𝘈𝘹𝘪𝘰𝘯
Open in Telegram
Stay in drugs , Eat your school , Don't do vegetables .
Show moreIran454 710The category is not specified
298
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
298
برای شام قرار داشتن توی خونش قرار داشتن و از همه نظر بهترینو اماده کرده بود
بعد رسیدن اون شخص و یکم بعد دوتایی سر میز نشستن و اون شروع کرد راجب شغلش صحبت کردن
بی حوصله داشت بهش گوش میکرد و هرزگاهی سر تکون میداد
-هی .. اصلا به حرفم گوش میدی؟
+اهمیتی داره برات که گوش بدم؟
-البته
+پس راجب چیزایی که برای من اهمیت ندارن صحبت نکن
-خوشت نمیاد بشنوی؟
+معلومه که نه
+..تو چت شده؟ هیچوقت اینطوری صحبت نمیکردی
-میدونی .. به ورژن خوب من عادت کردی و این بد عادتیه
+ورژن بدی نداری
-خودم کاری کردم اینطور فکر کنی
+ منظور؟
-تاحالا نشستی فکر کنی چقدر بار ها اذیتم کردی؟
+اذیتت کردم؟ من همیشه باهات خوب بودم
-میگم گه .. تو بد عادت شدی ..هیچوقت درک نکردی و نخواستی بفهمی حسمو ..هیچوقت درست بهم توجه نکردی و عشقتو ثابت نکردی
+ میخوای چی بگی؟
-انقدر نگفتم و نگفتم بار ها جمع شد و ما به اینجا رسیدیم
+ به کجا؟
از جاش بلند شد و یکی از گلسا رو برداشت و محکم کوبید روی سرش و بعد سر خورد شده ی گلسو گرفت سمت گردنش و با چشمایی که تنفر ازشون میبارید بهش زل زد
- به جایی که هیچ چیز جز تنفر برام ازت باقی نمونده
