Don't get caught by a cheater! Telemetrio finds and tags such channels 👉 If you want to see the tag, subscribe 👈
2 020
Subscribers
No data24 hours
-417 days
-18930 days
No data
Post views
No data24 hours
No data48 hours
No data
Engagement rate
No data
Posts per day
Posts Archive
2 020
جرأت و حقیقت زوری
#گی
وقت هایی که دارم به کسی کون میدم دوست دارم شیرین صدام کنن.
من یه پسر ۲۴ ساله ام وزن ۹۰ قد ۱۸۰
چون وزنم زیاده سینه های گرد و خوشگلی دارم.پوستم سفیده خیلی.از اینا که دستتو میذاری روش و قرمز میشه.
بدنم خیلی کم موعه و من خیلی به خودم رسیدگی میکنم.
به کون تپل نرم بزرگ دارم.
بگذریم از معرفی خودم.
من ۲ تا پسر عمو دارم به اسم حمید و محمد.
یه روز که اتفاقی خونمون خالی شد. منم خیلی هوس کیر کرده بودم.هرچی فکر کردم کسی به ذهنم نیومد تا اینکه حمید و محمد اتفاقی اومده بودن خونه ما سر بزنن.
منم که از بچگی کراش این رو داشتم که به ایندو نفر همزمان کون بدم خیلی خوشحال شدم و دعوتشون کردم.
رفتم یه شلوارک تنگ پوشیدم.رونای خوشگلم ریخته بود بیرون.
پذیرایی کردم و اونا هم گفتن حالا که کسی نیست ما میریم بعدا میایم.من از شدت تشنگی کیر داشتم دیوونه میشدم که یه فکری به سرم زد.
گفتم من تنها ام.بمونید یکم بازی کنیم بعد برین.
گفتن چه بازی؟منم گفتم جرات حقیقت.
با کلی اسرار قبول کردن.
بطری رو چرخوندم نوبت افتاد به حمید و من.
اون انتخاب کرد جرات. منم بهش گفتم که کیرتو در بیار ببینم چه اندازه اییه.یکم خجالت کشید ولی من بهش گفتم قانون قانونه.
اونم در اورد.
آب داشت از لب و دهنم میچکید.
میخواست کیرشو بکنه تو شلوار که گفتم چیزی که در اومده تا اخر بازی همونجا میمونه.
محمد متوجه این داستان شد.
دید داره نگاه به پاهام میکنه.
دور بعد نوبت به من و محمد افتاد.
من جرات رو انتخاب کردم اون بهم گفت که میخوایم کونت رو ببینیم.منم از خدا خواسته واسشون پوزیشن گرفتم و با حالت رقص آروم و آروم کونم رو در اوردم.
دوتاشون چشماشون گرد شده بود.حمید کیرش شق شده بود و داشت نگاه میکرد.و از اونجایی که دیگه نباید لباس میپوشیدم همونجوری کنارشون نشستم که کونم تو چشمشون باشه.
دور بعد افتاد واسه من.از دوتاشون به عنوان جرات خواستم سینه هام رو بخورن.بدون هیچ سوالی شروع کردن به خوردن سینه هام .دوتایی همزمان حمله کرده بودن و سینه هامو میمکیدن.خدای من اونایی که مثل من دوست دارن بدن میدونن این بهترین حس دنیاست.
داشتم ارضا میشدم که یهو گفتم بسه.بیاین ادامه بازی.
یه نگاه بهشون انداختم دیدم از چشمامشون میشه خوندکه میخوان کونمو پاره کنن.
دوباره بطری به دستور من شد و بهدوتاشون گفتم:
زود باشین بیاین منو یه دل سیر بکنین.
محمد لباس هاشو در اورد.کیرش از حمید بزرگتر بود.
دوتاشون دراز کشیدن .
من یه جوری بینشون دراز کشیدم که هم بتونم واسشون بخورم هم اینکه کونم تو دسترس دستشون باشه راهشو با انگشت باز کنن.
