رادیو ردپیل 📻 قرص قرمز
Open in Telegram
حال ما به کسانی شبیه است که از خوابی صدساله برخاستهاند: گیج و ناتوان از بازگشت به جهان سابق، دیگر نه میتوانند دوباره بخوابند، نه میتوانند آنچه دیدهاند را از یاد ببرند. 🎙مهمترین آموزشها و یادگیری بازی قدرت در جامعه را در اترکشن کد بخوانید: @HedonMe
Show more4 178
Subscribers
-624 hours
+8017 days
+1 11030 days
Posts Archive
📲 مرگ رومئوها، تولد بازیکنها
در دوران ما دیگر عشق همان چیزی نیست که شکسپیر از آن میگفت. رومئو اگر امروز زنده بود، نه میتوانست معشوقهی خود را به چنگ آورد، نه میتوانست خودش را ببخشد. چون او نمیدانست که در جهان مدرن «بازی» آغاز شده، و قوانین بازی دیگر با عشقنامههای قدیمی تطابق ندارد.
در جهان مدرن، زن دیگر در پی مردی نیست که «دوستش دارد»، بلکه در پی مردیست که زنهای دیگر او را دوست داشته باشند (پیشگزینی). دیگر «احساس» کافی نیست، باید فریم ساخت. دیگر «وفاداری» مهم نیست، باید ارزش نمایشی بالا باشد.
اینستاگرام و تیکتاک و فمینیسم و تیندر، باهم دختر پائینشهری را به معشوقهی مرد ثروتمند بالاشهری تبدیل کردهاند. نتیجه چیست؟ فاجعهای در این مقیاس! در پایان مرد متوسط در چرخهای گیر میفتد که یا باید قواعد بازی را یاد بگیرد، یا تماشاگر سوختن خودش باشد.
بازیکن، دشمن عشق نیست. بازیکن نجاتیافتهی قرن بیستویکم است. او از میان خاکستر شکستهای عاطفی برخاسته، با چشمانی که دیگر فریب لبخند و اشک را نمیخورند. مردی که فهمیده عشق در عصر شبکههای اجتماعی تنها پرستیژ و نمایش است، و در این بازی، احساسات سکهایست بیاعتبار.
او دیگر یک قربانی نیست، چون از اسطورهی رمانتیک درونش عبور کرده و حالا میداند جهان میدان جنگیست برای بقا و قدرت. او یاد گرفته است که در نگاه زنان مهربانی یک ضعف است و سلطه زبان جذابیت.
بازیکن مردیست که دیگر خود را گول نمیزند. چون تنها اوست که حقیقت جامعه را میداند: در این جنگل یا گرگ میشوید و درنده، یا روباه و فریبنده، یا آهو میشوید و خوراک گرگان.
📲 @HedonMe
🌠 مرگ رومئوها، تولد بازیکنها
در دوران ما دیگر عشق همان چیزی نیست که شکسپیر از آن میگفت. رومئو اگر امروز زنده بود، نه میتوانست معشوقهی خود را به چنگ آورد، نه میتوانست خودش را ببخشد. چون او نمیدانست که در جهان مدرن «بازی» آغاز شده، و قوانین بازی دیگر با عشقنامههای قدیمی تطابق ندارد.
در جهان مدرن، زن دیگر در پی مردی نیست که «دوستش دارد»، بلکه در پی مردیست که زنهای دیگر او را دوست داشته باشند (پیشگزینی). دیگر «احساس» کافی نیست، باید فریم ساخت. دیگر «وفاداری» مهم نیست، باید ارزش نمایشی بالا باشد.
اینستاگرام و تیکتاک و فمینیسم و تیندر، باهم دختر پائینشهری را به معشوقهی مرد ثروتمند بالاشهری تبدیل کردهاند. نتیجه چیست؟ فاجعهای در این مقیاس! در پایان مرد متوسط در چرخهای گیر میفتد که یا باید قواعد بازی را یاد بگیرد، یا تماشاگر سوختن خودش باشد.
بازیکن، دشمن عشق نیست. بازیکن نجاتیافتهی قرن بیستویکم است. او از میان خاکستر شکستهای عاطفی برخاسته، با چشمانی که دیگر فریب لبخند و اشک را نمیخورند. مردی که فهمیده عشق در عصر شبکههای اجتماعی تنها پرستیژ و نمایش است، و در این بازی، احساسات سکهایست بیاعتبار.
او دیگر یک قربانی نیست، چون از اسطورهی رمانتیک درونش عبور کرده و حالا میداند جهان میدان جنگیست برای بقا و قدرت. او یاد گرفته است که در نگاه زنان مهربانی یک ضعف است و سلطه زبان جذابیت.
بازیکن مردیست که دیگر خود را گول نمیزند. چون تنها اوست که حقیقت جامعه را میداند: در این جنگل یا گرگ میشوید و درنده، یا روباه و فریبنده، یا آهو میشوید و خوراک گرگان.
@HedonMe
👨🏭 ماتریکس اجتماعی چگونه مردم را فریب میدهد؟
🧑🎓 یک نمونهی فریب، طرح این پرسش از دل انقلاب فرانسه بود: مشروعیت یک نظام چگونه دست میآید؟ از رای مردم؟ از دستور خدا؟ یا از نظر متخصصان؟
دموکراتها هرگز نمیفهمند که مشروعیت قدرت نه برآمده از منشاء آن، که مرتبط است به نتایج و مقاصد آن، مهم نیست که قدرت از کجا میآید، مهمتر اینست که آن قدرت برای چه منظوری مورد استفاده قرار میگیرد.
افرادی که از سرنوشت شوم و خونبار کمونیسم و فاشیسم برای دفاع از دموکراسی استفاده میکنند مرا به خنده میاندازند. هم فاشیسم و هم کمونیسم در اشکال تاریخی خود عینیترین تجلیهای متصور از ارادهی عمومی مردم آن کشورها بودند! سیستمی که به دانا و نادان، صادق و ریاکار، شریف و رذل و... به یک اندازه حق دخالت و صدایی هماندازه میدهد توصیف تحتالفظی «فساد» است. (بخوانید: «نظریهی سقوط» از دیدگاه کارل اشمیت نظریهپرداز آلمانی)
🌟 لیبرالدموکراسی در صدها سال دیگر که من و شما وجود نخواهیم داشت به سقوط دموگرافیک، نابودی نهاد خانواده، انقراض تمام ارزشهای سنتی که هزاران سال پدران ما برای آن جنگیدند و تباهی نظام اجتماعی و ارزشهای والای انسانی منجر خواهد شد. این حرکت از هماکنون نیز آغاز شده و در جامعهی غربی پیداست، اما در سدههای بعدی به نقطهی اوج خود میرسد. به دلایل بسیاری:
⬅️ چون به مرد فرزانه و نادان، شرور و خیرخواه، عادل و رذل به یک اندازه قدرت و نفوذ و حق دخالت میدهد. این توصیف لغتنامهای فساد است.
