310
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
310
Repost from ㅤ のᥲዞᥣꪱᥲ ࣪ | closed
ּ 𝅦 ׁ ִ Y𝛝u lᦅᦅk prɘtty whɘꞥ I'm
Chᦅking y𝛝u · ̸̷ ̸ ࣪
310
Repost from ㅤ᥉𝗍ᥲr 𝖽ᦅ𝗅𝗅
ㅤㅤ﹗﹣﹙𝗆︎𝗒 𝖡𝗅︎𝗎𝖾 . . 𝖽𝗋𝖾𝖺𝗆︎ 🍓
310
Repost from N/a
روح فرسوده ی خود را در تنی متعفن گیر انداخته بود
حرف های مردم به گوشش میرسید ، دگر غمگین نمیشد از سخنانشان یا بد گویی هایی که پشت سر او میشد ، برایش دگر اهمیتی نداشت ولی باز هم آن تیکه گوشت مسخره ی حبس شده در سینه اش دلتنگ زمانی بود که لبخند از لب هایش محو نمیشد دلتنگ برق نگاه هایش از شدت ذوقِ عشق بود ، مجالی به ان تیکه گوشت نمیداد برخلاف او عمل میکرد نمیخواست باز مسخره ی محبوبه تلخ مزاجش شود فقط میخواست از دور به او نگاه کند و با عشق نحفته در قلبش خود را غرق در تنهایی کند تا محبوبش باز به خاطر وجوده نحس وارِ او اسیب نبیند .
310
Repost from 𝖱.𝖨.𝖯 𝟤 𝗆𝗒 𝗒𝗈𝗎𝗍𝗁.
چنـلای +100 تـم ریپلای شده رو به همراه این پیام فـؤر کنید پست مشخص کنید ازتـون فور کنم 𝀥