شروع کردم به دل سیر خوردن.اول کلاهک کیرشون رو یه مک میزدم.بعد با زبون رو کل کیرشون میکشیدم و یهو میبلعیدمشون.همزمان واسه اون یکی هم جق میزدم که به دوتاشون حال بدم.خیلی خوشمزه بودن مخصوصا تخماشون.از اون طرف همزمان دستشون تو کونم بود.
یهو حمید گفت مین دیگه طاقت ندارم.دوست داری چجوری بکنمت؟
گفتم دوستدارم واسه محمد ساک بزنم هنوز توام از پست پارم کن.
شروع کردم کیر محمد خوردن و انتظار داشتم الان یه کیر بره تو کونم که بهو زبون حمید رو رو سوراخم حس کردم.وای خدای من داشتم دیوونه میشدم.یهو سرشو از تو کونم آورد بیرون و به محمد گفت اگه نخوری از دستش میدی خیلی خوشمزس.من اون لحظه تو هوا بودم.بهسون گفتم میشه به خواهشی کنم؟میشه منو شیرین صدا کنین؟
حمید گفت قربون کون سرخ و سفید شیرینم برم.سرشو کرد تو کونم درد اصلی شروع شد اما میدونستم قراره کلی حال کنم.و با ولع تمام شروع کردم ساک زدن واسه محمد.نیم ساعت تو همون حالت به دوتاشون دادم و واسه دوتاشون خوردم.هرکدوم دوبار ارضا شدن.آخر سرم ازشون خواستم بازم سینه هامو دوتایی بخورن تا منم ارضا شم.
شروع کردن خوردن و اینقدر دستمالیم کردن که آبم اومد.
از اون روز به بعد هفته ای یه بار میان و منو میکنن.خیلی خوشحالم باهاشون.
تمام
شیرین شما.
نوشته: داریال
2 020
ص لیسی و ممه هاشو خوردم تا برهنه کامل کنار هم خوابیدیم و عصر مامان و باباش آمدن اونم رفت تو خونه خودش و از اون روز به بعد زیاد سکس داشتیم و بخور بخور حتی نود هم می فرستادیم و منم علاقم بیشتر شد به این موضوع و خیلی سکس کردم تا زمانی که رفت خارج زندگی کنه تو آلمان و الان هم در حد چت باهم هستیم
نوشته: Kk
2 020
اولین سکس عمرم
#دختر_همسایه
خب من میخوام یه داستان براتون بگم. استش خیلی دوست ندارم از زندگیم برای کسی بگم ولی خب اینجا کسی منو نمیشناسه من چند وقته که داخل سایت هستم و خب داستان هارو خواندم و گفتم که داستان خودم هم بگم
این داستان مال دو سال پیشه وقتی که من 17 سالم بود
من یه پسر آروم درونگرا هستم زیاد أهل سکس پورن حق نیستم و دوست دختر ندارم و پیدا نمیکنم اهمیت نمیدم
مغرورم
من سر درسم و ورزش .بدن رو فرمی دارم .بودن زیاد اهمیت به اتفاق دورم نمیدادم هنوزم نمیدم ما یه خونه ویلایی داریم که داخل یه منطقه پر درخت شهری است
خونه کناریمون مال یه خانواده پیر بود که زیاد اونجا نمیومدن و بیشتر خونه خالی بود یه خونه دیگه کناریمون بود که مال یه خانواده عالی بود خانواده سطح بالایی داشتن و یه دختر هم داشتن که از من 4 سال بزرگتره اون دختر خیلی پر انرژی و بامزه پایه دری خون بود رشته تجربی ما خیلی همو میدیدم و سلام ملک داشتیمو زیاد باهم حرف میزنیم دوست بودیم خیلی زیاد بیرون ورزش و جاهای دیگه میرفتیم اسمش پرنیا بود اونم بدن خیلی خوبی داشت خیلی رو فرم و مورد علاقه من بود ما زیاد عکس از بدن هم می فرستادیم برای خنده چرا پرت ( تو باشگاه که بودیم )
من زیاد اهل مسافرت نبودم یه روز خانوادم میرم شمال من دوست نداشتم برم و نرفتم باهاشون چون سر کارم میرفتم و خب زیادی سرم شلوغ بود.