⬅️ چون قدرت را نه به صالحترین، بهترین، قدرتمندترین، عادلترین یا کارآمدترین، بلکه به «محبوبترین» واگذار میکند.
⬅️ چون از صندوقهای رأی، مرد چاپلوس و چربزبان بیرون میآید نه مرد صادق. مرد مدرن بهخصوص که اهمیت بیشتری به «منفعت شخصی» خود میدهد تا به حقیقت، هرگز حاضر نیست حقیقت دشوار یا نقش خود در آن را بپذیرد، بلکه دروغ زیبا را به حقیقت تلخ ترجیح میدهد.
⬅️ چون از منظر تاریخی ثابت شده که مردم میکوشند از طریق رأی دادن خود را ثروتمند بکنند و دولتهای ناکارآمدی که وعدههای چرب و نرم میدهند را انتخاب میکنند نه دولتهای واقعگرا را.
⬅️ چون مشروعیت قدرت به اینکه از چه مبنایی برآمده ارتباطی ندارد، به این مربوط است که برای انجام چه کاری مورد استفاده قرار میگیرد. اینکه قدرت دولت از رأی مردم بیاید مشروع میشود دروغیست وقیحانه، مشروعیت قدرت وابسته به پیروی و پایبندی و حرکت آن در جهت فضایل بزرگ است.
⬅️ چون حقیقت، واقعیت، عدالت، شرافت، زیبایی و… در سیاست مفاهیمی نسبی نیستند که در رأی عمومی مشخص بشوند. ساختن این پل روی آن دره یا لازم است، یا به صرفه است، یا درست است، یا اولویت دارد، یا ممکن است و یا نیست، رأی شما تأثیری در هیچکدام از آن مسائل ندارد.
⬅️ چون از منظر تاریخی ثابت شده که زنان با دولت دموکراتیک ازدواج میکنند (فمنیسم)، و از قدرت رأی خود استفاده میکنند برای دریافت کمکهای ناروای مالی از دولت و طلاق دستهجمعی از شوهران بتای خود، سقط جنین میلیونی بچههای ایشان و سپس بزرگ کردن بچههای حرامزادهی مردان آلفا با مالیات محصول از دسترنج همان مردان بتا! تمام فجایع جنسیتی عصر مدرن که به آن پرداختیم حاصل نظام لیبرالدموکراسی میباشد.
⬅️ چون از منظر تاریخی ثابت شده که حرکت در یک دموکراسی همواره از راست به چپ است، این حرکت گاهی کند میشود، اما هرگز متوقف یا معکوس نمیشود. آنچه امروز در آمریکا یا ایران «راست افراطی» تلقی میشود چپ رادیکال دویست یا صد سال پیش است.
⬅️ چون مرد فرومایه میکوشد که از طریق رأی، سیاست، ماده واحده و دستورالعمل حزبی خود را با مرد برتر برابر بکند.
⬅️ چون به مرد ضعیفِ بزدلِ ریاکارِ توخالیِ منزویِ منحرف این امکان را میدهد که ضعف، بزدلی، ریاکاری، بیهدفی، انزوا و انحراف خود را از طریق «عمومی» جلوه دادن آن یا متقاعد کردن عوام فضیلت جا بزند.
⬅️ چون بوروکرات فرومایهای که از صندوق آرا بیرون میآید هیچ سرمایهگذاری شخصی در حکومت خود ندارد. وانگهی سرنوشت یک پادشاه به اقلیم او گره خورده، اشتباه مکرر، ناکارآمدی سازمانیافته یا فساد نهادینهی او، به تباهی سرزمینش میانجامد و دارایی او را بیارزش میکند. اما اشتباه مکرر «رئیس جمهور» دست بالا یعنی دور بعدی شارلاتان و حرامزادهی دیگری به جای او خواهد آمد.
@HedonMe
Repost from Nova PUA
🔹️ بسیاری از مربیان، حتی گردنکلفتترین آنها در غرب و اروپا، یک بیماری مسری دارند، که به دانش آموختگانشان نیز، سرایت کرده است.
من این بیماری را «فرمولاسیونسازی» نامگذاری میکنم؛ به این معنا که، مربی و دانش آموخته، سعی میکنند «روان زن، ارتباط با زن و واقعیت ارتباطات» را در «نظام فکری محدود» خود، بگنجانند.
به عنوان مثال، وقتی یک بازیکن، در خیابان اپروچ میکند و پس میخورد، بعد از آن میآید نزد مربی، و از او میپرسد که علت پس خوردنش چه بود. معمولا مربی اینگونه پاسخ میدهد:
- تیپت بد بود
- اپروچ کردنت بد بود
- دلیوریت بد بود
- حال دختر بد بود
- دختره بد بود
- و...
حالآنکه، این دلایل، با وجود اینکه رایجترین دلایل هستند، اما لزوما دقیقترین دلایل نیستند.
انسان، یک موجود بسیار پیچیده است و رفتارهای او، مطابق پیچیدهترین الگوهای روانشناختی است که حتی روانکاوان نیز، پس از دهها جلسهی روانکاوی، نمیتوانند آنها را کشف کنند.
در یک پژوهش معروف، که بر روی ۱۱۱۲ تصمیمِ قاضیان اسرائیلی تحلیل شد، پژوهشگران گزارش کردند که احتمالِ صدور رأی مثبت از شوی این قاضیها، پس از استراحت/غذا خیلی بالاتر است و قبل از استراحت/غذا تقریباً به صفر میرسد.
وقتی حتی «شکم سیر» و «شکم گرسنه» تا این حد، بر روی تصمیمات یک انسان تأثیر میگذارد، آیا منطقی است که علتِ «عمل پس زدن از سوی زن» را به دلایلِ بهظاهر موجه و منطقی [تیپ بد، اپروچ بد، دلیوری بد و...] تقلیل داد؟
هدف این متن، تلاش برای کنکاش دلایل دیگر نیست، بلکه درکوفهم و پذیرش «عدم قطعیت» است. ما واقعا دانش زیادی دربارهی انسان نداریم، و نمیتوانیم به راحتی برای هر کنش و واکنش انسانی، یک یا چند دلیل قطعی پیدا کنیم. مربیان، بیهوده تلاش میکنند تا برای هر موضوع، مشکل و مسألهای، چندین دلیل بیاورند. این کار، بیش از آنکه خرد مربی را نشان دهد، نشان از یک روانرنجوری رایج مردانه است: وسواسِ به تسلط درآوردن ابهام.
