en
Feedback
🇮🇷فـَــر فــا ز [و گاهاً جَبْ]🇵🇸

🇮🇷فـَــر فــا ز [و گاهاً جَبْ]🇵🇸

Open in Telegram

instagatam: https://www.instagram.com/findingnemov?igsh=cWxmcTF5dzhoaGY5 #خودشفقتی # توسعه‌فردی #اهمال‌کاری #کوچینگ #coaching :جانم بفرمایید https://t.me/HarfChatBot?start=f93a45802a1b

Show more
431
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
+230 days
Posts Archive
تا امتحانش نکنی، نمی‌فهمی مسیر خودته یا نه.

این چیزی بود که به فکر من رسید. نمی‌دونم چقدرش درسته و چقدرش غلطه! ولی کاری بود که از دستم برمیومد! نظرتونو بگید اگه جایی اشتباه‌کردم.

شاید مثلا وظیفه‌ی من الان اینه که زنگ‌بزنم یه گرون فروش رو گزارش‌بدم، و شاید در حد یه رو انداختن به آشنا یا رشوه‌دادن براش هزینه ایجادکنم. این چیزیه که در لحظه تغییر بزرگی ایجادنمی‌کنه ولی به من و جامعه کمک‌می‌کنه! کار بزرگی نیست ولی منفعل نموندم تا کسی بیاد نجاتم‌بده!

پس جمع‌بندی کنم: این دین چیزیه منو ارزشمند می‌دونه. حتی نگاه‌کردن به صورت پدر و مادرم رو کار خوب می‌دونه و به حسابش میاره و به یادم میاره. به توانمندتر شدن من اهمیت و ضریب‌می‌ده و حتی براش دستورالعمل مشخص‌داده. به جلوی ظلم ایستادن اهمیت‌می‌ده و تک‌تک افراد شاخص این دین در مقابل ظلم زندگیشونو فداکردن. از همه مهم‌تر، واضح و مشخص برای تک‌تک صحبت‌هاش مرز مشخص‌کرده. نه مثل یه چیزی مثل انسانیت که کاملا مبهمه! من رو به فکرکردن دعوت‌کرده و امام‌ها و بزرگانش اگه تو زندان و خفقان‌نبودن داشتن مناظره‌می‌کردن. من رو محترم و توانمند می‌دونه انقدر که اگه یه قدم کوچیک بردارم هم می‌گه اگه نیتت درست‌ باشه دنیا رو داری نجات می‌دی و قدمت اصلا کوچیک نیست (حتی در حد همون نگاه‌کردن به پدر و مادر) این چیزیه که من بهش باور دارم و البته یه سری مسائلش هنوز برام حل‌نشده. درمورد یه سری چیزا سوال دارم اما کلیتش چیزیه که من حداقل فعلا توی زندگیم چیزی بهتر ازش پیدانکردم.

این فکریه که جلوی منو گرفته: 🪨یه کار بزرگ انجام‌بده فرناز! (بیشتر کارها اولش کوچیکن و ممکنه تو بلندمدت تاثیر داشته‌باشن و این مانعم می‌شه)

سر سوالاتی که از حرکت‌ نگهمون داشتن مکث‌‌کنیم! سوالاتی که وسط مسیر یقه‌مونو می‌گیرن و می‌گن بشین! ببینیم آیا تا الان کمکمون‌کردن بهتر بشیم؟ اگه نه، چطور سوالمو عوض‌کنم که توانمندم کنه؟ اگه نیاز به کمک‌ داری سوالتو تو کامنتا یا دایرکت بنویس تا با هم روش فکرکنیم.

