en
Feedback
Silhouette

Silhouette

Open in Telegram

هومـت، هوخـت، هورشـت هیچ نبوده و سُرای صد و اندی بیتم آرزوست... ✧ Scolpito da Da Vinci. Talk to me by: @eccentricdesirebot &: https://t.me/BChatcBot?start=0103712a0505aa21036501

Show more
Iran159 018The category is not specified
Buy Ad
65
Subscribers
No data24 hours
+17 days
+830 days
Posts Archive
I guess I'm complicated, my life's sorta too I wish you could see to my soul through this black bathing suit You don't know me any better than they do

Fuck you kevin

someone said it before, I'll say it again

05. Black Bathing Suit (1).mp35.12 MB

💗💗‌

I look interested.

خلاصه امیدوارم برخلاف دفعات پیش حوصله و زمان داشته باشم که بپردازم به نظرم درمورد داستان‌های موردعلاقم از این مجموعه

اما شدیداً پیشنهاد می‌کنم. خیلی طولانی هم نیست، درواقع گردآوری آثار کوتاهی هستن که در یک نشست هر داستان به راحتی مطالعه می‌شه، اما اندیشه‌ قلم پو و نمادگذاری‌های ارائه شده درش شاید مدت‌ها ذهن شمارو درگیر کنه.

اما محتوای مدنظرم، یعنی مدح قلم آلن‌پو، پدید نیومد و پرداختیم به مسیر تکاملی تجارب و انتزاع انسان.

انگیزه اول من از فروارد کردن این‌ها اشاره به آثار ادگار آلن‌پو بود، خصوصاً افول خاندان آشر که شخصاً چند شب پیش مطالعه کردم؛ چرا که خیلی اندک پیش می‌آد کسی این آثار فاخر رو مطالعه کنه و مشعوف شدم نظر ایشون رو خوندم.

Dream man

هیچوقت از چه‌گوارا گریزی نیست

عسل پروف چنلتو میبینم روح به زندگیم برمیگرده

از گذشتگان است آنچه برآنیم؛ بر آن خواهند شد، آنچه کنونیم.

همین الگو‌ را می‌توان در علم یافت، اصطلاحی که آیزاک نیوتن برای نخستین بار به‌کار برد و قابلیت تعمیم آن در سایر شاخه‌های زندگی ما مشهود است و ریشه می‌دواند. «بر روی شانه غول‌ها بایستید.» هیچ اندیشه‌ای از خلأ زاده نمی‌شود. آنچه امروز کشف می‌کنیم، ادامه‌ی پرسشی‌های دیروز است؛ آنچه امروز می‌نویسیم، پاسخی‌ست ناآگاهانه در وصف دانسته‌ها و نثرهای گذشته؛ آنچه می‌سازیم، بر ویرانه یا بنیانِ چیزی ایستاده است که پیش از ما بنا گشته. دانشمند بر معادلات اساتید و مردگان تکیه می‌کند، هنرمند بر زبان هنرمندان پیش از خود و فیلسوف بر پرسشی که هزاران سال پیش برای نخستین‌بار ذهن انسانی را به خود مشغول کرده است. حتی شورش علیه گذشته نیز، به‌نوعی، ایستادن بر آن است؛ چرا که برای پشت‌سر گذاشتن، نخست باید آن را شناخت. شاید از همین روست که میراث بشر را نمی‌توان مجموعه‌ای از آثار منفرد دانست؛ بیشتر به گفت‌وگویی بی‌پایان می‌ماند که نسل‌ها در آن، سخن یکدیگر را می‌شنوند، پاسخ می‌دهند، رد می‌کنند، اصلاح می‌کنند و گاه بر آن می‌افزایند.

اثر ماندگار، چیزی نیست که صرفاً بارها خوانده شود یا محبوبیتش سالیان دراز در میان مردم به مثابه روزهای نخستین نشر آن باشد؛ بلکه اثری‌ست که آدمی را وادار به دیگرگون اندیشیدن می‌کند و منجر به خلق آثار با ایده‌های شگرف نوین بر پایه‌ همان اندیشه‌ها می‌شود.

اثر ماندگار، چیزی نیست که صرفاً بارها خوانده شود یا محبوبیتش سالیان دراز در میان مردم به مثابه روزهای نخستین نشر آن باشد؛ بلکه اثری‌ست که آدمی را وادار به دیگرگون اندیشیدن می‌کند و منجر به خلق آثار با ایده‌های شگرف نوین بر پایه‌ همان اندیشه‌ها می‌شود.

پیشروها مثل سنگ‌هایی‌‌اند که در آرامش برکه می‌افتند و دامنه‌ی اثرشان موج برمی‌دارد، قطر دایره‌ی موج بلند می‌شود و تا ساحل‌ها و تا سال‌ها ادامه پیدا می‌کند. نمونه‌اش همین ادگار آلن‌پو که در ۱۸۴۹ مرده است اما هنوز فضاهای وحشت‌زایی که خلق کرده است دارد در اندیشه‌ی هنرمندان دیگری -مثلا تیم برتون- باززایی می‌شود یا نمونه‌ی ایرانیِ پو، یعنی صادق هدایت را ببینید که هنوز رمان‌نویس ایرانی دارد از روی آن نسخه‌برداری می‌کند و عموما بدونِ حتی توسعه‌ دادنِ یکی از شاخصه‌های جهان داستانی او، بوف کورش را بازنویسی می‌کند و هنوز مخاطب دارد. آنقدر که بوف کور توانسته است رمان‌نویسِ ایرانی سیال‌ ذهن‌ نویس بزاید فقط گیتارِ فرامرز اصلانی در «اگه یه روز» توانسته است میان ایرانیان گیتاریست بسازد. هم‌اندازه‌اند. اینها پیشروها هستند. پو، هدایت و دیگران. موجشان ادامه پیدا می‌کنند و ثبت است بر جریده‌ی عالم دوامشان.

آلن‌پو در داستان «افول خاندان آشر» که دارم به توصیه‌ی دوستم فرهاد می‌خوانمش توصیفی از عمارت آشر دارد که این بخش از توصیفش می‌تواند تصویری از ایران را در ذهن ما بسازد: «گذر سالها رنگ و رویش را برده بود، قارچ‌های ریزی همه‌جای نمای آن را گرفته و مانند رشته‌های درهم تنیده‌ی باریکی از لبه‌ی بام آویخته بود. با این حال، ویرانه نشده بود. هیچ جای حجاری‌هایش نریخته بود، اما انگاری میان پایداری بنا و فرسودگیِ تک‌تک سنگ‌های آن تضادی جنون‌آمیز وجود داشت.»

نه کلا اوکی نیست