توصیهی من این است:
در بسیاری از مواقع، فهم دلیلِ مشکل، نه تنها کمکی به شما نمیکند، بلکه اگر دلیل اشتباه باشد، ممکن است شما را از مسیر درست، منحرف کند. باید به جای پیدا کردن دلیل مشکل، بر روی راه حل تمرکز کنید. اینکه بدانید چه زمانی و کجا سرما خوردهاید، بیماریتان التیام نمیابد، میبایست ابتدا راهکارهای درمانی را پیش بگیرید، و سپس، تلاش کنید بدن خود را در مقابل سرماخوردگی، مقاوم کنید.
نوا
#وسواس
https://t.me/Novapua
https://t.me/Novapua
درود و خوش آمدید، سپاس از مهرتان.
بله، شوربختانه فیلترهای تصویری در فضای مجازی اکنون بدل به دستان شعبدهبازی شدهاند که از هر کون صاف و هر پستان خستهای کوهی از شهوت مجازی میسازند. با یک اشارهی انگشت، لبها کلفت میشوند، گونهها برجسته و مهمتر از همه: کون و پستان باد میافتند! گویی فتوشاپ را در رحم مادر نصب کردهاند و چنان با فیلتر زاده شدهاند که انگار پوست و پستان و پوزهشان همگی محصول رندرینگ الهیست! زنان امروزی نیاز به ژن برتر ندارند، آنها تنها به اپلیکیشنی نیاز دارند که باسنشان را دوبرابر و صورتشان را نیمقرن جوانتر کند.
اما این فیلترها در واقع چیزی فراتر از بازیهای رنگ و نور میباشند. اینها ابزار جنگ روانی و سلاحهایی هستند که حقیقت را در بازار جنسی جعل میکنند و باعث میشوند ارتشی از بتاچههای مفلوک و پستانپلاسیده با صفوف منظم در جبههی کامنتهای «آفرین الهه»، «قربون اون کون بیام» و «عجب کصی شدی فاطی» پشت این فتوشاپهای متحرک صف بکشند! بتایان اما نمیدانند که پشت این لبهای پفکرده و پوست صافشده دختری وجود دارد که از درد عقده و جلب توجه در حال پوسیدن میباشد!
@HedonMe
📜 ابلاغیهی رسمی سازمان مردسالاری
برادران، میبینیم که به آکادمی آمدهاید و قصد خدمت به طریقت مقدس مردسالاری را دارید؟ بسیار نیک. خاصه آنکه در این روزها، صفوف سازمان دچار تلاطم است و پستها و مقامهای فراوانی برای اهدا به نیروهای تازهنفس در دست بررسی است.
🪖 مراتب رسمی سازمان، به شرح ذیل اعلام میگردد:
🕯 نوآموز مردسالاری: نخستین پلهی ورود به طریقت، تازهکار است و هنوز حیلهها و نیرنگهای زنان را نمیشناسد، اما به امید رستگاری در مسیر است.
🕯کاردانی مردسالاری: آشنا به اسرار و رموز کهن ردپیل.
🕯کارشناسی مردسالاری: آشنا به فنون جهاد برای سلطه بر زنان.
🕯دکترای مردسالاری: که من بودم، جای دیگری در سازمان به من نیاز پیدا کردند.
🕯کارگزار مردسالاری: شهید از جان گذشتهی طریقت مردسالاری.
🕯شاگرد حجرهی مردسالاری: روزها به تمرین سکوت، و شبها به تأمل در معنای «هایولیوی بودن» میپردازد.
🕯پادوی مردسالاری: مسئول آمادهسازی میزها برای جلسات مردسالاری و نقد فمینیسم.
🕯آژان مردسالاری: وظیفهی ارتباط دیگر بخشها با یکدیگر را برعهده دارد.
🕯غول آخر مردسالاری: در غارِ مخفیِ اسرار از گنجینهی «اترکشن کد» و کتاب بزرگ «سلطهورزی و استثمار» مراقبت میکند.
🕯مشاور مردسالاری: مسئول راهنمایی نوجوانان در ترک سیمپگری و بازگشت به آلفا بودن.
🕯سرجوخهی مردسالاری: جنگجوی میدانی در نبرد برای تثبیت پدرسالاری و سرکوب زنانگی.
🕯کمیسر مردسالاری: مامور مخفی، که شبهنگام به سراغ فمنیستها و فعالین حقوق زنان میرود و آنها را میرباید.
🕯تحلیلگر مردسالاری: متخصص رمزگشایی از رفتارهای متناقض زنان در شبکههای اجتماعی.
🕯بازرس مردسالاری: مأمور بررسی انحرافات ایدئولوژیک در بدنهی سازمان.
🕯فرماندهی مردسالاری: طراح نقشههای استراتژیک برای فتح ذهن زنان.
🥇ژنرال مردسالاری: صاحب سه مدال افتخار «غلبه بر نیرنگهای زنانه»، «ردکردن آزمون وفاداری» و «نرفتن سر قرار اشتباه».
🕯ناظم مردسالاری: مراقب انضباط در صفوف برادران و جلوگیری از بروز احساسات عاشقانه.
🕯مفتش کل مردسالاری: مسئول شناسایی نفوذیهای فمنیستی در میان نیروهای خودی.
🕯نخستوزیر مردسالاری: تنظیمکنندهی سیاستهای کلان در حوزهی تربیت نسل جدید مردان.
✝ پدر مقدس مردسالاری: مرجع تقلید فکری، که فتوای نهایی دربارهی هر نوع رابطه را صادر میکند. هر فتوا و حکم او در سازمان لازمالاجراست.
⚜ روح اعظم مردسالاری: موجودی افسانهای و ناپیدا که گفته میشود نخستین آموزههای سلطه را بر لوح سنگی نوشت و سپس در مه ناپدید شد. حضورش در سازمان نماد ایمان و استمرار طریقت است، نیرویی که باور دارند هر از گاه در خوابِ آلفاها ظهور میکند.
🎖اعلیحضرت کبیر مردسالاری: بالاترین مقام حقیقی سازمان، فرمانروای نهایی در هرم سلطه. از پنجاه سال پیش تاکنون هیچکس شایستگی نشستن بر تخت او را نیافته است. آخرین دارندهی عنوان، مردی بود که با نگاهش شک میکاشت و با سکوتش ارتشها را به زانو درمیآورد. پس از ناپدیدی او، تنها تاجش در تالار مرکزی سازمان میدرخشد تا یادآور شود سلطه هنوز ادامه دارد.
@HedonMe
📽 روی تصویر کلیک کنید تا کامل باز شود
این فاحشهی توئیتری تجربهی خود را به درستی بیان کرده است. زنستیزی پدیدهایست که اغلب از کمبود جنسی و روانی زاده میشود. مردی که از زن نفرت دارد، در حقیقت با خودش مسئله دارد: او نمیتواند زنان را زیر سلطهی خود بگیرد، و چون نمیتواند بازی را ببرد، کل بازی را نفرین میکند.