یا چه کاری نیازه برای دنیا؟ تبدیل‌کنیم به: از منابعی که دارم (مثلا تخصص و علایق خودم و اطرافیانم و...) چه استفاده‌ای می‌تونم بکنم که تا حالا نکردم؟

اما چندتا سوال گوگولی و معنوی هستن که تو این مسیر مانع حرکت ما می‌شن گاهی: رسالت من چیه؟ (این رسالت هم یه جور منجی می‌بینیم که اگه پیدابشه ما فول انگیزه و فول انرژی قراره پیش‌بریم) شاید اگه تغییرش بدیم به: الان چه کار کوچیکی از دستم برمیاد؟ امکان شروع چه کاری رو دارم؟ بهتر باشه!

من همیشه تو جلسات برنامه‌ریزی می‌گم این‌که ما بتونیم متعهد بشیم بتونیم ساعت مطالعه‌مون رو از ۱ساعت برسونیم به ۹ ساعت بتونیم یه عادتو یه ماه نگاه‌داریم، خودش یه مسیره! یعنی اول باید بتونیم کم‌کم‌ تعهد رو تمرین کنیم تا بهش برسیم. یعنی روزی ۳ ساعت درس‌خوندن برسه به ۴ ساعت، چند روز ۴ ساعت باشه باز بشه ۱ ساعت باز برگردی به ۴ ساعت و بعد برسی به ۵ ساعت و... کمتر کسی یهو یه روز پا میشه و ازون روز به بعد هرروز ده ساعت درس‌می‌خونه! خود رسیدن به ده ساعت مسیره! رسیدن به انسان تلاشگری که بعد از ظهور مشکلات رو می‌تونه حل‌کنه هم مسیره! مسیرش شاید از همین انتظارا می‌گذره!

سوال اول از ما چی می‌سازه؟ یه موجود ضعیف که یه گوشه نشسته و نهایت کاری که از دستش برمیاد اینه که "ولوم گریه‌شو" زیادکنه! سوال دوم از ما چی می‌سازه؟ اول به ما فرصت حرکت‌می‌ده! به ما کمک‌می‌کنه اگه خسته‌بودیم و ناراحت بدونیم حرکت کممون هم اثر داره بازم بعد از خستگی درکردن و سوگواری‌کردن، پاشیم و ادامه‌بدیم! سوال دوم ما رو محترم و توانمند و اثرگذار می‌کنه تو چشم خودمون!

این قوت از کجا میاد؟ پس دفعه‌ی بعد شاید سوال درست این باشه! به‌جای "امام زمان چرا نمیای مگه این ظلما رو نمی‌بینی" بگیم "امام زمان چرا نمیای، یعنی ما هنوز به‌اندازه‌ی کافی قوی‌نیستیم؟"

پس اینا ظلم‌نبودن و نیستن؟ ظلم از اینا بیشتر؟ اگه اینا بوده و هستن و امام زمان نیومده پس لابد چیز دیگه‌ای پیش‌نیاز ظهوره! تلاش! و قدرت! خیلی کم به ما گفتن زمانی که امام زمان میاد، یه طرف ظلمه و باطله و قویه. طرف دیگه چیه؟ طرف دیگه حقه و قویه! خیلی جاها اگه باطل بوده برای ما تو کارتونا احمق نشونش دادن! ضعیف و دست و پا چلفتی! و حق قوی بوده از اول و بای‌دیفالت! سربازای عراقی خنگ بودن! و مامورای ایرانی شجاع و دلاور! این‌طوری دیگه لازم‌نبود زحمتی بکشیم. سبک زندگی ای تغییربدیم. ما خودبه‌خود قوی و خاص‌بودیم و دشمنمون (هرکی بود) ضعیف و خنگ و جانی!

