستگی همین باشه
که روحت گیر اون آدم باشه جوری که دلت بخواد تو لحظه لحظهی زندگیت تو خوشحالیت تو شادیات، تو ناراحتیت تو غم هات باشه
یکی که همیشگی باشه.
665
اونایی که منو میشناسن؛ هیچوقت به من شک نمیکنن و اونایی که بم شک دارن هیچ وقت منو نمیشناسن .
665
فک کردی هرکاری دلت میخاد میتونی بکنی
هرجوری دلت میخاد میتونی رفتار کنی
طرف. صفرش تموم بش
تف میکنه. بالا تو و اون رابطه حروم زادع هایی ک زاده شدن
665
این قلب منه ولی همش واسه تو میتپه
این چشم منه ولی فقط تو رو میبینه
این دست منه ولی تنها دستِ تو
آرومش میکنه ؛ چیکار کردی با من ؟
تو کاری میکنی که نه تنها تمام اجزای بدنم
بلکه همه ی روحم به سمت تو بیاد و عاشقت باشه
تو حسی فراتر از دوست داشتنی