در زیر پوست اکثر زنستیزها میل بیمارگونهای به تأیید زنان جریان دارد، همانطور که پارسال در این پست تشریح کردم، نفرت در واقع همان عشق است. یعنی چنین نفرتی تلاشی ناخودآگاه برای بازپسگیری عزتیست که از طریق زنان از دست رفته.
به همین دلیل زنستیزی در بسیاری از مردان نه نشانهی قدرت، که نشانهی شکست است: شورش بندهای که هنوز از درون خود به اربابش دلبسته است.
شما به عنوان پیکاپپلیر زنان را باید فقط و فقط اینگونه ببینید، همین و بس. مرد ردپیل زن را دشمن خود نمیانگارد، او را مهار میکند. زنستیزی را از درون خود بزدایید، تا زمانیکه از زنان بیزارید، همچنان در مدار آنها میچرخید. رهایی از بند جامعهی زنمحور با نفرت حاصل نمیشود، تنها با شناخت و آموزش است که میتوان برندهی بازی شد.
@HedonMe
+1
💄 فاحشهای با مانیکور روشنفکری
دختری که از پدرش برای یک روز ۱۰ میلیون میگیرد تا کادو بخرد، و بعد همان پدر را در انظار عمومی تحقیر میکند دیگر «دختر» نیست، بلکه کاریکاتوری از زن مدرن است! طفلی که میان دو فاز مانده: دلش میخواهد مستقل باشد، اما هنوز جیب پدر را میلیسد.
او یک فاحشه است، اما نه از نوع خیابانی، فاحشهای روشنفکر، با زبان شسته و فیلترهای زیبا. او همان نسل پرورشیافتهایست که به جای پدر، کارت بانکی را میپرستد و به جای شرم، از بیهویتی خود توئیت میسازد.
و بعد همین موجود، با دهان پر از عقده و توهم، در توییت دیگری خدا را هم وسط میکشد: «خدا وقتی خانواده کیری میده، عوضش پارتنر فرشته میده»! این یعنی فاحشهای که میخواهد گناهش را با فلسفهی لاکچری بزک کند.
جامعهای که دخترش از پدر پول میگیرد و از خدا عذر میخواهد که چرا خانوادهاش «کیری» است، دیگر به آخر خط رسیده. از جایی که پدر تحقیر میشود، و دختر با زبان وقاحت، خانوادهی خود را به مسخره میگیرد. پدر ستون نامرئی هر خانواده است. وقتی احترام پدر میمیرد، فرزند دختر به هرزگی عاطفی میافتد و فرزند پسر به پوچی وجودی.
@HedonMe
چند شب پیش در کنسرت جمعی از رپرها، دخترها سوتینهایشان را درآوردند و به سوی خوانندهها پرتاب کردند. خوانندگان هم که همان دلقکان سیرک مدرن هستند از تماشای این صحنه به وجد آمده و به آن خندیدند.
خندهی خوانندههای روی استیج خندهی مردانیست که فهمیدهاند چگونه با کمترین سرمایهی انسانی به بالاترین سطح دسترسی جنسی برسند. این همان تضاد عریان بازار جنسیست که مردان عادی باید برای کوچکترین توجه زن تلاش کنند، اما یک سلبریتی تنها با ایستادن روی صحنه، زن را به مرحلهای میرساند که خودش لباس زیرش را تقدیم میکند.
چه شد دختر ایرانی که روزی دختر کوروش بود، امروز در صف تماشاگران یک رپر دستچندم با لذت حیوانی لباس زیرش را به هوا میاندازد؟ این سقوط محصول مدرنیته است، جاییکه زن را از مقام مادر و معشوق به کالایی نمایشگونه تنزل دادهاند، و مرد را از پهلوانی نجیب به مشتری مضحک این بازار فاسد.
این صحنه هشدار برای مردانیست که در خواب بسر میبرند: زنان همواره به سمت نردبان ارزش مردانه میدوند. نردبانی که دیگر نه هوش و خرد، که شهرت توخالی و سر و صداست. اگر مرد امروز بازیکن نباشد، زن فردا سوتینش را پای دلقک دیگری خواهد انداخت.
🥇 وقتی فاحشگی مدال میگیرد
در واپسین پرده از سیرک پورنوکراسی، فاحشهای به نام «لیلی فیلیپس» در عرض دوازده ساعت با هزار و صد و پنجاه و سه مرد خوابید! یعنی هر سیوهفت ثانیه یک کیر! پیش از او نیز روسپی دیگری به نام «بانی بلو» این رکورد را با خوابیدن با ۱۰۵۰ مرد به نام خود ثبت کرده بود! وانگهی رقابت فاحشهها بر سر بیشترین تعداد دخول اکنون به نقطهای رسیده که رسانههای جهانی با افتخار از آن یاد میکنند! گویا زنانی که بیشترین تعداد کیر را خوردهاند بیش از دیگران شایستهی تحسین و تشویق میباشند.
این تمدن واژگون شده است! پدران ما روزی فاحشگی را انحراف میدانستند، امروز اما جندگی مدرن بجای آنکه مایهی ننگ آدمی باشد، به یک برند بدل گشته است! باکره بودن در غرب خجالتآور تلقی میشود اما مهبلی که هزاران بار مورد استفاده قرار گرفته نمادیست از قدرت زنانه! این همان جامعهی لیبرالیست که فمینیسم وعدهی آنرا میداد؟ یا بردگی جنسی در لباسی نو، با لعابی از انتخاب و رضایت و فریب آزادی؟
در هیچ برههای از تاریخ بشریت تا این اندازه به کرامت مردان لگد زده نشده بود. مردی که برای ساختن یک رابطهی سالم سالها خودسازی کرده، امروز باید در صف قربانیان بادیکانت بایستد و ببیند زنی که با صدها مرد خوابیده حق دارد دربارهی او قضاوت کند. و البته برای فاحشهسالاری جهانی اهمیتی ندارد که این زن چندین مرد را مصرف کرده، مهم اینست که او یک زن است و همین کافیست که سیستم از او قهرمان بسازد.
اما ما مردان ردپیل به خوبی این نمایش مضحک را میشناسیم. ما میدانیم وقتی یک زن از تنفروشی خود قدرت میسازد یعنی مدتهاست که جامعه از معنا تهی شده. در جهانی که فاحشهها قهرمان میگردند، مردان واقعی ناگزیر به حاشیه رانده میشوند زیرا وجود ایشان یادآور نظمیست که این تمدن بیمار دیگر تاب تحملش را ندارد.
@HedonMe
🇬🇧 یک ملت، یک سوراخ، یک رکورد
در تصویر فوق فاحشهای را مشاهده میکنید که با پیرمردی خشکیده رابطهی جنسی برقرار کرده و بیشرمانه و با افتخار میگوید با هر سایز، هر سن و هر قیافهای میخوابد. میگوید عاشق آنست که سوراخهای وی به اموال عمومی تبدیل شود.
