1 692
Subscribers
-724 hours
-397 days
+3830 days
Posts Archive
1 710
‘من همیشه فکر میکردم آدمها وقتی میروند، چیزی را با خودشان میبرند. بعد فهمیدم اینطور نیست. آنها چیزی نمیبرند؛ فقط جای خالیشان را باقی میگذارند و ما مدت زیادی طول میکشد تا بفهمیم چطور باید کنار آن جای خالی زندگی کنیم.
1 710
مرا دردیست اندر دل
که گر گویم زبان سوزد
و گر پنهان کنم، ترسم که
مغز و استخوان سوزد
1 710
از این پسرهایی که خودشون خبر میدن اومدم اینجا، دارم میرم اونجا، الان میخوام اینکار رو کنم، انقدر خوشم میاد، آفرین پسر خوشگله.
1 710
و ناگهان، دیگر برايم مهم نبود،
كه ديده شوم، درک شوم، با من صحبت شود، جواب پيامم را بدهند، دوستم داشته باشند يا نه، دعوت شوم يا درباره ام صحبت كنند؛
و حالا همه جا آرام است.