قبلش چی؟ قبلش هم همینه! پیش‌نیاز ظهور زیادشدن ظلم و جوره؟ مگه کم مردم تو کل تاریخ ظلم دیدن؟ مگه ظلمی مثل رواج برده‌داری نبوده؟ مگه قحطی‌های فراوون نبوده؟ مگه حمله‌ی وحشیانه نبوده؟ مگه فرعون مردا رو نمی‌کشته و زن‌ها رو نگه‌می‌داشته؟ مگه ... مگه کم نسل‌کشی می‌شده؟ مگه کم رییس به کارمند و کارگرشو زود می‌گفته و می‌گه؟ مگه کم مرد به زنش و برعکس زور می‌گفته و می‌گه!؟ مگه کم قانون یهو چرخیده و سمت زور وایساده؟

من چون مذهبی نیستم پس سمت خدا هم نمی‌بینم😅 ولی یه روز شاید همین نیمه‌ی شعبان اتفاقی خودمو مجبورکردم حالا این یه بار ببینم. یه آقایی بود که اسمشو نمی‌دونم ولی به قیافه‌می‌شناسم😂 گفت زمان امام زمان چوب جادویی وجودنداره! این مردمن که تلاش‌می‌کنن و مشکلاتو با تلاش زیادشون حل‌می‌کنن فقط فرقشون با الان اینه که چون رهبر واحددارن، تلاششون متمرکزتره و نتیجه‌ی بهتری می‌ده! حالا شاید بقیه‌شو درست‌ یادم نباشه ولی کلیدواژه‌اش تلاش بود! بعد از امام زمان تلاش وجود داره! و خیلی بیشتر از الان مردم تلاش‌می‌کنن!

فقط اسم امام زمانشون فرق‌داره! وگرنه قصه همونه. یه نفر میاد یه دکمه رو می‌زنه و همه چی حل‌می‌شه!

بار اول سن خر شرک (؟) رو داشتم که فهمیدم اصلا این‌طوری نیست! درواقع توی اون روایت از امام زمان ما (آدما) یه سری موجود بی اثر و ضعیف بودیم که نیازداشتیم بشینیم و صبرکنیم یه موجود قوی به کمکمون بیاد و نجاتمون بده! (همین الان این طرزتفکر بین مذهبی و ضدمذهب‌ها عین هم رواج‌داره!)

پست‌های امروز #مذهبی هستن. ممکنه بعضیاتون از نظر روحی تو شرایطی باشید که نخواید بخونید، گفتم اولش بگم. من خیلی آدم مذهبی‌ای نیستم. خانواده‌ی خیلی مذهبی‌ای هم ندارم. البته اگر بودم و داشتم احتمال‌داشت کمتر ازین هم از دین بدونم. (داریم می‌بینیم بعضی از مذهبیا چطور رسوم ساخته‌ی ذهنشون زو به مذهب ربط‌می‌دن!) خلاصه سر همین قضیه مثل خیلی دیگه از مردم یه چیزایی از دین رو نمی‌دونستم! مثلا فکرمی‌کردم امام زمان یه آدم‌ قوی و خوبه که میاد با ۳۱۳ نفر آدم بدا رو می‌کشه و راه‌حل همه مشکلات رو می‌دونه و یه دکمه می‌زنه همه‌شون با هم حل‌می‌شن و ما خوشبخت‌می‌شیم. البته صبرمی‌کنه تا به بدبختی مطلق برسیم بعد میاد عصای جادوییشو تکون می‌ده و بی‌بی‌دی بابی‌دی بووو....!

فکرمی‌کنم احساسات پرتکرار این روزا اینا هستن: ناامیدی استرس و اضطراب احساس تنهایی (چون اکثر دیدگاه‌هایی که تریبون دارن به‌شدت تندرو هستن و ماها معمولا با هرکدومشون یه مشکل جدی داریم و تقریبا جزو هیچ‌کدومشون نمی‌تونیم باشیم) نگرانی برای خانواده و بچه

سلام من بالاخره تونستم وصل‌بشم. نمی‌دونم بپرسم چطورید یا نه... نمی‌دونم بپرسم احساس تنهایی کردید این مدت یا نه؟

راستش جوابی هنوز برای این ندارم. درواقع سوال غیردقیق و کلی‌ای هست. آیا برای همه جور ناراحتی‌ای، متوقف‌شدن تنها راهه؟