Metanoia
Open in Telegram
723
Subscribers
-124 hours
-87 days
-530 days
Posts Archive
722
Repost from Mary's
اکثر ما بیشتر وقتمون رو صرف کارهایی میکنیم که ضروریان، نه مهم.
کارهای ضروری معمولاً صدای بلندتری دارن؛ مهلت دارن، پیام میدن، منتظر جوابن، اگر انجامشون ندیم یک چیزی فوراً به هم میریزه. برای همین مغز ما بهراحتی به سمتشون کشیده میشه.
اما کارهای مهم اغلب فوری نیستن.
کتاب خوندن، یاد گرفتن یک مهارت، ورزش کردن، ساختن یک رابطه سالم، استراحت کردن، فکر کردن به آینده یا حتی فقط چند ساعت بیهدف نشستن و نفس کشیدن، معمولاً امروز هیچ بحرانی رو حل نمیکنن. پس مدام به «بعداً» موکول میشن.
مشکل از جایی شروع میشه که زندگیمون پر میشه از کارهایی که باید انجام بدیم و خالی میمونه از چیزهایی که واقعاً میخواستیم انجام بدیم.
ممکنه تمام روز مشغول باشیم و در عین حال قدم چندانی به سمت زندگیای که میخوایم برنداشته باشیم.
شاید یکی از مهمترین سؤالهایی که هر روز میشه از خودمون پرسید این باشه:
«اگر هیچکس از من چیزی نمیخواست، امروز چه کاری رو انتخاب میکردم؟»
چون گاهی لازم نیست کار بیشتری انجام بدیم؛ لازمه بفهمیم کدوم کارها واقعاً ارزشِ وقت و زندگی ما رو دارن.
722
گفت
«آدمها همیشه قرار نیست در ایستگاه ما پیاده شوند و همانجا بمانند. بعضیها سوار میشوند، مدتی هممسیرمان میشوند، بعد در ایستگاهی دیگر پیاده میشوند. اما اینکه قطار حرکت کرده، به این معنی نیست که آن سفر اتفاق نیفتاده.»