در پست بعدی خواهیم پرداخت به پدیدهای تحت عنوان «لیلی فیلیپس»، یکی از نسوان بیتالمال که با گشادگی تمام، رکورد جماع با بیش از هزار مرد را در طول دوازده ساعت شکست و پرچم فاحشهسالاری را بر بلندای قلهی ابتذال به اهتزاز درآورد.
@HedonMe
🔖 چرا نظام مردسالاری در واقع نوعی از زنمحوری محسوب میشود؟
من بارها عنوان کردهام که هیچ یک از مشکلات و مصائب زنان را انکار نمیکنم. متاسفانه هرجا رگ فمنیستی زنان باد میکند لیست بیپایانی از این مشکلات را توی سر ما میکوبند و ما را متهم به نفی آنها میکنند. اینکه من میگویم ما مردان در قسمتی از جامعه شرایطی به مراتب بدتر از زنان داریم به این معنا نیست که ما در همهجای جامعه شرایط بدتری داریم، یا شرایط زنان کاملا گل و بلبل است! اگر ما پیرامون مشکلات جنسیتی صحبت میکنیم، مردان بیشک دست پایینتر را دارند. اگر دربارهی آزادیهای شخصی صحبت میکنیم، مردان و زنان هردو به یک اندازه محدود میشوند و اگر دربارهی سختتر بودن یکی از این نقوش جنسیتی حرف میزنیم باز هم مردان بازندهی ماجرا خواهند بود. اما بر خلاف زنان که برای کوچکترین مشکل خود جنبش و سازمان و ایدئولوژی براه میاندازند، مشکلات مردان هرگز به رسمیت شناخته نمیشود و اساسا مشکل به شمار نمیرود! زیرا مردان در جامعه دورانداختنی و زنان ذاتا ارزشمند هستند، زیرا ما تکامل یافتهایم به مشکلات و مصائب زنان بیشتر از مشکلات خودمان توجه بکنیم.
مردان همواره در نظام مردسالاری که در واقع نوعی از زنسالاری بوده، از هر طرفی که سیستم را بنگرید دست پایینتر را داشتند و هنوز هم دارند! اولا، سیستم مردسالاری را زنمحوری خطاب کردم زیرا تنها دلیل تداوم آن پاداش زنها به آن و انتخاب خود زنان بوده، دلیل تداوم هر نوعی از استراتژی جنسی در طبیعت پاداش زنان به آنست زیرا زنان در مقام انتخابگران جنسی هستند.
دوما، محدودیت زنان در آن سیستم منجر به امنیت، رفاه و آسایش خودشان میشده، امنیتی که مردان هرگز از آن برخوردار نبودهاند. یعنی چه؟ تصور بکنید مرد جوانی هستید که در یکی از امواج انسانی بسیج حضور دارید، در شب عملیات کربلا که طی آن ظرف چند ساعت تقریبا بیست الی سی هزار تن پسر جوان و نوجوان ایرانی زیر آتش توپخانهی عراق تکهتکه و پودر شدند، ترجیح میدادید همانند زنان در رختخواب و کنج امن خانه «محدود» شده باشید، یا چند ساعت دیگر زیر بارانی از گلوله و آتش کشته بشوید؟
در سراسر تاریخ تکامل، این تفاوت فاحش میان زنان و مردان وجود داشته است، و وظیفهی زن سنتی اگر به پختن و شستن و زاییدن محدود میشد، وظیفهی مرد سنتی شامل تامین کردن خانوادهی خود به لحاظ اقتصادی، نوکری برای طبقهی حاکم، برآورده کردن نیازهای مالی و عاطفی زن، دفاع از زن تا پای جان، کشته شدن در جنگهایی که هیچ نقشی در آنان نداشته و کشتن آدمهایی که آنها را نمیشناخته برای دفاع از زن و فرزند خود بوده است. یکی از قوانین اصلی نظام مردسالاری ارزش و اهمیت زنان و مراقبت از ایشان بوده، اینست که مردان همواره میباید آمادهی ازخودگذشتی برای زنان میبودند تا هنگام لزوم همراه با کشتی در حال غرق شدن به اعماق اقیانوس بروند، یا در میدان جنگ به پیشواز باران گلولهها و آتش بروند. حال اگر بنا بود یکی از این دو نقش را انتخاب بکنید، اگر میتوانستید میان تبدیل شدن به یک کالای جنسی (زن) که تنها ارزش او به دنیا آوردن و بزرگ کردن بچههاست یا یک کالای غیرجنسی که هیچ ارزشی ندارد یکی را انتخاب بکنید کدام یک میبود؟
بله، در جوامع مردسالاری زن به نوعی دارایی و کالای مرد محسوب میشد. شکی در این نیست که این شیءانگاری قبیح است، اما دلیل آن چیست؟ به قول فمنیسم توطئهای اثباتنشدنی که مردان برای اعمال سلطه و کنترل زنان طراحی کردند و تکتک آنها در آن شریک هستند؟ یا تنها بهایی که مرد در ازای سرویس و خدمات خود به زن، بهعنوان تکیهگاه و محافظ دریافت میکند؟ تمامی اسناد و شواهد جامعهشناسی به صحت دومی گواهی میدهند. مرد با پرداخت بهایی گزاف، بهایی که آغشته به عرق و خون خود بوده، امنیت همسر و فرزندانش را تامین میکند و در مقابل از طریق مالکیت به دستگاه تولید مثل زن، او را محدود میکند تا به هایپرگمی همسر خود افسار بزند و از خودی بودن فرزندانش اطمینان حاصل کند: ده تا بده، یکی بگیر!
اینست که مردان در جوامع سنتی یا اصطلاحا مردسالاری بدون هیچ شکی بازندهی بدهبستان جنسیتی بودهاند، زیرا همواره نیازها، امنیت، آسایش، رفاه و سلامت زنان و کودکان برای آنها مهمتر تلقی میشد (قانون ارزشمندی زنان)، و مراقبت و تامین خانواده حتی به قیمت بهایی گزاف برای خودشان وظیفهی اخلاقی، قانونی، شرعی و اجتماعی آنان بوده است.
