Eror 1000 + 1
Open in Telegram
180
Subscribers
No data24 hours
-37 days
-130 days
Posts Archive
ناراحت میشم وقتی مجبورم بگم «باشه اوکیه» درحالی که دلم میخواد صندلی رو پرت کنم سمتشون.
قبلا می گفتم مرگ حقه ی چرخه اس که برای همه اتفاق می افته ادما باید باهاش کنار بیان
اما نه عزیز من مرگ در حق بازمانده های که می مونن با ی مشت تصویر و خاطره ناحقیه
چند هفته پیش داشتم به پیمان میگفتم دلم ی پدرشوهر میخاد مثل بابا بزرگم که رابطش با مامانم اینقدر خوبه اینقدر ماهه
بابا جون الان وقت رفتنت نبود مگه نمیگفتی عروس بشم میخای بیای عروسیم مگه نگفتی ارزوی عروس شدنمو داری
پس چرا تنهامون گذاشتی😭
دلم برای بغلات وماچ کردنات و قربون صدقاهات تنگ میشه:)
’چه بدانم عزیز من؛
حتّی اگر تو
میانمان دیواری بکشی،
من در نهایت آن دیوار را
به رنگی که تو دوستش داری
نقاشی خواهم کرد.
دیدم ماداک’
Sende benim kadar gerçekleri görüyorsun
Beraber olamayız benim gibi biliyorsun
Bir başka dünyanın insanısın yavrucağım
Sen kendi dünyanın toprağında üyüyorsun:)
