مـ🌙ـاهِایل | فاطمه لقاییصفت
Open in Telegram
°•°•°﷽°•°•° 🦋ماه ایل «انلاین» 🦋درحصار واهمه «چاپ،نامه مهر» 🦋تلاقی عشق و خون «فایل» 🦋تدریس عشق «انلاین» 🦋مفقود «داستان کوتاه» 🦋 آوارهی کوچه پس کوچههای عشق «داستان کوتاه» 🦋 پیوند قلبها «داستان کوتاه» ✍️نویسنده اختصاصی انجمن رمانهای
Show more1 056
Subscribers
-224 hours
-167 days
-330 days
Posts Archive
اگه دنبال معروف ترین رمان های تلگرامی با ژانر عاشقانه و آرومی این برای توعه😍❤️🔥
#عاشقانه
#تلگرامی
#رمانهایVIP
♡~♡~♡~♡
زود جوین بشید تا پاک نشده 🥹💕
https://t.me/addlist/l_4-MoTiVvc5MjU0
https://t.me/addlist/l_4-MoTiVvc5MjU0
17❌️
یهو مارتیلیو #شلوار و #شورتمو کشید پایین که #جیغ بلندتری زدم...
دستشو بین #چوچو*لم کشید و با نوازش لبه های#کصمو از همباز کرد....
#خیره نگاهش میکردم و نفس نفس میزدم... یهو دستشو محکم روی #کصم کوبیدکه #آهی کشیدم...
#مارتیلیو انگار قصد آزارم و داشت که
#انگشتشو روی #سوراخ #ک.صم نگه داشت و #پرم نکرد....
_ #کصت چی میخواد مارلیانا..؟
_ #کیر تورو....🥵💦
یکدفعه #واژنم و با #ک.یر کلفتش پر کرد که حی کردم #جر خوردم....
https://t.me/+p4m_YkvSpuk4MmFk
https://t.me/+p4m_YkvSpuk4MmFk
#زندگی #مارلیانا کوچولو که #دزدیده میشه و دست #خانواده ای میوفته که به خون #خاندان مارلیانا تشنه ان ....
#مارتیلیو بلانتی پسر قدرتمند و خشنی که به مارلیانا برای #انتقام هرشب #تجاوز میکنه و.....🔞🥵
صبح پاک
حقوق فولدری
❌_ماهی قرمز ببین چجوری داره #کـ/ـصت
#کـ/ـیرمو می بعله 🔞❤️🔥
تو چشاش نگاه میکردم و اون همونطوری تلمبه میزد به ناله هام توجه ای نمیکرد
+آههههههههه اونیکس جر خوردم 🍒💦
_سرتو بیار بالا وقتی دارم #جر میخوری میخوام چشمات تو ببینم کــ/ـص #صورتی من، انگار تو #کــ/ـصت ماهی قرمز زندگی میکنه👅🔥
ناله مردونه ای کشید #آبشو ریخت تو کــ/ـصم
+اونیکس چیکار گردی حامله میشم💦🚷
با دستش ابشو از لا پام برداشت کرد تو حلقم
+بخور آبمو ماهی قرمز 🫦👅
بزرگترین رئیس مافیا عاشق کــ/ـص تپلم شده❤️🔥😈https://t.me/+PUo9r3-vQZNkYjg0 #عاشق_ماهی_قرمز_تو_کــ_ـصتم💦 حقوق فولدری طوفانی 00:00pak
یه فولدر آوردم برات پر از رمان های سکسی که وقتی میخونیشون خیس بشی💦
✧༺♥༻✧
https://t.me/addlist/rtADAPJ3f5s1OWM0
https://t.me/addlist/rtADAPJ3f5s1OWM0✧༺♥༻✧ موقع خوندشون دستت رو بکن تو شورتت تا نالههات بلند بشه🤭❤️🔥🫦
کلی رمان آوردم که با خوندنشون خیس میشی🤤💦
༻✦༺ ༻✦༺ ༻✦༺
https://t.me/addlist/rtADAPJ3f5s1OWM0
https://t.me/addlist/rtADAPJ3f5s1OWM0
༻✦༺ ༻✦༺ ༻✦༺
رمان برای حشریا🤤
منبع رمان های خیس کننده و حشری کننده تلگرام🤤💦
بزن روشون و با خوندشون ارضا شو🔞
https://t.me/addlist/rtADAPJ3f5s1OWM0
https://t.me/addlist/rtADAPJ3f5s1OWM0
انواع رمان های سکسی
یه فولدر آوردم برات پر از رمان های سکسی که وقتی میخونیشون خیس بشی💦
✧༺♥༻✧
https://t.me/addlist/rtADAPJ3f5s1OWM0
https://t.me/addlist/rtADAPJ3f5s1OWM0✧༺♥༻✧ موقع خوندشون دستت رو بکن تو شورتت تا نالههات بلند بشه🤭❤️🔥🫦
خاطراتی که یاد ایلماه میاد🫠🥺🥲
#ماهایل
امشب پارت جدید داریممممم❤️🔥🫂😘😌
حلالت کردم چون نخواستم
بارِ دلتنگیِ تو را تا آخر عمر
به دوش بکشم؛ اما...