موفق و سربلند باشید
@HedonMe
چرا میگی سیستم مردسالاری در واقع زن محور بوده؟ یعنی قبول نداری زن ها محدود بودن تو اون سیستم؟ اینکه زن رو به عنوان یه کالای جنسی نگاه میکردن بازم انتخاب خودشون بوده؟
🔖 چرا نظام مردسالاری در واقع نوعی از زنمحوری محسوب میشود؟
من بارها عنوان کردهام که هیچ یک از مشکلات و مصائب زنان را انکار نمیکنم. متاسفانه هرجا رگ فمنیستی زنان باد میکند لیست بیپایانی از این مشکلات را توی سر ما میکوبند و ما را متهم به نفی آنها میکنند. اینکه من میگویم ما مردان در قسمتی از جامعه شرایطی به مراتب بدتر از زنان داریم به این معنا نیست که ما در همهجای جامعه شرایط بدتری داریم، یا شرایط زنان کاملا گل و بلبل است! اگر ما پیرامون مشکلات جنسیتی صحبت میکنیم، مردان بیشک دست پایینتر را دارند. اگر دربارهی آزادیهای شخصی صحبت میکنیم، مردان و زنان هردو به یک اندازه محدود میشوند و اگر دربارهی سختتر بودن یکی از این نقوش جنسیتی حرف میزنیم باز هم مردان بازندهی ماجرا خواهند بود. اما بر خلاف زنان که برای کوچکترین مشکل خود جنبش و سازمان و ایدئولوژی براه میاندازند، مشکلات مردان هرگز به رسمیت شناخته نمیشود و اساسا مشکل به شمار نمیرود! زیرا مردان در جامعه دورانداختنی و زنان ذاتا ارزشمند هستند، زیرا ما تکامل یافتهایم به مشکلات و مصائب زنان بیشتر از مشکلات خودمان توجه بکنیم.
مردان همواره در نظام مردسالاری که در واقع نوعی از زنسالاری بوده، از هر طرفی که سیستم را بنگرید دست پایینتر را داشتند و هنوز هم دارند! اولا، سیستم مردسالاری را زنمحوری خطاب کردم زیرا تنها دلیل تداوم آن پاداش زنها به آن و انتخاب خود زنان بوده، دلیل تداوم هر نوعی از استراتژی جنسی در طبیعت پاداش زنان به آنست زیرا زنان در مقام انتخابگران جنسی هستند.
دوما، محدودیت زنان در آن سیستم منجر به امنیت، رفاه و آسایش خودشان میشده، امنیتی که مردان هرگز از آن برخوردار نبودهاند. یعنی چه؟ تصور بکنید مرد جوانی هستید که در یکی از امواج انسانی بسیج حضور دارید، در شب عملیات کربلا که طی آن ظرف چند ساعت تقریبا بیست الی سی هزار تن پسر جوان و نوجوان ایرانی زیر آتش توپخانهی عراق تکهتکه و پودر شدند، ترجیح میدادید همانند زنان در رختخواب و کنج امن خانه «محدود» شده باشید، یا چند ساعت دیگر زیر بارانی از گلوله و آتش کشته بشوید؟
در سراسر تاریخ تکامل، این تفاوت فاحش میان زنان و مردان وجود داشته است، و وظیفهی زن سنتی اگر به پختن و شستن و زاییدن محدود میشد، وظیفهی مرد سنتی شامل تامین کردن خانوادهی خود به لحاظ اقتصادی، نوکری برای طبقهی حاکم، برآورده کردن نیازهای مالی و عاطفی زن، دفاع از زن تا پای جان، کشته شدن در جنگهایی که هیچ نقشی در آنان نداشته و کشتن آدمهایی که آنها را نمیشناخته برای دفاع از زن و فرزند خود بوده است. یکی از قوانین اصلی نظام مردسالاری ارزش و اهمیت زنان و مراقبت از ایشان بوده، اینست که مردان همواره میباید آمادهی ازخودگذشتی برای زنان میبودند تا هنگام لزوم همراه با کشتی در حال غرق شدن به اعماق اقیانوس بروند، یا در میدان جنگ به پیشواز باران گلولهها و آتش بروند. حال اگر بنا بود یکی از این دو نقش را انتخاب بکنید، اگر میتوانستید میان تبدیل شدن به یک کالای جنسی (زن) که تنها ارزش او به دنیا آوردن و بزرگ کردن بچههاست یا یک کالای غیرجنسی که هیچ ارزشی ندارد یکی را انتخاب بکنید کدام یک میبود؟
بله، در جوامع مردسالاری زن به نوعی دارایی و کالای مرد محسوب میشد. شکی در این نیست که این شیءانگاری قبیح است، اما دلیل آن چیست؟ به قول فمنیسم توطئهای اثباتنشدنی که مردان برای اعمال سلطه و کنترل زنان طراحی کردند و تکتک آنها در آن شریک هستند؟ یا تنها بهایی که مرد در ازای سرویس و خدمات خود به زن، بهعنوان تکیهگاه و محافظ دریافت میکند؟ تمامی اسناد و شواهد جامعهشناسی به صحت دومی گواهی میدهند. مرد با پرداخت بهایی گزاف، بهایی که آغشته به عرق و خون خود بوده، امنیت همسر و فرزندانش را تامین میکند و در مقابل از طریق مالکیت به دستگاه تولید مثل زن، او را محدود میکند تا به هایپرگمی همسر خود افسار بزند و از خودی بودن فرزندانش اطمینان حاصل کند: ده تا بده، یکی بگیر!
اینست که مردان در جوامع سنتی یا اصطلاحا مردسالاری بدون هیچ شکی بازندهی بدهبستان جنسیتی بودهاند، زیرا همواره نیازها، امنیت، آسایش، رفاه و سلامت زنان و کودکان برای آنها مهمتر تلقی میشد (قانون ارزشمندی زنان)، و مراقبت و تامین خانواده حتی به قیمت بهایی گزاف برای خودشان وظیفهی اخلاقی، قانونی، شرعی و اجتماعی آنان بوده است.
موفق و سربلند باشید
@HedonMe
چرا میگی سیستم مردسالاری در واقع زن محور بوده؟ یعنی قبول نداری زن ها محدود بودن تو اون سیستم؟ اینکه زن رو به عنوان یه کالای جنسی نگاه میکردن بازم انتخاب خودشون بوده؟
🔐 قانون چهارم: از آنها «تعریف توأم با تودهنی» بکنید.
مثلا بگویید «موهات خوشگلترین کلاهگیسیه که تاحالا دیدم»، یا «عاشقتم، خیلی کسخلی»، یا «از سایز سینههات معلومه دختر باهوشی هستی» و... با در نظر داشتن یک نکته: اینکه در یک نوبت هرگز بیش از یکی دوبار از آن استفاده نکنید. پس زدن با دست و پیش کشیدن با پا یکی از تکنیکهای بازی روانیست که زنان را شیفته میکند.
🔐 قانون پنجم: تحت هیچ شرایطی، خودتان را فتحشده نشان ندهید.
بخشی از کاراکتر شما باید همیشه محفوظ و مرموز باقی بماند، همواره چیزی داشته باشید که زن از آن خبر ندارد و بخش مهمی از زندگی شما محسوب میشود. زنها همانطور با شما رفتار میکنند که بهشان اجازه میدهید، و انسانها باید بخشی از حریم خصوصی خود را حفظ بکنند. این تکنیک هم از «خفه شدن» در رابطه جلوگیری میکند، هم وجه رازآمیز و معماگونهی شما را چندین برابر تقویت میکند. ذهن آدمها بطور ناخوداگاه در پی حل کردن معما تلاش میکند و اینگونه سرمایهگذاری روانی دختر روی شما تشدید خواهد شد.
