"رآوی"
Open in Telegram
«روایتهای رآوی» “پادکستها در یوتیوب” https://youtube.com/@rawviy?si=jQYbtAXwCp41PuU_ ————————— https://t.me/HarfChatBot?start=497ad754d0e2 "ارتباط با رآوی" https://www.instagram.com/rawviy/profilecard/?igsh=eGxuZGllNGltZDVo “اینستاگرام رآوی”
Show more1 947
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-430 days
Posts Archive
1 947
انسان، شعلهایست
که با هر باد خاموشتر میشود
و با هر خاموشی،
یاد میگیرد چگونه آتش باشد
1 947
حماسه همیشه در میدانهای خونین نوشته نمیشود؛
گاهی در اتاقی تاریک،
جایی که انسانی خسته تصمیم میگیرد
با وجود تمام دلایل برای تسلیم شدن،
فردا را دوباره اختراع کند.
و این، همان جاییست که اسطورهها متولد میشوند؛
نه از قدرت،
بلکه از سرسختیِ روحی که بلد نیست چگونه خاموش شود..
1 947
شبهایی هست که ستارهها خاموش نمیشوند،
بلکه از خستگیِ تماشای ما پلک میبندند.
ما در تاریکی، قصهی روشنایی مینویسیم
با جوهری که از زخمهای کهنه چکیده است.
تاریخ، دفتر خاطرات مردمانیست که شکست خوردند
اما آنقدر ایستادند تا شکست، مجبور شود نام خودش را تغییر دهد..
1 947
جهان، میدان جنگیست که سربازانش نه زره دارند و نه سپر؛
تنها چیزی که بر تن کردهاند، خاطراتیست که بوی شکست میدهد و امیدی که هنوز جرئت مردن ندارد.
ما فرزندان خاکستریِ روزگاریم؛
با مشتهایی پر از آرزو که مدام بر درِ بستهی تقدیر کوبیده میشود،
و هر بار، پاسخ جهان فقط سکوتیست که از صدای فریاد بلندتر است..
1 947
پرندهها مهاجرت میکنند
بدون اینکه بدانند مرز چیست،
و انسان مرز میسازد
بدون اینکه بداند خانه کجاست.
1 947
+1
پلها ساخته میشوند
برای وصل کردن فاصلهها،
اما بیشتر وقتها فقط ثابت میکنند فاصله وجود دارد.
1 947
“دریا هر موج را با امید به ساحل میفرستد،
بیآنکه بداند ساحل فقط جایی است
که موجها آنجا میمیرند.”
1 947
انسان کتابخانه ساخت
تا دانستههایش را حفظ کند،
اما هیچجا قفسهای برای ندانستههایش نگذاشت.
1 947
ساعتها اختراع شدند
وقتی انسان فهمید نمیتواند لحظهها را نگه دارد،
تصمیم گرفت حداقل آنها را بشمارد..