پرنیا هم خوانوادش رفته بودن سفر کاری نبودن
اون شب بارون و رعد برق شدیدی داشتیم
من بیدار بودم برای کارم و دیدم پرنیا زنگ زد گریه داشت می کرد گفت که میشه بیان پیش تو من میترسم منم قبول کردم آمد زنگ زد آمد درو باز کردم دیدم با یه مانتو و شلوار لی آمده ی کیف دستش بود که لباس راحتی داخلش گذاشته بود آمد رفت لباسش عوض کرد یه تاپ بلند و یه شلوارک داشت من زیاد نگاه نکردم رفتم براش تشک پتو آوردم پهن کردم چراغ خاموش کردم و وسیله هامو جمع کردم رفتم بخوابم یکم گذشت آمد از خواب بیدارم کرد گفت میترسه تنهایی تو حال تاریکه طوفان میاد ازم خواهش کرد که کنارم بخوابه ولی داخل تخت من جا نمیشدیم گفتم میام کنارت تو حال میخوابم گفت باشه رفت زودتر از من منم رفتم تشک بیارم برای خودم کنارش پهن کردم دراز کشیدم و خب چون از خواب بیدار شدم زیاد طول کشید خودم زدم به خواب
حس کردم داره بهم نزدیک میشه یهو از پشت بغلم کرد خب گفتم حتما ترسیده اهمیت ندادن یهو حس کردم یکی از دستاش داره به کیرم نزدیک میشه
(من چون یه زمانی کیرم و خایه هام درد گرفته بود دکتر گفت شبا شرت نپوشم چون پایدار خیلی تنگ میپوشیدم )
دست گذاشت روی کیرم و کاملا حساس کرد ولی خب کوچیک بود هنوز راست نکرده بودم دست کرد توی شلوارم و کیرم دست مالی کرد مالید گفت میدونم بیداری حس میکنی منم رفتم تو دلش گفتم چه کاری می خوای بکنی
گفت میخوام یکم خوش گذرونم باتو گفتم چطوری گفت خودم انجام میدم ببین لذت ببر شلوارم در آورد من چون ورزشکار و خیلی بدم میاد از بدن مو دار بدم اصلا مو نداشت
شروع کرد به مالیدن تا کیرم راست شد و بزرگتر از قبل
وقتی بزرگ شد شروع کرد به ساک زدن آروم و سر کیرمو میخورد میمالید بلند شد لباشو درآورد برهنه کامل شد منم برهنه کامل کرد کیرمو گذاشت لا ممه ها مالید تف میکرد تا منم ارضا شدم روی سینه هاشو یکمی هم سر کیرمو سام زد
گفت خسته شدم برهنه کنار هم تا فردا خوابیدیم فردا صبح که بیدار شدم دیدم منو اون برهنه کنار هم همو بغل کردیم م رفتم صبحانه درست کردم و اونو بیدارم کردم و برهنه کامل بود واقعا بدن عالی داشت سفید و لاغر ورزشکاری باسن بزرگ بدن عالی بود واقعا بدون لباس آمد صبحانه خوردیم من یکمی ازش پذیرایی کردم رفت یه شرت و لباس زیر پوشید آمد یکمی فیلم دیدم و بازی کردیم ناهار خوردیم گفت بیا فیلم ببینیم دیدم پورن گذاشته باهم بینیم و من برای اولین بار پورن دیدم و خب راست شدم
اونم دید چون فقط شورت داشتم آمد نشست روی زمین شروع کرد به ساک زدن خوردن منم که حشری شدم زود ابم آمد ریختم تو دهنش اونم این خورد گفت گرم شور بود اه اه اه
