en
Feedback
مـ🌙ـاهِ‌ایل | فاطمه لقایی‌صفت

مـ🌙ـاهِ‌ایل | فاطمه لقایی‌صفت

Open in Telegram

°•°•°﷽°•°•° 🦋ماه ایل «انلاین» 🦋درحصار واهمه «چاپ،نامه مهر» 🦋تلاقی عشق و خون «فایل» 🦋تدریس عشق «انلاین» 🦋مفقود «داستان کوتاه» 🦋 آواره‌ی کوچه پس کوچه‌های عشق «داستان کوتاه» 🦋 پیوند قلب‌ها «داستان کوتاه» ✍️نویسنده اختصاصی انجمن رمان‌های

Show more
1 056
Subscribers
-224 hours
-167 days
-330 days
Posts Archive
Repost from N/a
- من با گلاره ازدواج میکنم ولی تو هنوزم مال منی! اشکام سرازیر شده بود عقب کشیدم💔 + نیستم... من مال تو نیستم هاووش... - سرتق بازی در نیار آهو! لحنش انقدر محکم بود مثل همیشه #لرزه انداخت به #بدنم🔥 + اره من سرتقم پس انقدر اذیتم نکن! تا به خودم بیام منو انداخت رو تخت و #خیـ*ـمه زد روم🫣 شروع کرد به خشن #بوسیـ*ـدن #لب‌ هام🫦 خواستم پسش بزنم اما خم شد #گردنم رو #مکیـ👅ــد و گاز ریزی گرفت🔥 ناخودآگاه #نالـ\ـه کردم که لاله گوشم رو گاز گرفت🥵 - تو مال منی آهو... باید قبولش کنی!❤️‍🔥 https://t.me/+v0QfgNPkNx42Zjc0 #پارت_واقعی #انتقامی #ممنوعه بخاطر پدرش مجبور میشه با یه دختر دیگه ازدواج کنه اما چون هنوز عاشق خواهر ناتنی‌شه دست از مالکیتش برنمی‌داره تا اینکه آهو فرار می‌کنه و ...🚫🔥 حقوق فولدر طوفانی ۲۲پاک

╭━━━༺👁️༻━━━╮ فقط نگاه کن... ╰━━━༺👁️༻━━━╯ قرار بود فقط یه نگاه باشه؛ ولی بعضی داستان‌ها برای دیده‌شدن نیستن، برای گیر انداختنن. 📖⚡ یه فولدر پر از رمان‌های خاص، قلم‌های متفاوت و داستان‌هایی که راحت از ذهنت بیرون نمی‌رن. 🖤✨
عاشقانه | مافیایی | هیجانی | معمایی | غمگین
👀 اگه جرئت کردی فقط یه نگاه بنداز... شاید ورق اول، آخرین چیزی باشه که می‌بینی. https://t.me/addlist/7PDsU7nT0g5hYzU8 https://t.me/addlist/7PDsU7nT0g5hYzU8

🚨 هنوز بین رمان‌های تکراری می‌چرخی و دنبال یه چیز واقعاً متفاوتی؟ 👀📚 این بار یه پک معمولی نیاوردم؛ بهترین و خاص‌ترین رمان‌
🚨 هنوز بین رمان‌های تکراری می‌چرخی و دنبال یه چیز واقعاً متفاوتی؟ 👀📚 این بار یه پک معمولی نیاوردم؛ بهترین و خاص‌ترین رمان‌های تلگرام رو از بین کلی داستان برات جدا کردم! ✨ #عاشقانه | #مافیایی | #هیجانی | #غمگین | #انتقامی و... 📖 داستان‌هایی که شاید اسمشون به گوشت نخورده باشه، ولی ممکنه همون رمانی باشن که مدت‌ها دنبالش می‌گشتی. ❤️‍🔥 بیا یه نگاه بنداز؛ شاید اینجا همون داستانی باشه که منتظرشی. 👀✨ https://t.me/addlist/7PDsU7nT0g5hYzU8 https://t.me/addlist/7PDsU7nT0g5hYzU8

