en
Feedback
Booklet.

Booklet.

Open in Telegram

“ چون که ثبتِ خاطرات، میل به جاودانه کردنِ لحظات و در جستجویِ معنای زندگی بودن، برای حفظ بقاء انسانکِ به‌ناچار مُدرن در کرهٔ زمین، ضروریست..” متن‌های زبان اصلی و یادگیری لغت: •@vocabularybooklet ⭐️ 📮جهت گفتگوهایِ نهانی: @sandoghchepar_bot

Show more
1 319
Subscribers
-124 hours
+67 days
+15230 days
Attracting Subscribers
September '26
September '26
+20
in 1 channels
August '26
+214
in 8 channels
Get PRO
July '26
+60
in 5 channels
Get PRO
June '26
+30
in 0 channels
Get PRO
May '26
+29
in 3 channels
Get PRO
April '26
+9
in 1 channels
Get PRO
March '26
+5
in 0 channels
Get PRO
February '26
+215
in 11 channels
Get PRO
January '26
+14
in 0 channels
Get PRO
December '25
+18
in 1 channels
Get PRO
November '25
+21
in 1 channels
Get PRO
October '25
+18
in 2 channels
Get PRO
September '25
+7
in 0 channels
Get PRO
August '25
+37
in 3 channels
Get PRO
July '25
+37
in 3 channels
Get PRO
June '25
+15
in 1 channels
Get PRO
May '25
+145
in 3 channels
Get PRO
April '25
+29
in 3 channels
Get PRO
March '25
+55
in 4 channels
Get PRO
February '25
+301
in 4 channels
Get PRO
January '25
+26
in 2 channels
Get PRO
December '24
+16
in 1 channels
Get PRO
November '24
+7
in 0 channels
Get PRO
October '24
+15
in 0 channels
Get PRO
September '24
+11
in 1 channels
Get PRO
August '24
+21
in 1 channels
Get PRO
July '24
+20
in 3 channels
Get PRO
June '24
+58
in 2 channels
Get PRO
May '24
+93
in 2 channels
Get PRO
April '24
+93
in 1 channels
Get PRO
March '24
+35
in 4 channels
Get PRO
February '24
+350
in 8 channels
Get PRO
January '24
+31
in 2 channels
Get PRO
December '23
+25
in 1 channels
Get PRO
November '23
+9
in 0 channels
Get PRO
October '23
+535
in 0 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
09 September0
08 September+3
07 September+1
06 September+1
05 September0
04 September+4
03 September+2
02 September+7
01 September+2
Channel Posts
باورم نمیشه. توی گوگل نوشته قد ویشکا آسایش ۱۷۶عه. یعنی من ازش ۳سانت بلندترم. باورم نمیشه که از درازترین بازیگر زن ایرانی که وجود داره بلندترم. من برم پاهامو ارّه کنم دوستان. خدانگهدار.

