en
Feedback
انتقال یافت

انتقال یافت

Open in Telegram

-صاحب یک روح خسته در جسمی بدون نور و مغزی با افکار آشفته و قلبی که راجبش نمیدونم. میتونین‌توکیو‌صدام‌کنید. Talk; http://t.me/HidenChat_Bot?start=6153997951

Show more
197
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
-نزار برسه اون روزی ک تِشنه تَنِت، معتادِ لبات نباشم.

ناگهان دیگر کنارم نبودی!

و ناگهان خبری از تن گرمت نبود!

ناگهان لب هات جانشین سیگارم شد!

ناگهان آرامش قلب واموندم شدی!

ناگهان همه وجودم پر از تو شد!

"من به نور خورشید که لمست میکنه هم حسودی میکنم"

سرمای قلبم داره کل وجودمو در بر میگیره؛ قبل اینکه دیر بشه بغلم کن.

038._gnash_-_i_hate_u_i_love_u.mp39.61 MB

منِ واقعی گوشه‌ی مغزم کِز کرده.

"من عطر تورو نفس کشیدم"

تو اونقدر آرامش بخشی که بیا، بیا آخرین نخ سیگارم برا تو.

کاش بدونم اینکه الان با نبودنت، زندگیم فرقی با وقتی که بودی نداره دلیلش عوض شدن منه یا عوضی بودن تو؟

-رفتی از اینجا؛ اما از یادم نرفتی.

-گرمای تنت به قلب یخ زدم بوسه میزنه.

"نور ماه باعث آرامشم میشه؛ ولی اون چشمای نورانی تر از ماهتو که یادم نمیره"

"طعم الکل باعث میشه اعصابم آروم بگیره؛ ولی طعم لبای تو رو که یادم نمیره."

"عطر قهوه باعث میشه چیزی از سردردم حس نکنم؛ ولی عطر تن تو رو که یادم نمیره."

"چرا نتونم طعم تنی که رازش به دست خودم کشف شده رو بچشم؟"