🔐 قانون ششم: هر چندوقت یکبار یک بحث جدی براه بیاندازید.
هرچند وقت یکبار یک گفتگوی «شبهجدی» براه بیاندازید و نظر دختر را دربارهی آن جویا شوید! دخترها دوست دارند جدی گرفته بشوند. برای مثال اگر بحثی دربارهی شرایط سیاسی کشور درگرفت، نظر خود را با رعایت اصول «نزاکت سیاسی» بگویید، بعد بلافاصله نظر او را بپرسید و اندکی برای کشیدن جواب از او پافشاری بکنید. به پاسخهای اغلب چرت و پرت او گوش بدهید (میدانم، کار سختیست، باید تمرین بکنید)، و سپس چند سوال مربوط در اینباره از او بپرسید. این نشان میدهد که با بقیهی مردها که فقط به فکر سکس و بدن دختر هستند تفاوت دارید و به «افکار او» هم اهمیت میدهید (lol)، مراقب باشید که هرگز با او مخالفت نکنید، اشتباه بودن مواضع او را نشان ندهید و اگر خیلی استاد هستید و در فن مباحثه مهارت دارید میتوانید مخالفتی جزئی و نامربوط بکنید که اشتباه بودن آن مشهود است، اجازه بدهید او خطا بودن شما را نشان بدهد و سپس وانمود بکنید در بحث شکست خوردهاید.
🔐 قوانین هفتم: خود را آسیبپذیر نشان بدهید.
خودتان را به نحوی بامزه (و نه توأم با خاکبرسری و ناتوانی)، در ارتباط با موضوعات کوچک و کمارزش، بیدست و پا نشان بدهید و هرگز، تحت هیچ شرایطی، ادای آدمهای باتجربهتر را در مواقعی که به سودتان نیست درنیاورید. نشان دادن اینکه یک آلفای بینقص نیستید و بخشی از کاراکتر شما که البته چندان هم مهم نیست حساس و آسیبپذیر است باعث بالا رفتن اعتماد زن به شما میشود و در واقع واپسین مرحله از اغواگریست که شما را «واقعی» جلوه میدهد. خیلی از زنها بطور فرگشتی مردانی که «زیادی خوب هستند که واقعی باشند» (too good to be true) را نمیپسندند و به آنها اعتماد نمیکنند، یک نقطهضعف بسیار کیوت و کوچولموچولوی بامزه برای خودتان انتخاب بکنید، و به نحو هوشمندانهای آنرا به او نشان بدهید. خودتان را فقط برای لحظهای از اینکه آنرا فهمیده خجالتزده و آسیبپذیر نشان بدهید، از میوههای درخت فرگشت که حس «حمایت» از پستانداران بیپناه و کوچولو را در زنان قرار داده لذت ببرید.
🔐 قانون هشتم: زنان را احمق تصور نکنید!
دخترها را احمق تصور نکنید، غریزهی جفتگزینی هوشمندانهترین رانهی زنان است و آنها با دقت و ریزبینی تمام شریک جنسی خود را انتخاب میکنند. پس احمق نباشید و از اشتباهات بچگانه دوری کنید، خودستایی نکنید، «منم منم» کردن شما را یک احمق جلوه میدهد! تلاش نکنید خود را خاص و متفاوت با تمام بشریت نشان بدهید، از روشهای دهه هشتاد استفاده نکنید، مشروب سفارش ندهید به این خیال که زن در مستی گارد خود را پائین میآورد! دختران بالاتر از ۷ تا آن لحظه صدها بار فریب این تکنیک را خوردهاند و به محض اینکه چنین مردی میبینند یا گریزان میشوند، یا از آنهم بدتر، حس انتقامجویی درشان زنده میشود و چندین مشروب گرانقیمت سفارش میدهند و آخر شب بیسر و صدا جیم میشوند.
🔐 قانون نهم: از دخترها اخاذی جنسی و عاطفی نکنید!
زمانیکه پیروز شدید و او را به رختخواب کشاندید، آدم باشید، به مردانِ بعد از خودتان خیانت نکنید و ناگهان تبدیل به جانوری که واقعا هستید نشوید. کار را برای افرادی که بناست پس از شما بیایند سختتر نکنید. رابطه را طوری بهم بزنید که گویی همهاش تقصیر شماست و از بابت آن متاسفید.
🌉 @HedonMe / #PUA_tricks #Rational_male
⛓ بخشی از اصول و قواعد آهنین بازی:
🔐 قانون اول: اندکی سگمحلی بکنید!
هرچه کمتر به زنان اهمیت بدهید میل اجتماعی آنها به اخذ تائید شما بیشتر میشود. اما مراقب باشید که تمام درها را نبندید، برای مثال در یک جمع، بیشترین توجه را به معمولیترین دختری که اصلا قصد ارتباط با او را ندارید نشان بدهید. همواره روی حسادت زنانه حساب ویژهای باز بکنید.
🔐 قانون دوم: یک عوضی بانمک باشید.
دخترها را بخندانید، اما هرگز دلقک جمع نشوید. خنده باعث میشود تنشها کاسته شود و خیلی زودتر به صمیمیت برسید (اینرا بخوانید). ضمنا بودن کنار شما را به زمان تفریح بدل میکند و زن بطور ناخودآگاه میخواهد بیشتر کنارتان وقت بگذراند. بهترین راه اینست که خود دختر را به نحو خفیفی سوژهی خنده بکنید. با اینکار اعتماد بنفس او را اندکی کاهش میدهد و باز در راستای دعوت او به کسب تائید شماست.
🔐 قانون سوم: هرگز برایشان خرج نکنید.
بازیکن خبره به خوبی میداند که هزینه کردن برای زنها به ضررش تمام میشود، باعث میشود که روی او برنامهی دیگری باز بکنند و به نحو دیگری با وی رفتار بکنند. ما میخواهیم «پارتنر جنسی» آنها باشیم نه «همسران وفادارشان».
📜 @HedonMe
🔐 قانون چهارم: از آنها «تعریف توأم با تودهنی» بکنید.
مثلا بگویید «موهات خوشگلترین کلاهگیسیه که تاحالا دیدم»، یا «عاشقتم، خیلی کسخلی»، یا «از سایز سینههات معلومه دختر باهوشی هستی» و... با در نظر داشتن یک نکته: اینکه در یک نوبت هرگز بیش از یکی دوبار از آن استفاده نکنید. پس زدن با دست و پیش کشیدن با پا یکی از تکنیکهای بازی روانیست که زنان را شیفته میکند.