╭━━━ 𓆩🩰𓆪 ━━━╮ با ریتمِ داستان‌ها برقص... ╰━━━ 𓆩🩰𓆪 ━━━╯ هر داستان یه ضرب‌آهنگ داره؛ یکی آرومت می‌کنه، یکی قلبتو تندتر می‌زنه، و یکی کاری می‌کنه صفحه رو زمین نذاری. 📖✨ یه پک خاص و متفاوت از رمان‌هایی که ارزش کشف کردن دارن؛ #عاشقانه | #مافیایی | #هیجانی | #انتقامی | #غمگین و... ❤️‍🔥 𓂃 ࣪˖ این بار داستان رو انتخاب نکن؛ https://t.me/addlist/7PDsU7nT0g5hYzU8 بذار داستان تو رو با خودش ببره. 𓂃 ࣪˖ https://t.me/addlist/7PDsU7nT0g5hYzU8

🚨 صبر کن! شاید دقیقاً همون رمانی که دنبالش بودی اینجاست 👀📚 یه پک خاص از بهترین نویسنده‌های تلگرام جمع کردم؛ پر از داستان‌ه
🚨 صبر کن! شاید دقیقاً همون رمانی که دنبالش بودی اینجاست 👀📚 یه پک خاص از بهترین نویسنده‌های تلگرام جمع کردم؛ پر از داستان‌های متفاوت و ژانرهای محبوب ❤️‍🔥 #عاشقانه | #مافیایی | #اجباری | #غمگین | #هیجانی و... ✨ رمان‌هایی که شاید هرجایی پیداشون نکنی، ولی من همه رو برات یه‌جا پیدا کردم 🤩💗 👇🏻 بیا ببین چی برات پیدا کردم! https://t.me/addlist/7PDsU7nT0g5hYzU8 https://t.me/addlist/7PDsU7nT0g5hYzU8

تیزر رمان ماه‌ایل🌙❤️‍🔥 به قلم: فاطمه لقایی صفت

#عاشقـــ🔥ــانه #خیـانـــــ💔ــتی «حامله‌ای...؟» حلما از ترس شونه هاش پرید. رنگ ٍ پریده ی صورتش دانیال رو جری تر کرد. مشتش رو به در چوبی کوبید. «دارم ازت سؤال می‌کنم! جواب بده #هــــــرزه این سکوتت چه معنی داره؟ بگــــــــو،نــــــــه» مشت بعدی رو محکم تر کوبید. «حرف بزن بی پدر مادر» حلما سر به زیر اشک می ریخت. حرفی برای گفتن نداشت و مثل بید می لرزید. دانیال جلو رفت و چنگش رو داخل موهای افشون دختر فرو برد و #جیغش رو بلند کرد. سیلی محکمی به صورتش کوبید «پس از یکی غیر از من #حامله شدی؟ من برات کافی نبودم؟ نشونت میدم کثافت » حلما رو کشون کشون به سمت #تخت برد و بی توجه به وضعیت دختر روی تشک هولش داد و... ❌⛔ https://t.me/+gw3iIqI-jUE4MWY8 https://t.me/+gw3iIqI-jUE4MWY8 دختره از دوس پسرش حامله میشه و شوهر متعصبش میفهمه...🩸 حقوق فولدری ۱۸ پاک

سکسی ترین رمان های تلگرام رو تو این فولدر جمع کردم برات🥵🤤 بمال رو لینک تا خیس بشی👇😱
https://t.me/addlist/7PDsU7nT0g5hYzU8
https://t.me/addlist/7PDsU7nT0g5hYzU8
فقط حشریا برن🤫

مافیای خشنی که تا صبح دختره رو تو تخت جر میده🥵🤤💦
https://t.me/addlist/7PDsU7nT0g5hYzU8
https://t.me/addlist/7PDsU7nT0g5hYzU8
https://t.me/addlist/7PDsU7nT0g5hYzU8
سکسی ترین رمانا🤫

