189
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
189
“زندگی به من آموخت آدمها نه دروغ میگویند، نه زیر حرفشان میزنند، اگر چیزی میگویند؛ صرفا احساسشان در همان لحظه است نباید رویش حساب کرد.
189
تو بلد بودی! بلد بودی کاری کنی بین گریه قَهقَهه بزنم، با وجود بیخوابی تا خود صبح حرف بزنم، با تموم خستگی چندساعت قدم بزنم، با یه موزیک غمگین برقصم، وسط گریه لبخند بزنم، با سر درد عمیق بخوابم، توی اوج ناامیدی ادامه بدم، و وقتی همهجا تاریکه روشنایی رو پیدا کنم و به سمتش برم... راستشو بخوای تو تنها کسی بودی که منو بلد بودی.
189
فکرتو از همهچیز خالی کن، بذار نت های پیانو و صدای امواج دریا تورو با خودشون ببرن. آروم میشی.
@sogoandfuckyourlove
189
فکرتو از همهچیز خالی کن، بذار نت های پیانو و صدای امواج دریا تورو با خودشون ببرن. آروم میشی.
@sogoandfuckyourlove
189
من بخاطر تو گریه نمیکنم، من گریه میکنم چون توهمی که از تو توی ذهنم داشتم با حقیقتی که تو واقعا هستی، متلاشی شد.
189
میخواستم جای دیگری بروم، جایی که آسمانش رنگ دیگری باشد. میخواستم با خورشید رفیق باشم، دستان ستارهها را بگیرم، و با آنها تا آسمان آبی خیالم پرواز کنم. میخواستم از شاخههای درختان طنابی ببندم، و تا قلههای رهایی تاب بخورم. میخواستم جای دیگری بروم، جایی که از آسمانش آرامش ببارد، و خورشیدش عشق بتابد. جایی که بدون هراس بتوان انتخاب کرد، بدون ترس عاشق بود، و بدون نیاز مهر ورزید. من خسته بودم از این حوالی. میخواستم جای دیگری بروم، و در روزگار دیگری باشم …
189
باید در خودت، یک گوشهای از وجودت، آدمی ساخته باشی که در روزهای سخت، نیازی به پناه بُردن به هیچ کجا نداشته باشد. وقتی انسان فهمید که چگونه با غمها و رنجهایش تنها بماند، دیگر چیز زیادی نمانده که یاد نگرفته باشد …
