en
Feedback
زینو اینجاس

زینو اینجاس

Open in Telegram

سلام🙋🏻‍♀️ *منم زینو، علاقه‌مند و دانش‌آموخته‌ی‌هنر* Check out Zinat Kamali on #SoundCloud https://soundcloud.com/zinat-kamali?ref=clipboard&p=a&c=1&utm_source=clipboard&utm_medium=text&utm_campaign=social_sha

Show more
277
Subscribers
No data24 hours
-17 days
No data30 days
Posts Archive
sticker.webp0.09 KB

Your smile has decayed It will never be the same I never thought I would laugh again!

Katatonia - Day.mp310.60 MB

sticker.webp0.49 KB

Leonard Cohen - Who By Fire (Official Live in London 2008).mp314.78 MB

Leonard_Cohen_The_Gypsy's_Wife_Official_Live_in_London_2008_1.mp37.25 MB

sticker.webp0.21 KB

Agnes_Baltsa_To_tréno_févgi_stis_októ_The_train_leaves_at.mp39.22 MB

عمری بود در فرصتی دیگر درموردش صحبت خواهم کرد.

هنرمند محبوب من در این زمینه آنا مندیتا Ana Mendieta است.

اما به بازپس‌گیری بدن توسط هنرمندان زن (موج فمینیستی پرفورمنس) می‌رسیم.. از اواخر دهه ۱۹۶۰ و به‌ویژه دهه ۱۹۷۰، هنرمندان زن بدن خود را از ابژه به سوژه فعال تبدیل کردند. بدن دیگر وسیله‌ای در دست مرد نبود، بلکه ابزار بیان، مقاومت و نقد اجتماعی شد.

کلن می‌خواهد هنر را از (شیء مادی) به سمت یک وضعیت خالص‌تر، مفهومی‌تر یا معنوی‌تر ببرند. مادیت را تا حد ممکن کاهش دهند تا چیزی فراتر از سطح فیزیکی اثر باقی بماند. اما! همزمان بدن زن را به‌عنوان ابزار جایگزین وارد کرد و خودش را به‌عنوان هدایت‌گر مقتدر نگه داشت. بنابراین (مادیت‌زدایی) او (ناقص و متناقض) باقی ماند! همان نکته‌ای که نقد فمینیستی روی آن دست می‌گذارد.

کلن مادیت را کنار می‌زند تا به خلاء و خلوص برسد. او به مادیت زدایی با رنگ روی می‌آورد. سانسال مادیت را نگه می‌دارد و حتی روی آن تأکید می‌کند تا محدودیت‌ها، ابهام و جسمانیت تصویر را یادآوری کند.

چون حذف دست فیزیکی، به حذف حضور اقتدار منجر نمی‌شود. برعکس، حضورِ او را حتی قوی‌تر می‌کند! کلن با کت‌وشلوار رسمی، پاپیون سفید و ژست رهبر ارکستر ظاهر می‌شود. او دستور می‌دهد، زمان‌بندی می‌کند، موقعیت بدن‌ها را تعیین می‌کند و سمفونی مونوتون خودش را هدایت می‌کند. زنان برهنه کار فیزیکی را انجام می‌دهند، اما ذهن و ایده متعلق به اوست. اثر نهایی همچنان با نام او ثبت می‌شود و اوست که اعتبار و مالکیت معنوی را در اختیار دارد. در واقع، کلن دست فیزیکی را حذف می‌کند تا جایگاه نمادین و اقتدار مردانه‌اش را برجسته‌تر کند. او نه غایب، بلکه به صورت یک رسانه یا هدایت‌گر حاضر است. این دقیقاً نقطه مقابل مینیمالیسم خالص است که می‌خواست حتی این حضور اقتداری را هم کم‌رنگ کند. و ابزار؟ بله، بدن زن است! اینجاست که نقد فمینیستی وارد می‌شود و می‌گوید: حذف دست مرد، با تبدیل بدن زن به ابزار جایگزین شده است. بدن زن جای قلم‌مو را گرفته. زن نه خالق، نه همکار برابر، بلکه وسیله انتقال رنگ است. پس آنچه کلن به‌عنوان (رهایی از ماده و دست) معرفی می‌کند، در عمل به ابژه‌سازی بدن زن و تثبیت سلسله‌مراتب جنسیتی منجر می‌شود. مرد (با لباس رسمی و فاصله) پاک و ذهنی باقی می‌ماند، زن (برهنه و رنگ‌آلود) جسمانی و ابزاری می‌شود. این همان چیزی است که منتقدان فمینیست آن را بازتولید ساختار پدرسالارانه می‌دانند: هنرمند مرد می‌تواند از جسمانیت فاصله بگیرد و آن را به زنان واگذار کند، در حالی که کنترل و اعتبار همچنان در دست اوست. خلاصه تناقض: کلن ظاهراً دست را حذف می‌کند (مثل مینیمالیست‌ها)، اما در واقع حضور و اقتدار خود را از طریق ابزار قرار دادن بدن زن بازتولید و حتی تقویت می‌کند.

در مینیمالیسم آمریکایی (دانالد جاد، رابرت موریس، کارل آندره و دیگران در دهه ۱۹۶۰) یکی از اهداف اصلی این بود که: رد قلم‌مو، ژست شخصی و (امضای دستی) هنرمند حذف شود. اثر به شیء صنعتی، تکرارپذیر و بدون رد فردیت تبدیل شود. حضور بدن و دست هنرمند به حداقل برسد تا اثر (عینی) و غیرشخصی به نظر برسد. کلن هم ظاهراً همین مسیر را طی می‌کند، اما چند سال زودتر و با منطق متفاوتی: او می‌گوید نمی‌خواهد دستش را کثیف کند. قلم‌مو را کنار می‌گذارد. رنگ را (خالص) و بدون دخالت دستی مستقیم روی بوم می‌آورد. از قلم‌موهای زنده استفاده می‌کند تا فاصله‌اش از ماده حفظ شود. پس در سطح ظاهری، دست هنرمند حذف شده است. چرا کلن دوباره (مهم) و حاضر می‌شود؟

photo content

photo content

photo content

یک نقاش رو با کارهاش مواجه شدم و نقدهایی براش نوشتم.. برایم جالب شد که این دو نقاش یعنی سانسال و ؟ را باهم مقایسه و نقد کنم. اسم این نقاش (ایو کلن) هست. کلن نیز مانند سانسال رنگ در آثارش اهمیت دارد. او از رنگ های تک رنگ آبی و مونوکروم استفاده می‌کرد. اما تفاوت این دو نقاش و دیدگاهشان برایم جذاب واقع شد. برای رسیدن به تفاوت شان ابتدا کارهای ایو کلن رو نگاه کنیم و باهم بررسی کنیم.

با دیدن اثار ایو کلن یه سوال و ابهام ایجاد میشه درخصوص هنرمندان مینیمالیسم آن دوره و سوال: مگر مینیمالیسم ها نمیخواستند دست هنرمند حذف شود، پس چرا ایو کلن دوباره در کارهایش ابراز مهم میشود؟ و این ابزار بدن زن هست؟