سکسی ترین رمان های تلگرام رو تو این فولدر جمع کردم برات🥵🤤 بمال رو لینک تا خیس بشی👇😱
https://t.me/addlist/7PDsU7nT0g5hYzU8
https://t.me/addlist/7PDsU7nT0g5hYzU8
فقط حشریا برن🤫

«در میانه‌یِ آنچه هست و آنچه نیست، قلمروِ من قرار دارد. 🌑✨ جایی که سایه‌ها، حیم‌تر از اشیاءند و سکوت، پرصدا‌تر از فریاد. آمادگی داری با چیزی روبرو بشی که در هیچ کتابی برایت شرح نداده؟ 🪐🐚» https://t.me/+BNj92raVCA1hZTA0 https://t.me/+BNj92raVCA1hZTA0

«تک‌بودگی، تنها قیمتِ برخاستن از خوابِ جمعی است. 🕯️🌌 اگر از هیاهویِ بی‌معنایِ جهان خسته شده‌ای، خوش آمدی. اینجا، ما با تنهایی‌مان دوست می‌شویم تا با حقیقتِ خودمان آشنا شویم. 🪐🌑» https://t.me/+yU0NhdViendjYmY0 https://t.me/+yU0NhdViendjYmY0

مشتری هایی ک بار اولشونه تک نیت اولشون رایگان گرفته میشه✨ @iamRadioDemon

رقص ورق‌ها در آستانه‌ی تقدیر… ✨🎭 همه چیز در جهان، مثل ورق‌های پاسور، به هم گره خورده. 🃏🥀 می‌خوای بدونی ورق‌های سرنوشتت، چه
+1
رقص ورق‌ها در آستانه‌ی تقدیر… ✨🎭 همه چیز در جهان، مثل ورق‌های پاسور، به هم گره خورده. 🃏🥀 می‌خوای بدونی ورق‌های سرنوشتت، چه ترانه‌ای برات می خونن؟ 🎶 اینحا ما با دقت و ظرافت، از میان طرح‌های سیاه و قرمز، مسیرهای نورانی و تاریک زندگیت رو روایت می‌کنیم. 🌓 از نجواهای قلب گرفته تا فرکانس‌های آینده؛ اینجا جایی هست که ماورایی با واقعیت ملاقات می‌کند. 🌌🔮 بیا تا با هم، افسانه‌ی سرنوشتت رو ورق بزنیم… 🖤♥️ https://t.me/+EFUf86GKh68zZjVk https://t.me/+EFUf86GKh68zZjVk

