185
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
-9830 days
Posts Archive
185
دࢪیــا آࢪام گرفت،
موج ها ڪوتاه و به نࢪمی حࢪڪــت مے کردند،
نسیم خنڪ بهاࢪے دࢪیــا را نوازش میکࢪد،
این ها خبࢪ پایــان بودند؛
پایان فریادهای پࢪے دࢪیایــے ڪوچکی
که در اعماق اب های ســࢪد منجمد درحال زنده دفن شدن در میان آب های یخ زده بود..
حال آࢪامش دࢪیــا خبر میداد که پـࢪ دࢪیایــے لالایـے شیـࢪینے میخواند و دࢪیـا را به خوابــے آࢪام میبرد.
دࢪیــاے بهاࢪے°‧🫧⋆.ೃ࿔*:・