من هنوز حشری بودم و دید هنوز راسته گفت بیا آنال کنیم منم بلد نیستم قبول کردم اون روی شکم خوابید منم با کاندوم خودش داده بود خودشم گذاشته بود روغن روان کننده زدن مال خودش بود آروم کردن تو کونش خیلی جیق میزد ناله میکرد من هنوز کامل داخل نکرده بودم
بیشتر فشار دادم رفت تو من شروع کردم به تلمبه زدن اونم فقط جیغ می کشید اه ناله میکرد و التماس میکرد که وایسم منم که بلد نبودم خیلی تو حال دیگه ای بدون ادامه دادم تا ارضایی شدم که نگم خیلی خوب بد از تو کونش آوردم بیرون روش خوابیدم نفس نفس زدم گفت خیلی خری دارم از درد میمیرم گفتم خودت گفتی بزار تو کونم گفتش آروم میکردی درد آمد کاندوم در آورد یکم خورد بعد لباس پوشیدیم کارامونو کردیم شب کنار هم خوابیدیم من ک
2 020
ستانم رو باور میکنید یا نه ولی حقیقتا حتی یک کلمه از حرفایی که زدم دروغ نبود. اگر واقعا از این خاطراتم خوشتون اومد میتونم تمام جزییات سکسم رو براتون تعریف کنم، اینکه با چند تا شیمیل خوابیدم و تمام پوزیشنهایی که امتحان کردم رو بگم.
نوشته: محمد
2 020
یک پسر عاشق شیمیل
#گی #شیمیل
سلام دوستان، اسم من محمد و 36 سال سن دارم، داستان زندگی من خیلی طولانی و اگه بخوام بگم واقعا میشه یک کتاب نوشت بابتش. من از بچگی که حدود کلاس 9 سالم بود متاسفانه به دلیل نبود آگاهی و ترس توسط 2 تا از بچه محلامون مورد تجاوز قرار گرفتم، البته اینو بگم که نه به زور ولی خوب من چون بچه بودم و آگاهی نداشتم مدام مورد سوء استفاده قرار میگرفتم. اگه بخوام خلاصه بگم من چندین بار رابطه با اونا داشتم تا اینکه با تغییر محل زندگی یک مدتی از رابطه به دور بودم. ولی خوب تا سن 18 سالگی حقیقتا به دلیل اینکه تو دامش افتاده بودم همش تمایل به دادن پیدا کردم. تمام این دوران به محض اینکه خونمون خالی میشد با هر وسیله ای خودم رو ارضا میکردم، از خیار و بادمجون گرفته تا سوسیس و کیراکوف.
وقتی 18 سالم بود و تو دبیرستان بودم هم یکی از دوستان نزدیکم که اونم اسمش محمد بود مدام بهم پیشنهاد رابطه میداد و من مدام مقابله میکردم تا اینکه با پیشنهاد پول منو راضی کرد. من از خانواده ضعیفی بودم و هیچ وقت یادم نمیره سال 82 با پیشنهاد 5 هزار تومن قبول کردم که بهش بدم. اون منو اولین بار برد خونشون و من فقط بهش گفته بودم فقط بهت لاپایی میدم و اونم قبول کرد. تو اتاق خونشون منو خوابوند رو زمین و در عرض کمتر از 2 دقیقه کیرش رو گذاشت لای پامو آبش اومد، من حتی اجازه ندادم آبش رو روی بدنم بریزه.
این ماجرا چندین بار تکرار شد و تا اینکه یه روز به خودم اومدم دیدم خودم به محمد پیشنهاد سکس میدادم، اونم سکسی که بهش میگفتم فقط باید منو بکنی و اینقدر براش ساک میزدم که خودش باورش نمیشد. از اونجایی که زود انزال بود بهش میگفتم تورو خدا تاخیری بزن و منو ساعت ها بکن.