پارت طولانی خدمت نگاه زیباتون🫂💝

دستی بیحوصله به لای چین‌های پیراهن مشکی‌اش می‌کشد؛ چند روزی است که حتی حوصله‌ی عوض کردن لباس‌های تنش را هم ندارد. انگار این سیاهی، تنها رنگی است که با روح رنجیده‌اش هم‌خوانی دارد. او در این لباس‌های تیره، خود را در میان سایه‌های سنگین عمارت گم کرده است. «پوفی» بلندی از بین لبان مردانش بیرون می‌دهد و با همان حال خسته و بی‌حوصله، کنار مادرش روبه‌روی وکیل پدرش می‌نشیند. نگاهش را به مردی می‌دوزد که هم‌سن و سال پدرش است و قامتی استوار دارد. موهای جوگندمی و ریش‌های بلند و خاکستری‌اش، او را ناخودآگاه یاد پدرش می‌اندازد؛ توی ذهنش مرور می‌کند که کاش پدرش بود که اینجا می‌نشست و نه این وکیل غریبه. وکیل از زیر عینکش نگاهی مهربان اما سنجیده به جمع می‌اندازد و با سرفه‌ای، صدای خش‌دارش را صاف می‌کند. سکوتی که پس از این سرفه بر فضا سایه می‌اندازد، سنگین‌تر از گریه‌های شب گذشته است. - من صمدی هستم، وکیل جناب ییلمازخان؛ باز هم تسلیت عرض می‌کنم و ایشون واقعاً مرد بزرگ و درستکاری بودن! کمی مکث می‌کند و نگاهش را آرام روی صورت‌های حاضر در عمارت می‌گذراند؛ انگار می‌خواهد از لای همین نگاه‌های گرفته، رازهای پنهان خانواده را بخواند. سپس با لحنی که از روی ادب و وظیفه است، می‌پرسد: - خب، همه‌ی اعضای خانواده هستن؟! خاتون نگاهی به خواهران خان که هر کدام با شوهرانشان در کنار هم نشسته‌اند می‌اندازد و سپس نگاهش به پسرش می‌افتد؛ پسری که تمام دارایی و امیدش بود. خواهرِ خودش هم که در گوشه‌ای نشسته، از غمِ از دست دادن دخترش، کینه‌ای کور در دل گرفته است؛ کینه‌ای که سال‌هاست مثل خوره به جانش افتاده و آن‌ها را مقصر تمام این مصیبت‌ها می‌داند. - بله، همه‌ی خانواده هستن؛ خواهران ییلمازخان و پسرم یاشار! به محض شنیدن این جمله، اخمِ کوتاهی بین ابروان پرپشتِ وکیل می‌نشیند؛ اخمی که انگار پرسشی ناگفته را پشت خود پنهان کرده بود. او سرش را کمی خم می‌کند، عینکش را جابه‌جا می‌کند و با لحنی جدی که از دلِ وظیفه برمی‌آید، می‌پرسد: - پس همسر یاشارخان کجا هستن؟ سکوت، یک‌بار دیگر تار و پود مجلس را می‌شکافد. همه‌ی نگاه‌ها مثل خنجر، به سمت هم دوخته می‌شود.

Repost from N/a
خون از شمشیر توی دستم چکه چکه می‌کرد و روی زمین می‌ریخت.🩸🗡 #زخم های متعددی روی #بدنم و چشمای خالی از #روحم گویای همه چیز بود . _اون ...اون همون منتخب کتابه . کسی جرئت نزدیک شدن نداشت و به جز .. به سمتم قدم برداشت و بدون توجه به جمعیت شنل روی دوشش رو با یک حرکت روم انداخت و ...❤️‍🔥🔥 https://t.me/+aSjG5jHc7804OGU0 https://t.me/+aSjG5jHc7804OGU0
یک رمان با ژانر #کلاسیک #عاشقانه #مهیج 💯💥
7پاک حق فولدری

ــ داگـ/ـی شو و پاهات بهم بچسبون، می‌خوام کصـ/ـت تنگتر از چیزی که هست جـ.ـر بدم.🍑🔞 خودش پیش‌قدم شد و با یه حرکت همزمان شلوار و شورتمو نصفه پایین کشید و رو کابوت ماشین داگـ/ـیم کرد. ناقافل زبون خیسش رو چـ.ـوچـ.ـولم حرکت داد که قوسی به کمرم دادم و نالم تو فضای برهوت پارکینگ اکو شد.🍓👅 یه آن کـ/ـیر قطورش توم فرو کرد و لب زد: ــ حالا دیگه وقتشه تو زیر کـ/ـیر این بوکسور به رقص در بیای کوچولو.♨️😈💦 https://t.me/+W7CXJiA1k180MDk0 سرایدار بوکسورش تو پارکینگ خونشون کـ🍑ـص صورتی دختررو جـ.ـر میده..🥵🔞 ۱ پاک

تابستونه و دنبال یه رمان خوب می‌گردی؟ ☀️📚 این لیست دقیقاً برای توئه 😍💖 خاص‌ترین رمان‌ها از بهترین نویسنده‌های تلگرام ✨ htt
تابستونه و دنبال یه رمان خوب می‌گردی؟ ☀️📚 این لیست دقیقاً برای توئه 😍💖 خاص‌ترین رمان‌ها از بهترین نویسنده‌های تلگرام ✨ https://t.me/addlist/iDKMaSpi12c4ZjY0 https://t.me/addlist/iDKMaSpi12c4ZjY0 21پاک