2
رابطه بین من و پیام‌های ناشناس:
رابطه بین من و پیام‌های ناشناس:
125
3
اگه خواستین بیاین حرف بزنیم. @sandoghchepar_bot
141
4
خسته شدم از بس هرموقع به دور شدن‌های بقیه اعتراض کردم بلااستثناء بهم گفتن که “حس کردیم باهامون حال نمیکنی برای همین کمرنگ شدیم و...” واقعا مگه چه‌جوری‌ام که همه حس میکنن باهاشون حال نمی‌کنم؟ در صورتی که عمیقاً برام مهم بودن اون ارتباط‌ها و اون آدم‌ها! مشکل از میمیکه، از سبک زندگیمه، از سطح طنز تلخمه از چیه که همه فکر می‌کنن خودمو گرفتم و فلان؟ واقعا زور داره که همه چیزی رو درباره‌ت برداشت کنن که از درون اصلا اینجوری نیست و فقط خودتی که واقعیت رو میدونی. :)
43
5
خدا نکنه یادم بیاد. چون وقتی میاد دیگه نمیره...
217
6
خدا نکنه یادم بیاد. چون وقتی بیاد دیگه نمیره...
1
7
خدا نکنه که یادم بیاد. چون وقتی بیاد دیگه نمیره...
1
8
به‌طرز مازوخیستانه‌ای هی می‌خونمش و هی...
129
9
زندگی قلبم رو به دردمیاره و همچنین به وجد. دیدن کم‌کم و با ناز و عشوه اومدنِ پاییز و تغییر آب و هوا به قدری برام دلفریب و جالبه که نمیدونم چه‌جوری بیانش کنم. از طرفی هم خبر خودکشی بستگانِ بعضی از جاویدنام‌ها رو خوندم. هوا هم ابری بود از صبح. این خبر رو خوندم. هوا ابریه. باد میاد. از اون بادهای شدید که اگه چیزی روی رخت پهن کردی رو گیره نزده باشی باد می‌برتش. این خبر رو خوندم. توی خونه‌م و نمی‌دونم که بارون هم میاد یا نه فقط هوا تاریک کرده. این خبر رو خوندم. راستی پاییز داره میاد. این خبر رو خوندم و دارم به این فکر می‌کنم که اون آدم‌ها احتمالا اواخر آذر پارسال دلشون نمی‌خواست پاییز تموم شه ولی با فکر کردن به پاییز بعدی خودشون رو به دوباره دیدنش دلخوش کرده بودن اما. این خبر رو خوندم. شاید آیدا به ابوالفضل قول داده بود که باید همه پاییزها رو دوتایی بگذرونن و برای همین نخواست بی اون ببینه پاییز رو. باد خیلی شدید شده. میگن شمال سیل اومده ولی به ما که دماوندیم فقط رگبار و طوفانش رسید. این خبر رو خوندم. می‌بینی چه‌جوری هی وسط فکرام به اون خبر فکر می‌کنم؟ می‌بینی چه‌جوری بین حرفام هی؟ از زمستونِ پارسال همینه وضع. از همون موقعی که فرار کردیم و دیدیم نت قطعه و چند روز بعدش فهمیدیم دقیقا چیشد. این خبر رو خوندم. مثل اون خبرها. به اندازه تک‌تک تارموهای روی سرم خبر خوندم. همیشه خبر می‌خونم. خبر خوندیم که چه‌قدر بودن. خبر خوندیم که با چی زدن. خبر خوندیم که توی اسنپ یه دختر به خاطر گوشی و توی خیابون یه پسر برای لپتاپ. خبر خوندیم که یه دختر به‌خاطر رگ غیرت برادر و پدر. خبر خوندیم که ۱۰۰-۱۵۰-۲۰۰-۲۵۰. خبر خوندیم و روز به روز ساکت‌تر شدیم. بارون گرفت راستی همین الان. داره پاییز میاد باورت میشه؟ یعنی دو فصل و نیم گذشت؟ یعنی می‌خوای بهم بگی یخ‌زدنِ عقربه‌های تمام ساعت‌های دنیا از زمستون پارسال تاحالا صرفاً یه تئوری تخیلی احمقانه‌س که دارم مطرحش می‌کنم؟ یعنی باور نمی‌کنی که ما هنوز همون‌جاییم؟ همون نقطه. همون لحظه. همون شب.
233
10
بسه دیگه. پایانِ “ظهرِ شعر” رو اعلام می‌کنم.🌷
68
11
ماه من گفتم که با من مهربان باشد، نبود مرهم جان من آزرده جان باشد، نبود از میان بی موجبی خنجر به خون من کشید اینکه اندک گفتگویی در میان باشد ، نبود بر دلم صد کوه غم از سرگرانیهای او بود اما اینکه بر خاطر گران باشد، نبود خاطر هرکس ازو می‌شد به نوعی شادمان شادمان گشتم که با من همچنان باشد، نبود وحشی از بی لطفی او صد شکایت داشتیم پیش او گفتم که یارای زبان باشد، نبود...
225
12
Voice message
23
13
ترسم جنون غالب شود طغیان کند سودای تو طوقم به گردن برنهد عشق جنون فرمای تو می‌آیی و می‌افکند چا کم به جیب عافیت شاخ گلی دامن کشان یعنی قد رعنای تو :)) وقتی نگاهی رسم بود از چشم سنگین دل بتان آن رسم هم منسوخ شد در عهد استغنای تو فرسوده سرها در رهت در هر سری سد آرزو وان آرزوها خاک شد یک یک به زیر پای تو وحشی ببین اندوه دل وز سخت جانی دم مزن کز هم بپاشد کوه را اندوه جان فرسای تو... • غزل شمارهٔ ۳۵۱ وحشی بافقی
229
14
عهدیه- عاشق شدم من.mp3
233
15
خوش است چشم به چشم تو و نگاه نهانی رسالت دل و جان سوی هم ز راه نهانی کرشمهٔ تو ز بس باشدش برای اجابت دعای زیر لب اندر میان آه+1
خوش است چشم به چشم تو و نگاه نهانی رسالت دل و جان سوی هم ز راه نهانی کرشمهٔ تو ز بس باشدش برای اجابت دعای زیر لب اندر میان آه نهانی تو خوش نشسته به تمکین و حسن از تو نهفته به جلوه بهر فریبم به جلوه‌گاه نهانی چه روزگار خوش است آن برای رفع مظنه عتاب ظاهر و سد لطف و عذر خواه نهانی به غارت دل ما تاخت غمزه وای اسیری کش از کمین بدرآیند آن سپاه نهانی به جرم دیدن پنهان بکش به فتوی نازم که کشتنی نشود کس سگ گناه نهانی ز خون وحشی اگر منکری نگاه به من کن که بگذارنم از آن چشم سد گواه نهانی... دیوار اشعار وحشی بافقی، غزل شمارهٔ ۳۹۰
242
16
خوش است چشم به چشم تو و نگاه نهانی رسالت دل و جان سوی هم ز راه نهانی کرشمهٔ تو ز بس باشدش برای اجابت دعای زیر لب اندر میان آه نهانی تو خوش نشسته به تمکین و حسن از تو نهفته به جلوه بهر فریبم به جلوه‌گاه نهانی چه روزگار خوش است آن برای رفع مظنه عتاب ظاهر و سد لطف و عذر خواه نهانی به غارت دل ما تاخت غمزه وای اسیری کش از کمین بدرآیند آن سپاه نهانی به جرم دیدن پنهان بکش به فتوی نازم که کشتنی نشود کس سگ گناه نهانی ز خون وحشی اگر منکری نگاه به من کن که بگذارنم از آن چشم سد گواه نهانی... دیوار اشعار وحشی بافقی، غزل شمارهٔ ۳۹۰
1
17
حالا بیا و ببین چی شکار کردم برات از دیوان اشعار وحشی بافقی... وای وای وای:’)))) چقدر خوبه!!!
220
18
حالا بیا و ببین چی شکار کردم برات از دیوان اشعار وحشی بافقی... وای وای وای:’))))
1
19
​​💜 @MegaSaverBot
​​💜 @MegaSaverBot
232
20
20101114112422_تأملاتی_در_باب_فرهنگ_و_هنر_و_ادبیات.pdf
234