خلاصه این رابطه اینقدر ادامه داشت تا اینکه اونا محلشون رو عوض کردن و فهمیدم ازدواج کرده.
منم همینجوری سنم می گذشت و دانشگاه رفتم، توی دانشگاه با دختر دوست میشدم و باهاشون هم رابطه برقرار میکردم ولی واقعا همیشه کون دادن رو دوست داشتم. نمیدونم چه جوری بگم، انگار واقعا لذتی که توی دادن داشتم رو توی کردن دختر نداشتم.
همه این داستان ها رو گفتم تا به اصل داستانم برسم که من واقعا تمایل به دادن پیدا کرده بودم ولی واقعا رابطه با پسر رو نمیخواستم، چون یه جورایی هنوز غرورم اجازه نمیداد به هرکس و ناکسی بدم. یه روز من از طریق اینستاگرام دیلدو 20 سانت با قطر 4 سانت سفارش داده بودم و اینقدر تو تنهایی هام خودم را این وسایل میکردم که سوراخ کونم واقعا گشاد شده بود، درسته واقعا تو اون لحظه لذت بخش بود برام ولی همیشه تو ذهنم میگفتم کاش میشد به جای این دیلدو یه کیر واقعی بود که منو میکرد، همیشه جز آرزوهام بود که یک رفیق خوشگل و خوش هیکل داشتم که با کیر سفید و کلفتش منو میکرد ولی واقعا پیدا نمیشد.
یه روز که حشری شده بودم و داشتم تو سایتهای پورن میچرخیدم چشم خورد به یه شیمیل خارجی که با یه کیر کلفت داشت یک پسر رو میکرد، تو دلم ولوله ای به پا شد، پیش خودم هی میگفتم کاش من جای اون پسر زیر کیر میخوابیدم، کاش الان همزمان 3 تا شیمیل منو اینقدر میکردن تا بیهوش بشم، ولی خوب واقعا کسی نبود. تو اینستاگرام به کلی شیمیل پیام میدادم ولی همیشه ترس داشتم نکنه اینا همه دام باشه و برم تو قرار بعدش خفتم کنن و به جا یه شیمیل یه مرد کیری بیفته روم. تو ذهنم هزارتا فکر و خیال میومد، همش میگفتم اصلا گیریم رفتم پیش یک شیمیل نکنه وقتی که دارم بهش میدم اون ازم یواشکی فیلم برداری کنه و بعدش بیاد ازم اخاذی کنه. خیلی روزای سختی بود خیلی فکر و خیال میکردم ولی باورتون نمیشه وقتی که حشری میشدم دست و پام مثل الان که دارم تایپ میکنم میلرزید، همش دوست داشتم کون بدم، تا اینکه دل و زدم به دریا و با یک شیمیل که خونش توی ظفر بود قرار گذاشتم. رفتم یه کلاه نقاب دار گرفتم و رفتم تو خونش، در رو که باز کرد دیدم یه شیمیل با یه شنل مشکی و سوتین و سینه های سایز حدود 80 جلوم وایساده. قیافش بد نبود، خداییش قابل تحمل بود. بهم گفت برو تو اتاق لخت شو، من رفتم تو اتاق و لخت شدم، چند دقیقه نشستم رو تختش و اومد تو اتاق نشست کنارم بهم گفت اول پولو بزن، منم براش پول و زدم و دست گذاشت رو کیرم، وای خدا، نمیدونید چه حسی داشتم، هم ترس هم لذت، بهش گفتم رها (اسمش رها بود) من میخوام کلاه بذارم، گفت چرا مگه فتیش داری؟ گفتم آره، در صورتی که من فقط به خاطر اینکه ترس از فیلم برداری مخفی داشتم کلاه گذاشتم.
خلاصه اون گفت هر جور راحتی، منم کلاه رو گذاشتم و اونم کیرم رو از شورتم در آورد بیرون، تا آورد بیرون گفت ایول چه کیری داری، اصلا به قیافت نمیخوره، منم واقعا از این تعریفش خوشم اومد، البته واقعا کیرم 17 سانتی هست و تا حدودی هم کلفت.