🔐 قانون پنجم: تحت هیچ شرایطی، خودتان را فتحشده نشان ندهید.
بخشی از کاراکتر شما باید همیشه محفوظ و مرموز باقی بماند، همواره چیزی داشته باشید که زن از آن خبر ندارد و بخش مهمی از زندگی شما محسوب میشود. زنها همانطور با شما رفتار میکنند که بهشان اجازه میدهید، و انسانها باید بخشی از حریم خصوصی خود را حفظ بکنند. این تکنیک هم از «خفه شدن» در رابطه جلوگیری میکند، هم وجه رازآمیز و معماگونهی شما را چندین برابر تقویت میکند. ذهن آدمها بطور ناخوداگاه در پی حل کردن معما تلاش میکند و اینگونه سرمایهگذاری روانی دختر روی شما تشدید خواهد شد.
🔐 قانون ششم: هر چندوقت یکبار یک بحث جدی براه بیاندازید.
هرچند وقت یکبار یک گفتگوی «شبهجدی» براه بیاندازید و نظر دختر را دربارهی آن جویا شوید! دخترها دوست دارند جدی گرفته بشوند. برای مثال اگر بحثی دربارهی شرایط سیاسی کشور درگرفت، نظر خود را با رعایت اصول «نزاکت سیاسی» بگویید، بعد بلافاصله نظر او را بپرسید و اندکی برای کشیدن جواب از او پافشاری بکنید. به پاسخهای اغلب چرت و پرت او گوش بدهید (میدانم، کار سختیست، باید تمرین بکنید)، و سپس چند سوال مربوط در اینباره از او بپرسید. این نشان میدهد که با بقیهی مردها که فقط به فکر سکس و بدن دختر هستند تفاوت دارید و به «افکار او» هم اهمیت میدهید (lol)، مراقب باشید که هرگز با او مخالفت نکنید، اشتباه بودن مواضع او را نشان ندهید و اگر خیلی استاد هستید و در فن مباحثه مهارت دارید میتوانید مخالفتی جزئی و نامربوط بکنید که اشتباه بودن آن مشهود است، اجازه بدهید او خطا بودن شما را نشان بدهد و سپس وانمود بکنید در بحث شکست خوردهاید.
🔐 قوانین هفتم: خود را آسیبپذیر نشان بدهید.
خودتان را به نحوی بامزه (و نه توأم با خاکبرسری و ناتوانی)، در ارتباط با موضوعات کوچک و کمارزش، بیدست و پا نشان بدهید و هرگز، تحت هیچ شرایطی، ادای آدمهای باتجربهتر را در مواقعی که به سودتان نیست درنیاورید. نشان دادن اینکه یک آلفای بینقص نیستید و بخشی از کاراکتر شما که البته چندان هم مهم نیست حساس و آسیبپذیر است باعث بالا رفتن اعتماد زن به شما میشود و در واقع واپسین مرحله از اغواگریست که شما را «واقعی» جلوه میدهد. خیلی از زنها بطور فرگشتی مردانی که «زیادی خوب هستند که واقعی باشند» (too good to be true) را نمیپسندند و به آنها اعتماد نمیکنند، یک نقطهضعف بسیار کیوت و کوچولموچولوی بامزه برای خودتان انتخاب بکنید، و به نحو هوشمندانهای آنرا به او نشان بدهید. خودتان را فقط برای لحظهای از اینکه آنرا فهمیده خجالتزده و آسیبپذیر نشان بدهید، از میوههای درخت فرگشت که حس «حمایت» از پستانداران بیپناه و کوچولو را در زنان قرار داده لذت ببرید.
🔐 قانون هشتم: زنان را احمق تصور نکنید!
دخترها را احمق تصور نکنید، غریزهی جفتگزینی هوشمندانهترین رانهی زنان است و آنها با دقت و ریزبینی تمام شریک جنسی خود را انتخاب میکنند. پس احمق نباشید و از اشتباهات بچگانه دوری کنید، خودستایی نکنید، «منم منم» کردن شما را یک احمق جلوه میدهد! تلاش نکنید خود را خاص و متفاوت با تمام بشریت نشان بدهید، از روشهای دهه هشتاد استفاده نکنید، مشروب سفارش ندهید به این خیال که زن در مستی گارد خود را پائین میآورد! دختران بالاتر از ۷ تا آن لحظه صدها بار فریب این تکنیک را خوردهاند و به محض اینکه چنین مردی میبینند یا گریزان میشوند، یا از آنهم بدتر، حس انتقامجویی درشان زنده میشود و چندین مشروب گرانقیمت سفارش میدهند و آخر شب بیسر و صدا جیم میشوند.
🔐 قانون نهم: از دخترها اخاذی جنسی و عاطفی نکنید!
زمانیکه پیروز شدید و او را به رختخواب کشاندید، آدم باشید، به مردانِ بعد از خودتان خیانت نکنید و ناگهان تبدیل به جانوری که واقعا هستید نشوید. کار را برای افرادی که بناست پس از شما بیایند سختتر نکنید. رابطه را طوری بهم بزنید که گویی همهاش تقصیر شماست و از بابت آن متاسفید.
🌉 @HedonMe / #PUA_tricks #Rational_male
⛓ بخشی از اصول و قواعد بازی:
🔐 قانون اول: اندکی سگمحلی بکنید!
هرچه کمتر به زنان اهمیت بدهید میل اجتماعی آنها به اخذ تائید شما بیشتر میشود. اما مراقب باشید که تمام درها را نبندید، برای مثال در یک جمع، بیشترین توجه را به معمولیترین دختری که اصلا قصد ارتباط با او را ندارید نشان بدهید. همواره روی حسادت زنانه حساب ویژهای باز بکنید.
🔐 قانون دوم: یک عوضی بانمک باشید.
دخترها را بخندانید، اما هرگز دلقک جمع نشوید. خنده باعث میشود تنشها کاسته شود و خیلی زودتر به صمیمیت برسید. ضمنا بودن کنار شما را به زمان تفریح و شادی بدل میکند و زن بطور ناخودآگاه میخواهد بیشتر کنارتان وقت بگذراند. بهترین راه اینست که خود دختر را به نحو خفیفی سوژهی خنده بکنید. با اینکار اعتماد بنفس او را اندکی کاهش میدهد و باز در راستای دعوت او به کسب تائید شماست.
🔐 قانون سوم: هرگز برایشان خرج نکنید.
بازیکنان خبره به خوبی میدانند که هزینه کردن برای زنها به ضرر شما تمام میشود، باعث میشود که روی شما برنامهی دیگری باز بکنند و به نحو دیگری با شما رفتار بکنند. ما میخواهیم «پارتنر جنسی» آنها باشیم نه «همسران وفادارشان».
📜 @HedonMe