نبخشیدمت، چون حقِ دلم را
هیچ عذرخواهیای برنمیگرداند
#ماهایل
سلامممم😍
داستان کوتاه«سایه کابوس»
با تم ترسناک و روانشناسی😎
خلاصه:
در دیوارهای سرد و وهمآلود آسایشگاهی دورافتاده، “سایه” زنی است که در میان خاطراتی گنگ و ترسهای مبهم گرفتار شده. پس از حادثهای هولناک، او در جهانی پر از زمزمههای شبانه و سایههای لرزان گم شده است.
حضور مرموز “سایهای” سیاه در اتاقش و کشف تدریجی خیانتی عمیق از سوی نزدیکترین فرد زندگیاش، او را به پرتگاه جنون میکشاند.
سایه اکنون در سفری پرمخاطره برای روبرو شدن با تاریکیهای وجودش و یافتن حقیقتی تلخ در میان فراموشی و وهم است…
در سایت به #اتمام رسیده😌
منتظر نگاههای زیبا و نظرات قشنگتون هستم❤️🫂
https://online.romankade.com/novel.php?id=1243
🚷🔥 دختری که فکر میکرد عشق زندگیش رو پیدا کرده بود... اما خبر نداشت همهی این عشق، فقط یه نقشه برای انتقامه!
سرم رو تندتند تکون دادم و گفتم:
+ امکان نداره... تو منو #بازی نمیدی...😥
کراوات سیاهش رو شل کرد، چند قدم نزدیکتر شد و با لبخند گفت:
نترس، عروسک...😈 هنوز چیزی ندیدی...
همون لحظه در اتاق باز شد و یه پیرمرد #باابهت وارد شد...
+ بهبه... آهو خانم!
تا خواستم چیزی بگم، چیزی دیدم که خون توی رگهام یخ زد...🥵⁉️
ادامهی این داستان پرهیجان اینجاست👇
https://t.me/+NocJYynwx-pmMDhk
14pak
+1
دو رمان درحال تایپ…
ویو رمانهارو🥰
منتظر نظرات زیباتون هستممممم😍💋
«تدریس عشق»
#استاددانشجویی
«ماهایل»
#اربابرعیتی
🪴🪴🪴🪴
🪴🪴🪴
🪴🪴
🪴
#ماهایل
#۱۶۶
*
دود سیگار را از بین لبانش بیرون میدهد، سینهاش کمی میسوزد اما اهمیتی نمیدهد.
غیر سینهاش، همهجای تنش هم میسوزد!
در یک باتلاقی فرو رفته که هرچه دست و پا میزند، نمیتواند خارج شود.
از طرفی مرگ سیمین و فرزندش...
از طرفی...
آخ ایلماه...
آخ...
یعنی در این حد از او و بچهاش متنفر بود که دست به چنین کاری زد؟!
- یاشارخان؟
صدای ضعیف و لرزان ثنابانو او را به خود میآورد، تکیهاش را از درخت میگیرد و سیگارش را که به آخر رسیده زیر پاهایش خاموش میکند، او هم این مدت مانند ته سیگار له شده است!
برمیگردد و در سکوت به ثنابانو نگاه میکند.
ثنا با دلسوزی به چهرهی بهم ریختهی یاشار نگاه میکند.
- خاتون گفتن بیاید داخل، وکیل اومده میخواد وصیتنامه رو بخونه!
سرش را تکان میدهد، دستی به خاک شلوارش میکشد و با شانههای خمیده به سمت خانه میرود.
با سلام
در سایت هم رمان ماه ایل هم تدریس عشق پارت گذاری میشه
منتظر نظرات زیباتون هستم🥰❤️🔥
https://online.romankade.com/novel.php?id=139&c=1091
رمان ﴿تدریس عشق﴾ برای دوستداران رمانهای #استاددانشجویی😍
رمان دیگر نویسنده❤️❌
روزهای پارتگذاری آخر هفتهها در سایت♨️#خلاصه رمان🥰 خزان دانشجوی شیطون و زبون درازی که دوست داره حرص استاد مغرورش رو که تازه از خارج اومده رو در بیاره، ولی یک شب استادش مست می کنه و بهش... #بدون_سانسور
سلاممم عسلاااا
بالاخره وصل شدیم و دورهمیم🫠
امیدوارم حالتون خوب باشه .