سرتون رو درد نیارم که من با اون رابطه برقرار کردم و چندین بار پیشش رفتم.
نمیدونم دا
2 020
به زور پسر خالم کونی شدم
#سوءاستفاده #خاطرات_نوجوانی #گی
سلام به دوستان شهوانی.به گی هایی که خیلی تنهان
اسمم فرهاد ۲۸ سالمه جنوب شرق کشورم.خوش استایل و این چیزا ک مینويسن نیستم فقط کونم تو پره من بزور پسر خالم کونی شدم بچه که بودم به بهانه های مختلف منو گیر میآورد براش ساک بزنم یا جق بزنم کمکم دیدم پسر داییم هم اضافه شد جفتی میومدن واسشون ساک بزنم تا اینکه فهمیدم خیلی نسبت به همجنسام گرایش دارم.الانم یک کونی تمام عیار.بریم سر اصل داستان که هفته پیش بود.
خیلی کلافه بودم سوراخم بدجور میخارید جق دیگه کارساز نبود نزدیکا رو دانلود کردم گشتم دنبال فاعل خوشتیپ که از شانس بالا ی توپشو پیدا کردم اسمش حامیه باهاش قرار گذاشتم رفتم خونش ی پسر ۲۵ یا ۲۶ ساله کمر سفت کیر کلفت درو باز کرد دیدمش قند تو دلم آب شد باخودم گفتم این همونیه ک میخواستم برم زیرش خلاصه رفتم تو گفت لباساتو در بیار راحت باش منم از خدا خواسته سریع در آوردم اونم لباساشو کند و کیر خوش خوراکش جلو چشام بود زانو زدم جلوش و فقط ساک زدم خیلی خوش مزه و تمیز بود ی مزه دلی داشت که هیچ کدوم از طرفام اینجوری نبود کار بلد. حرفه ای .ی ده دیقه ای ک ساک زدم براش گفت بخواب کاندوم رو کشید رو کیرش و روم دراز کشید جوووون ک بهترین حس دنیاست.زیرش عین ی گنجشک بودمم دستاشو میبوسیدم انگشتاشو میمکیدم خیلی دوسش دارم دیگه کار بجایی رسید ک التماسش میکردم کیرشو فرو کنه تو کونم اونم نامزدی نکردو تا دسته جا داد تو کونم من چون کونی ام اصلا درد نگرفتم و فقط حال کردم اونم به یک بقل شد و واسم جق میزد و تلمبه هاش تندتر میشد ی ربعی که تلمبه زد گفت داره آبم میاد من دوبار زیرش ارضا شده بودم ولی نمیخواستم تموم بشه گفتم میشه بدی بخورم آبتو دیدم پا شد کاندوم رو درآورد و موهامو گرفت دستش و فرو کرد تو دهنم چندتا تلمبه که زد 😋😋😋آب کیر خوشمزش با فشار تو حلقم خالی شد خیلی حشری بودم دوباره افتادم به پاش گفتم هرکار بگی میکنم ی بار دیگه بکن ی بوسم کرد و گفت پس یکم شاک بزن تا کیرم بلند بسه ۱۰ دیقه ای ساک زدم ک دیدم هولم داد رو پتو افتادم ایندفعه خیلی داغ تد شده بود اومد روم بدون روغن و تف و اینجور چیزا فرو کرد تو کونم یکم سوختم خودمو جمع کردم ولی اون قدرتش زیادتر ازم بود منو گرفت و جوری گایید ک تاحالا گاییده نشده بودم از اون روز ب بعد عاشقش شدم قرار شد بردش بشم و همیشه کنارم باشه.دوستون دارم
نوشته: فرهاد
Content available for users 18+
By signing in to the service, you confirm that you are 18 years of age or older.
